مدیریت                                                                        رهبری

 

برنامه ریزی

 

 

 

 

سازمان دهی

 

 

 

 

 

 

 

رهبری

 

 

 

 

 

کنترل

تعیین هدف هایی برای آینده ، اولویت بندی هدف ها ، پیش بینی ، طراحی و تدوین مراحل اجرایی نیل به هدف ها ، تدوین خط مشی های اجرایی ، پیش بینی و تخصیص منابع و امکانات برای نیل هدف ها ، پیش بینی و تامین بودجه ها و منابع لازم و هم چنین بودجه بندی منابع .

............................................................

فرآیند نظم دهی به منابع انسانی ، مالی ، مادی و اطلاعاتی سازمان و هم چنین تنظیم کار و فعالیت کارکنان ، طراحی و ایجاد ساختارهایی که بتواند برنامه ها را با موفقیت اجرا کند ، تعیین مشاغل گوناگون ، گروه بندی فعالیت ها ، گزینش ، نصب و آموزش کارکنان ، تفویض اختیار و مسوولیت برای تصمیم گیری و اجرای برنامه ها ، پیش بینی و طراحی     روش هایی برای نظارت بر اجرای برنامه ها .

.............................................................................

فرآیند تاثیر گذاری روی رفتار کارکنان و هدایت آن ها برای نیل به هدف ها ، برقراری ارتباط موثر با زیردستان ، راهنمایی و هدایت کار آن ها ، ایجاد انگیزه های کاری به طرق مختلف مثل ؛ دادن پاداش های گوناگون ، حل تعارضات سازمانی و ایجاد وحدت و وفاق در بین زیردستان ، توجه به نیازهای انسانی کارکنان و تلاش در جهت ارضای آن ها .

........................................................

سنجش و مقایسه ی نتایج به دست امده با هدف ها ( مقایسه عملکرد واقعی با عملکرد مطلوب یا معیار ) ، شناسایی انحرافات و موانع به وجود آمده در اجرا ، یافتن راه کارهای مناسب اجرا و ارزشیابی آن ها ، تجدید سیکل در صورت نیاز و برنامه ریزی و سازماندهی مجدد برای نیل به هدف ها .

 

جهت دهی

 

 

 

 

 

بسیج

کردن

نیروها

 

 

 

 

 

 

ایجاد

انگیزه

و الهام

بخشی

 

 

 

 

ارزیابی اثربخشی

 

 

 

به وجود آوردن توسعه ی بینش یا دیدگاهی از آینده های دور ، هم چنین طراحی و توسعه ی استراتژی هایی برای ایجاد تغییرات مورد نیاز برای نیل به آن دیدگاه ، توسعه بصیرت و دوراندیشی برای تغییر یا تحولات دگرگون کننده و دست یابی به وضعیت مطلوب تر در آینده ، با در نظر گرفتن    هدف های دراز مدت ، اصلاح گر و تحول ساز .

.............................................................

به صف درآوردن و بسیج نیروها و انتقال این بینش ، نشان دادن هدف یا جهت جدید به افراد ، جلب همکاری و مشارکت گروه ها و تفهیم جهت یا دیدگاه جدید به آن ها ، ایجاد تعهد و وفاداری در آن ها برای نیل به این جهت جدید ، توسعه ی شبکه ای از انسان های متعهد آگاه ، معتقد و وفادار ، ایجاد ارتباط موثر و مستمر با آن ها ، مسوولیت پذیر و مشارکت جو کردن زیردستان برای ایجاد تغییر .

..............................................................................

تقویت و تشویق زیردستان برای غلبه بر موانع و مشکلات ، تغییر با سمبل قراردادن رفتارها و اعمال شخصی خود ، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به دیگران با حرکت در پیشاپیش آن ها برای مقابله با مشکلات مختلف ، توجه به نیازهای اساسی افراد و سعی در جهت ارضای آن ها برای نیل به دیدگاه یا هدف جدید ، تداوم حفظ انگیزه در افراد برای رسیدن به مقصد نهایی .

................................................................

بررسی تغییرات و تحولات بزرگ ، مفید و سازنده ی کسب شده ، دست یابی به محصولات ، خدمات و ارزش های جدید ، جلب رضایت مشتریان ، مراجعان ، سهامداران و کارکنان با رسیدن به هدف یا دیدگاه مورد نظر و ایجاد شرایط مطلوب تر ، طرح دیدگاه تازه ، یا هدف جدیدی برای آینده . (93)

تعریف مدیریت و رهبری آموزشی

مديريت آموزشي عبارت از به كار بردن تكنيك ها و روش هاي اداره سازمان هاي تربيتي با در نظر گرفتن هدف ها و سياست هاي كلي تعليم و تربيت . 

مديريت آموزشي عبارت از راهنمايي ، كنترل و اداره امور مربوط به جريان تعليم و تربيت در سازمان هاي تربيتي . 

مديريت آموزشي يعني فرايند هدايت و كنترل فعاليت هاي اعضاي يك سازمان رسمي براي دستيابي اهداف سازمان آموزشي . (5)

مديريت آموزشي فرايندي است اجتماعي كه با به كار گيري   مهارت هاي علمي ، فني و هنري كليه نيروهاي انساني و مادي را سازماندهي و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي انگيزش و رشد ، با تامين نيازهاي منطقي فردي و گروهي معلمان ، دانش آموزان و كاركنان به طور صرفه جويانه به هدف هاي تعليم و تربيت برسد . (5)

مديريت و رهبري آموزشي عبارت است از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند معلم را يك قدم پيش ببرد رهبري آموزشي خوانده مي شود . (58)

مديريت آموزشي ، برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و نظارت و اداره ي كليه ي امور مربوط به آموزش و پرورش است .

مديريت آموزشي عبارت از تصميم گيري و اجراي تصميمات در   باره ي آموزش و پرورش است . (58)

مديريت آموزشگاهي فرايند اجتماعي مربوط به هويت دادن ، نگه داشتن ، برانگيختن ، كنترل كردن و وحدت بخشيدن تمام نيروهاي رسمي و غير رسمي انساني و مادي سازمان يافته در يك نظام واحد و يك پارچه مي باشد كه براي دست يابي به هدف هاي از پيش تعيين شده طراحي شده است . (5)

اهمیت مدیریت و رهبری آموزشی

امروز زیر بنای هر اقتصادی آموزش و پرورش است و هر اندازه جامعه به انجام اقدامات ترقی نیازمند باشد ، به همان اندازه ضرورت آن بیش تر می گردد .

محققین ، به طور دقیق رابطه موجود بین گسترش تعلیم و تربیت و سرمایه گذاری فکری و بهره دهی اقتصادی را مشخص کرده اند .

رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی در درجه اول مشروط به پرورش نیروی انسانی است که تنها از طریق آموزش و پرورش امکان پذیر می باشد .

مدیریت آموزشی و مدیران آموزشی اهمیت دارند زیرا که اداره نظام آموزشی را به عهده دارند و با گسترش آموزش و پرورش و تربیت نیروی انسانی متخصص می توانند در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی موثر باشند .

به همین جهت از آغاز قرن بیستم ، هیچ کشوری بدون آن که توسعه و نظام متناسبی در موسسات آموزشی خود به وجود آورده باشد و مدیران آموزشی تحصیلکرده و مجرب اداره آن ها را بر عهده داشته باشند ، مراحل توسعه و پیشرفت را نپیموده است .

اهداف مدیریت و رهبری آموزشی

1 کمک و یاری به افراد سازمان آموزشی ، برای رسیدن به اهداف آموزش و پرورش .

2 راهنمایی و کمک به اعضای سازمان های مختلف آموزشی برای تشخیص و درک بهتر هدف ها .

3 کمک و یاری به بهبود و اصلاح فرایند آموزش و پرورش .

4 راهنمایی ، همکاری ، کمک ، تقویت و حمایت از اعضای سازمان آموزشی .

5 مشارکت افراد در تصمیم گیری و تبادل نظر با آن ها و به وجود آوردن مسوولیت های مشترک در سازمان آموزشی .

6 ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل بین مدیر  واعضای سازمان آموزشی .  

7 فراهم کردن امکانات و زمینه مساعد برای بروز خلاقیت و ابتکار به منظور رشد و بلوغ فکری اعضای سازمان آموزشی .

8 شناخت نیازها و حل مشکلات دانش آموزان به منظور دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت .

9 توجه به تفاوت های فردی و کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش آموزان .

10 ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت های سازمان آموزشی .

   طبق مصوبه ی شورای عالی آموزش و پرورش مصوب 30 / 7 / 1377 اهداف زیر به عنوان اهداف کلی آموزش و پرورش مطرح شده است :

1 اهداف اخلاقی 2 اهداف علمی 3 اهداف فرهنگی 4 اهداف هنری 5 اهداف اجتماعی 6 اهداف زیستی 7 اهداف سیاسی 8 اهداف اقتصادی .

 

وظایف مدیریت و رهبری آموزشی

1  برنامه ریزی : یعنی تعیین هدف ، یافتن و ساختن راه ها و وسایلی که در رسیدن به هدف را امکان پذیر می سازد و همچنین پیش بینی کارهایی که باید در آینده انجام گیرد .

2  سازماندهی : یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع و امکانات ، میان افراد و واحدهای مختلف سازمان و همچنین هماهنگی میان آنان به منظور کسب اهداف سازمان .

3  فرماندهی : شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور هدایت و رهبری سازمان و همچنین ایجاد انگیزه و رغبت در زیر دستان جهت رسیدن به اهداف سازمان .

4  کنترل کردن : یعنی رسیدگی به این که آیا کلیه برنامه ها و عملیات انجام شده ، طبق مقررات و دستور العمل ها صورت می گیرد یا نه ؟

5  کارگزینی : یعنی استخدام و بکارگیری نیروی انسانی در مشاغل معین و تامین شرایط مساعد کار برای افراد به منظور رسیدن به هدف سازمان .

6  ارتباطات : یعنی فرایندی که به وسیله آن مدیران به گرفتن اطلاعات و تبادل معانی به افراد و واحدهای داخل و خارج سازمان می پردازند و از جریان امور آگاهی حاصل می کنند .

7  بودجه بندی : یعنی تنظیم طرح مالی درآمدها و هزینه های سازمان و نظارت بر اجرای آن ها .

8  رهبری یا هدایت سازمانی :منظور از رهبری یا هدایت سازمانی ، ایجاد انگیزه ها و فراهم کردن شرایط و اسباب ، و بهره وری از روش هایی است که امور سازمان یا موسسه آموزشی به وسیله دیگران انجام گرفته ، اهداف هر سازمان آموزشی تحقق یابد . در واقع ، مدیران با استفاده از قدرت و اختیاراتی که دارند و اتخاذ تدابیر لازم ، هدایت جریان فعالیت های افراد را بر عهده دارند .

9 هماهنگی : یعنی به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه امکانات و منابع مادی و انسانی و همچنین فعالیت ها و       کوشش هایی که برای رسیدن به هدف سازمان ضرورت دارد . 

10 - نوآوری : نوآوری اساسا به معنی بسط دادن راه های تازه و بهتر برای انجام کارهاست . مدیر باید برای فعالیت های تازه و راه های تازه ی انجام کارها برنامه ریزی کند .

11 -  نمایندگی :از وظایف مدیر نمایندگی سازمانش در تماس با بسیاری از گروه های خارجی می باشد ؛ نمایندگی های دولتی ، اتحادیه ها ، گروه های مدنی ، صاحبان سهام ، موسسه های مالی ، مشتریان و عموم مردم .   

وظایف مدیران سازمان های آموزشی و مدارس را می توان در شش گروه طبقه بندی کرد :

1 برنامه آموزشی و تدریس

2 امور دانش آموزان

3 امور کارکنان آموزشی

4 - روابط مدرسه اجتماع

5 تسهیلات و تجهیزات آموزشی

6 امور اداری مالی

وظايف مديران آموزشي در نقش رهبري ، عبارتند از :

ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالا بردن اثربخشي كار و عملكرد آن ها .

ايجاد شرايطي كه كاركنان به قبول مسووليت تشويق شوند و در قبال عواقب آن پاسخگو باشند ، به طوري كه نظارت و سرپرستي فعاليت هاي آنان ، از سوي مدير به حداقل كاهش يابد .

ارزشيابي واقع بينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري خود آنان ، به طوري كه كيفيت و كميت كار انجام شده از طريق اعمال روش هاي منظم ارزشيابي ، بر همگان معلوم گردد و خطاها و كاستي ها با همكاري و اشتراك مساعي رفع شود .

برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش آموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه

تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينه هاي آموزشي ، نظير هدف ها ، روش ها ، مواد و كتاب هاي درسي .

استفاده از توان رهبري دانش آموزان در اداره مدرسه .

ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد . (67)

توانايي ها و ويژگي هاي مديران آموزشي

 در يك دسته بندي خصايص و صلاحيت هاي مديران آموزشي را به شرح زير ذكر كرده اند :

1- صلاحيت هاي اخلاقي و ايماني 2- صلاحيت هاي علمي و تخصصي 3- صلاحيت هاي تجربي 4-    صلاحيت هاي جسماني و رواني .

نتايج مطالعات انجام شده در مورد مديران آموزش و پرورش نشان مي دهد كه مديران واجد صلاحيت هاي ياد شده داراي ويژگي ها و آگاهي هايي به شرح زير هستند :

در زمينه ي مديريت داراي مهارت هاي فني ، انساني و ادراكي مي باشند .

با سازمان آموزش و پرورش كشورهاي مختلف آشنايي دارند .

نظام آموزش و پرورش ايران و سير تحول تاريخي و تكويني ان را مي شناسند .

با فرهنگ اسلامي و ايراني آشنايي دارند .

از فلسفه ي آموزش و پرورش ، اهداف و مقاصد كلي و اهداف هر يك از دوره هاي تحصيلي مطلع       مي باشند .

به كار خود به عنوان مدير آموزشي ، نگرشي آگاهانه و علمي دارند ، با انديشه ها و نظريه هاي مديريت و رهبري آموزشي آشنا مي باشند .

كليات روش ها و فنون تدريس را به خوبي مي دانند .

در زمينه ي علوم تربيتي ، روان شناسي و خدمات راهنمايي و مشاوره معلومات لازم را دارا مي باشند .

قادرند مشكلات موسسه ي آموزشي خود را بشناسند و براي كاهش آن ها طرح هاي لازم تهيه كنند .

 با ويژگي هاي دانش آموزان و كاركنان مدارس آشنايي دارند و قادرند به آنان در فرايند ياددهي و يادگيري كمك كنند .

 از تجربه هاي لازم آموزشي ، اداري برخوردار مي باشند .

 با راه هاي گوناگون امتحان و ارزشيابي آشنايي دارند .

 قادرند مشكلات تحصيلي ، رواني و رفتاري دانش آموزان را با استفاده از علوم روان شناسي و مشاوره و راهنمايي تشخيص دهند .

 مراجع كمك كننده به مشكلات دانش آموزان را مي شناسند و به موقع از آن ها در جهت كمك به دانش آموزان استفاده مي نمايند .

 قوانين و مقررات نظام آموزشي را به خوبي مي دانند و در امور مربوط به مكاتبات اداري و مالي در حد لازم آگاهي دارند .

 از سلامت جسمي ، رواني برخوردارند و شخصيتي متعادل دارند .

 به خودآگاهي و خودسازي خود اهميت مي دهند .

 بر خشم خود مسلط مي باشند و قادرند خود را در موقع لازم كنترل نمايند .

 با فنون و روش هاي كشف و پرورش استعدادهاي دانش آموزان آشنا مي باشد و قادرند زمينه را براي بروز توانمندي هاي آنان مساعد سازند .

 با شاخص هاي ارتباط انساني آشنا هستند و قادرند با ايجاد انگيزه هاي لازم در كاركنان واحد آموزشي خود بهره وري سازمان را افزايش دهند . (58)    

شيوه هاي مديريت و رهبري آموزشي

 شيوه هاي مديريت را در سير تاريخي آن تا كنون چند گونه گفته اند كه سه نوع مهم آن عبارت است از :

1 - شيوه ي مستبدانه : شيوه اي است كه ، مدير يك موسسه ي آموزشي از طريق اعمال قدرت و بهره گيري از روش هاي متعدد تنبيه به اداره ي سازمان مربوطه پرداخته اند . مناسب نبودن اين شيوه به ويژه در سازمان هاي آموزش و پرورش بسيار واضح و روشن است ، و اثرات نامطلوب آن در روحيه ي كاركنان و عدم بروز استعدادها ، خلاقيت هاي افراد ، قابل مشاهده خواهد بود و لذا مديران در اين حالت خود را حاكم مافوق گروه احساس مي كنند .

2 - شيوه ي كنترل و داوري : در اين شيوه مديران ، ميزان پيشرفت امور را با توجه به ضوابط ، آيين نامه ها و مقررات مربوط تعيين نموده و در باره ي هر يك از افراد در ايفاي وظايف محوله داوري مي نمايند . هم اكنون بسياري از سازمان ها با اين روش اداره مي شوند ، ولي به يقين اعمال اين روش در حوزه هاي آموزش و پرورش از ارزش علمي برخوردار نبوده و اشكالات و نواقصي را در آن مي يابيم از جمله :

الف چون دستورات همواره ، از خارج از سازمان تدوين ، و اعضاي هر سازمان موظف به اجراي آن ها هستند و اجرا كنندگان برنامه ها سهمي از نتايج احتمالي آن ندارند ، موجب مي شود كه كاركنان فقط به « اسقاط تكليف » اكتفا كرده ، از ارايه طرح ها ، ابتكارات و همكاري هاي همه جانبه دريغ ورزند 

ب در كاركنان حالت سكون و ركود ديده شده ، امكان ظهور مديران شايسته تا حدي از بين مي رود .

پ ضعف روحيه ، صف آرايي در مقابل مدير ، عدم احساس مسووليت لازم و از جمله اثرات ديگر اعمال اين روش توسط مديران است .

3 - شيوه ي آزادمنشانه : اعمال اين شيوه را در سازمان هاي آموزشي و پرورشي بسيار مفيد و موثر و سازنده مي دانند ، زيرا موجب مي شود كه :

الف اعضاي سازمان هاي مختلف آموزشي مي توانند بيش از پيش براي انجام فعاليت هاي لازم و نيل به اهداف موسسه آماده تر گردند .

ب مديريت در اين نگرش ، راهنمايي ، مددكاري و فراهم كردن محيط مناسب تلقي مي گردد .

پ مدير موسسه ضمن رهبري فعاليت هاي مربوط به افكار جديد و نوآوري هاي اعضا به ويژه به نيازها و ساير انگيزه هاي آنان توجه مي نمايد .

ت بي نظمي ، خودخواهي ، آزادي بي قيد و بند وجود ندارد ، بلكه نظارت توام با آزادي در موسسه ي آموزشي مورد تاكيد است .

ث مدير سازمان آموزشي ، مشكلات خود را ذكر مي كند ، در هدايت و رهبري اعضاي موسسه مهارت دارد . ج از روابط انساني به خوبي بهره مي گيرد ، خود را مافوق گروه احساس نمي كند .

چ در امر ارزشيابي از فعاليت هاي خود ، و خود سنجي و همچنين دگرسنجي مهارت دارد .

ح صداقت در كار دارد ، و به اعضا ارزش و شخصيت مي دهد .

خ از قانون و مقررات به عنوان وسيله استفاده مي كند .

د وظايف خود و هر يك از اعضا را به خوبي مي داند و از طريق همياري و مشورت به حل مشكلات سازمان و اجراي امور       مي پردازند .

ذ و بالاخره در جهت « هماهنگي » و « همسو كردن » فعاليت ها و هدايت جريان كار موسسه به سوي اهداف مورد نظر همواره    مي كوشد . (58)   

عوامل مهم بروني و دروني مؤثر در سيستم يا نظام آموزش و پرورش با نگرش سيستمي

  الف : عومل بروني

جهان بيني و نظام اعتقادي و ايدئولوژي جامعه .

سير فرهنگ و ارزش ها و آداب و سنن جامعه .

سياست و ديدگاه هاي سياستمداران جامعه .

قانون اساسي ، قوانين و مقررات جامعه از جمله قوانين آموزشي .

سيستم اداره ي جامعه و ساخت تشكيلاتي و نظام استخدامي .

شوراها و مراجع تصميم گيري در مسايل آموزش و پرورش .

نظام برنامه ريزي به ويژه برنامه ريزي نيروي انساني .

اوضاع طبيعي ، جغرافيايي و اقليمي .

مؤسسات علمي ، صنعتي ، كشاورزي و خدماتي به ويژه مؤسسات پژوهشي و آموزشي ، دولتي و خصوصي .

سطوح سواد و دانش مردم جامعه .

امكانات اشتغال در جامعه در بخش هاي خدمات ، صنعت و كشاورزي .

نظام خانواده و مديريت بر آن و چگونگي تعليم و تربيت در درون خانواده .

رشد اقتصادي و امكانات مالي ، رفاهي جامعه .

وسايل ارتباط جمعي ، كتابخانه ها و امكانات انتشاراتي .

متفكران و صاحب نظران مذهبي ، اخلاقي و اجتماعي و آموزشي .

در صد تخصيص اعتبارات دولتي و درآمد كشور ، به آموزش و پرورش و جايگاه سيستم آموزش و پرورش در جامعه .

چگونگي همكاري و همياري مردم در آموزش و پرورش .

ارتباطات بين المللي به ويژه ارتباطات فرهنگي ، علمي و فني و ميزان و چگونگي اثربخشي و تاثيرپذيري فرهنگي .

ب : اهم عوامل دروني

اهداف آموزش و پرورش ، دوره ها ، توالي و تقدم آن ها .

ساخت نظام آموزشي ، دوره ها ، رشته هاي تحصيلي و ... .

آئين نامه ها و مقررات آموزشي ، امتحاني ، اداري و مالي و ... .

ساخت تشكيلاتي و نظام سازماندهي ، مديريت و شيوه هاي رهبري آموزشي .

نظام جذب ، انتخاب و تربيت ، استخدام ، توزيع ، نگهداري و ارتقاي معلم و ساير كاركنان آموزش و پرورش .

فضاهاي آموزشي و تجهيزات آموزشي ، كارگاهي و آزمايشگاهي .

مكانيزم برنامه ريزي توسعه و گسترش واحدهاي آموزشي .

مكانيزم برنامه ريزي درسي و تهيه و تدوين كتاب هاي درسي و انتشارات كمك آموزشي .

نظام بودجه بندي و توزيع اعتبارات تخصيصي .

نظام امتحاني و شيوه هاي ارزشيابي درسي .

نظام هماهنگي و نظارت و ارزشيابي سازمان هاي اداري و آموزشي .

امكانات رفاهي و خدماتي .

پژوهش در زمينه هاي آموزش و پرورش و امكانات پژوهشي .

سمينارها و دوره هاي بازآموزي و مطالعاتي .

مكانيزم برنامه ريزي اوقات فراغت دانش آموزان و كاركنان اداري و آموزشي . (58)  

ويژگي مديران آموزشي متأثر از نظريه ي « x »

مديران آموزشي كه از نظريه ي « x » متاثر هستند درسازمان هاي آموزشي رفتاري با خصايص زير دارند :

* از نزديك به امور كاركنان رسيدگي كرده ، شخصا كاركنان آموزشي و اداري را كنترل مي نمايند .

* وظايف كاركنان سازمان هاي آموزشي را به دقت تعيين مي كنند .

* وظايف سازمان را به اجزا تقسيم كرده ، كاركنان را قاطعانه براي اجراي هر وظيفه به كار مي گمارند .

* فضايي به وجود مي آورند كه در آن احساس اجبار در كار كردن پديد آيد و از طريق تهديد به كيفر همه كار كنند .

* اين نوع از مديريت ، به رهبري مستبدانه بيش تر شباهت دارد . (58)

ويژگي مديران آموزشي متأثر از نظريه ي « y »

مديران آموزشي كه از نظريه ي « y » متاثرند ، داراي خصايص زيرند : 

* روحيات افراد را در سازمان مورد توجه قرار داده و ارتباطات درون سازمان ها ، تنها بر محور مقررات خشك و بي روح نيست .

* فرصت هايي را مديران فراهم مي كنند تا همه ي كاركنان بتوانند از همه ي امكانات خود ، در جهت تحقق اهداف سازمان استفاده نمايند .

* تلاش مي كنند تا زمينه هاي رشد و استعداد كاركنان فراهم شود .

* كاركنان را به مشاركت در فعاليت هاي سازمان دعوت و ترغيب مي نمايند .

* در برانگيختن تفكر خلاق و ارايه ابتكارات و نوآوري ها ، مشوق خوبي هستند .

* به نيازهاي كاركنان نيز توجه دارند و به انگيزه هاي كاركنان واقف اند و در تقويت انگيزه هاي لازم براي كار بيش ترمي كوشند .

* به برنامه هاي آموزش كاركنان و رشد فكري و فني و اجتماعي توجه مي نمايند . به نظر مي رسد كه اين نوع از مديريت به رهبري آزاد منشانه شباهت دارد . (58)

عوامل اثر گذار بر رفتار مديريت و رهبري آموزشي

اين عوامل عبارتند از :

خود مدير آموزشي ،

افرادي كه مدير با آن ها كار مي كند ،

رابطه ميان مدير و افراد و گروه هايي كه با آن ها كار مي كند ،

ساختار سازمان يا الگوي روابط سازماني مدرسه ،

زمينه فرهنگي و محيط اجتماعي مدرسه ،

ويژگي هاي طبيعي و فيزيكي محيط اجتماعي و محيط كار مدرسه ،

پيش بيني ها و تدابير قانوني مربوط به كار آموزش و پرورش . (67)