جايگاه پرورش حسِ ديني در تربيت كودكان چيست؟

انسان با حضور درصحنه هاي متفاوت حيات اجتماعي از دوعامل تعيين كننده متاثر مي شود .
      
الف) برداشت هاي ذهني
      
ب ) احساسات و عواطف
      
مقوله هاي مهمّي كه چگونگي نگرش آدمي را نسبت به جهان هستي ، محيط اطراف و ارزشهاي حاكم بر خانه و جامعه وروش هاي تربيت بوجود مي آورند .
      
آنچه كه باعث برداشت هاي ذهني مي شود ، گيرنده هاي حسيِ موجود در شاكته عاطفي ، رواني و حركتي انسان است كه از طريق زندگي اجتماعي و فردي ، اطلاعات اوليه را چذب نموده و با فرآيند پيچيده اي مورد تچزبه و تحليل قرار مي دهد تا آگاهي هاي مورد نياز زندكي خويش را در حوزه شناختي قرار دهد .
      
اطلاعات ارسال شده به اين حوزه ، پس از هماهنگ شدن و مقايسه با دانسته هاي قبلي ، احساس جديدي را بوجود مي آورند كه به درجاتي در دوحالت خوشايند و ناخوشايند متصوّر خواهد شد و چنين رمزهائي مي تواند عواطف ساختاري فرد را زمينه سازي نمايد .
      
احساسات و عواطف كسب شده مهمترين نقش را در تكوين شخصيت ، تنظيم هدفها و انتخاب روشهاي زندگي بجاي خواهد گذاشت.
      
از آنجا كه احساس خوشايند باعث يادگيري رفتارهاي مطلوب ، پيدايش انگيزه هاي رفتاري و همانندي انسان به الگو ها و اتصاف به ويژگيهاي مورد قبول و شناخته شده خواهد شد ، موقعيت بسيار مهمّي را در زندگي كودكان رقم خواهد زد .
      
بديهي است پايدارترين و درعين حال خوشايند ترين يادگيريها ، يادگيري غير مستقيم و مشاهده اي است زيرا يادگيري مطابق رغبت و انگيزه هاي موجود ، آگاهانه و بدون جبر و فشار رواني صورت مي گيرد و مي تواند تمامي حواس انسان را بانوعي احساس خوشايند و عاري از دشواري متو.جه رفتار مناسبي نمايد لازم است توجه خاصي به چنين موقعيت هائي در زندگي كودكان خود نمائيم .
      
موقعيت و زمينه اي كه كودك را بنحو شايسته اي در معرض مشاهده و يادگيري رفتارها و يا تكاليف مذهبي قرار مي دهد و آنان را در راستاي گرايشهاي فطري و ارضاي نيازها ي رواني خود تقويت مي كند مي تواند احساس رضايت قلبي آنان را به ارمغان آورده و در جهت درك بسياري از مسايل مذهب و دين ، راهنمايي و هدايت نمايد.
      
درك و پذيرشي كه بصورت ميل و گرايش و موافق فطريات آدمي نشاط و بهجت دروني كودكان را سبب شده و آنها را در مسير تكاملي زندگي پشتيباني نمايد ، شكوفايي و بالندگي استعدادها را ثمردهي خواهد نمود و آنها را در مسير تجلي ارزشها و فضيلت هاي معنوي تقويت خواهد نمود
      
تأمين چنين حس نشاط آور ، موافق با نيازهاي آدمي توأم با شوق و كنجكاوي در جهت حقيقت جويي ، كشف طبيعت و شكوفايي فطرت،

پرورش حس ديني نامگذاري ميشود.
      
براي رسيدن به چنين موقعيت متعالي نياز به زمينه سازي و آمادگي روان و عواطف كودكمان خواهيم داشت تا در مراحل اوليه ي زندگي خود ، چهره ي شادمان و با نشاط والدين را پس از ارائه هر رفتار مطلوب تجربه نمايد و در مراحل بعدي حيات كه بعد عقلاني تكامل نسبي خواهد يافت رفتارهاي تقليد شده ي خود را موافق دريافت هاي فكري خويش ببيند و به تثبيت رفتارهاي مناسب و مطلوب خود اقدام نمايد تا رشد و بالندگي آنان حاصل آيد .   

حال كه جايگاه پرورش حس ديني در تربيت ديني كودكان نگاشته شد لازم است به اين نكته پرداخته شود كه چرا احساس كودكان را جهت پايه ريزي اعتقادات ديني آنان به خدمت مي گيريم .
      
آنچه كه براي جوابگويي به اين سؤال مطرح ميشود عبارت است از :
      
به خدمت گرفتن احساس كودكان در جهت نمودار سازي لطف و احسان خداوندي است كه منشاء اصلي هدايت است اگر بتوانيم جايگاه اين مهم را در ضمير و باطن فرد مؤثر و برجسته نمائيم به درجات بالايي از هدايت دست يافته ايم .
      
براي مثال اكرام و احترام بر فرزندان مي تواند تأمين كننده ي عزت و كرامت آدمي باشد ،آنگاه كه اين حس پرورش يابد فرد معني تفضل خداوند كه او را به مرتبه اشرف مخلوقات ارتقاء داده است را مي فهمد و تأثير آن رضايت فرد از زندگي خويش است چون كرامت را مي فهمد از درگير شدن با خواهش هاي نفساني ذلت آور پرهيز مي نمايد و عظمت وجود او مانع بروز خطا و گناه در محيط اجتماعي خواهد شد .
      
در سلام كردن بر كودكان نيزمي خواهيم عليرغم بازگشائي راهي به ارتباط انسانيي نمودي از ادب را جلوه گر سازيم ، اين حس كه معادل برجسته سازي شخصيت و اهميت دادن به اشخاص است راه را بر حسد نسبت به ديگران مي بندد و همواره بزرگي خداوند را بياد مي آورد كه چنين احترامي متأثر از ديانت و دين و هدايت جاودان پيامبران الهي است پس احترام و سپاس نسبت به خداوند لازمه ي عبوديت انسان است .
      
در رفتار عادلانه نسبت به كودكان ميخواهيم با لمس خوبي عدالت او را از فشار نارواي ظلم مصون ساخته ،جايگاه اصلي خداوند و رفتار عادلانه او را مجسم سازيم ودر بكارگيري احساس شادي و سر زندگي ،ايجاد طراوت و بهجت نشان دهنده ي ديد مثبت به زندگي ،اميد و آرزوهاي مثبت خواهيم شد تا آنها نيز بتوانند رفتار و اعمالي را داشته باشند كه رضايت خداوند را بوجود آورد .
      
در اتقاء حس وفاي به عهد نشان دهنده ي تعهد خداوند در برنامه ي هدايتي دين هستيم وعده هايي كه اگر اميد به تحقق آن نداشته باشيم در ابتداي راه مانده ايم و محرك لازمي براي حركت وجود نخواهد داشت .
      
پس لازم است محققانه و با ريز انديشي عالمانه جايگاه اصلي پرورش حس ديني را بشناسيم و در برخورد با كودكان حداكثر استفاده سودمند و مناسب از اين ابزار را بعمل آورده و احساسات دروني كودكان را بخدمت بگيريم تا بتوانيم از اين مسير زمينه هاي هدايت را فراهم آورده و زمينه هاي انحراف و نا راستي را بخشكانيم تا كودكان ما متخلق به اخلاق الهي شده سعادت و نيكبختي دنيا و اخرت خود را بدست آورند ،انشاء ا... .
چهار مولفه اساسي در تدين يا ديني شدن : 

1 – مولفه اعتقادي و فكري : فرد اعتقادات خاصي در باره جهان پيدا كند ؛ مانند اعتقاد به وجود و وحدانيت خدا ، اعتقاد به معاد ، نبوت و نظير آن . در اين مولفه ، ملاحظات روشي نهفته است ، يعني پيدا شدن اين عقايد در فرد بايد به صورتي انجام شود كه وي آن ها را فهميده باشد و با روشن بيني نسبت به آن ها متقاعد شده باشد . با نظر به همين نكته ، گفته مي شود كه عقايد ، تحقيقي هستند و نه تقليدي .

2 – مولفه تجربه دروني : در تجربه دروني ، عنصر عاطفه بروز و ظهور چشمگيري دارد . تجربه دروني ، حكايت از التهاب ها و هيجان هاي دروني در انسان دارد . شخصي كه ديندار مي شود ، لازم است يك رشته هيجان هاي دروني را تجربه كند كه به طور غالب در ارتباط با مبدا جهان يعني خداوند ظهور مي كند . مفاهيمي مانند رجاء ، خوف ، توكل و دعا كه در اديان مختلف و اسلام وجود دارد ، ناظر به همين تجربيات دروني است .

3 – مولفه التزام دروني : التزام دروني ، متضمن انتخاب نسبت به چيزي و پايبندي نسبت به آن است . يكي از لوازم متدين شدن ، ظهور و بروز اين بعد در درون انسان است ، يعني فرد بايد نسبت به خدا و آنچه خدا از او مي خواهد ، التزام دروني پيدا كند .

4 – مولفه عمل : فرد متدين كسي است كه به مقتضاي اعتقادات و ايمان خود ، اقدام به انجام اعمالي مي كند . اين اعمال ، اعم از كردارهاي عبادي ، اخلاقي و اجتماعي است .

مولفه هاي تربيت ديني : 

1 – مولفه عقلانيت : تربيت ديني ، چه آن هنگام كه معطوف به اعتقادات و اخلاق و چه هنگامي كه معطوف به عبادات و احكام است ، چهره اي عقلاني دارد . حضور عقلانيت در اعتقادات كاملا برجسته است . در اعتقادات كه به لحاظ اهميت ، سنگ بناي تدين نيز محسوب مي شود ، موجه و مدلل يافتن آن ها لازم و ضروري است و نمي توان در قبول آن ها بر فرد تحكم نمود .

2 – مولفه تقواي حضور : تقواي حضور در مقابل تقواي پرهيز است . در تقواي پرهيز ، مرز ، صورت « مكاني » دارد ، اما در تقواي حضور ، مرز ، شكل « مكانتي » مي يابد . به عبارت ديگر ، در حالي كه در مرز مكاني ، فرد را به صورت مكاني و جغرافيايي از شرايط منفي جدا مي سازيم ، در مرز مكانتي ، او فاصله مكاني نمي گيرد ، بلكه در عين حضور در مكان ، خود را در مرتبت و مكانتي فراتر مي بيند و به اين طريق ، از آلودگي شرايط مصون مي ماند .

3 – مولفه ارزيابي ، گزينش و طرد : تربيت ديني همواره بايد با پديده هاي نوظهور اين عصر را مورد ارزيابي و نقادي منصفانه قرار دهد و افراد را براي گزينش و طرد آماده سازد . آموختن اين نوع مواجهه با پديده ها ، مهم ترين زمينه تامين حضور سالم در متن شرايط است .

انواع تربيت ديني

تربيت دينى در مقام اجرا، به دو شكل رسمى و غير رسمى در قالب نهادهاى آموزشى رسمى، خانه و جامعه انجام مى‏گيرد و هر كدام نقش اساسى در تدين فرد دارد.
1 ) رسمى : از «تربيت دينى رسمى‏» اين است كه تربيت دينى با برنامه‏ريزى مدون و از پيش تنظيم شده به وسيله افراد خاصى در نهادهاى آموزشى انجام شود. محيط مدرسه جايى است كه شخصيت دينى و مذهبى فرد پس از خانواده در آن شكل مى‏گيرد. مدرسه ابتدايى بيش از ديگر نهادهاى آموزشى در تربيت دينى متربى مؤثر است; زيرا متربى در اين مرحله از زندگى، گيرنده است و هر چه به او القا شود، مى‏پذيرد. در محيط مدرسه، نه تنها معلم و مربى در تربيت دانش‏آموز مؤثرند، بلكه ساير كارمندان و مسؤولان و فضاى آموزشى نيز بر ابعاد تربيتى او تاثير مى‏گذارند.
دو نهاد خانه و مدرسه مكمل يكديگرند، بر هم تاثير متقابل دارند و هر يك نقش خاصى در تربيت كودك ايفا مى‏كند; چرا كه رابطه كودك و افراد پيرامون او در ا ين دو محيط متفاوت است; يعنى: روابط در خانواده، فردى‏تر و عاطفى‏تر، ولى در محيط مدرسه، جمعى‏تر و منطقى‏تر است. براى دست‏يابى به تربيت مطلوب، به خصوص در زمينه مذهبى همكارى اين دو نهاد ضرورى است. مدرسه علاوه بر تكميل آموخته‏هاى دينى كودك از محيط خانواده، مى‏تواند آموزش‏هاى تازه‏اى در زمينه‏هاى دينى با شيوه‏هاى جديد به وى ارائه دهد.
اگر اين دو كانون تربيتى (خانه و مدرسه) در محور تربيت دينى از قبيل القاء ارزش‏ها، ارائه الگوهاى مناسب و دستورات لازم به كودكان، به صورت يكسان و هماهنگ عمل كنند، بدون ترديد، نتيجه مطلوبى به دست‏خواهد آمد. از اين‏رو، برقرارى روابط عميق ميان اين دو نهاد تربيتى ضرورى است و در ا ين زمينه، انجمن اوليا و مربيان نقش اساسى دارد. وظيفه مهم اين انجمن فراهم ساختن شرايط مناسب تربيتى و ايجاد هماهنگى لازم ميان خانه و مدرسه است كه در صورت انجام آن، زمينه شكوفايى استعدادهاى مذهبى كودكان فراهم مى‏گردد.
2 ) غير رسمى : اين نوع از تربيت دينى در قالب دو نهاد خانه و جامعه بدون طرح و برنامه پيشين انجام مى‏گيرد. پس از خانه و مدرسه، جامعه‏اى كه كودك در آن زندگى مى‏كند به عنوان يك عامل مؤثر در تربيت دينى وى ايفاى نقش مى‏كند; زيرا كودك تمامى آداب و رسوم اجتماعى و بيش‏تر نگرش‏هاى دينى و مذهبى را از اجتماع فرا مى‏گيرد. اگرچه در زمينه تربيت دينى كودك در جامعه، طرح و برنامه‏ريزى قبلى پيش‏بينى نمى‏شود، ولى آنچه در جامعه مى‏گذرد، اعم از فرهنگ عمومى مردم، روابط اجتماعى، مسائل سياسى و برداشت‏هاى دينى، بدون شك، بر ابعاد جسمى و روحى متربى تاثير مى‏گذارد. به عنوان مثال، اگر فضاى حاكم بر اجتماع و محل زندگى فضاى دينى و معنوى باشد و هر روز برنامه‏هاى نماز جماعت و ديگر مراسم دينى و مذهبى در آن برقرار شود، كودكى كه در چنين جامعه‏اى پرورش مى‏يابد به احتمال بسيار قوى، متدين خواهد بود. به عكس، در جوامع آلوده به انواع انحرافات و بى‏بند و بارى‏هاى فكرى و عملى بعيد است افراد صالح و متعهد به ارزش‏هاى دينى و اسلامى پرورش يابند.