ارايه مطلب در زمينه علوم تربيتي و مديريت
تئوري آشوب


نويسنده: وحيد نقشينه ارجمند‎


    دربخش نخست مقاله نظم و بي نظمي به تعريف تئوري آشوب و ويژگي هاي آن پرداختيم كه شامل اثر پروانه اي، خودسازماندهي، خودمانايي و جاذبه هاي عجيب بود وسپس اشاره اي به تاثير اين ويژگي ها در مديريت شد. در بخش دوم و پاياني مقاله به اصولي براي مديريت در شرايط آشوب و تاثيرات آن در تصميم گيري مي پردازيم.
    
    پنج اصل براي مديريت در شرايط آشوب
    
    ۱- بازانديشي در مفاهيم سنتي مديريت

    نظريه آشوب براي مديران حامل اين پيام است كه ديگر نمي توان از طريق اهداف سلسله مراتبي يا از طريق منطق از پيش تعيين شده سازمانها را اداره كرد، مديران بايد بياموزند كه رخدادها و تغييرات در جريان زمان ظهور مي كنند و بدانند كه مديران خود نيز بخشي از اين تغيير هستند، آنها بايد به جاي طرح ريزي و كنترل به شكل سنتي به داده سازي فرايند تغيير بينديشند.
    
    ۲- هنر تغيير
    مديراني كه سعي در ايجاد تغيير در سازمان هاي خود دارند، ناخودآگاه به مقابله با فرايندهاي تعادل كننده مي پردازند. آنها مقاومت از طرف سيستم خود را در مقابل تغييرات احساس كرده اما عملاً منشا اين مقاومت را نمي يابند. هر زماني كه مقاومتي در مقابل تغيير مشاهده شد بايد توجه داشت كه يك يا چند فرآيند تعادل كننده مخفي مشغول فعاليت است. اين مقاومت نه پايدار و زودگذر و نه چيزي اسرارآميز است بلكه ناشي از ترس تغيير در هنجارهاي سنتي سازمان و نحوه انجام امور است. رهبران آگاه به جاي افزايش فشار براي انجام تغييرات در سازمان و در هم شكستن مقاومت ها به دنبال يافتن منابع اين مقاومت هستند.
    
    ۳- تغيير كوچك، اثر بزرگ
    نظام هاي غيرخطي در شرايط آشوب، نسبت به تغييرات كوچك حساس بوده و كوچكترين نوسان در آنها در نظام كل تشديد شده و مي تواند منجر به تغييرات بزرگ شود. براساس اين خصوصيت در سازمانها بايد اين نكته را درنظر داشت كه براي انجام تغييرات بزرگ نيازي به تشكيلات وسيع نيست بلكه با شناسايي نقاط حساس و تعيين كننده و سپس با اعمال تغييري كوچك سازمان به سوي تغييرات بزرگ هدايت مي شود.
    
    ۴-نقش مديران
    در سيستم هاي پرآشوب مديران تنها قادرند كه زمينه هاي بروز جاذبه مطلوب را فراهم كنند و يا روي پارامترهايي كه بر روند تكاملي سيستم مؤثر است تغييراتي را اعمال كنند زيرا در سيستم هاي پيچيده امكان طرح ريزي و پيش بيني دقيق عمليات سيستم وجود ندارد. در سازمان هاي جديد مفاهيمي مانند خود سازمان دهي، سازمان هاي يادگيرنده، گروه هاي خودگردان، تواناسازي، سازمان هاي هوشمند به وفور به گوش مي خورد.
    
    ۵- هنر جورسازي
    شكل سازمان داراي ماهيت تكاملي است و به مرور زمان به شكل مطلوب خواهد رسيد. شكل سازمان دائماً از جنبه اي به جنبه ديگر تغيير مي كند و مديران در اين مسير با چالش جورسازي اجزاي سازماني روبه رو هستند، مديران امروزه با نظام هاي پيچيده كه داراي وجوه متعدد، متفاوت، درگير و پويا است روبرو هستند و لذا براي هدايت سازمان استفاده از تنها يك ساختار، يك سبك و يك نگرش استفاده از يك راهبرد كارساز نخواهد بود و لذا مديران بايد دائماً در حال جورسازي ريخت سازمان به شكل مقتضي و مناسب باشند.
    
    تاثيرات نظريه آشوب بر تصميم گيري
    همانگونه كه تئوري آشوب بر مسائل جاري مديريتي اثرگذار است بر جريان هاي تصميم گيري نيز اثر دارد. تاثيرات عمده اي كه نظريه آشوب بر تصميم گيري برجاي مي گذارد به شرح زير است:
    ۱- در دنياي متلاطم و پرآشوب امروزي، بايد به جاي تمركز بر تصميم گيري بلندمدت، تصميم گيري كوتاه مدت و انعطاف پذير را مدنظر قرار داد.
    ۲- در فرآيندهاي تصميم گيري سازمان بايد برنامه ريزي اقتضايي و انعطاف پذير را بيش از پيش مهم دانست.
    ۳- رويكردهاي شهودي و ابتكاري نسبت به تصميم گيري عقلايي ارزش و اهميت بيشتري دارد.
    ۴-در ايجاد ساختارها و نظام هاي اداري و سازماني، نظام هاي موقتي، موفقيت بيشتري دارد.
    ۵- در دل آشوب بايد در جست وجوي نظم بود.
    
    مديريت نظريه آشوب
    مديران سازماني بايد بيش از گذشته به اين نكته توجه كنند كه يك سازمان موفق به سازماني برخوردار از نظام بازخورد غيرخطي پويا است كه در ناحيه آشفتگي دست به اقدام مي زند و با بهره گيري از خود سازماندهي، به طور خلاق سازگاري پويايي در عرصه هاي كاركردي سازمان و خرده سيستم هاي داخلي و تعاملات بيروني آن برقرار مي كند. با توجه به موارد ذكر شده در بالامديران سازماني بايد با نهادينه كردن فعاليت بيشتري از فرهنگ سيستم هاي آشوب گونه در سازمان، آمادگي سازمان را براي خود سازماندهي، خلاقيت و نوآوري، تعامل با محيط فراهم كنند.
    ۱- ايجاد پويايي در نگرش مديران
    مديران سازماني بايد با نگرش پويا مدل هاي ذهني خود را متناوب با شرايط و ويژگي هاي سيستم آشوب گونه تغيير دهند و بدين گونه آينده سازمانها را با شرايط گذشته آن كاملاً متفاوت سازند.
    ۲- نقدپذيري فضاي سازمان
    با توجه به تغييرات فراگير و پويا در سازمان هاي امروزي فرهنگ سازماني مناسب به همراه قوانين - سياست ها و مفروضات مدام در تقابل با محيط سازمان است و لذا اصلاح و بازبيني مستمر از اصول اوليه در تئوري آشوب خواهد بود.
    برمبناي مطالعات دانشمندان علم مديريت بعضي از مديران سازمان هاي نوين و پويا به منظور دگرگوني در الگوهاي رفتاري و ايجاد خلاقيت در كارمندان سازمان، ناپايداري را در سازمان خود دامن مي زنند كه به عنوان نمونه مي توان به شركت هاي هوندا و كانن اشاره كرد.
    ۳- بهره گيري از هوشمندي سازمان
    سازمان هايي كه علاقه مند به تبديل شدن به سازمان هايي آشوب گرايانه دارند بايد به هوشمندي جمعي كاركنانش جهت ايجاد يك فرهنگ آگاهانه و مطلوب تكيه كند.
    ۴- كار تيمي
    در شرايط ناپايداري و نظام هاي آشوب گونه بايد فرآيند محوري را در سازمان با تشكيل تيم هاي مناسب و انجام فرآيندهاي مختلف سازمان مورد توجه قرار داد - در اين قبيل از سازمان ها كاركنان خط مقدم - داراي اطلاعات و اختيار تصميم گيري گسترده هستند و از پتانسيل اين افراد و شكل گيري، تغيير و پويايي گروه هاي كاري استفاده مي شود.
    ۵- سازمان يادگيرنده
    مهمترين نقش مدير در سازمان هاي آشوب گونه بسترسازي و ايجاد زمينه هاي عملي يادگيري مستمر سازماني است، با بهره گيري از فرآيند تفكر سيستمي مي توان نقش مؤثري در فرآيند يادگيري فردي و سازماني افراد ايجاد كرد.
    ۶- نقاط اهرمي
    با تقويت مهارت هاي ادراكي مديران و احاطه كامل بر محيط و عوامل سازنده، شناخت ساختار، فرآيندها و نقاط قوت و ضعف سازمان ها، اهرم ها و تكيه گاه هاي حساس در سازمان مورد شناسايي واقع شده و با استفاده از اثر پروانه اي مي توان با تغييري جزئي و صرف هزينه و نيروي اندك در اين نقاط حساس ستاره ها را افزايش داد.
    ۷- مديريت ثبات
    در اين قبيل از سيستم ها به دليل عدم ثبات و تمايل سيستم به داشتن آشوب نقش مديران بسيار حائز اهميت است، زيرا آنها با اعمال مديريت ثبات خواهند توانست اثرعميقي را در لايه هاي مختلف سازمان داشته باشند و با اين نفوذ مديران تعادلي بين مدل هاي ذهني خلاق و پويا با الزام براي تغيير و ناپايداري براساس اصل اقتضا به وجود خواهد آمد.
    كاربرد تئوري آشوب
    تئوري آشوب در رشته ها و گرايش هاي مختلف بسيار نفوذ پيدا كرده است. به گونه اي كه امروزه كمتر سازماني را مي توان يافت كه رگه هايي از آشوب در آن وجود نداشته باشد.
    رياضي
    براساس نظريات ماندل بروت كه پايه گذار هندسه جديدي بود ابرها مثل كره، كوهها مثل مخروط و رعد و برق مثل خطي مستقيم نيست كه بتوان رياضيات خطوط مخروط و كره آنها را اندازه گيري كرد، هندسه جديدي لازم است كه هندسه چين و چروك ها، سوراخ ها، پيچ و تابها، ناهمواري ها و تلاطم هاست، او در اين هندسه مسئله شكستگي ها (فراكتالها) را عنوان نمود و براساس فرمول هاي پيشنهادي توانست آنها را اندازه گيري كند.
    اقتصاد
    با توجه به احتمال وجود فرآيند آشوبي در سري هاي اقتصادي، اعمال روش استاندارد متداول در اقتصاد سنجي يعني به كارگيري مدل هاي برآوردي و پيش بيني اين سري ها ناكافي بوده و در برخي از موارد نيز نتايج گمراه كننده اي به دنبال داشته است.
    MIS
    به كارگيري قوانين آشفتگي در فناوري هاي هوش مصنوعي از مصاديق كاربرد تئوري آشوب در سيستم هاي اطلاعات مديريت (MIS) است.
    و اكنون پيشرفت هاي نظام هوش مصنوعي به گونه اي است كه در زمان بروز مشكل مي توان با نظام هاي مشابه رايانه اي ارتباط برقرار كرده و از آن مشورت لازم را گرفت. براساس نظريه «باوم» رفتار كلي نظام هاي گوناگون و مختلف يكسان و مشابه است، اين تئوري باوم تحت عنوان تئوري جهاني خود مانندي و عموميت رواج يافته است.
    با استفاده از اصول تئوري آشوب دانشمندان توانستند حجم زيادي از اطلاعات را در ديسك هاي فشرده ذخيره نمايند، اين ديسك ها اطلاعات را با طول موج هاي مختلف ضبط كرده و داراي چندين لايه مي باشند.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1800720

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 18:50  توسط حسين حیدری تبار ( استرون )  |