بكارگيري مديريت استراتژيك در توسعه قابليتهاي سازماني ( 1 )
بكارگيري مديريت استراتژيك در توسعه قابليتهاي سازماني
منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از كتاب برداشت دوم، سال چهارم (سري جديد) شماره 5، پائيز 1385
مديران بايد سازمان خود را به سوي آينده اي ناشناخته هدايت كنند كه كام يابي در اين راه پرتلاطم نيز به توان مندي آنان در تجسم و درك دنياي اطرافشان بستگي دارد؛ دنيايي پيچيده و انباشته از ظرافت ها، ناپايداري ها، ديوان سالاري ها، تحركات سياسي و سرانجام واقعيتهاي انكارناپذير. از آنجا كه نمي توان شيوه اي يگانه را براي برخورد با تمامي مسائل مديريت برگزيد، لازم است مديران، مسائل گوناگوني را كه سازمان با آنها مواجه است بشناسند و عملكرد سازمان را متناسب با آن هدايت و كنترل نمايند. مقاله حاضر جهت برجسته نمودن اين قابليت و بكارگيري آن در توسعه پايدار سازمانها، ضمن معرفي مديريت استراتژيك و ضرورت استفاده از آن، مزاياي بكارگيري، مهارتهاي لازم، نحوه تكامل، شيوه هاي اجرا، مراحل، بسترهاي اجرا، فرايند اجرا، نتايج و توسعه روند و در نهايت موانع طراحي برنامه هاي مديريت استراتژيك را بصورت اجمال مورد توجه قرار داده است.
از اوايل قرن بيستم با تأكيد سازمانها مبتني بر بودجه مندي و كنترل، سمت گيريهاي استراتژيك آنان بر اين اساس بنا مي شد كه آينده چيزي مشابه گذشته است. سازماندهي، تخصيص منابع (انساني و مالي)، تجهيزات و … با محدوديت تهديدات متكي بر سوابق تاريخي انجام مي گرديد اما پس از جنگ جهاني دوم طرح ريزيهاي بلند مدت مورد توجه و مبناي تصميم گيريهاي مديريتي واقع شد. امروزه در پرتو تحولات علمي و تكنولوژيك جديد، سازمانها دستخوش دگرگونيهاي عميق و فراواني گرديده اند. انديشمندان و مديران سازمانهاي بزرگ دريافتند كه بر خلاف گذشته، محيط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دچار تغييرات وسيع بوده و عدم ثبات ناشي از آن نيز به تدريج شديدتر مي گردد.
از لحاظ مفهومي مديريت استراتژيك با تحول در تئوريهاي مديريت همگامي دارد. مكاتب كلاسيك رفتاري و كمي مديريت بر جنبه هايي از سازمان و عملكرد آن تأكيد مي كردند كه توسط مديريت قابل كنترل بود. مسائلي از قبيل برنامه ريزي توليد، رفتار زيردستان، بهبود محيط كار، نقش گروههاي غير رسمي در بازدهي كار، مدلهاي كمي تصميم گيري و غيره. ليكن هرگز فضاي سياسي جامعه، احساس افراد و نهادهاي خارج از سازمان، مسأله اصلي آنها نبود. چرا كه محيط از ثباتي نسبي برخوردار بوده وچنين نيازي هم احساس نمي شد. به تدريج با رشد مستمر اقتصادي، اوضاع قابل اطمينان محيطي از ميان رفت و تغييرات و حوادث شتابنده اي در جهان اتفاق افتاد. لذا مفاهيمي مانند سيستم، برنامه ريزي بلندمدت، استراتژي و فرايند مديريت استراتژيك مورد توجه صاحب نظران مديريت قرار گرفت. توجه به محيط، آگاهي از تأثير متغيرهاي محيطي و ارائه چشم اندازي از فعاليت آينده براي سازمانها، لزوم آمادگي براي برخورد با تغييرات مداوم را توجيه مي كند. وجود عدم قطعيت هاي محيطي در مسايل سازماني به لحاظ مبهم بودن و طبيعت احتمالي رخدادهاي آتي و آمادگي سازمانها جهت تغيير، برخوردي متفاوت با تغيير، نوع تصميمات، عوامل جديد مؤثر بر تصميم گيري و قطعيت در مورد تغييرات آينده، توجه به استفاده از مدل مديريت استراتژيك را افزون تر مي نمايد.
لذا با توجه به پيشينه مذكور و همچنين پيچيدگي ارتباطات ميان اجزاء نرم در نظام هاي مديريتي و عدم كارايي ابزارهاي سنتي و تمركز تعداد زيادي از تحقيقات در دهة اخير بر مديريت تغيير و جهت گيري هاي مبتني بر مديريت دانايي محور، هدف مقاله حاضر نيز پاسخگويي به چگونگي رويكردهاي علمي و كاربردي در كنترل تغييرات و آغاز تمهيدات و تكنيك هايي براي كارآمدسازي و توسعه قابليت هاي سازماني به ويژه در سطوح راهبردي مي باشد.
با توجه به خلاء موجود در ارائه مفاهيم كاربردي براي سطوح عام مديريتي در كشور، تلاش شده است به منظور گسترش فرهنگ مديريت استراتژيك در كلان نگري، جامع نگري و آينده نگري، ضمن اشاره اي اجمالي به تعاريف مرتبط، ضرورت ها، مزايا و مهارت هاي لازم در مديريت استراتژيك، به نحوه تكامل و فرايند اجمالي اين علم پرداخته شود و در نهايت خلاصه اي از شيوه هاي اجرا، مراحل، بسترهاي اجرا، نتايج و در نهايت موانع طراحي برنامه هاي مديريت استراتژيك بصورت يك رقابت كلي و با رويكرد توصيفي نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
تعريف استراتژي
واژه استراتژي داراي معاني و كاربردهاي متفاوتي از جمله طرح و نقشه (نوع مسير اقدام آگاهانه و مورد نظر يك رهنمود يا مجموعه اي از آنها براي برخورد با يك وضعيت و يا الگو (نقشه پيش از اقدام) و … مي باشد.{1} لكن در مديريت عبارتست از:
«بكارگيري منابع ملموس و غير ملموس براي توسعه قابليتهايي كه به مزيتهاي رقابتي پايدار سازمان منجر شود. {2} ويا طرحي واحد و جامع و يكپارچه كه براي اطمينان از دستيابي به هدف هاي اساسي تنظيم مي شود. {3}
تعريف مديريت
فراگرد هماهنگ سازي فعاليت فردي و گروهي در جهت هدفهاي گروهي و يا فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه منابع موجود در سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان. {4}
تعريف مديريت استراتژيك
تصميمات و فعاليتهاي يكپارچه در جهت توسعه استراتژيهاي مؤثر، اجرا و كنترل نتايج آنهاست. مديريت استراتژيك فعاليتهاي مربوط به بررسي، ارزشيابي و انتخاب استراتژيها، اتخاذ هر گونه تدابير درون و بيرون سازماني براي اجراي اين استراتژي ها و در نهايت كنترل فعاليتهاي انجام شده را در بر مي گيرد. {5} لذا مديريت استراتژيك عبارتست از فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوائد ناشي از بكارگيري استراتژيهاي مناسب طراحي شده مطابق با نيازهاي يك سازمان در زمان مشخص. {6}
به بيان ديگر مديريت استراتژيك جريان تصميم گيري و انجام اقداماتي است كه موجب ايجاد يك استراتژي موثر براي دستيابي به اهداف كلي سازمان مي گردد. به عبارت ديگر مديريت استراتژيك فرايند اتخاذ تصميماتي است كه منجر به توفيق ادامه حيات و يا مرگ سازمان مي گردد. {7}
سيستم، مجموعه اي متشكل از عوامل گوناگون كه با يكديگر به طور پويا تعامل داشته و براي به انجام رساندن يك كار و يا دستيابي به هدف خاص سازمان يافته اند. رفتار هر سيستم متأثر از وابستگي متقابل عناصر تشكيل دهنده آن است و ديگر خصوصيات يك سيستم،نظم ،كل گرايي و هدفمند بودن مي باشد. هر سيستم ممكن است از چندين زير سيستم تشكيل شده باشد و هر كدام نيز بخشي از كار سيستم را انجام مي دهد. سازمان سيستمي است كه منابع مالي، مواد، نيروي انساني و … را در اختيار گرفته و با يك سري عمليات آنها را به محصولات و خدمات تبديل مي نمايد. مدير سازمان عنصر كنترلي سازمان مي باشد و آن را به طرف رسالت و اهدافش ياري مي نمايد. {8}
ضرورت استفاده از مديريت استراتژيك
با توجه به تغييرات محيطي كه در حال حاضر شتاب زيادي به خود گرفته است و پيچيده شدن تصميمات سازمان، لزوم بكارگيري برنامه اي جامع براي مواجهه با اينگونه مسائل بيشتر از گذشته ملموس مي شود. مديريت استراتژيك با تكيه بر ذهنيتي پويا، آينده نگر، جامع نگر و اقتضايي، راه حل بسياري از مسائل سازمانهاي امروزي است.
در ميان پيشرفتهاي دانش مديريت در دهه گذشته مي توان به پيدايش جنبشي تازه به نام مديريت استراتژيك (راهبردي) اشاره كرد. اين جنبش كه در اصل در بستر كوششهاي پر رقابت بازرگاني توليد يافته و هم اكنون راه رسايي را در ديگر زمينه هاي مديريتي در پيش گرفته است، به دليل توانمندي اصول و موازين آن توانسته جايي براي خود بگشايد و با پذيرش همگاني روبرو گردد. {9}
ضرورت توجه به مديريت استراتژيك از آن جهت است كه با استفاده از روشهاي خاص، بيمها و تهديدهاي احتمالي را بازشناسي كرده و با بكاربستن تمهيدات لازم آنها را به فرصتهاي نيكو مبدل مي كند. بر پاية اين شيوة تفكر، مديران در همة بخشهاي زندگي بايد به بررسي در افق كار خود بپردازند و از آنچه پيش بيني مي شود برنامه اي شايسته و كارساز در جهت افزايش توان پايندگي سازمانها را فراهم آورند. {10}
مزاياي بكارگيري مديريت استراتژيك
1- افزايش سطح سوددهي
2- بالا بردن تعهد اعضاي سازمان براي نيل به اهداف بلند مدت
3- غافلگير نشدن نسبت به تحركات محيط يا اقدامات رقبا
4- هشدار دهي نسبت به بروز مشكلات پيش از بوجود آمدن آن
5- علاقمند شدن مديران به سازمان
6- ميسر ساختن واكنش مناسب نسبت به تغييرات
7- شناسايي هرگونه نياز به تعريف مجدد ماهيت تشكيلات
8- بهبود هدايت تلاشها در جهت نيل به اهداف از پيش تعيين شده
9- ايجاد درك روشن تر مديران نسبت به تشكيلات
10- تسهيل شناسايي و بهره برداري از فرصتها
11- ارائه نگرشي واقع بينانه نسبت به مشكلات
12- ايجاد چارچوبي براي بررسي اجراي طرح و كنترل فعاليتها
13- به حداقل رساندن تأثيرات سوء شرايط نامساعد و تغييرات نامطلوب
14- كمك به مديران جهت مرتبط نمودن مؤثر تصميمات مهم به اهداف تعيين شده
15- مؤثرتر نمودن اختصاص زمان و منابع به فرصتهاي شناسايي شده
16- هماهنگ ساختن اجراي تاكتيك هاي سازنده يك طرح
17- فراهم نمودن امكان تلاش مشترك و جمعي در تركيب همه كاركردها
18- به حداقل رساندن منابع و زمان اختصاص تصميمات غلط موقتي
19- ايجاد چارچوبي براي ارتباط داخلي كاركنان با يكديگر
20- ميسر ساختن ترتيب اولويت در داخل چارچوب زماني طرح
21- برخوردار نمودن سازمان از مزيتي برتر از رقبا
22- تبديل نمودن رفتار و افراد در سازمان به يك تلاش مشترك جمعي
23- افزايش انگيزه و ايجاد مبنايي براي تبيين مسئوليت افراد
24- تشويق آينده نگري از جانب كاركنان
25- برانگيختن رويكردي توأم با همكاري، پيوستگي و اشتياق در برخورد با مشكلات و فرصتها {11}
مهارتهاي لازم براي مديريت استراتژيك
1- ارزيابي شرايط
2- تفكيك وسازماندهي اطلاعات كليدي
3- پرسشهاي صحيح
4- تعريف فرصتها تهديدات
5- تشخيص و ارزيابي راه كارهاي جايگزين
6- تعبير و تفسير داده ها
7- ارزيابي نتايج استراتژي هاي گذشته
8- توسعه و تعريف استراتژ هاي نو
9- همكاري با ساير مديران
10- تصميم گيري در شرايط عدم اطمينان
11- ارزيابي منتقدانه
12- واكنش در مقابل انتقادات {12}
نحوة تكامل مديريت استراتژيك
1- برنامه ريزي مالي اساسي: با هدف اعمال كنترل عملياتي بهتر از طريق تلاش براي تأمين بودجه ها.
2- برنامه ريزي مبتني بر پيش بيني: با هدف برنامه ريزي مؤثرتر به منظور كمك به رشد سازمان از طريق تلاش براي پيش آينده فراتر از سال بعد.
3- برنامه ريزي با تأكيد بر محيط خارجي سازمان (برنامه ريزي استراتژيك):با هدف تأمين خواسته ها، نيازها و سلايق مخاطبين و موفقيت در رقابت از طريق تلاش براي اعمال تفكر استراتژيك.
4- مديريت استراتژيك: با هدف كسب مزيت رقابتي و آينده اي موفق از طريق مديريت تمامي منابع. {13}
پارادايم ها و مكاتب مديريت استراتژيك
هنگامي كه پارادايم جديد ظهور مي كند، در واقع قوانين و قواعد حاكم بر پارادايم قبلي به مرور از بين مي رود و فرصت هاي جديد آفريده مي شود. آنهايي كه بر پارادايم هاي قبلي وابسته اند و در مقابل تغيير از خود مقاومت نشان مي دهند معمولاً از درك حقايق خارج پارادايم محرومند. در سازمان ها نيز موفقيت از آن كساني است كه خود در خلق و آفرينش پارادايم هاي جديد نقش داشته و تغيير پارادايم را با حساسيت و هوشياري دنبال كرده اند.
الف) پارادايم تجويزي
پارادايم تجويزي بيشتر با اين مسأله سر و كار دارد كه استراتژي ها چگونه بايد به شكل قاعده در آينده و از قبل تدبير شوند نه اينكه چگونه الزاماً شكل مي گيرند. اين پارادايم در مكتب طراحي، برنامه ريزي وموقعيت يابي بروز پيدا كرده است:
1- مكتب طراحي
مكتب طراحي يكي از مؤثرترين نگرش هاي فرايندي در امر شكل گيري استراتژي است. بر اساس اين فرايند شكل گيري استراتژي حاصل مواجهه نقاط ضعف و قوت و فرصت ها و تهديدهايي است كه در محيط خارج و داخل، مجموعه مورد نظر را احاطه كرده است. بر همين اساس پيروان ومديران اين مكتب، به دنبال خلق استراتژي هاي بي نظير و ساده اي هستند كه بر شكار فرصت ها و استفاده مناسب از نقاط قوت، استوار است. پايه هاي اصلي اين مكتب به دنبال مطالعات علمي و تحقيقاتي كه در دو دانشگاه كاليفرنيا و ام.اي.تي در نيمه اول قرن 20 صورت گرفت بنا گرديد و توانست تا سال 1970 دوام يابد.
2- مكتب برنامه ريزي
مكتب برنامه ريزي كه به دنبال مكتب طراحي رواج يافت، از بسياري جهات مشابه مكتب طراحي است ولي در اين مكتب يك اصل به عنوان پايه هاي طراحي بنيان گذاشته شده كه حاكي از قابليت تقسيم و اجراي گام به گام توالي منطقي از اقدامات گذشته است كه طي مكتب طراحي در قالب يك فرايند يكپارچه رواج يافته بود. بر اين اساس مكتب برنامه ريزي يك فرايند رسمي و قابل مدلسازي است كه بر مبناي آن مي توان اهداف، برنامه ها، طرح هاي عملياتي و بودجه را در قالب برنامه هاي راهبردي، عملياتي و برنامه ريزي بودجه تدوين ودر دوره ها و سطوح مختلف زماني و سازماني به مرحله اجرا گذاشت. اين مكتب به موازات ترويج مكتب طراحي، ابداع گرديد و از سال 1965 با نظريه پردازي آنسوف(2) از گروه هاروارد آغاز و تا سال 1980 با پايه ريزي مديريت استراتژيك ادامه يافت.
3- مكتب موقعيت يابي
بر اساس اين مكتب، راهبردها، ناشي از نتايج تجزيه و تحليل موقعيت هاي استراتژيك هستند كه بيشتر بر اهميت فرصت و موقعيت استراتژي نسبت به فرايند تنظيم استراتژي تأكيد دارند لذا عمده توجه اين مكتب به خلق ايده هايي ساده اما دگرگون كننده است كه در يك موقعيت خاص مي تواند تجويز شود. در اين مكتب از تكنيك ها و ابزارهاي تجزيه و تحليل براي شناسايي فرصت ها و موقعيت هاي مورد نظر استفاده مي شود. اين مكتب بدنبال مطالعات وتحقيقاتي كه از جانب مايكل پورتر(3)در دهه 1980 انتشار يافت پي ريزي شد و به عنوان مكتب غالب در دوره خود تجلي يافت.
ب) پارادايم توصيفي (تجربي- انطباقي)
در پارادايم توصيفي جنبه هاي خاصي از فرايند تشكيل استراتژي بررسي شده و بيشتر با مسئله توصيف استراتژي ها سر و كار دارند تا تعيين رفتار طراحي استراتژي بصورت ايده آل.
1- مكتب كارآفريني
مكتب كارآفريني بيش از هر چيز ريشه در درك شهودي، قضاوت و تجربه ها دارد و بر همين اساس نوع خاصي از استراتژي ها را توسعه مي دهد كه مبتني بر شخصيت گرايي و عناصر رهبري بوده و چشم انداز و نگرش سازمان در آينده را روشن مي سازد. پديده رايج در اين مكتب رهبري است و بر اين اساس كليه موفقيت و قدرت سازمان به دست رهبران اجرايي قرار دارد. ويژگي اين رهبران توانايي، خلاقيت، نوآوري و شكار فرصت ها است. لذا در اين مكتب تمركز بر فرصت هاي پيش رو است تا مسائل و مشكلات و استراتژي در اين مكتب داراي خصوصياتي است كه بر ابهام و عدم اطمينان محيطي استوار است. اين مكتب همزمان با كاربرد تئوري هاي نئوكلاسيك به منظور اجتناب از شكست هاي اقتصادي توسط محققين ونظريه پردازان سرشناسي نظير مينتز برگ و دراكر ابداع شد.
2- مكتب شناختي (ادراكي)
بر اساس اين مكتب استراتژي به عنوان يك نگرش مطرح شده و چگونگي ارتباط استراتژيك را با اطلاعات محيطي نشان مي دهد. بر مبناي اين مكتب، تنظيم استراتژي فرايندي اقتضايي است و شناخت به عنوان يك فرايند ذهني به منظور ساخت و توسعه استراتژي هانند تفسيري خلاق، جهت به تصوير كشيدن واقع بينانه واقعيت ها صورت مي گيرد. اين مكتب بدنبال تحقيق هاي گسترده اي كه توسط سايمون، خانمان و ترسكي(4) در سال هاي 1974 انجام پذيرفت، ابداع شد و تا كنون نيز ادامه يافته است.
3- مكتب يادگيري
در مكتب يادگيري فرايند تنظيم استراتژي يك فرايند توأم با يادگيري عمومي است و لذا نيازي به اعمال قدرت و يا تحميل استراتژي در كل سازمان نخواهد بود. بر اساس اين مكتب، اينكه چه كسي به تنظيم استراتژي مي پردازد مهم نيست بلكه اين موضوع كه چگونه آنها اين عمل مهم را انجام مي دهند واجد اهميت مي باشد. بر همين اساس در اين مكتب، استراتژيست ها را مي توان در كليه سطوح و لايه هاي سازماني يافت. ليندبلوم، هام، مارچ، كويين و پرنهالاد(5) در خلال سال هاي 1963 تا 1990 از جمله محققيني بودند كه در اين خصوص به نظريه پردازي پرداختند.
4- مكتب قدرت گرايي
بر اساس اين مكتب، استراتژي به عنوان يك فرآيند آشكار تأثير گذار با تأكيد بر كاربرد قدرت و سياست، جهت نقد استراتژي هايي كه مطلوب سلائق خاصي باشد تعريف مي شود. هدف از كاربرد كلمه قدرت در اين مكتب، توضيح و تشريح مراتب تأثير و نفوذ مي باشد كه از دو حوزه داخلي و خارجي نشأت مي گيرد. آليسون، سالاتيك و استلي(6) از جمله محققيني بودند كه مكتب قدرت گرايي و ويژگي هاي خرد و كلان آنرا در دهه 1980 مطرح ساخته و مورد بررسي قرار دادند.
5- مكتب فرهنگي
در مكتب فرهنگي، ساخت استراتژي به مثابه يك فرايند ريشه در نيروهاي اجتماعي و فرهنگي دارد معرفي مي شود. در اين فرهنگ، شكل گيري استراتژي، حاصل توافق گروهي و آرمان مشترك سازماني است وساخت استراتژي حاصل فرايند تعاملات اجتماعي است كه بر پايه عقايد و درك مشترك اعضاء و سازمان بنا شده است. بنابراين استراتژي هاي حاصله در اين مكتب شامل طرح، الگو و موقعيت هايي است كه هر كدام منطبق با زمان و شرايط خاصي توسعه يافته و مطرح مي شوند. بدنبال توسعه و گسترش فرهنگ در مديريت كه طي سال هاي دهه 1980 مطرح گرديد توجه استراتژي هايي نظير رنمان و نورمن (7) نيز به آن معطوف شده و مفاهيم آن را در قالب اين مكتب توسعه داده اند.
6- مكتب محيطي
تمركز مكتب محيطي بر نيروهايي است كه در بيرون سازمان، مجموعه را تحت تأثير خود قرار مي دهند. بر خلاف مكاتب ديگر كه از اين نيروها به عنوان عوامل تأثير گذار ياد مي كنند در مكتب محيطي عوامل خارجي بازيگران و نقش آفرينان اصلي هستند. بر مبناي اين مكتب تغييرات و تحولات محيطي است كه شكل گيري استراتژي را امكان پذير ساخته و سازمانها را مجبور به اتخاذ استراتژي صحيح مي كند و سازمان ها آن كاري را مي كنند كه محيط به ايشان ديكته مي كند، اين در حالي است كه نتوانند بر محيط تأثير گذار باشند. اين مكتب با توسعه و گسترش علم احتمالات توسعه يافت.
ج) پارادايم تلفيقي
اين مكتب در واقع تلفيقي از ساير مكاتب است. در اين مكتب پيكربندي انسان ها بصورت دسته جمعي بررسي مي شوند و فرآيند تشكيل استراتژي را به عنوان يكي از تغيير حالت ها توصيف مي كند كه بخش عمده اي از ادبيات تجويزي و مهارت را بر روي تغيير استراتژيك متمركز مي كنند.
مكتب پيكربندي
پيروان و طرفداران مكتب پيكربندي به دنبال گونه اي مجتمع و يكپارچگي هستند و لذا اجزاء و عناصري از مكاتب گوناگون را به كار مي گيرند. اين مكتب دو جنبه عمده دارد. يكي به حالت و وضعيت سازمان و محيط بيرون سازمان بر مي گردد كه به شكل دهي معروف است اما جنبه ديگر مرتبط با فرايند اتخاذ استراتژي است كه با واژه تدوين بيان مي شود. اين دو جنبه در واقع دو روي يك سكه هستند. اگر سازمان يك حالت وجودي را اتخاذ كند آنگاه ايجاد استراتژي ها، فرآيند جهش از يك حالت به حالت ديگر است. به عبارت ديگر “ايجاد” نتيجه گريزناپذير “شكل دهي” است. اين مكتب حدوداً از دهه 1960 ايجاد گرديد اما در اوايل ايجاد، رشد چنداني از خود نشان نداد وليكن در سال هاي اخير و بعد از دهه 1980 به سرعت توسعه يافت. البته كسي به وضوح درباره اين مكتب و چگونگي ايجاد استراتژي هاي آن سخن نمي گويد اما مي توان گفت در دامنه وسيعي بكار مي رود. انديشمنداني چون مينتزبرگ، چندلر، ميلر و اسنو(8) در شكل دادن به اين مكتب نقش داشته اند.{ 14}
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .