نظارت  Supervision

 معني لغوي نظارت

          اصطلاح نظارت ( supervision   ) از دو كلمه لاتيني ( super ) به معناي بالاي ، بالاي سر ، در بالا و ( videre  ) به معني مواظب بودن ، نگاه كردن ، مراقبت كردن ، بر كسي نظارت كردن و مشاهده كردن تركيب يافته است . بعدها به تدريج در زبان انگليسي كلمه videre به « vision » تبديل شد و  supervision  تلويحاً به شاهداني اطلاق گرديد كه توام با بينش ، دانش و آگاهي باشند .  ( 20 )

             دكتر محمد معين نيز واژه نظارت با فتح نون و كسر نون در فرهنگ فارسي خود به تفكيك چنين معني كرده است :

نظارت ( با فتح نون ) : عمل ناظر و مقام او ، مراقبت در اجراي امور ، ...

نظارت ( با كسر نون ) : زيركي ، فراست ، نظر كردن ، نگريستن ، نظر ، نگرش . ( 21 )

             در تاريخ تعليم و تربيت اسلام کلمه نقابت به معني سرپرستي ، پاسداري و نگاهداري جامعه معلمان ذکر شده است . لغت نامه آموزش و پرورش نظارت در امور آموزش را به معناي کنترل کردن آورده است که روند امور در حال اجرا ارزشيابي مي شود تا اطمينان حاصل شود که مطابق با طرح و دستور العمل پيشرفت مي نمايد . ( 24 )

             مفهوم نظارت در معناي عام ، وسعت و شمول گسترده اي دارد . تمام سازمان ها ، اعم از بزرگ و پيچيده تا كوچك و سالم ، دولتي و غير دولتي ، صنعتي يا آموزشي و انتفاعي و غير انتفاعي ، براي دستيابي به اهداف خود به نظارت و راهنمايي در امر مديريت نياز دارند . معمولاً در اين معنا اصطلاح نظارت مترادف با كنترل به كار برده مي شود . شايد دليل اصلي اين صاحب نظران عام سازمان و مديريت ، ارتباط و وابستگي بسيار نزديك هر دو مفهوم براي كاربردي يگانه باشد . كنترل غالبا ً معناي ضمني نامطلوبي دارد ؛ زيرا به نظر مي رسد اعمال كنترل آزادي عمل فردي را تهديد مي كند . حال آن كه نظارت با در نظر گرفتن جوانب اساسي روابط انساني در سازمان ، تلويحاً بر آن است تا حرمت و شان و مقام انسان در سازمان را نيز مد نظر و توجه قرار دهد . ( 20 )

 تعريف نظارت   

            نظارت در معني و مفهومي مستقل از كنترل كمتر تعريف شده است و در بيش تر تعاريف موجود همواره نظارت را هم معني و مترداف با كنترل مورد توجه قرار داده اند . در اين جا به بعضي از تعريف ها كه نظارت در معني و مفهومي ( تقريباً ) غير از كنترل در نظر گرفته اند ؛ اشاره مي شود .

1 -  نظارت : مراقبت مستمر بر اجراي امور با نگاه دقيق و زيربينانه در خصوص آنچه انجام گرفته و آنچه بايد انجام مي گرفت ( انطباق عملكرد با وظائف ) . ( 17 )

2- نظارت كوششي است كه مدير در جهت تطبيق عمليات با برنامه انجام مي دهد تا ميزان صحت و سقم فعاليت ها را بدست آورد . در نظارت موارد زير مورد توجه قرار مي گيرد :

نظارت ، عمليات و برنامه را با يكديگر تطبيق مي كند .

نظارت ، ميزان سلامت يا بيماري دستگاه و فعاليت ها را مشخص مي سازد .

نظارت ، توان واحدهاي مختلف را در انجام كارها بيان مي دارد .

نظارت ، مقدار پيشرفت عمليات و فاصله آن را تا هدف روشن مي نمايد .

نظارت ، لزوم هدايت خواهي و ظرفيت هدايت پذيري را بدست مي آورد .

3- نظارت چيزي نيست جز ارسال پيام هايي كه به طور موثر رفتار گيرنده پيام ها را تغيير دهد . ( 17 )

4- نظارت فرق بين ثمر بخش و كوشش بي ثمر را بيان مي كند . ( 17 )

5- نظارت عبارت است از اينكه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 17 )                 

6 - نظارت استصوابي : مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولي و تصويب كردن اعمال وي پيش از اجراي آن ، بدين صورت كه متولي پيش از اقدام به هر عملي با ناظر مشورت مي كند و در صورت موافقت وي عمل مي نمايد و متولي بدون موافقت ناظر نبايد به هيچ كاري اقدام بكند . ( 15 )

6 -  نظارت اطلاعاتي : مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولي است در امور وقف ، بدين صورت كه از اقدام متولي آگاه گردد و ليكن تصويب اعمال متولي از طرف ناظر لازم نيست . ( 15 )

7- نظارت و كنترل به معني بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحراف از تحقق اهداف سازمان است .  ( 10 )

8- نظارت كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها با مقايسه با وضع مطلوب نظارت ناميده مي شود كه مقدم بر كنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال كنترل نيازمند نباشيم .    ( 10 )

11- نظارت فرايند كسب آگاهي از عملكرد واقعي و مقايسه آن با اهداف و عملكرد مطلوب و تصحيح اشتباهات و انحرافات مي باشد . ( 11 )

12- نظارت را به مفهوم مقايسه عمليات انجام شده ، با معيارهاي تعيين شده در هر سازمان گفته اند تا از اين طريق بتوان به اقدامات اصلاحي و به موقع براي جلوگيري از اشتباهات و انحرافات دست زد . ( 19 )

13 -  نظارت عبارت است از اين كه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 15 )

14 -  وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي به دست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و  طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . ( 15 )

15- نظارت فرايندي است كه راهنماي تعليماتي از طريق آن به جمع آوري اطلاعات در باره فعاليت هاي آموزشي ، پرورشي و اداري مديران و معلمان در محيط هاي آموزشي مي پردازد . منظور چنين اقداماتي ، مطالعه وضع موجود مدارس ، تعيين ميزان پيشرفت امور و مقايسه آن با وضع مطلوب مي باشد كه بوسيله مشاهده ، مصاحبه و مشورت با كاركنان مدرسه ، دانش آموزان و اولياي آنان عملي      مي گردد . چنانچه در برسي ها و مقايسه ها ، كاستي ها ، مشكلات و يا انحرافاتي مشاهده گردد با اتخاذ تدابير مقتضي سعي مي شود كه فعاليت هاي مختلف به طرف وضع مطلوب سوق داده شوند . ( 32 )

16 نظارت : حمايت ، هدايت و تقويت افراد در مسير رشد ( حرفه اي سازماني ) و كنترل فعاليت ها در جهت نيل به هدف هاي سازمان و بهبود مديريت . ( 36 )