چگونه باشيم؟ : چند قانون براي ارتباطات انساني

چگونه باشيم؟ : چند قانون براي ارتباطات انساني

آفتاب یزد : بهداشت رواني همان سلامت فكر و قدرت سازگاري فرد با محيط و اطرافيان است. همچنان كه از جسم خود ‌مراقبت مي‌كنيم ، روح خود را نيز بايد مقاوم‌تر كنيم تا زندگي بهتري داشته باشيم. در زندگي، "چگونه بودن" ‌خيلي مهم‌تر از "بودن يا نبودن" است.‌‌ ايجاد فرصت براي شكوفايي استعدادها، توانايي‌ها و كنار آمدن با خود و ديگران يكي از اهداف مهم و اسـاسـي بـهـداشـت روانـي اسـت. ‌جـوامـع مـخـتلف سعي مي‌كنند تا سياست‌هاي مربوط به بهداشت رواني را سازماندهي كنند. اصل كلي در اين تلاش، سالم سازي محيط فردي و اجتماعي است كه افراد جامعه را در بر مي‌گيرد. اين نگرش حكم مي‌كند كه خانواده‌ها بيش از پيش با بهداشت رواني خانواده و ‌چگونگي پيشگيري و درمان بيماري‌هاي روحي آشنا شوند.‌چون در مواجهه با چالش‌ها و مشكلات روزمره، ما براساس ويژگي‌هاي رواني خود با آنها برخورد مي‌كنيم، هر چه از سلامت رواني ‌بيشتري برخوردار باشيم به يقين آسيب‌پذيري ما كمتر خواهد بود.

‌اهداف بهداشت رواني در خانواده 1-‌ تأمين سلامت جسماني، رواني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي اعضاي خانواده.‌2-‌ تلاش براي شناخت رفتار خود و افراد خانواده.‌3-‌ برقراري روابط حسنه بين اعضاي خانواده.‌4-‌ ايجاد ارتباط صميمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوري كه اعضاي خانواده در داخل خانه به يكديگر تذكر بدهند ولي در بيرون مدافع ‌هم باشند.‌5-‌ تقويت اعتماد و عزت نفس اعضاي خانواده و احترام به شخصيت ديگران.‌6-‌ به وجود آوردن احساس رضايت از زندگي.‌7-‌ آموزش خانواده‌ها براي كمك به پيشبرد اهداف صحيح اجتماعي.‌

عوامل موثر در بهداشت رواني: 1- تغذيه: حالات روحي ما در انتخاب نوع غذايي كه مي‌خوريم موثرند. ما در حالات مختلف غذاهاي متفاوتي را طلب مي‌كنيم، هنگام احساس ‌قدرت و پيروزي به غذاهاي گوشتي، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهايي با انواع سس و هنگام اضطراب يا پرخاشگري به ‌خوراكي‌هاي گاز زدني تمايل داريم، در حالي كه وقـتــي خـسـتــه هـسـتـيــم چــاي و قـهــوه را تــرجـيــح مــي‌دهـيــم. بـنــابـرايـن با شـنـاخت خود و سوخت و ‌ساز بدن مي‌توانيم با انتخاب مواد خوراكي مناسب به آرامش بيشتري دست يافته و از خوردن لذت ببريم. 2- ‌ايمان: اعتقادات و باورهاي مذهبي قادر است در مصيبت‌هاي زندگي، از فرد افسرده و مايوس، انساني اميدوار و محكم بسازد، چنانكه هرگز ‌خود را تنها و بيمناك احساس نكند. او باور دارد كه خدا پيوسته با اوست، در رويارويي با سختي‌هاي زندگي تنها نيست و خداي مهربان ‌به او علاقه و توجه دارد. اين باور موجب مي‌شود كه فرد عليه انزواطلبي و گوشه‌گيري كه بسياري از مبتلايان به امراض خطرناك را ‌از پاي در مي‌آورد، ايمن شود.‌ 3-مدرسه: مسئوليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا كردن دانش‌آموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي‌شود. مدرسه ‌مسئول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تامين نوع عاطفي و سلامت رواني دانش‌آموزان نيز مي‌باشد.‌در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه مي‌كنند. معلم با تكريم شخصيت، محبت و توجه دانش آموزان، آنان را در مسير ‌صحيح هدايت مي‌كند. دانش‌آموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسئوليت‌پذيري را ‌مي‌آموزد و راه‌هاي مبارزه با كينه‌توزي، ديگر آزاري و حسادت را ياد مي‌گيرد.‌4- ورزش: ورزش يكي از رموز سلامت جسماني و رواني است. افراد داراي آمادگي جسماني از لحاظ احساسات، عواطف، ‌شخصيت اجتماعي و نوع‌دوستي كامل‌تر و در فعاليت‌هاي شغلي و حرفه‌اي موفق‌ترند. ورزش موجب تقويت ‌اعتماد به نفس در فرد شده، او را متعادل، متفكر و سازگار با محيط مي‌كند. با ورزش، شخص كمتر دچار ‌حسادت، حقارت و ستيزه‌جويي مي‌شود و در نتيجه از سلامت رواني بهتري برخوردار خواهد بود.‌

چند قانون براي ارتباطات انساني

1- ‌ مراقب حرف‌هايتان باشيد: اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انجام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان ‌دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مورد كارهاي بزرگ به شما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد.2-‌ قدرداني و سپاسگزاري كنيد: اگر فردي لطفي به شما كرد و يا جهت انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، به ‌اين سعي و تلاش آگاه شويد. شما به خودي خود مستحق لطف نبوده و كسي به شما بدهكار نيست. اگر مورد لطف واقع شديد،‌تشكر نموده و در عوض مقابله به مثل كنيد.3-‌ با فكر و با ملاحظه باشيد: هرگز تصور نكنيد كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلقي خواهند كرد. برخي افراد به صورت ‌طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بيان مي كند را براي يافتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي ‌دهند. شما نمي توانيد اين‌گونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازماندهي ‌نماييد. پيش از صحبت كردن فكر كــــنــــيـــــــد و مــــطــــمــــئـــــــن شـــــــويـــــــد هــــيـــــــچ ابـــهــــــامــــــي كــــــه بــــــاعــــــث سوء تعبير شود در سخنان شما ‌وجود ندارد.‌4-‌ از خود گذشتگي كنيد: گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كارهايشان كمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما ‌درخواست شود انجام دهيد. گفتن: "كمك لازم نداري؟" يك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق ‌به از خود گذشتگي نموده و در نتيجه محيط كاري مثبت‌تري ايجاد خواهد شد. دوم، براي خود لطفي ‌متعاقب را خريداري مي كنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازمي گردد.‌5-‌ متواضع و فروتن باشيد: تلاش‌هاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق ، نتيجه عكس به همراه خواهد داشت. ‌هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر مي خواهيد كمالات شما توسط ديگران تصديق شوند، كافي است تمرين ‌بردباري بيشتري بنماييد. كاميابي هاي شما زماني مصداق واقعي پيدا مي كنند كه اجازه دهيد ديگران خود متوجه ‌آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن به ميان آوريد.‌ 6- ‌ به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد: هر كسي اشتباه مي كند. به دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيايد ‌و اشتباه شما را كوچك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با ‌خنديدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص) مرتكب شده به همراه ضربه اي دوستانه به شانه‌هاي او از پريشاني اش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد هم ممكن است پيش بيايد." با اين ‌كار به او و به ديگران اطمينان مي دهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مناسب است، به جاي جلب توجه بي ‌مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هيچ چيزي نگوييد.‌

منبع : اینترنت

 

بررسی جایگاه معلمان

بررسی جایگاه معلمان

سکوی نخست اجتماعی

مریم سادات سید کریمی

" منزلت یا پایگاه اجتماعی ، شان یا موقعیتی است که برای یک فرد در جامعه قائل اند ، یا تلقی و ذهنیتی است که دیگران از آنچه شخص هست ، دارند " (1) احترام اجتماعی می تواند مثبت و منفی باشد و تمایزات پایگاهی اغلب از تقسیمات طبقه ای مستقل است . بدین معنا که مفهوم طبقه اجتماعی ، ارتباط کامل با دارایی و درآمد دارد ، در حالی که پایگاه افراد را ارزیابی های ذهنی تعیین می کند . البته ثروتمند بودن ممکن است باعث شود که پایگاه والایی نصیب فرد شود ، اما استثنائات زیادی هم وجود دارد که اصطلاح " فقر آقا منشانه " نمونه ای از آنهاست . (2)

مقصود از " منزلت معلم " در این بحث ، احترام مثبتی است که افراد جامعه به لحاظ ذهنی برای معلمان قائل هستند . با به دست آمدن یافته های پژوهشی  مبنی بر پایین بودن منزلت اجتماعی معلمان از نظر دانش آموزان (3) ، وجود رابطه بین عوامل مادی ، خصوصیات حرفه ای و پایگاه اجتماعی معلمان و وجود شواهدی مبنی بر اینکه مشغولان به تحصیل در مراکز تربیت معلم به ندرت اولین انتخاب شغلی خود را معلمی قرار می دهند (5) ، این تصور قوت می گیرد که روندی کاهشی در جایگاه و منزلت معلمان اتفاق افتاده است . هر چند به نظر می رسد این مسئله ، روندی جهانی است ؛ چنانچه در گزارش دومین گردهمایی سازمان بین المللی کار (I. L. O) ین نتیجه حاصل شد که موقعیت معلمان به مرحله فوق العاده پایینی تنزل کرده است ، اما برای پرداختن به این موضوع که در یک جامعه سالم ، منزلت معلم در ذهن مردم به طور آرمانی چگونه است ، ابتدا لازم است چارچوب گفتمان خود را مشخص کنیم . سخن گفتن از پایگاه معلم به طور مطلق و جدا از متن ، ممکن نیست و این پرسش را به ذهن می آورد که پایگاه معلم در کدام جامعه مورد نظر است ، جامعه سنتی ؟ جامعه مدرن ؟ یا شاید روزی در جامعه پسامدرن ؟ شاید رفت و برگشتی در مسیر تاریخ تمدن انسانی ، منشا تناقض فرهنگ و واقعیت را در مورد پایگاه معلم ،  تا حدودی برایمان روشن کند .

معلم بودن در دوران حکومت سنت بر جهان ، احتمالا آنچنان ارزشمند بوده  است که زرتشت در اوستا با افتخار خود را معلم بنامد . در دوره ای دانستن نه برای توانستن ، بلکه در نفس خود ارزشمند تلقی می شده و معلم به عنوان منبع این دانش کمیاب اما فی نفسه ارزشمند ، جایگاهی بی نظیر داشته است . در زمانه ای که دسترسی به کتاب و مهم تر از آن معلم مستلزم رنج بسیار بود ، این کمیاب بودن منابع معرفتی ، از دلایلی بود که قدر و ارزش آن را نزد طالبان علم بالا می برد . از سوی دیگر ، در عصر سنت که با محوریت ارزش های متافیزیکی مشخص میشود ، حکومت برخی ارزش ها بر جامعه ، همچون فقر و قناعت ، تهذیب نفس برای رسیدن به رستگاری و آموختن دانش به منظور وسعت دید و درک هستی ، موجب می شد که معلم در عین فقر از پایگاهی والا نزد مردم برخوردار باشد . معلمانی که با عشق به دانایی تدریس می کردند و فقر و قناعت را پیش می گرفتند ، نسبت به کسانی که درآمد در نظرشان مهم تر بود ، با توجه به ارزش های رایج در عصر سنت ، احتمالا جایگاهی رفیع تر نزد جامعه داشتند . بنابراین ، امروز اگر در بحث پایین آمدن منزلت معلمان از معیشت به عنوان یکی از دلایل کاهش منزلت ایشان سخن می رود ، خود نشانه  جدایی ما از ارزش های سنت است ؛ ارزش هایی که به موجب آن جایگاه رفیع معلم در جامعه تضمین می شد .

اما معلم فقیر و قانع که در پی یافتن ماهیت و علت العلل پدیده ها بود تا به کنه هستی دست یابد ، در دوره رنسانس متوجه ارزش های اومانیستی شد . نخبگان جامعه اروپایی به جای مذمت مادیات و گرایش به تهذیب نفس این بار به جسم و جان انسان چشم دوختند و مقدس بودن انسان را مطرح کردند . اگر جسم انسان مقدس است ، پس روا نیست که با فقر و تنگدستی آن را در زحمت افکنیم .آنچه در دوران مدرن اهمیت می یابد ، خود انسان است که با عقل او ، خوشبختس جهان تامین می شود . اما این خوشبختی ، با سعادتی که در عصر سنت مطرح بود ، تفاوت بسیار دارد . مفهوم این خوشبختی در آثار " جرمی بنتوم " شاید نمونه ای آرمانی باشد . وی آموزه " حداکثر خوشبختی " را مطرح می کند و معتقد است برای اندازه گیری خوشبختی ، باید از نوعی لذت سنج استفاده کرد ؛ بدین صورت که همه لذت های مادی را در یک کفه و تمام رنج های مادی را نیز در کفه دیگر ترازو قرار داد و اندازه گیری کرد . (6)

بدین ترتیب در دوران مدرن ، دانستن برای توانستن است که اهمیت دارد و این توانایی قرار است دنیای مادی انسان ها را لذت بخش تر سازد . بنا بر این ، علم دیگر نسبتی با فضیلت ، اگاهی از کنه امور و درک علت العلل جهان ندارد ، بلکه متوجه روابط پدیده هاست تا بتواند از این روابط ، بهره برداری کند .

اما شاید یکی از مهم ترین تاثیرات تغییر معنای علم ، تغییر انتظارات معلمان باشد . نمی توان انتظار داشت معلم ، علمی را تدریس کند که بر مبنای آموزه های انسان مدارانه پا گرفته است ، اما خودش همچنان به ارزش های فقر و قناعت سنتی وفادار بماند .

از سوی دیگر ، امروز افزایش توانمندی های انسان در عرصه فناوری در دنیای غرب به آنجا رسیده که میوتار " فرا رسیدن عصر مرگ استاد " را خبر می دهد و صدای ناقوس مرگ استاد رامی شنود . به اعتقاد او در پی تحولات فناورانه در آینده  آموزش دیگر به کمک معلمان صورت نخواهد گرفت ، زیرا انتقال و ذخیره سازی اطلاعات متکی به افراد نخواهد بود ، بلکه متکی به رایانه هاست . (7) علم که روزی گوهری کمیاب نزد معلم تلقی می شد و طالب آن می بایست سال ها نزد استاد خود دود چراغ می خورد تا به کسب معرفت نائل آید ، امروز از منابع متعدد قابل دسترسی است و شاید به همین دلیل باشد که یکی از خصوصیات جامعه پست مدرن ، معرفتی بودن آن است .

اما گذشته از آنچه در غرب پیش آمده است ، وضعیت فعلی جامعه ایرانی در ارتباط با پایگاه معلم را می توان یکی از نمودهای جامعه در گذار برشمرد . از یک سو خاطره فضیلت و پایگاه رفیع معلمان هنوز با قوت زیادی در ذهن جامعه باقی است و از سوی دیگر نفوذ ارزش های مدرن در جامعه سبب شده تا افراد تمایل چندانی برای ورود به این شغل نداشته باشند . بنابر این در حالی که بر اساس آمارها جامعه ایرانی بیشترین اعتماد را در میان مشاغل به معلمان دارد ، از سوی دیگر بنا بر شواهد پژوهشی موجود ، معلمان ایران نسبت به دارندگان مشاغل دیگر از منزلت اجتماعی پایین تری برخوردارند . (8)

به عنوان مثال آقایانی که با شاغل بودن همسر خود موافق هستند اغلب ترجیح می دهند همسرشان معلم باشد ، همین افراد شغل معلمی را به فرزند خود توصیه نمی کنند . یا خود تمایلی به این شغل  ندارند . این معنا ظاهرا قدری پارادوکسیال  می نماید . لذا بحث را مستند می کنیم به یک بررسی فرا تحلیل مطالعاتی درباره " وضعیت اعتماد اجتماعی  در ایران " که به وسیله دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1383 انجام شده است . این بررسی نشان می دهد که معلمان از بیشترین اعتماد اجتماعی برخوردارند . طبق   این بررسی میزان اعتماد مردم به گروه ها و مشاغل به ترتیب اولویت به این شرح است :

1.      معلمان

2.      اساتید دانشگاه

3.      ورزشکاران

4.      پزشکان

5.      ارتشی ها

6.      پلیس راهنمایی و رانندگی

7.      نیروی انتظامی

8.      دانشجویان

9.      کارگران

10. هنرمندان

11. روحانیون

12. قضات

13. روزنامه نگاران

14. مدیران دولتی

15. رانندگان تاکسی

16. کسبه

17. تجار و بازرگانان

18. بنگاه داران

یافته های این بررسی که بیشتر بیانگر اعتماد عمومی است نشان می دهد که گروه ها و اصناف مورد سنجش در سطوح مختلفی از اعتماد و اطمینان مردم نسبت به خود برخوردارند . بالاترین میزان اعتماد نسبت به خود برخوردارند . بالاترین میزان اعتماد نسبت به معلمان ( 77 درصد ) و اساتید دانشگاه ( 5/70 درصد ) است . بعد از آنها به ترتیب ورزشکاران ( 1/62 درصد ) پزشکان و ارتشی ها( 56 درصد ) راهنمایی و رانندگی ( 1/55 درصد ) نیروی انتظامی ( 53 درصد ) دانشجویان ( 9/52 درصد ) و کارگران با (3/49 درصد ) قرار دارند . گروههای دیگر در درجات پایین تر قرار دارند . تناقض در اینجاست که با وجود ابراز بیشترین اعتماد اجتماعی و احترام به معلمان ، چرا این قشر از منزلت اجتماعی متناسب با آن اعتماد و احترام برخوردار نیستند . بدیهی است که درآمد ناکافی و مشکلات اقتصادی عدیده این قشر امکان حفظ منزلت متناسب را مهیا نمی کند .

در نهایت ، با عنایت به آماری که نشان می دهد حقوق معلمان در جوامع پیشرفته بیش از کارمندان بخش صنعت است ، اما متوسط حقوق معلمان در ایران تنها نیمی از متوسط حقوق بخش صنعت می باشد (9) ، می توان گفت که با وجود مشابهت مسئله نزول پایگاه معلم در سطح جهانی ، دلایل این مسئله در ایران با جوامع پیشرفته تفاوتی اساسی دارد . در واقع پایگاه معلم در غرب با مسئله تعدد منابع معرفتی و سهولت دسترسی به آن برای همگان ( و نه مسائل معیشتی و حرفه ای ) رو به روست ، در حالی که ایران هنوز تا آن مرحله فاصله زیادی دارد . آنچه در مورد بالا نبودن پایگاه معلم می توان گفت ، پایین بودن سطح در آمد شغل معلمی در جامعه ای است که ارزش های آن تغییر کرده و نیز کارآمد نبودن نظام آموزشی در عصری است که توانمندی و کارآیی از مهم ترین ارزش های آن محسوب می شود .

بنابر این ، هر چند بازگشت ذهنیت جامعه نسبت به پایگاه معلم به آنچه در سنت وجود داشت ممکن نیست ، اما مطابق کردن معلمی با ارزش های جدید جامعه می تواند در بهبود منزلت ایشان موثر باشد .

پی نوشت ها:

1-   شعبانی ، حسین ؛ "بررسی جایگاه اجتماعی معلمان ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه از دیدگاه خود آنان و اولیای دانش آموزان ( گزارش تحقیق ) "  ، سمنان ، اداره کل آموزش و پرورش ، 1378

2-     گید نز ، آنتونی ، جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری ، تهران ، نشر نی ، چاپ نهم ، 1382، ص 244

3-   قاسمی نژاد ،احمد و اسماعیلی ، احمد و رضا ، " بررسی شان و موقعیت اجتماعی معلمان از دیدگاه دانش آموزان مدارس راهنمایی و متوسطه اصفهان " فصلنامه آموزه شماره 22 ، پاییز 1383

4-   سحرخیز ، ابراهیم ، " بررسی راه های افزایش پایگاه منزلت اجتماعی از دیدگاه روسای ادارات و مدیران دبیرستان استان همدان " ، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی ، دانشگاه اصفهان ،136

5-   قائم پور ، محمد علی ، " ارزشیابی مراکز تربیت معلم  استان قم " ، معاونت برنامه ریزی اداره کل آموزش و پرورش استان قم ، 1376

6-     فارلیش و برونوفسکی ، " سنت روشنفکری در غرب " ترجمه لیلا سازگار ، تهران آگاه ، 139

7-     لیوتار ، ژان فرانسوا ،" وضعیت پست مدرن ، " ترجمه حسینعلی نوذری ، تهران ، گام نو ، چاپ سوم ، 1381

8-     پژوهش های زیر در این زمینه موجود است :

-     کاردان ، علی محمد ، " علل تنزل مقام معلم در جامعه " ، نشریه علوم تربیتی دانشگاه تهران ، دوره پنجم ، شماره 1 و 2 ، 1354

-     قره آغاجی ، سلیم و همکاران ، " همبستگی مشکلات اقتصادی و اجتماعی معلمان با تعلیم و تربیت دانش آموزان آذربایجان شرقی ( گزارش تحقیق )" ، تبریز ، اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ، 1367

-     ابیضی ، حجت الله " ، بررسی نیازهای مادی و معنوی ( عزت نفس ) معلمان و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ( گزارش تحقیق ) "، تهران ، اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای تهران ، 1376

9-     دفتر امور زیر بنایی معاونت پژوهشی مجلس شورای اسلامی ، 1379

منبع : اينترنت

اشعاري در ارتباط با معلم

اشعاري در ارتباط با معلم

 کسی گفت: چونی چنین رنج بر                              به تعظیم استاد بیش از پدر؟

بگفتا: زد آن نقش آب و گِلم                              حرف حکمت بر دل پاکت نوشت

از آن شد تن من پذیرای جان                           وزین آمدن زنده و جاودان

 قدر خود بشناس و مشمر سرسری                     خویش را کز هرچه گویم برتری

آن که دست قدرتش خاکت سرشت                   حرف حکمت بر دل پاکت نوشت

 قدر خود بشناس و مشمر سرسری                         خویش را کز هرچه گویم برتری

آن که دست قدرتش خاکت سرشت                       حرف حکمت بر دل پاکت نوشت

 درس معلم ار بود زمزمه محبتی                             جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

 می‏رود از سینه‏ها در سینه‏ها                                  از ره پنهان صلاح و کینه‏ها

صحبت صالح تو را صالح کند                                 صحبت طالح تو را طالح کند

  قدر مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس                  که نه هر کو ورقی خواند و معانی دانست

 گر جسم و جان فدای معلم کنی رواست                تعلیم و تربیت به جهان کار انبیاست

گردآورنده : حسين استرون

هرم توانمندسازي بسازيد

هرم توانمندسازي بسازيد
مترجم: سيروس آقايار
منبع: سايت علمي دانشجويان ايران
عده اي تصور مي كنند توانمندسازي مفهومي قديمي است درحالي كه اين طور نيست. اگر سازمانها و گروهها بتوانند هشت گام توانمندسازي را در محيط كارشان به اجرا درآورند، در آن صورت مي توانند از ميان كاركنان خود رهبران آينده سازمان را تربيت و انتخاب كنند. هشت گام توانمندسازي عبارتند از:
1 - اعتماد به وجودآوريد: اعتماد بنيادي ترين احساسي است كه هر فرد مي تواند آن را تجربه كند. اعتماد زيربناي توانمندسازي و اساس رهبري محسوب مي شود. شايسته نيست از اعتماد افراد سوءاستفاده كرده، به آنها خيانت شود. چگونه مي توان اعتمادميان افراد را تقويت كرد؟
به طورخلاصه، اعتمادسازي يعني با افراد طوري رفتار كنيد كه دوست داريد آنگونه با شمار رفتار شود.
2 - تفويض اختيار كنيد: بايد ميان اختيارات و مسئوليت كاركنان تناسب وجود داشته باشد. در محيطي توانمند، كاركنان دانشور معمولاً تصميمات بسيــار كارامد مي گيرند. اگر تفويض اختيار با اعتماد همراه باشد به عنوان محــركي قوي محسوب مي شود چون سعي مي كنيم به خاطر احساس مسئوليت، كار را با دقت بيشتــري انجام دهيم. در بسياري از خانواده ها، والدين سعي مي كنند اختيار خرج كردن پول توجيبي كودكان را به عهده خودشان بگذارند. كودكان از اين طريق ياد مي گيرند چگونه پول را به بهترين شكل خرج كنند.
وقتي به كاركنان اعتماد و آنان را پاسخگوي عملشان كنيم آنها سعي مي كنند تصميمات بهتر و دقيق تري بگيرند. پس چرا چنين اختياراتي را واگذار نمي كنيم؟
3 - انگيزه رهبري به وجود آوريد: وظيفه رهبران سازمان، برقراري رابطه ميان كاركنان با ساير شركتها و جهان به وسيله شبكه هاي اطلاعاتي است. چرا؟ چون كاركنان به اين گونه اطلاعات نياز فراوان دارند. در محيطي توانمند، هر فرد خود را عضوي ارزشمند از اجتماع مي داند. والت ديسني مبتكر برنامه كارتوني تام و جري معتقد بود در يك فيلم علاوه بر بازيگران، كارگردان و تهيه كننده نيز نقش مهمي ايفا مي كنند. بنابراين، هيچ لزومي ندارد آنان بخواهند اهميت نقش خود را به ديگران گوشزد كنند.
اين موضوع درمورد مديران سازمان نيز صادق است، به جاي آنكه قدرت خويش را به رخ ديگران بكشند، با عملكرد و ارزيابي دستاوردها، مي توان به اهميت نقش آنان پي برد. تفاوت اصلي مديريت و رهبري از همين جاست.
سهامداران و هيئت مديره، مديران را انتخاب مي كنند درحالي كه رهبران منتخب زيردستان هستند. به اصطلاح رهبران و مديران ايده آل بايد مشابه هم باشند. البته مديران كامل همان رهبران سازمان هستند. در محيط كاري توانمند، به كاركنان نمي گوييم چه كار كنند چون آنهـــا با ديدن مصاديق ياد گرفته اند در زمان مناسب به طور خودكار اقدام لازم را مبذول دارند.
4 - ارتباطات عمودي را گسترش دهيد: افراد توانمند دوست دارند به عنوان دريافت كننده و انتقال دهنده نقطه نظرات ديگران به رده هاي بالاي سازمان عمل كنند. بويژه اين نقش را در تصميم گيريهاي بنيادين ايفا كنند.
چالش اصلي عصر حاضر، ايجاد شركتها و گروههايي است كه داراي اهداف مشترك باشند به طوري كه همه سازمان را همانند خانه خويش بدانند. اين امر بخشي از فرايند تربيت مديران آينده سازمان به شمار مي آيد. شركتها و گروههايي كه موفق مي شوند ارتباط موثري ميان كليه سطوح سازمان برقرار كنند، از مــــــزاياي رقابتي فوق العاده اي بهره مند مي شوند. شركتها به چه چيزي همانند اموال خود اهميت مي دهند؟ شركتها فقط ازطريق تبادل اطلاعات و فضاي باز ارتباطي ميان كاركنان مي توانند به اين نكته پي ببرند.
5 - محيط كاري خلاق را تشويق كنيد: مشاغل ذاتاً خلاق نيستند. در درجات مختلف در بعضي از مشاغل فرصتهايي براي خلاقيت پيدا مي شود. اما واقعاً كاركنان عنصر خلاقيت محسوب مي شوند؟ در محيط كار رابطه مستقيمي ميان توانايي، خلاقيت و موفقيت كاركنان وجود دارد. رهبران بايد هميشه درصدد بهبود محيط كار باشند. چرا؟ زيرا كاركنان وقتي خلاقند كه محيط آنان ويژگيهاي زير را داشته باشد:
افراد را ترغيب كنيد كار جديد انجام دهند؛
از تغيير استقبال كنيد؛
همواره سعي كنيد ورودي و بازخورد مثبت به جاي منفي ارائه دهيد؛
مسئوليت و اختيار انجام كار را به كاركنان بسپاريد؛
به مهارتها و استعدادها احترام بگذاريد؛
كانال هاي ارتباطي باز و آزادانه فراهم سازيد؛
دستاوردها و موفقيتها را گرامي داشته، پاداش دهيد.
محيط حرفه اي بايد دركمال قدرت و به درستي اداره شود تا زمينه ساز خلاقيت شود.
6 - رشد حرفه اي را گسترش دهيد: تمام متخصصان مي خواهند رشد كرده و مطالب جديد بياموزند. توسعه حرفه اي در شكلهاي مختلف ظاهر مي شود و شامل:
رشد تجربيات موجب تقويت اهداف فردي و اعتبار آنان در شرايط مختلف سازمان مي شود. در عصر اطلاعات، اطلاعات و دانش مي تواند سازمانها را در شرايط رقابتي مصون بدارد. لازم است توجه مضاعفي به امر فرصتهاي مستمر آموزش مبذول داريم. رهبران سازمان بايد به امر آموزش همانند كار اهميت دهد. براي حفظ سطح بالاي انگيزش بايد محيط كاري بسازيم كه در آن تجربيات شخصي افراد رشد يابند.
7 - منابع لازم را فراهم سازيد: داشتن منابع مناسب باعث مي شود كه كاركنان مختلف وظايف خود را به بهترين نحوه انجام دهند. تعميركاران هميشه مي گويند اگر ابزار لازم داشته باشند قادرند هر مشكلي را حل كنند. ازجنبه ديگر در محيط كاري توانمند اگر بخواهيد كاركنان مسئوليتهاي جديد را بپذيرند، بايد منابع لازم را دراختيارشان قرار دهيد. اين منابع شامل:
بدون وجود منابع لازم، اعتبار بخشيدن به مفهوم توانمندسازي و تبديل آن به يك مفهوم عيني، شعار و وعده اي پوچ و بيهوده نيست. وقتي منابع به همراه توانمندسازي باشد، كاركنان كاري انجام مي دهند كه با ديگران متفاوت است.
8 - پاداش داده و قدرشناسي كنيد: به كارهاي خوب بايد پاداش دهيد. مطالعات مختلف و مكرر نشان مي دهد كه پول هميشه بهترين عامل يا پاداش براي اينكه افراد وظايف خود را به خوبي انجام دهند، نيست. اين مطالعات تصريح مي كند پول براي متخصصان حرفه اي كه تمايل شديدي به رشد و پيشرفت شخصي دارند، به هيچ عنــــــوان محرك محسوب نمي شود. راههاي فراواني براي پاداش و قدرداني از كاركنان وجود دارد. حتي اگر سازمان ازنظر بودجه با محدوديت مواجه باشد. چنين پاداشهايي مي تواند شامل:
قدرشناسي مي تواند در قالب اعطاي تقديرنامه، لوح يادبود يا قدرداني در خبرنامه داخلي سازمان باشد. به موازات تلاش براي توانمندسازي كاركنان، نبايد نقش پاداش در قدرداني از كاركنان را فراموش كنيم. به عبارتي، پاداش مادي، هنــوز گل سرسبد پاداشهاست و به عنوان يك محرك ارزشمنــــد محسوب مي شود.
نتيجه گيري: ساختن هرم توانمندسازي در يك واحد يا سازمان مي تواند رهبران آينده سازمان را تربيت كند.
مقاله حاضر برگرفته از سايت ذيل است:
engineer.org/jan /pyramid.htm                                                                                                                                                                                       ۱ - به نقطه نظرات مهم آنان به دقت گوش فرادهيد؛ 2 - كاركنان را به تبادل اطلاعات آزادانه با يكديگر تشويق كنيد؛ 3 - به كاركنان اجازه دهيد بتوانند نظرات خود را براي مديريت عالي سازمان بازگو كنند؛ 4 - به كاركنان اجازه دهيد طرحهاي مربوطه را به روش دلخواه خود اداره كنند. ۵ - توسعه و گسترش مهارتهاي رهبري يا مديريتي؛ ۶ - آموزشهاي چندبخشي كه از آن بتوان در چند حرفه استفاده كرد؛ ۷ - مشاركت گروههاي حرفه اي. ۸ - افرادي كه نقش خود را مي شناسند مطابق آن عمل مي كنند؛ ۹ - شبكه هاي ارتباطي ميان واحدها به وجود آوريد؛ ۱۰ - برقراري تماسهاي خارجي براي جلب حمايتهاي لازم و منابع اضافي. ۱۱ - گسترش وظايف شغلي؛ ۱۲ - آزادي عمل در شغل؛ ۱۳ - پرداختهاي جبراني بابت ايام عدم كاركرد؛ ۱۴ - پاداش درقبال نوشتن مقاله؛ ۱۵ - فراهم ساختن دوره هاي تحصيلي بالاتر يا دوره هاي آموزشي ضمن خدمت؛ ۱۶- فراهم آوردن فرصت براي ارائه طرحهاي جديد. ۱۷ - رشد فني و تخصصي؛ ۱۸ - سرمايه و منابع رسمي مالي؛ ۱۹ - تغيير در موقعيت، شغل و مسئوليتها باشد؛ ۲۰ - اختصاص منابع اضافي و كارمندان بيشتر؛