نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(5)

بازرسی                  Inspection

  معنی لغوی بازرسی

          در زبان فارسی برای معنی واژه بازرسی کلماتی چون؛ تفتیش، عمل بازرس، جسنجو در باره ی کسی یا چیزی، سرکشی، بررسی، رسیدگی، بازبینی، بازدید و وارسی به کار برده شده است و در زبان انگلیسی برای کلمه بازرسی علاوه بر inspection  از واژه های دیگری چون؛ audit * search *          examination * control * detection * examen * cross-examinationنیز استفاده شده است.

تعریف بازرسی

       برای بازرسی تعاریف مختلفی متناسب با زمینه کاربرد آن ذکر شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

1 - در اصطلاح حقوق جزایی به اقداماتی گفته می شود که مامورین ذی صلاح حسب مجوز یا دستور مقام قضایی در جهت کشف آلات و ادوات و ادله جرم و نیز اموال حاصله از جرم با رعایت موازین شرعی و قانونی در منزل و مخفیگاه متهمین و مظنونین به ارتکاب جرم معمول می دارند. این اقدام، از مهمترین و حیاتی ترین اقدامات قضایی در کشف بزه و دلایل و آثار جرم است و تاخیر در اجرای آن لطمه بزرگی به روند تحقیقات وارد می آورد. بازرسی یا تفتیش یکی از اعمالی است که در فرآیند تعقیب جرم جای دارد. (37)
2 - بازرسی عملی است برای ارزیابی ، از جمله دیگران ، شغل ، اشیاء ، سیستم ها ، افراد و ساختمان ها تا ببیند آیا از دستورات ، استانداردهای کیفیت ، مقررات ، قوانین و قوانین پیروی می شود.(38)

3 تعریف بازرسی در ISO/IEC 1700 ISIRI/: بررسی طراحی محصول، فرآیند، خدمت، یا تاسیسات یا طراحی آنها و تعیین انطباق آنها با الزامات مشخص شده یا الزامات عمومی بر مبنای قضاوت حرفه ای(اظهار نظر تخصصی) (39)

4 بازرسی بررسی طراحی، محصول، خدمات، فرآیند و یا کارخانه و تعیین انطباق آنها با الزامات معین یا بر پایه اظهار نظر تخصصی با الزامات عمومی است. بازرسی فرآیندها شامل کارکنان، تسهیلات، فناوری و روش شناسی(متدلوژی) می باشد. (40)

5 - کیلفورد ماتیوس : بازرسی کردن یعنی بررسی سلامت و ارزیابی تجهیزات از نظر سازگاری و تناسب آنها با اهداف از پیش تعیین شده.(41)

 

6 - ویلیام وینچل : در فرآیندهای تولید بازرسی به معنای کسب یک سری اطلاعات از خروجی فرآیند است. به تعبیر دیگر طی عملیات بازرسی، آنچه تولید شده است با آنچه که باید تولید شود، مقایسه می گردد.(41)

 

7 - بازرسی(  ISO8402) فعالیت هایی شامل اندازه گیری، آزمایش، آزمون یا سنجش ویژگی های یک موجودیت (شامل محصول، سازمان، خدمت یا شخص) و مقایسه نتایج با الزامات مشخص شده برای  تصدیق نمودن اینکه انطباق برای هر یک از ویژگی ها برقرار شده است یا نه.(41 )

 

8 - بازرسی( ISIRI/ISOO9000 ) ارزیابی انطباق از طریق مشاهده و قضاوت همراه با اندازه گیری، آزمایش یا مقایسه با شاخص، هر کدام که مقتضی باشد.(41 )

 

9 - بازرسی( IFIA) فرآیندی است که در آن یک سازمان عضو فدراسیون با استفاده از دانش و نظرات  تخصصی خود نسبت به آزمایش یا نظارت بر شرایط، محصولات، خدمات، روش های اجرایی یا عملکردها با هدف جمع آوری اطلاعات برای شرکت اصلی و یا نمایندگان او اقدام می کند.(41)

مقايسه و نتيجه گيري

     دکتر سيد محمد مير کمالي در مقايسه ي نظارت و کنترل چنين مي نويسد : " معمولاً اصطلاحات نظارت و کنترل بر امور با هم مورد استفاده قرار مي گيرند . عده اي از صاحب نظران نيز معتقد به جدايي مفهوم آن هستند . گاهي اوقات از کلمه نظارت معني نظارت و کنترل و از مفهوم کنترل معني نظارت و کنترل ادراک مي شود . به هر حال ، اگر چه هر يک از اصطلاحات نظارت و کنترل داراي معاني متفاوتي هستند ، اما در عين حال کاملاً بهم مربوط و وابسته هستند . اما از نظر ما،نظارت و کنترل يعني ، بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه با وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحرافات از تحقق اهداف سازمان آموزشي است . 

           تعريف فوق ، از دو قسمت تشکيل شده است ، قسمت اول آن مربوط به کسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت کارها با مقايسه با وضع مطلوب است که نظارت ناميده مي شود . قسمت دوم تعريف به معني بازگردانيدن سيستم آموزشي به شکل درست و مطلوب آن از طريق کارهاي تصحيح کننده است که يک جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . پس به طور کلي ، نظارت يک امر مشاهده اي و پژوهشي است که در نهايت به کسب اطلاعات از وضع موجود و مقايسه آن ها با شکل مطلوب منجر مي شود . چنان چه در مقايسه با وضع مطلوب ، انحراف يا مشکلي مشاهده شود ، با اعمال کنترل ، مدرسه به وضع درست و مورد نظر بر مي گردد . چه بسا به علت عدم مشاهده انحراف ، نياز به کنترل و تصحيح عمليات نباشد . بنابراين ، نظارت مقدم بر کنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد ، به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال کنترل نيازمند نباشيم . " ( 35 )

      اما ارزیابی بر خلاف نظارت و کنترل که در آغاز و در جریان کار انجام می شوند، در پایان کار تحقق می یابد و نتایج حاصل از آن نه تنها در تشویق و تنبیه مورد استفاده قرار می گیرد بلکه ممکن است موجب تغییراتی در برنامه کار گردد. ولی بازرسی در سازمانها معمولا پس از آغاز کار(برخلاف نظارت که ممکن است حتی در مراحل تصمیم گیری و تهیه برنامه کار هم اعمال می شود و به طور مستمر) و در جریان آن نه به طور مستمر بلکه در قالب یک برنامه زمانی یا به صورت مخفی و اغلام نشده انجام می شود و گرچه مانند نظارت، کنترل و ارزیابی نتایج حاصل از بررسی خود را با معیارهای از پیش تعیین شده مفایسه می کند؛ اما معمولا ییشر به دنبال یافتن عیوب و نواقص کار و گزارش آنهاست تا ارایه راه حل برای اصلاح امور و شاید به همین دلیل باشد که در بین برخی از کارنان از آن مچ گیری برداشت و نسبت به بازرسان بدبین و شاید آنها را مغرض تلقی کنند.

   لذا در پایان در قالب جدول زیر به صورت مختصر به مقايسه چهار مفهوم نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی مي پردازيم :

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(4)

ارزيابي     Evaluation

 معني لغوي ارزيابي

            هر چند كه دو واژه ( ارزيابي و ارزشيابي ) در عمل به طور مترادف مورد استفاده قرار مي گيرند ، ولي بايد توجه داشت كه واژه ارزشيابي از نظر واژه شناسي تعريف نشده است . در صورتي كه ، واژه ارزيابي معادل « بررسي كردن ارزش چيزي » تعريف شده است             ( فرهنگ معين ) . از اين رو ، ترجمه ي ارزيابي در برابر واژه انگليسي  evaluation  قرار داده شده است . ( 22 ) همچنين در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه هاي  evaluate   و  evaluation   معني شده اند به : ارزيابي كردن ، تقويم كردن ، قيمت كردن ، سنجيدن ، شماره يا عدد چيزي را معين كردن و ارزيابي و سنجش . ( 23 )

 تعريف ارزيابي

1-  ارزيابي‌ عملكردفرايندي‌ است‌ كه‌ درآن‌ مديران‌ وسرپرستان‌ رفتار كاركنان‌ را مشاهده‌ و بررسي‌ مي‌كنند تا بتوانند بازخوردهاي‌ لازم‌ را دربارة‌ نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ رفتارشان‌ به‌ آن ها ارائه‌ كنند . ( 18 )

2- ارزيابي‌ عملكرد عبارتست‌ از تعيين‌ درجه‌ كفايت‌ و لياقت‌ كاركنان‌ از لحاظ‌ انجام‌ وظايف‌ محوله‌ و قبول‌ مسئوليت ها در سازمان‌ كه‌ اين‌ ارزيابي‌ بايد به‌ طور عيني‌ و منظم‌ انجام‌ پذيرد . ( 18 )

3- ارزيابي‌ عملكرد « يعني‌ سنجش‌ نسبي‌ عملكرد انساني‌ در رابطه‌ با نحوة‌ انجام‌ كار مشخص‌ در يك‌ دوره‌ زماني‌ معين‌ درمقايسه‌ با استاندارد انجام‌ كار و همچنين‌ تعيين‌ استعداد و ظرفيت هاي‌ بالقوه‌ فرد به‌ منظور برنامه‌ ريزي‌ در جهت‌ به‌ فعليت‌ در آوردن‌ آن ها »  .       ( 18 )            

4 - ارزیابی عملکرد عبارت است از یک سیستم بازخور که دربرگیرنده ارزیابی مستقیم عملکرد اشخاص یا سازمان هامی باشد . ( 25 )

5- ارزيابي عملكرد ، به مجموعه اقدامات و فعاليت هايي اطلاق مي‌گردد كه به منظور افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دستيابي به هدف ها و شيوه‌اي اقتصادي توام با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد .

6- ارزيابي عملكرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه به منظو افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دست يابي به هدف ها به شيوه اي اقتصادي توآم با كارايي و اثر بخشي صورت مي‌گيرد . به طور كلي نظام ارزيابي عملكرد را مي توان فرايند سنجش و اندازه گيري و مقايسه ميزان و نحوه دستيابي به وضعيت مطلوب دانست ، صاحب نظران مديريت اندازه گيري عملكرد در بخش هاي دولتي را چنين تعريف كرده‌اند:

اندازه گيري عملكرد تلاشي است نظامند براي دانستن اين كه خدمات دولتي تا چه حد جواب گوي نيازهاي مردم بوده و توانايي دولت در برآورده نمودن آن تا چه اندازه است.

اندازه گيري عملكرد تلاشي ضروري براي پاسخ گويي به سوالاتي در مورد بهبود بهره ورري در قالب عباراتي نظير كارايي، اثر بخشي و قابليت پاسخ گويي مي‌باشد.

اندازه گيري عملكرد دولت روشي است جهت تعيين اين كه آيا خدمات با كيفيت و يا با هزينه‌اي مناسب به جامعه ارايه مي‌شود يا خير.

7- ارزيابي عملكرد عبارت است از فرايند سنجش و اندازه گيري عملكرد در دستگاه هاي اجرايي در چارچوب اصول و مفاهيم علمي مديريت براي تحقق اهداف و وظايف سازماني در قالب برنامه‌هاي اجرايي .

با توجه به تعاريف فوق و اهداف ما از اين ارزيابي عملكرد دستگاه هاي اجرايي، مي توان تعريفي به شرح زير ارايه نمود:

هدف از ارزيابي عملكرد عبارت است از: سنجش، ارزش گذاري و قضاوت در خصوص عملكرد دستگاه هاي اجرايي كشور بر اساس قوانين و مقررات مصوب ، رويكرد معيارهاي اثربخش ، كارايي، اقتصادي و اخلاقي به منظور ارتقاء كيفيت خدمات دولتي. ( 26 )

8- سيستمي است كه ارزشيابي و بازبيني دوره اي ازنحوه ي انجام كار افراد در سازمان را صورت مي دهد . ( 11 )    

9- فرآيندي است كه به طور نظام دار به تشريح توانايي ها و ضعف هاي كاركنان با توجه به شغل آن ها در فواصل معين مي پردازد .       ( 11 )   

10 - ارزشيابي  فرآيند جمع آوري و تفسير نظام دار شواهدي است كه در نهايت به قضاوت ارزشي با چشم داشت به اقدامي معين بيانجامد .  ( 27 )  

11-  سنجش ارزش نسبي پديده ها با استفاده از معيارهاي معين . ( 28 )

12 ارزشيابي عبارت است از روشي که به وسيله آن ميزان نزديکي به هدف مورد نظر سنجيده مي شود و درک اين مساله از طريق مقايسه وضع فعلي با هدف نهايي روشن مي گردد . به عبارت ديگر ارزشيابي ، مقايسه اي است بين آن چه وجود دارد و آن چه کمال مطلوب است ؛ از نظر کلي ارزشيابي را مي توان سنجش کمي و کيفي رشد و يا تغييري دانست که در موضوع مورد نظر به وجود آمده است و منظور از اين سنجش کسب اطمينان و ايجاد انگيزه لازم براي اجرا و يا ادامه برنامه است . ( 29 )

13 ارزشيابي فرآيندي است که در آن ، سطوح تصميم مورد نظر تعيين مي شود ، اطلاعات مناسب برگزيده ، جمع آوري ، و تجزيه و تحليل مي گردد تا گزارشي تهيه شود که بر اساس آن تصميم گيران بتوانند تصميمات مناسب و مقتضي اتخاذ نمايند . ( 30 )

14 ارزشيابي فرآيند منظمي است که در طي آن در باره ارزش ، مطلوبيت ، موثر بودن ، يا کفايت چيزي طبق ملاک ها و مقاصد معيني قضاوت و داوري مي شود . اين داوري مبتني بر مقايسه دقيق داده هاي عيني با استانداردهاي انتخابي است . تعريف دقيق آن چه بايد ارزشيابي شود ، دقيق بودن هدف ها ، تعيين ملاک هاي ويژه ، مشاهده و اندازه گيري دقيق ، و نتيجه گيري منطقي از جمله ويژگي هاي عمده ارزشيابي دقيق به شمار مي روند . ( 30 )

15 ارزشيابي کنترل کيفي فرايندها و نتايج يک برنامه آموزشي است . ( 30 )

16 ارزشيابي عبارت است از فرايند تعيين کردن ، به دست آوردن ، و فراهم ساختن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدف ها ، طرح ، اجرا و نتايج به منظور هدايت تصميم گيري ، خدمت به نيازهاي پاسخ گويي و درک بيش تر از پديده هاي مورد بررسي . ( 31 ) 

17 ارزشيابي عبارت از يک سلسله اقدامات رسمي به منظور بررسي عملکرد کارمندان در فاصله زماني معين است که شامل تمامي رفتارهاي فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زماني مي شود . ( 35 )

18 ارزشيابي عبارت است از سنجش و اندازه گيري کار و نتيجه به دست آمده از کار با مقياس و شاخصي که به توان کميت و کيفيت مورد نظر را با دقت به گونه اي عيني و دور از داوري هاي شخصي و ملاک هاي مبهم اندازه گيري کرد . ( 35 )

19 ارزشيابي و پاداش به معني فرآيند مقايسه نتايج حاصله در پايان يک دوره معين با اهداف از پيش تعيين شده به منظور تعيين ميزان پيشرفت ، تغيير و تجديد نظر در برنامه ها و دادن جزاي مناسب با حسن و يا سوء اجراي عمل و نتايج حاصله مي باشد . ( 35 )

20 - ارزيابي : داوري و قضاوت ارزشي و تخمين قيمت و ارزش كمي و كيفي چيزها و درجه بندي به وسيله ملاك و معيار معين . ( 36 )

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(3)

كنترل   Control

معني لغوي کنترل

            در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه   control  چنين معني شده است : كنترل كردن ، نظارت كردن ، تنظيم كردن ، بازرسي ، كنترل ، بازبيني ، كاربري . ( 23 ) همچنين در فرهنگ فارسي معين به معني بازرسي و تفتيش آمده است . ( 21 )

تعريف کنترل

تعاريف‌ متعددي‌ از كنترل‌ ارايه‌ گرديده‌ كه‌ در ذيل‌ به‌طور مختصر به‌برخي ‌از آن‌ها اشاره‌ مي‌گردد .

1 - كنترل‌ يعني‌ بررسي‌ اين‌ كه‌ همه‌ چيز بر طبق‌ قوانين‌ و دستورهايي‌ كه‌ قبلا تعيين‌شده‌ بود، انجام‌ مي‌شود يا خير  .

2 - كنترل‌ فرايند حصول‌ از تحقق‌ كارآمد اهداف‌ سازمان‌ است‌ .

3 -  كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توجه‌ به‌نتايج‌ كار ( بازخورد ) و پي گيري‌ براي‌ مقايسه ‌فعاليت‌هاي‌ انجام‌ شده‌ با برنامه‌ها و اعمال‌ اصلاحات‌ مقتضي‌ در مواردي‌ كه‌ ازانتظارات‌ انحرافي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ .

4 - فراگرد كنترل ‌، ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌ هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند ومديران‌ را قادر مي‌سازد انحراف‌ از برنامه‌ را به‌هنگام‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌اصلاحي‌ را به‌عمل‌ آورند .

5 -  كنترل ‌، تلاش‌ منظمي‌ در جهت‌ رسيدن‌ به‌اهداف‌ استاندارد ، طراحي‌ سيستم‌ بازخورد اطلاعات ‌، مقايسه‌ي‌ اجزاي‌ واقعي‌ با استانداردهاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ وسرانجام ‌، تعيين‌ انحرافات‌ احتمالي‌ و سنجش‌ ارزش‌ آن ها بر روند اجرايي‌ است‌ كه‌حداكثر كارآيي‌ را در بر مي‌گيرد .    

6 - نظارت‌ و كنترل‌ به‌معني‌ بازديد و مراقبت‌ از طرز پيشرفت‌ اجراي‌ عمليات‌ درمقايسه‌ با وضع‌ مطلوب‌ و تغيير و تصحيح‌ عمليات‌ به‌منظور جلوگيري‌ از انحراف‌ ازتحقق‌ اهداف‌ سازمان‌ آموزشي‌ است‌ .

7 - كنترل‌ عبارت‌ است‌ از حصول‌ اطمينان‌ از اجراي‌ درست‌ برنامه‌ها . ( 5 )

8 فايول کنترل را در معناي روش يا وسيله اي به کار مي برد که صحت انجام امور را طبق طرح و نقشه مصوبه و تصميمات متخذه ، احکام صادره و اصول مستقر بررسي نمايد . فايول براي يک کنترل موثر در معناي فوق تحقق چهار شرط را لازم مي پندارد .

اول اين که کنترل با سرعت توام باشد ، دوم پي گيري گردد ، سوم اين که ضمانت اجرا داشته باشد و بالاخره چهارم اين که حاوي تدابير و مقرراتي باشد که از تکرار انحرافات جلوگيري نمايد . ( 6 )           

9 کنترل عبارت است از مطابقت مراحل مختلف عمليات با اهداف از پيش تعيين شده و حصول اطمينان از پيشرفت مطلوب امور  مي باشد . ( 7 ) 

10 -  کنترل فعاليتي است که ضمن آن عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده مقايسه مي شوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آن چه بايد باشد و آن چه هست به رفع و اصلاح آن ها اقدام شود .

11 -  کنترل عبارت است از فعاليتي منظم که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند .  ( 8 ) 

12 کنترل فرآيندي است که مدير از طريق آن ، تطابق عمليات انجام شده را با فعاليت هاي برنامه ريزي شده مي سنجد . ( 9 )

13- كنترل به معناي حفظ و اصلاح موازيني كه مظهر عمليات مطلوب است به كار رفته است ، اين موازين ممكن است محسوس و يا نامحسوس ، مبهم يا مشخص باشد . ( 15 )

14- كنترل عبارت است از يك كوشش منظم در ايجاد ضوابط عملياتي بر اساس اهداف برنامه ، جهت طراحي يك سيستم باز اطلاعاتي به منظور مقايسه عمليات انجام يافته با استانداردهاي از پيش تعيين شده كه در صورت وجود انحراف ميزان آن مشخص شود و در نتيجه هر نوع اقدام انجام گيرد تا اطمينان حاصل گردد كه منابع به موثرترين شكل در نيل به اهداف سازمان به كار گرفته شده است .    ( 15 )

15- كنترل عبارت است از توجه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسه فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه از انتظارات ، انحرافي صورت گرفته است . ( 15 )

16 - كنترل تلاشي است منظم جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده ، تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . (15 )

17 - وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي بدست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . نظارت وظيفه هر مدير از رياست عالي مؤسسه تا سرپرست و مديران پايه است . ( 15 )

18- كنترل عبارت است از فعاليتي منظم كه ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد و عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ؛ اختلاف و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن مشخص مي شود و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام  مي گيرد .       ( 15 )

19-  كنترل عبارت است از تصميم گيرها و برنامه ها از زمان اجراي آن ها و اقدامات لازم براي جلوگيري از انحرافات عمليات نسبت به هدف هاي برنامه و تصحيح انحرافات احتمالي به وجود آمده . ( 15 )

20 - كنترل حصول اطمينان از اين كه هدف ها و مقاصد سازمان همه روزه جامه ي عمل به خود . ( 12 )                                                                        21 - كنترل عبارت است از تعيين معيارهاي عملكرد براي افراد ، اندازه گيري عملكرد و مقايسه آن با معيارها ، و اقدام براي تصحيح نقاط ضعف و پرداختن به مسائل موجود .  ( 12 )

22- كنترل كردن وظيفه ي مديريتي ارزيابي كوشش كاركنان و انجام اقدامات اصلاحي براي حصول اطمينان بيش تر از دست يابي به  هدف هاي سازمان است . ( 12 )

23- عبارت است از ، مجموعه تلاشي منظم در جهت رسيدن به اهداف از پيش طراحي شده از طريق بازخور اطلاعات ، عمليات واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سپس تصحيح آن ها در راستاي اهداف . ( 16 )

24- كنترل فرايندي است كه عملكرد جاري را به منظور حصول اطمينان از اين كه منجر به وصول هدف هاي از پيش تعيين شده مي شود ،  اندازه گيري مي كند . ( 16 )

25- كنترل به معني بازگردانيدن سيستم به شكل درست و مطلوب آن از طريق كارهاي تصحيح كننده كه يك جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . ( 16 ) 

26- كنترل تلاشي است منظم با توجه به هدف هاي از پيش تعيين شده ، استانداردهاي عملكرد را مشخص  مي كند ، عملكرد واقعي را با معيارهاي معين مقايسه مي كند ، انحرافات و درجه اهميت آن ها را تعيين كرده و اقدامات اصلاحي را در صورت لزوم معمول مي دارد .  ( 16 )

27- كنترل تلاش منظمي است در جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . ( 13 )

28- كنترل يعني بررسي ميزان تحقق اهداف برنامه در اجرا و بررسي دلايل عدم تحقق اهداف و انحرافات از برنامه . كنترل شامل مراحل ذيل مي باشد : 1- برپايي استانداردها و حدود انتظارات 2- ارزيابي عملكرد جاري نسبت به استانداردها و يا حدود انتظارات و تعيين انحرافات 3- اصلاح انحرافات .  ( 14 )

29- كنترل عبارت است از مقايسه عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده در سازمان كه در صورت وجود اختلاف ، نسبت به اصلاح آن ها اقدام مي شود . يا اين كه كنترل تلاش منظمي است كه همواره فعاليت هاي انجام شده در سازمان را با معيار يا استاندارد كار ( اهداف ) مي سنجد . پس از سنجش مي توان سه حالت را مشاهده كرد :

1 ) عمليات با اهداف و برنامه هاي پيش بيني شده برابر است كه نشانگر فعاليت مطلوب سازمان است .

2 )  عمليات انجام شده كمتر از فعاليت هايي است كه در اهداف و برنامه ها پيش بيني شده است كه در اين صورت لازم است انحرافات ارزش گذاري شده و نقاط ضعف عمليات معلوم و اصلاح شود .

3 )  عمليات انجام شده بيش از طرح و برنامه ها باشد كه در اين صورت لازم است پس از مطالعه عوامل توفيق ، نسبت به اصلاح      برنامه ها و طرح هاي پيش بيني شده اقدام كنيم . ( 14 )  

30 - کنترل را مي توان فرايند بازبيني فعاليت ها براي کسب اطمينان از انجام فعاليت ها بر طبق برنامه دانست ، اين فرايند شامل اصلاح کردن هر کاستي چشم گير و انحرافي نيز مي شود . ( 3 )   

31 - کنترل و نظارت عبارت است از فعاليتي که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استاندادهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده و ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند . ( 3 )

32 - کنترل و نظارت عبارت است از : ارزیابی تصمیم گیری ها و برنامه ها از زمان اجرای آن ها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدف های برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی به وجود آمده  ( همان طور که در این تعریف ملاحظه می گردد ، ارزشیابی جزيی از نظارت و کنترل به حساب می آید . ( 2 )

33 -  فراگرد كنترل‌ ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌ هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند و مديران‌ راقادر مي‌سازد كه‌ انحراف‌ از برنامه‌ را به‌موقع‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌ اصلاحي‌ ياتغييرات‌ لازم‌ را به‌عمل‌ آورند .

هم‌چنين‌ ايشان‌ فراگرد كنترل‌ را شامل‌ چهار مرحله‌ مي‌داند:

1 )  تعيين‌ ملاك‌ها و روش‌هاي‌ سنجش‌ و اندازه‌گيري‌ فعاليت‌ها

2 ) نظارت‌ عملكرد و فعاليت‌ها و سنجش‌ و اندازه‌گيري‌ آن ها

3 ) مقايسه‌ي‌ نتايج‌ حاصله‌ از سنجش‌ عملكردها با ملاك‌ها و هدف‌هاي‌ تعيين‌شده ‌.

4 ) اقدام‌ براي‌ تصحيح‌ عملكردها.  ( 4 )

34 - كنترل مديريت حصول اطمينان از اثربخشي و كارايي استفاده از نيروي انساني است . ( 33 )

35- كنترل مديريتي فرآيندي است جهت حصول اطمينان از اينكه فعاليت هاي انجام شده با فعاليت هاي  برنامه ريزي شده مطابقت دارد . ( 34 )

36- كنترل مديريتي تلاشي منظم است براي تعيين استانداردهاي اجراي عمليات در جهت هدف هاي برنامه ريزي ، طراحي        سيستم هاي بازخورد اطلاعات ، مقايسه ي عمليات اجرا شده با استانداردهاي پيش بيني شده ، تعيين ميزان انحرافات و سنجش اهميت آن ها ، و اجراي هر اقدام ضروري براي اطمينان از اين كه با مؤثرترين ، و كارآمدترين شيوه از كليه ي منابع موجود براي تحقق        هدف هاي مشترك استفاده شده است . ( 34 )

37 –  كنترل : كنترل فعاليت ها و عملكردها به گونه اي كه در مسير استاندارد و تحقق هدف هاي سازمان باشد . ( 36 )

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(2)

 نظارت  Supervision

 معني لغوي نظارت

          اصطلاح نظارت ( supervision   ) از دو كلمه لاتيني ( super ) به معناي بالاي ، بالاي سر ، در بالا و ( videre  ) به معني مواظب بودن ، نگاه كردن ، مراقبت كردن ، بر كسي نظارت كردن و مشاهده كردن تركيب يافته است . بعدها به تدريج در زبان انگليسي كلمه videre به « vision » تبديل شد و  supervision  تلويحاً به شاهداني اطلاق گرديد كه توام با بينش ، دانش و آگاهي باشند .  ( 20 )

             دكتر محمد معين نيز واژه نظارت با فتح نون و كسر نون در فرهنگ فارسي خود به تفكيك چنين معني كرده است :

نظارت ( با فتح نون ) : عمل ناظر و مقام او ، مراقبت در اجراي امور ، ...

نظارت ( با كسر نون ) : زيركي ، فراست ، نظر كردن ، نگريستن ، نظر ، نگرش . ( 21 )

             در تاريخ تعليم و تربيت اسلام کلمه نقابت به معني سرپرستي ، پاسداري و نگاهداري جامعه معلمان ذکر شده است . لغت نامه آموزش و پرورش نظارت در امور آموزش را به معناي کنترل کردن آورده است که روند امور در حال اجرا ارزشيابي مي شود تا اطمينان حاصل شود که مطابق با طرح و دستور العمل پيشرفت مي نمايد . ( 24 )

             مفهوم نظارت در معناي عام ، وسعت و شمول گسترده اي دارد . تمام سازمان ها ، اعم از بزرگ و پيچيده تا كوچك و سالم ، دولتي و غير دولتي ، صنعتي يا آموزشي و انتفاعي و غير انتفاعي ، براي دستيابي به اهداف خود به نظارت و راهنمايي در امر مديريت نياز دارند . معمولاً در اين معنا اصطلاح نظارت مترادف با كنترل به كار برده مي شود . شايد دليل اصلي اين صاحب نظران عام سازمان و مديريت ، ارتباط و وابستگي بسيار نزديك هر دو مفهوم براي كاربردي يگانه باشد . كنترل غالبا ً معناي ضمني نامطلوبي دارد ؛ زيرا به نظر مي رسد اعمال كنترل آزادي عمل فردي را تهديد مي كند . حال آن كه نظارت با در نظر گرفتن جوانب اساسي روابط انساني در سازمان ، تلويحاً بر آن است تا حرمت و شان و مقام انسان در سازمان را نيز مد نظر و توجه قرار دهد . ( 20 )

 تعريف نظارت   

            نظارت در معني و مفهومي مستقل از كنترل كمتر تعريف شده است و در بيش تر تعاريف موجود همواره نظارت را هم معني و مترداف با كنترل مورد توجه قرار داده اند . در اين جا به بعضي از تعريف ها كه نظارت در معني و مفهومي ( تقريباً ) غير از كنترل در نظر گرفته اند ؛ اشاره مي شود .

1 -  نظارت : مراقبت مستمر بر اجراي امور با نگاه دقيق و زيربينانه در خصوص آنچه انجام گرفته و آنچه بايد انجام مي گرفت ( انطباق عملكرد با وظائف ) . ( 17 )

2- نظارت كوششي است كه مدير در جهت تطبيق عمليات با برنامه انجام مي دهد تا ميزان صحت و سقم فعاليت ها را بدست آورد . در نظارت موارد زير مورد توجه قرار مي گيرد :

نظارت ، عمليات و برنامه را با يكديگر تطبيق مي كند .

نظارت ، ميزان سلامت يا بيماري دستگاه و فعاليت ها را مشخص مي سازد .

نظارت ، توان واحدهاي مختلف را در انجام كارها بيان مي دارد .

نظارت ، مقدار پيشرفت عمليات و فاصله آن را تا هدف روشن مي نمايد .

نظارت ، لزوم هدايت خواهي و ظرفيت هدايت پذيري را بدست مي آورد .

3- نظارت چيزي نيست جز ارسال پيام هايي كه به طور موثر رفتار گيرنده پيام ها را تغيير دهد . ( 17 )

4- نظارت فرق بين ثمر بخش و كوشش بي ثمر را بيان مي كند . ( 17 )

5- نظارت عبارت است از اينكه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 17 )                 

6 - نظارت استصوابي : مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولي و تصويب كردن اعمال وي پيش از اجراي آن ، بدين صورت كه متولي پيش از اقدام به هر عملي با ناظر مشورت مي كند و در صورت موافقت وي عمل مي نمايد و متولي بدون موافقت ناظر نبايد به هيچ كاري اقدام بكند . ( 15 )

6 -  نظارت اطلاعاتي : مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولي است در امور وقف ، بدين صورت كه از اقدام متولي آگاه گردد و ليكن تصويب اعمال متولي از طرف ناظر لازم نيست . ( 15 )

7- نظارت و كنترل به معني بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحراف از تحقق اهداف سازمان است .  ( 10 )

8- نظارت كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها با مقايسه با وضع مطلوب نظارت ناميده مي شود كه مقدم بر كنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال كنترل نيازمند نباشيم .    ( 10 )

11- نظارت فرايند كسب آگاهي از عملكرد واقعي و مقايسه آن با اهداف و عملكرد مطلوب و تصحيح اشتباهات و انحرافات مي باشد . ( 11 )

12- نظارت را به مفهوم مقايسه عمليات انجام شده ، با معيارهاي تعيين شده در هر سازمان گفته اند تا از اين طريق بتوان به اقدامات اصلاحي و به موقع براي جلوگيري از اشتباهات و انحرافات دست زد . ( 19 )

13 -  نظارت عبارت است از اين كه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 15 )

14 -  وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي به دست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و  طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . ( 15 )

15- نظارت فرايندي است كه راهنماي تعليماتي از طريق آن به جمع آوري اطلاعات در باره فعاليت هاي آموزشي ، پرورشي و اداري مديران و معلمان در محيط هاي آموزشي مي پردازد . منظور چنين اقداماتي ، مطالعه وضع موجود مدارس ، تعيين ميزان پيشرفت امور و مقايسه آن با وضع مطلوب مي باشد كه بوسيله مشاهده ، مصاحبه و مشورت با كاركنان مدرسه ، دانش آموزان و اولياي آنان عملي      مي گردد . چنانچه در برسي ها و مقايسه ها ، كاستي ها ، مشكلات و يا انحرافاتي مشاهده گردد با اتخاذ تدابير مقتضي سعي مي شود كه فعاليت هاي مختلف به طرف وضع مطلوب سوق داده شوند . ( 32 )

16 نظارت : حمايت ، هدايت و تقويت افراد در مسير رشد ( حرفه اي سازماني ) و كنترل فعاليت ها در جهت نيل به هدف هاي سازمان و بهبود مديريت . ( 36 )

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(1)

بسم الله الرحمن الرحيم

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(1)

حسين حیدری تبار(استرون)

كارشناس ارشد مديريت آموزشي

چكيده

            وجود شباهت هاي مفهومي بين نظارت ، کنترل، ارزيابي و بازرسی و کاربرد رايج آن ها در گفتگوها ( غلط مصطلح ) موجب شده است که بعضي صاحب نظران ( به رغم اذعان به وجود تفاوت هاي مفهومي و عملي بين آن ها ) مفاهيم مذکور را هم معني و مترادف به کار ببرند . که اين امر مي تواند موجب تسري و تعميم آثار سوء يا حداقل ادراک منفي که افراد نسبت به يک متغير دارند ، به متغير ديگر منتقل گردد . لذا در اين نوشتار تلاش شده است ضمن بيان معني لغوي و تعاريف واژه هاي فوق ، آن ها را با هم مقايسه و براي هر يک ويژگي هاي خاصي ارايه شود .   

واژه هاي كليدي : نظارت ، کنترل، ارزيابي( ارزشيابي) و بازرسی .

مقدمه

     صاحب نظران اداره سازمان ها مي گويند : اگر نمي توانيد چيزي را اندازه گيري كنيد ، فراموشش نماييد . يعني اگر مديريت نتواند نشان دهد كه : چه كاري انجام مي شود ؟ چگونه انجام مي شود ؟ به وسيلة چه كساني  و به چه منظوري انجام مي شود ؟ آيا منطبق با برنامه ها و در جهت كسب هدف انجام مي شود ؟ آيا فعاليت ها قابل اندازه گيري هست ؟ ( 1 )

          هر سازماني جهت تحقق اهدافي موجوديت مي يابد . و رفتار افراد شاغل در آن تابع موازين و مقرراتي است . و محقق شدن اهداف نيز در گرو رفتار درست افراد در راستاي اجراي برنامه ها مي باشد . لذا اجراي صحيح برنامه ها و رفتار مطلوب کارکنان وظيفه سنگين و کليدي است که بايستي از طريق مراقبت دقيق و مستمر فرآيند کار ، مقايسه وضع موجود با وضعيت مطلوب و اصلاح و بهبود حاصل گردد .

           يکي از وظايف اساسي مديريت ؛ نظارت ، کنترل، ارزيابي و بازرسی است که بدون آن تحقق اهداف مديريت امکان پذير نخواهد بود . به طوري که بدون توجه به اين جزو ، ساير اجزاي مديريت ، مثل ؛ برنامه ريزي ، سازماندهي و هدايت نيز ناقص بوده و تضميني براي انجام درست آن ها وجود ندارد . در حقیقت زمانی که یک برنامه تهیه شد و برای اجرای آن سازماندهی به عمل آمد و رهبری و هدایت آن مشخص شد ، انتظار این است که هدف های برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه ، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی اهداف تعیین شده می باشد . گاهی ممکن است حتی جزئیات برنامه به صورت دقیق اجرا گردد اما جهت گیری کلی در اجرای برنامه دارای انحراف بوده و ما را از هدف دور سازد . اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست صورت می گیرد و در صورت مشاهده انحراف ، اقدام لازم برای تصحیح آن به عمل می آید ، نیازمند فرآیندی است که آن را نظارت و کنترل می نامند. ( 2 )

          شايد به جرات بتوان ادعا کرد انجام هيچ فعاليتي در سازمان قرين توفيق نخواهد بود مگر اين که کنترل و ارزيابي هاي لازم نسبت به آن  به عمل آمده باشد . به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدف ها و انجام عمليات آگاهي يافته و قدرت پي گيري و عند الزوم سنجش و اصلاح آن ها را پيدا مي کند. کنترل و ارزيابي ابزار کار مديران در رده هاي مختلف سازماني از مراتب عالي تا رده هاي سرپرستي است و لزوم آن را در مراتب مختلف به سادگي مي توان احساس کرد . سازمان بدون وجود يک سيستم موثر کنترل در تحقق ماموريت هاي خود موفق نبوده و نمي توان از منابع خود به درستي استفاده کند . ايجاد فرايند کنترل و ارزيابي به تفکر خلاق نياز دارد، چه سوال هايي بايد پرسيده شود ؟ چگونه مي توان به پاسخ آن ها دست يافت ؟ ارزيابي و کنترل همچنين به توجه دقيق و تفصيلي درباره روش ها و شيوه تحليل اطلاعات نياز دارد . ( 3 )

           بنابراين اين نظارت بر عملكرد و اداره منابع انساني سازمان ها ضرورت يافته و عنوان برنامه رسمي و منظمي كه جهت سنجش هزينه ها ، منافع اداره سازمان ها و امور كاركنان تنظيم شده و امكان مقايسه كارآيي و اثربخشي سازمان و كاركنان را با برنامه ها و عملكرد گذشته سازمان تعريف مي نمايد . منظور اساسي از نظارت و سنجش برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها و افراد ، تدارك اطلاعات جهت بازخورد و در نهايت بهبود امور كاركنان است . ( 1 )

          شايد مهم ترين مسئله ای که وجود کنترل را ضروری می سازد ، آن است که پيش بينی ها و برنامه های عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات ، کنترل تنها راه چاره است . ( 4 ) گر چه ضرورت و اهميت انجام دادن نظارت ، کنترل، بازرسی و ارزيابي برنامه ها ، فعاليت ها و افراد بر کسي پوشيده نبوده و باوري است فراگير ، اما ؛ همان گونه که در مطالب فوق نيز مشاهده  مي شود ، بعضي بين مفاهيم مذکور تفاوتي ( شايد هم با اغماض ) قايل نشده و حتي هم معني و مترادف به کار  مي برند . در اين نوشتار سعي بر آن خواهد بود که علاوه بر نقل تعاريف مختلف نتيجتاً به ارايه مرز بندي ما بين آن ها ( نظارت ، کنترل ، ارزيابي و بازرسی ) بپردازيم .

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(1)

بسم الله الرحمن الرحيم

نظارت ، كنترل، ارزيابي و بازرسی(1)

حسين حیدری تبار(استرون)

كارشناس ارشد مديريت آموزشي

چكيده

            وجود شباهت هاي مفهومي بين نظارت ، کنترل، ارزيابي و بازرسی و کاربرد رايج آن ها در گفتگوها ( غلط مصطلح ) موجب شده است که بعضي صاحب نظران ( به رغم اذعان به وجود تفاوت هاي مفهومي و عملي بين آن ها ) مفاهيم مذکور را هم معني و مترادف به کار ببرند . که اين امر مي تواند موجب تسري و تعميم آثار سوء يا حداقل ادراک منفي که افراد نسبت به يک متغير دارند ، به متغير ديگر منتقل گردد . لذا در اين نوشتار تلاش شده است ضمن بيان معني لغوي و تعاريف واژه هاي فوق ، آن ها را با هم مقايسه و براي هر يک ويژگي هاي خاصي ارايه شود .   

واژه هاي كليدي : نظارت ، کنترل، ارزيابي( ارزشيابي) و بازرسی .

مقدمه

     صاحب نظران اداره سازمان ها مي گويند : اگر نمي توانيد چيزي را اندازه گيري كنيد ، فراموشش نماييد . يعني اگر مديريت نتواند نشان دهد كه : چه كاري انجام مي شود ؟ چگونه انجام مي شود ؟ به وسيلة چه كساني  و به چه منظوري انجام مي شود ؟ آيا منطبق با برنامه ها و در جهت كسب هدف انجام مي شود ؟ آيا فعاليت ها قابل اندازه گيري هست ؟ ( 1 )

          هر سازماني جهت تحقق اهدافي موجوديت مي يابد . و رفتار افراد شاغل در آن تابع موازين و مقرراتي است . و محقق شدن اهداف نيز در گرو رفتار درست افراد در راستاي اجراي برنامه ها مي باشد . لذا اجراي صحيح برنامه ها و رفتار مطلوب کارکنان وظيفه سنگين و کليدي است که بايستي از طريق مراقبت دقيق و مستمر فرآيند کار ، مقايسه وضع موجود با وضعيت مطلوب و اصلاح و بهبود حاصل گردد .

           يکي از وظايف اساسي مديريت ؛ نظارت ، کنترل، ارزيابي و بازرسی است که بدون آن تحقق اهداف مديريت امکان پذير نخواهد بود . به طوري که بدون توجه به اين جزو ، ساير اجزاي مديريت ، مثل ؛ برنامه ريزي ، سازماندهي و هدايت نيز ناقص بوده و تضميني براي انجام درست آن ها وجود ندارد . در حقیقت زمانی که یک برنامه تهیه شد و برای اجرای آن سازماندهی به عمل آمد و رهبری و هدایت آن مشخص شد ، انتظار این است که هدف های برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه ، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی اهداف تعیین شده می باشد . گاهی ممکن است حتی جزئیات برنامه به صورت دقیق اجرا گردد اما جهت گیری کلی در اجرای برنامه دارای انحراف بوده و ما را از هدف دور سازد . اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست صورت می گیرد و در صورت مشاهده انحراف ، اقدام لازم برای تصحیح آن به عمل می آید ، نیازمند فرآیندی است که آن را نظارت و کنترل می نامند. ( 2 )

          شايد به جرات بتوان ادعا کرد انجام هيچ فعاليتي در سازمان قرين توفيق نخواهد بود مگر اين که کنترل و ارزيابي هاي لازم نسبت به آن  به عمل آمده باشد . به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدف ها و انجام عمليات آگاهي يافته و قدرت پي گيري و عند الزوم سنجش و اصلاح آن ها را پيدا مي کند. کنترل و ارزيابي ابزار کار مديران در رده هاي مختلف سازماني از مراتب عالي تا رده هاي سرپرستي است و لزوم آن را در مراتب مختلف به سادگي مي توان احساس کرد . سازمان بدون وجود يک سيستم موثر کنترل در تحقق ماموريت هاي خود موفق نبوده و نمي توان از منابع خود به درستي استفاده کند . ايجاد فرايند کنترل و ارزيابي به تفکر خلاق نياز دارد، چه سوال هايي بايد پرسيده شود ؟ چگونه مي توان به پاسخ آن ها دست يافت ؟ ارزيابي و کنترل همچنين به توجه دقيق و تفصيلي درباره روش ها و شيوه تحليل اطلاعات نياز دارد . ( 3 )

           بنابراين اين نظارت بر عملكرد و اداره منابع انساني سازمان ها ضرورت يافته و عنوان برنامه رسمي و منظمي كه جهت سنجش هزينه ها ، منافع اداره سازمان ها و امور كاركنان تنظيم شده و امكان مقايسه كارآيي و اثربخشي سازمان و كاركنان را با برنامه ها و عملكرد گذشته سازمان تعريف مي نمايد . منظور اساسي از نظارت و سنجش برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها و افراد ، تدارك اطلاعات جهت بازخورد و در نهايت بهبود امور كاركنان است . ( 1 )

          شايد مهم ترين مسئله ای که وجود کنترل را ضروری می سازد ، آن است که پيش بينی ها و برنامه های عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات ، کنترل تنها راه چاره است . ( 4 ) گر چه ضرورت و اهميت انجام دادن نظارت ، کنترل، بازرسی و ارزيابي برنامه ها ، فعاليت ها و افراد بر کسي پوشيده نبوده و باوري است فراگير ، اما ؛ همان گونه که در مطالب فوق نيز مشاهده  مي شود ، بعضي بين مفاهيم مذکور تفاوتي ( شايد هم با اغماض ) قايل نشده و حتي هم معني و مترادف به کار  مي برند . در اين نوشتار سعي بر آن خواهد بود که علاوه بر نقل تعاريف مختلف نتيجتاً به ارايه مرز بندي ما بين آن ها ( نظارت ، کنترل ، ارزيابي و بازرسی ) بپردازيم .

تعریف مدیریت آموزشی

مدیریت آموزشی
(Educational management)

    مدیریت آموزشی مجموعه‌ای منسجم از دانش حاصل از کاربرد روش علمی به منظور توصیف خصوصیات و تبیین عناصر سازمانی و روابط فی‌مابین آن‌ها در سازمان‌های آموزشی است. در این تعریف، عناصر سازمانی؛ متشکل از چهار سیستم بنیادی می‌باشند: الف-سیستم رفتاری ب- سیستم ساختاری ج- سیستم تکنولوژیک د- سیستم محیطی. ویکی‌پدیا