مديريت بر خود ( 1 )
مديريت بر خود
مقدمه
همه مديران با مفاهيم مديريت و چگونگي كاربرد و نحو ه استفاده از آن آشنايي دارند . دربار ه تعريف مديريت نظريات متفاوتي وجود دار د . طيف گسترد ه تفكر مديريت بسيار وسيع است ، . پيشرفت هاي
علمي و تكنولوژيك قرن بيستم و ابتداي قرن بيست و يكم شامل مديريت نيز م ي شود. و شايد بتوان گفت كه آهنگ پيشرفت تكنيك هاي مديريت نسبت به ساير علوم سريع تر بوده است . مي دانيم كه يكي از شاخصه هاي معرف مديريت بهر ه وري، استفاده صحيح و مطلوب از منابعِ در اختيار، به عنوان ورود ي هاي سازمان است . اين منابع شامل نيروي انساني، مواد، ماشين آلات، پول، روش، تكنولوژي، اطلاعات، بازار و ...مي گردد ولي آنچه كه در ميان اين عوامل به عنوان حلقه مفقوده قلمداد مي گردد، مديريت برخود يا خود ماست كه غالباً به فراموشي سپرده م يشود.
ما اغلب اين بزر گ ترين و مهم ترين سرمايه زندگي مان را، كه همانا خودمان هستيم، به دست فراموشي سپرده و از آن غفلت كرده ايم. در اين مقاله سعي شده اهميت مديريت بر خود بيان و اصول و رو ش هاي اعمال و اجراي آنكه از شناخت خود، مديريت بر خود و تحقق آرمان ها تشكيل گرديده است، توصيف گردد.
اين اصول به چهار بخش عمده تقسيم و معرفي مي گردد:
• ارزش خودشناسي
• چه چيز براي شما مهم است؟
• انجام كارهاي مهم
• اهميت نگاه وسيع تر
بخش اول
ارزش خودشناسي
چنين توجيه شد ه ايم كه در اين عصر قهرمان و قهر مان پروري وجود ندار د . اين امر نمي تواند به صورت اعم قابل پذيرش باشد و مواردي بسيار را مي توان برشمرد كه از اين قاعده مستثني هستند . با يك بررسي سطحي هر فرد مي تواند كه به مواردي برخورد نمايد كه قهرماناني توانسته اند در زندگي شخصي و حرفه اي آنها تأثير بگذا ر ند. هنگامي كه زندگي نامه وينستون چرچيل را مرور مي كنيم، درمي يابيم كه او يك قهرمان است . قهرماني كه مي توانيم از او درس خودشناسي بياموزيم . او در مقطع و برهه اي حساس از تاريخ، مقام نخست وزيري انگلستان را به عهده گرفت و با ارزش نهادن بر خود و افكارش، از آن بحران سربلند بيرون آمد و دوره كاري خود را با موفقيت به پايان رسانيد.
چرچيل آماد ه مقابله با همه بحران هاي بالقوه و بالفعل موجود بر سر راه خود بو د . عامل اصلي كه او را آماده مبارزه با اين بحرا ن ها مي كرد، اعتماد به نفس عظيمي بود كه در او وجود داشت . او مي گفت :
«. مطمئن هستم كه نبايستي شكست بخورم» او به خوبي به نيروهايي كه در اختيار داشت و منابع عظيمي را كه بدان نيازمند بود، مي شناخت. شايد اين سؤال براي ما مطرح شود كه خوب ما كه چرچيل نيستيم . بله، اين درست اس ت . اما بايستي به اين اعتقاد برسيم كه فرد فرد ما م يتوانيم با همين درجه اطمينان و آگاهي به توانايي هاي خود دست يابيم. مطمئناً ما با بحرا ن هايي نظير آنچه چرچيل با آن روبه رو بود روبه رو نخواهيم شد . اما در مبارزات زندگي به هر صورت كه باشد، همه ما اين قدرت را داريم كه احساسي مشابه داشته از اطمينان، اعتقاد و اعتماد به نفس برخوردار باشيم . وقتي راجع به قهرمانان صحبت مي كنيم، الزاماً اين قهرمانان سياستمداران يا سياست بازان يا رهبران نيستند . مي توانيم از قهرمان در زمينه هاي ورزشي يا فرهنگي يا هنري نيز ياد كنيم كه به مكا ن هايي رسيده اند كه هيچ كس تصورش را نمي كرده است . در همه اين افراد يك نكته مشترك وجود دار د . آنها به خوبي خود را مي شناسند. ارزش هاي خود را درك مي كنند و قدرت ناشي از اين اطلاعات را مي دانند.
يكي از اين افراد مايكل جردن بسكتباليست معروف است . او به اعتقاد اكثريت كارشناسان و متخصصان، بهترين بازيكن اين رشته ورز شي بوده است . او از شرايط فيزيكي بسيار خوبي، كه مناسب با اين رشته
ورزشي است، برخوردار است . اما چرا بازيكنان بسياري كه داراي چنين ويژگ ي هايي هستند، نتوانسته اند در حد و اندازه او موفق شوند؟
عاملي كه مايكل جردن را از ديگران متمايز مي سازد، اشتياق، قطعيت تصميم و ميل به خوب بازي كردن و شناخت ارزش هاي خود است. نمي توان بازي مايكل جردن را مشاهده كرد و به قدرت اراده و مصمم بودن او براي خوب بازي كردن پي نبرد . و مطمئناً همين اشتياق و عزم راسخ است كه باعث شده او به موفقيت هايي برسد كه براي بسياري از كارشناسان و متخصصان حيرت آور و باورنكردني است.
در همين جا به وجوه اشتراك بين وينستون چرچيل و مايكل جردن پي مي بريم. اين دو نفر به همه ثابت كردند كه داراي خصوصيات لازم بوده، خود و ارز ش هاي خود را به خوبي شناخته و دقيقاً م ي دانند كه هدف شان چيست و مي خواهند به كجا برسند . اينها علت قهرمان بودن اين دو نفر است و باعث به وجود آمدن احترامي است كه همگان، حتي سخت ترين رقبايشان براي آنها قائل بوده و هستند.
مادر ترزا همه مادر ترزا را مي شناسند. او راهبه اي از هندوستان بود كه در ١٩٩٧ پس از عمري خدمت به فقرا و نيازمندان درگذشت . او چه كر د كه به چنين معروفيتي رسيد؟ اگر خواسته باشيم جمع فعاليت ها و كارهايي كه او در طي زندگي خود انجام داده در يك كلمه خلاصه كنيم، بايد بگوييم “خدمت”.
من دريافتم كه به من رسالتي واگذار شده كه از بيماران و كساني كه در شرف مرگ » : او مي گويد مادر ترزا اين مأموريت را با عزمي راسخ و اراد ه اي «. هستند، از گرسنگان، برهنگان و بي پناهان مراقبت كنم
محكم تلقي و آن را به انجام رسانيد . آنچه را مي توان در مادر ترزا ديد و از آن به عنوان يك الگوي مشترك با ديگر قهرمانان ياد كرد اين است كه او: مي دانست كه كيست، چه چيزي برايش اهميت د ارد، موقعيتش چيست، به سوي چه هدفي حركت مي كند و چه هدفي را در جهان محقق خواهد كرد.
چرا مادر ترزا به عنوان يك سمبل و الگو تعيين شده است؟
پاسخ به اين سؤال در يك كلمه خلاصه شده است و آن “استمرار” است. مادر ترزا با اراد ه اي استوار، عزمي راسخ، به صورتي مستمر و بي وقفه، راهي را انتخاب كرد كه اعتقاد داشت رسالتش پيمودن اين راه
است و در اين مهم، به هيچ وجه به دنبال منافع شخصي نبود.
شخصيت مادر ترزا ب ه تدريج جهاني ش د . مردم جهان م ي ديدند كه برخلاف بسياري از افراد كه اعتقاد داشتند مشكلات بسيار است و ما نم ي توانيم درصد د حل آنها برآييم، مادر ترزا، اين راه ب ه كوچك اندام و
پرتحرك، اين مهم را به انجام رسانيد و عمر خود را وقف كمك به محرومان در گوشه و كنار دنيا نمو د . او در تمام زندگي مي دانست كه چه چيزي براي او مهم است و كاري در مورد آن انجام دهد.
هدف اين نيست كه دقيقاً از زن د گي قهرمانان الگوبرداري شود، بلكه هدف آن است كه با نگاه كردن به زندگي آنان در ما اين اشتياق به وجود آيد كه از تواناي ي هاي مان به نحو احسن استفاده كني م . همواره
خودت باش اما در حد كمال. افرادي كه به نظر م ي رسند همه چيز را با هم دارند، عموماً خو ش بين هستن د . داراي آرامش دروني بوده و در اكثر مواقع به هد ف هاي روحي، احساسي و يا فكري خود م ي رسند. همه افراد مشخص ه هاي لازم را ندارند اما بعضي ويژگ ي هايي دارند كه به نظر م ي رسد در ه م ه افرادي كه همه چيز را با هم دارند مشترك باشد:
شناخت خود : مي دانند كه هستند، ضعف و قو ت شان چيست، تواناي ي هاي آنها كدام است و چطور بايد آن را انجام دهند . اين آگاهي به آنها كمك م ي كند كه كارهاي خار ق العاده اي را حتي در زمان ي كه از نظر جسمي )مانند مادر ترزا( ضعيف باشند، انجام دهند.
اطمينان: ترس براي آنها مفهومي ندار د . وينستون چرچيل از صميم قلب اعتقاد داشت كه شكست نخواهد خورد.
آگاهي به ارزش انسان ها: توجه آنان به افرادي است كه به آنها كمك كرده اند نه به خودشان.
احساس اضطرار : بي صبري در مورد كاري كه انجام م ي دهند. اين گونه افراد نم ي توانند منتظر طلوع آفتاب روز بعد باشند.
حس دارا بودن مأموريتي شخص ي : آرمان گرا و داراي اشتياق براي رسيدن به آن هستند و تمام هم و غم خود را به آن اختصاص مي دهند.
جاذبه شخصي: افراد را جذب مي كنند.
آگاهي به ارزش خود: خود را با ديگران مقايسه نم يكنند و تمام تمركزشان برتوانايي هايشان است.
مداومت در مسي ر : افكار و اي د ه جديد، آن ه ا را از مسير منحرف نم ي كند و مداوماً به سمت تحقق مأموريت شخص يشان در حركت هستند.
آرامش رفتار : معمولاً قادرند در موقعي تهاي بسيار بحراني خود را نجات دهند.
اعتقاد اكثريت افراد بر اين است كه در زما ن هاي گذشته انسا ن ها اوقات بيشتري براي انجام كارهايشان داشتند . اما هنگامي كه از آنها سؤال م ي شود خوب، چقدر بيشتر از امروز وقت داشتند؟ معمولاً در جواب چيزي ندارند كه بگوين د . تنها تفاوتي كه بين امروز و صدسال قبل وجود دارد اين است كه ما با گزينه هاي بيشتري براي پركردن وقت خود مواجه هستي م . يكي از دلايل مهم اين موضوع انج ام سريع تر كارهاست.
صدسال پيش مردم امريكا زمان طي كردن عرض امريكا را از سه هفته با درشكه، به يك هفته مسافرت با قطار كاهش داده بودن د . امروزه مي توان از نيويورك تا سانفرانسسيكو را در چهارساعت و نيم با سرعت ١٠٠٠ كيلومتر طي كرده در اين مدت شام خورد و فيلم سينمايي هم تماشا كرد.
جامعه امروز شتاب بسيار زيادي پيدا كرده است و به دنبال اين شتاب ما امور را سري ع تر انجام مي دهيم. مي گويد كه در زمان (Timelock) رالف كيز محقق و نويسنده، در كتابي تحت عنوان زمان قفل شده قفل شده حتي اضافه كردن يك ثانيه به برنامه هاي تعيين شده و فشرده شده افراد عملي نيست. دردو ده ه قبل آماده كردن و چاپ يك طرح گرافيكي بسيار زمان بر بو د . اول مي بايست برآورد شود كه چه فضايي از صف ح ه كاغذ بايد به اين منظور اختصاص ياب د . پس از آن اندا ز ه حروف متن براي تايپ تعيين شود . طول خط، فواصل بين پاراگرا ف ها و مو اردي اين قبيل مشخص شو د . سپس طرح توسط تايپيست ها اجرا م ي شد. آن گاه براي حصول اطمينان از درستي آن بايستي آن را با چسب در محل مورد نظر در طرح چسباني د . اگر همه چيز ب ه درستي انجام شده بود، متن به اندا ز ه محلي بود كه براي آن در نظر گرفته شده بو د . وگرنه مي بايست ب ه دقت آن را اندازه نمود و مجددًا چسبانيد و يا اينكه دوباره كار را از ابتدا شروع كرد.
اما حالا همه چيز تغيير پيدا كرده اس ت . تمام كارهاي ياد شده را در ظرف چند دقيقه و با استفاده از كامپيوتر شخصي مي توان انجام داد. مسئله اينجاست كه چون شما كارها را سري ع تر ان جام مي دهيد، مشتريان از شما انتظار دارند كه كار را در فرصتي تحويل دهيد كه چند سال پيش غير ممكن به نظر م ي سيد . علي رغم آنكه زمان زيادي صرفه جويي شده، بايد درزمان باقي مانده كار بيشتري انجام دهيد تا به اهداف تعيين شده برسي د . امروز عجله به مراتب بيشتر از زما ن ي است كه كارها زما ن بر بودند . حتي وقت فكر كردن به كارهايي كه در حال انجام آن هستيم، نداريم و نم ي توانيم به خود اجازه دهيم كه راجع به مسائل طراحي فكر كنيم و شايد راه بهتري پيدا كنيم.
حتي در زما ن هاي مرخصي و استراحت نم ي توانيم ارتباطات را قطع كني م . زيرا تكن ولوژي اين موقعيت را به وجود آورده كه حتي در دورافتاد ه ترين نقاط به تلفن همراه جواب دهي م . به نظر م ي آيد چون اين تكنولوژي وجود دارد، بايستي از آن بهره برد.
ما همه بيش و كم جملاتي از اين قبيل را در طول زندگي به كرات گفته ايم:
• روزي كتابي خواهم نوشت،
• روزي به سفر دور دنيا خواهم رفت،
• روزي اثري هنري خلق خواهم كرد و يا
• يك روز، يك سال از عمر خود را وقف كمك به مردم خواهم كرد.
تقريباً همه ما راجع به كاري كه روزي م ي خواهيم انجام دهيم، خيا ل پردازي كرده ايم. اما دقت كنيد كه هر وقت با جملات فوق مواجه شديد، بدانيد كه با نشانه اي از آنچه برايتان مهم است روب هرو شد هايد.
زماني زندگي واقعاً معني پيدا مي كند كه ما به اين سؤالات پاسخ دهيم:
• چه چيزي واقعاً براي من مهم است؟
• به دنبال تحقق كداميك از اهدافم هستم؟
• چه ميراثي از خود مي خواهم به جا بگذارم؟
اصلي ترين هدف اين مقاله اين ا س ت كه به ما كمك كند فاصله و شكاف آنچه كه بايستي انجام مي گرفت، با چيزهاي انجام شده را از بين ببريم و اين ايده را به خاطر سپرده و در حافظ ه مان حك كنيم .
هر روز به هنگام بيدار شدن از خواب بپرسيم:
« امروز براي كم كردن فاصله چه انجام مي دهم و با آنچه به راستي برايم مهم است چه خواهم كرد؟ »
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .