مدارس كوچك با گام هاي بزرگ
مدارس كوچك با گام هاي بزرگ
نويسنده: زيور رضايي ـ كارشناس ارشد مديريت آموزشي
به نظر مي رسد مدرسه بزرگ نفوذ دارد. ابعاد خارجي آن، راه هاي طولاني و اتاق هاي زياد و گروه هاي بزرگ دانش آموزان همگي اشاره به قدرت و خوبي آن دارند و مدرسه كوچك فاقد اين اطمينان است. ساختمان متوسط آن، راه هاي كوچك و اتاق هاي كم تعداد و دانش آموزان كم آن به صورت گروه هاي كوچك است و حسي از يك محيط سطحي و نه چندان علمي را به ما منتقل مي كند. اما اينها تنها يك نظريه سطحي است. مدارس با اندازه هاي مختلف از ديدگاه دانش آموزان چگونه به نظر مي رسند آيا ارزيابي دانش آموزان در فعاليت هاي فوق برنامه در مدارس كوچك و بزرگ تفاوت دارند واضح است كه بخش زيادي از تاثير مدرسه در انتقال ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي از سوي اين فعاليت هاي فوق برنامه انجام مي گيرد.
نزاع بر سر مدارس بزرگ از اواسط دهه ۶۰ با كتاب «مدارس بزرگ و كوچك» آغاز شد.باركر(Barker) و گامپ(Gump) به بررسي و مقايسه تفاوت هاي مدارس بزرگ و كوچك در رفتار دانش آموزان پرداختند. اما قبل از بسط موضوع، اين سؤال مطرح است كه معيار شناخت مدارس بزرگ از مدارس كوچك چيست
بيشتر محققان معتقدند كه مرز توافق شده اي براي مشخص كردن مدرسه بزرگ از مدرسه كوچك نداريم. در برخي تعريف ها مدارس كوچك براي تعداد ۳۵۰ نفر در ابتدايي و كمتر از ۴۰۰ نفر براي دبيرستان پيشنهاد شده است، اما يك ميانگين براي مدارس ابتدايي۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر و دوره متوسط ۴۰۰ تا ۸۰۰ نفر مي تواند تعريف مدارس كوچك باشد.
از سال ۱۹۸۰ به بعد مطالعات زيادي نشان داد كه مدارس و كلاس هاي كوچك تر سودمندترند.
تاكر((Tucker دريافت كه مدارس كوچك داراي جو يادگيري بهتري نسبت به مدارس بزرگ هستند زيرا در مدارس كوچك تعامل بين معلمان و دانش آموزان بيشتر است و همچنين نتايج تحقيقات پيتمن (Pittman) و هاوت (Haughwout) نشان مي دهد ارتباط قوي بين اندازه كوچك مدارس و مشاركت دانش آموزان، تعامل معلم و دانش آموزان وجود دارد. از اهداف عمده مدارس كوچك، بالابردن مشاركت معلم و دانش آموز و كمك به دانش آموزان براي ياد گرفتن استفاده از مهارت هايشان است. اين نوع از مدارس در بالابردن ميزان دستاوردهاي دانش آموزان و ميزان رضايت مندي از مدرسه نتايج ارزشمندي داشته اند.
باركر و گامپ در كتاب خود اشاره مي كنند كه هم تعداد و هم تنوع فعاليت هايي كه دانش آموزان در آن شركت مي كنند در مدارس كوچك افزايش پيدا مي كند.
در اين مدارس دانش آموزان دوست دارند در فعاليت ها نقش مثبتي را ارائه كنند، حتي دانش آموزان منزوي نيز در اين نوع مدارس احساس تعلق بيشتري دارند و تمايل به مشاركت در آنها افزايش مي يابد.
آنها معتقدند هر چه مدارس بزرگتر مي شوند، هر چه امكانات و فرصت ها بيشتر مي شود اين امر به صورت يك مقياس نسبي برتري را نشان نمي دهد. بنابراين در مدارس بزرگ، تعداد بسياري از دانش آموزان نياز به مشاركت را احساس نمي كنند.
در يك مطالعه ديگر نتايج نشان مي دهد در مدارس بزرگ دانش آموزان عمدتاً به عنوان ناظر در فعاليت آموختن عمل مي كنند ولي در مدارس كوچك، دانش آموزان سعي مي كنند از طريق مشاركت بياموزند.
در مدارس كوچك احتمال پيشرفت نكردن دانش آموزان به ميزان زيادي پائين مي آيد. در اين مدارس دانش آموزان نگرش و علاقه مثبت تري به مدرسه دارند و رفتار بهتري از خود نشان مي دهند. احساس مسئوليت دانش آموزان نسبت به موضوع يادگيري در مدارس كوچك بيشتر مي شود.
يادگيري در مدارس كوچك به صورت فردي تر و در ارتباط بيشتر با دنياي بيرون مدرسه است. ضمن اين كه تجربه اين مدارس در برقراري ارتباط، مطالعه گروهي و يادگيري دسته جمعي بهتر است.
معلمان در مدارس كوچك نسبت به شغل خود احساس رضايت بيشتري مي كنند و نسبت به استفاده از هوش و تجارب خود براي كمك به دانش آموزان تشويق مي شوند و در واقع در مدارس كوچكتر معلمان به خلاقيت بيشتر و دانش آموزان به مشاركت بيشتر تشويق مي شوند.
* كوچكي هميشه زيبا نيست
با وجود آنچه درباره فوايد مدارس كوچكتر گفته شد، بر اين مطلب هم مي توان اشاره كرد كه كوچكي هميشه زيبا نيست. در نقد مدارس كوچك عنوان مي شود كه وقتي دانش آموزان با تعداد محدودي معلم در ارتباط هستند تاثير تجارب بد، هرچند ناچيز مي تواند بزرگ باشد، بنابراين همه مدارس نبايد كوچك باشند چرا كه برخي از بچه ها در مدارس بزرگتر بهتر راهنمايي مي شوند و از آنجا كه دانش آموزان تفاوت هاي بسياري با هم دارند، براي آنها كه پيشرفت و ترقي آنها در مدارس بزرگ بهتر صورت مي گيرد، بايد فرصت استفاده از آنها را قرار داد.
* هزينه مدارس كوچك
از مهمترين پرسش ها در مدارس كوچك، موضوع هزينه آنهاست كه بسياري از اين مدارس را پرهزينه ارزيابي مي كنند. اما در يك مطالعه وسيع براي اثبات نسبي بودن هزينه چنين عنوان شده است كه اگر هزينه ها را براساس سرانه در نظر بگيريم به لحاظ آماري نسبت هزينه به فرد، اين مدارس گران تر به نظر خواهند آمد، اما اگر هزينه را براساس تعداد دانش آموزان دانش آموخته و فارغ التحصيل شده و ميزان موفقيت آنها را در نظر بگيريم آن وقت خواهيم يافت كه آن مدارس در مجموع از مدارس بزرگتر و مدارس متوسط ارزان تر خواهند بود.
در فاصله سال هاي بين ۱۹۹۷تا ۱۹۹۹ مطالعه اي درباره مدارس كوچك شيكاگو انجام گرفت. نتايج تحقيقات نشان داد كه در مدارس كوچك خشونت به ميزان محدودتري ديده مي شود به طوري كه گزارش هاي مركز ملي آموزش نشان مي دهد در مدارس كوچك (با تعداد كمتر از ۳۵۰) ميزان وقوع نزاع و اشكال ديگر خشونت در مقايسه با ديگر مدارس با بيش از ۷۵۰ دانش آموز كمتر است و در گزارش ديگري آمده است كه از هر سه مدرسه با تعداد بيش از هزار دانش آموز، يك مدرسه با وقوع خشونت جدي رو به رو است.
* الگوهاي مختلف مدارس كوچك
مدارس كوچك بر اساس نيازهاي آموزشي مورد نظر خود، انواع مختلفي دارند. تفاوت هاي ميان آنها در نحوه آموزش، مديريت و شكل گيري فضاي فيزيكي مدرسه است.
مدرسه شبه غيرانتفاعي (Free stading school)
از انواع مدارسي است كه داراي بودجه اختصاصي، فضاي مخصوص به خود، كارمندان و معلمان مخصوص به خود است و ممكن است كه جز بنايي باشد كه در مدارس ديگر هستند. برخي از اين نوع مدارس در يك ساختمان بزرگ واقع اند.
مدارس چندهسته اي (mutli school)
اين نوع مدارس از كنار هم قرار گرفتن چند مدرسه تشكيل مي شوند كه در برخي از خصوصيات با يكديگر مشترك هستند، اما هر مدرسه فضاي مخصوص به خود، معلمان مخصوص به خود را دارد و تفكيك مدرسه ها مي تواند به صورت تفكيك پايه هاي تحصيلي مختلف باشد.
مدرسه درون مدرسه (School within school)
طرح مدرسه داخل مدرسه از زمره طرح هايي است كه براي تحقق اهداف مدارس كوچك ارائه شده است. در اين نمونه ها مدارس مي توانند در ساختمان با يكديگر مشترك باشند، اما به طور مستقل از يكديگر كار كنند. در اين مدل يك مدرسه كوچكتر در داخل يك مدرسه بزرگتر قرار مي گيرد و از حمايت هاي آن استفاده مي كند، اما بودجه، كاركنان و برنامه درسي خود را دارا است. اين مدل شبيه خانه هايي است كه بچه ها در سطوح مختلف در آنها گذاشته مي شوند و هر خانه قوانين سازمان دهنده خود، فعاليت منحصر به فرد خود و فعاليت هاي جمعي خاص خود را دارد. بنابراين مدل SWS با هدف كم كردن اثرات منفي مدارس بزرگ و براي هدايت دانش آموزان به گروه هاي كوچكي است كه در برخي مواقع اين دسته از گروه ها را خانه مي نامند، با وجود نتايج مثبت در اين الگو، برخي از نظريه پردازان معتقدند مدرسه كوچك بايد يك مدرسه باشد نه مدرسه داخل مدرسه.
بنابراين مدارس كوچك باعث صميميت محيط يادگيري مي شوند، چرا كه دانش آموزان به خوبي يكديگر را مي شناسند، باعث كاهش انزوا مي شوند كه از عوامل به وجود آمدن خشونت است و موجب كم شدن شكاف ميان دانش آموزان كم بضاعت و ثروتمند مي شوند.معلمان در مدارس كوچك به استفاده از هوش و تجارب خود تشويق مي شوند. همچنين ضمن آن كه موضوع اتكا به خود در مدارس كوچك بيشتر به چشم مي خورد. البته اشتياق دانش آموزان و احساس تعلق دانش آموزان در مدارس كوچك بيشتر است.روابط بين فردي (شاگرد - شاگرد، معلم - شاگرد، شاگرد - مدير) در مدارس كوچك مثبت تر است، ميزان مشاركت والدين و احساس مسئوليت دانش آموزان نسبت به يادگيري در مدارس كوچك بيشتر است. با توجه به آن كه يادگيري بر اساس نياز فردي و ارتباط با دنياي بيرون مي باشد، يادگيري مشترك و فعاليت گروهي در مدارس كوچك بيشتر است. در مدارس كوچك معلمان روحيه انتقادي را در دانش آموزان پرورش مي دهند و تفكر انتقادي آنان رشد پيدا مي كند و فرصت هاي آموزشي در مدارس كوچك افزايش پيدا مي كند.
منبع : اینترنت
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .