مديريت بر خود ( 2 )
بخش دوم
چه چيز براي ما مهم است
بايستي درك كنيم چه چيزي برايمان مهم است. بالاترين اولويت ها در زندگي ما چيست؟ به عنوان يك شهروند با ارز ش ترين حقوق هر يك از ما كدام است؟ چه چيزي ارزش آن را دارد كه به خاطرش بجنگيم؟ و براي چه هدفي بايد از جان خود بگذريم؟
تك تك افراد م ي توانند اصولي اساسي براي خود وضع كنند تا دريابند كه چه چيزي براي آنها مهم اس ت .اين اصول نبايد از كلمات پيچيده تشكيل شده باش د . اين اصول بايد نشا ن دهنده شخصيت شما بايد باش د .
بيان كنند ه احساس شما نسبت به مسائل مختلف زندگي و وقايع باش د . اين فرآيند از سه عنص ر : مأموريت، نقش و ارزش تشكيل گرديده است.
اين سه عنصر در پيدا كردن چيزي كه واقعاً برايتان مهم است، به شما كمك م ي كند. هر كدام از ما در زندگي با نق ش هاي متفاوتي روب ه رو هستيم ( اختياري يا اجبار ي ). اين نقش ها برروي ارز ش ها اثر مي گذارند و
از آنها اثر م ي پذيرند. از طرفي هم نق ش هاي ما و ارز شهاي بنيادين ما بر برداش ت مان از مأموريت شخصي مان در زندگي اثر مي گذارند (و اثر م يپذيرند).
درك اين ارتباطات سه گانه و نحو ه تعامل و اثرگذاري متقابل آنها بريكديگر به ما كمك م ي كند كه بدانيم :
چه كسي هستيم و چه چيزي براي ما پراهمي تترين است.
اگر زماني را صرف شناسايي، تدقيق و نوشتن ارز ش هاي اساسي خود كنيم، اين ارز ش ها مي توانند كمك زيادي براي تعادل در زندگي به ما بكنن د . بايستي به خاطر داشته باشيم كه اين سه پايه و يا معادله س ه تايي
بيان كننده اصو لي واحد هستن د . هر سه عنصر بايستي بر زمين محكم باشند تا بتوان به آن تكيه كر د . براي به دست آوردن تعادل در زندگي و كنترل آن بايد هر سه عنصر فعال باشند. هر نقشي كه به عهده تو واگذار م يشود آن را خوب انجام بده نقش ها كدامند؟
ما به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه نق شي را به عهده مي گيريم. در هر صورت نكت ه مهم اين است كه اين نقش ها همگي واقعي هستند و به همين دليل بايد به هر حال به نحوي با آن كنار بياييم.
چه بخواهيم چه نخواهيم ما از بدو تولد به عضويت چهار سازمان مهم درآمد هايم:
عضوي از مجموعه اي به نام كر ه زمين : در اين عضويت فراگير ما و بقي ه موجودات هر كدام نقشي به عهده داريم كه بايستي اين نقش ها محترم شناخته شده و با اين نقش ها برخوردي آگاهانه شود . در غير اين صورت زندگي برروي كره خاكي را ناممكن مي سازد.
دومين نقش به عنوان عضويت در جامع ه بشري به عهده ما واگذار مي شود. براي اينكه جامع ه بشري بتواند به كار خود ادامه دهد، هر كدام از ما داراي نقشي هستيم . بسياري از اين نقش ها در طي هزاران سال متحول شده است . برخي از اين نقش ها به دليل نياز افراد به يكديگر در جهت منافع عمومي به وجود آمده است . برخي ديگر از نقش ها در نتيجه متفاوت بودن افراد با يكديگر و متنوع بودن نيازمندي هايشان است.
سومين نقش عضو بودن در خانواده اس ت . همه ما پدر و مادر و يا احتمالاً خواهر و برادر داشته و داريم كه تشكيل خانواده م ي دهند. ما در رابطه با ك ر ه خاكي و جام ع ه بشري ممكن است به طور مستقيم مرتبط با
نقش هاي خود نباشيم، اما ه م ه ما نقشي مهم به عنوان فرزند، خواهر يا برادر، دايي يا خاله و ديگر نسب ت ها داريم.
چهارمين نقش، نقشي است كه عضويت در نهادها و گرو ه ها به ما م ي دهد. به طور مثال محلي كه در آن زندگي مي كنيد، محل كار، شهر، منطقه، استان و در نهايت كشور. اين عضويت ها و نقشي كه از آنها حاصل م ي شود، زماني ب ه خوبي قابل درك است كه زندگي شخصي فرد و شخصيت خاص او نيز در اين تعريف لحاظ شو د . هر فرد موجودي منحصر به فرد است، شما حتي با خواهر و برادر خود متفاوت هستي د . علاوه بر اين، تركيب محيط زندگي و تجارب شخصي در شك ل گيري هر فرد نقش ب ه سزايي دارد و شخصيت منحصر به فردي را به وجود م ي آورد. درك و فهم اين خصوصيات منحصر به فرد قدم بسيار مهمي در فرآيند شناخت عميق از خود و به دنبال آن شناسايي و اقدام در جهت آن چيزهايي است كه واقعاً برايمان مهم است.
عنصر بعدي در پيدا كردن چيزي كه واقع اً برايمان مهم است، ارز ش هاي اساسي اس ت . اين ارزش ها در مركز آنجه ما هستيم قرار دارند و به همين دليل تعريف دقيق آن مشكل اس ت . بهترين تعريف براي چيزهايي كه به اعتقاد ما بيشترين اهميت و بالاترين اولويت » : ارزش هاي بنيادين يا اساسي عبارت است ا ز «. را در زندگي مان دارند
بديهي است كه اين ارز ش ها در بين افراد مختلف متفاوت اس ت . هر چه قدر بتوانيم ارز ش هاي بنيادين خود را به دقت تعيين كنيم، به همان اندازه نيز مي توانيم خود را كاملاً بشناسيم.
چهار قانون طبيعي درباره ارزش هاي بنيادين درك اين قوانين طبيعي به ما كمك م ي كند كه علت رنج و ناخشنودي خود را، در زماني كه زندگ ي مان در تعارض با ارزش هايمان قرار مي گيرد، دريابيم.
قانون اول : هر يك از ما داراي ارز ش هاي دروني هستيم كه به شدت برعملكرد و رفتار بيروني ما اثر مي گذارد.
قانون دوم : در حقيقت ادام ه قانون اول است. نهاد و طبيعت انسان به دنبال آن است كه اعمال و رفتار ما منطبق و همساز با ارزش هاي عميق بنيادي مان باشد.
قانون سوم : با شناسايي و دقت بخشيدن به ارز ش هاي بنيادين خود ، مي توانيم از قدرت حاصل از آن براي افزايش ثمربخشي خود استفاده كنيم.
قانون چهارم : زماني كه اعمال ما با ار ز ش هاي بنيادين مان سازگار است احساس صفا و آرامش دروني خواهيم كرد . آرامش دروني يكي از اهداف اساسي زندگي اس ت . به ويژه در روزگاري كه ما در آن زندگي
مي كنيم.
ارزش هاي بنيادين خود را شناسايي كنيد هر چه را كه برايتان مهم است، به صورت فهرس ت وار بنويسيد . آنها ممكن است افراد مختلف، فعالي ت هاي گوناگون، محل هاي متفاوت و يا حتي احساسات متنوع باشن د . به دنبال چيزهايي باشيد كه واقعاً ارز ش هاي بنيادين شما هستن د . نمي دانيد از كجا شروع كني د . تصميم گيري براي ارز ش هاي بنيادين دشوار اس ت .
سؤالات زير شايد بتواند كمك كننده باشند:
• در ارتباط با نقش هايي كه در زندگي به عهده دارم چه چيزي مه متر است؟
• كدام افراد، فعالي تها و چيزهاي ديگر واقعاً برايم مهم هستند؟
• اگر تحت فشار و اجبار براي انجام دادن كاري نباشم، دلم م يخواهد چه كاري انجام دهم؟
• اگر فقط شش ماه از زندگ يام باقي مانده بود در آن مدت چه م يكردم؟
• دلم مي خواهد كارنامه اعمال من حاوي چه نكاتي باشد؟
• توانايي ها و قابليت هاي خاص من كدامند؟ چه كاري را واقعاً خوب انجام مي دهم؟
• در تعامل با ديگران از چه چيز بيشتر لذت مي برم؟
• آيا چيزهايي هستند كه يك نداي دروني مرا به انجام آنها فرا م يخواند؟
• در زمان هايي كه بالاترين احساس آرامش دروني و سازگاري با خود را دارم به چه كاري مشغول هستم؟
• به صورت مستمر و پيوسته با خود فكر مي كنم كه بالاخره يك روز چه كار خواهم كرد؟
• براي چه چيزي حاضرم زندگي خود را بدهم؟
پس از پاسخ دادن به سؤالات فوق به سؤال زير نيز جواب دهيد:
• چه چيزي باعث درد و رنج من مي شود؟
در مقابل ارز ش هاي بنيادين كه مشخص كرد ه ايد، يك “چرا” بگذاريد و پاس خ هاي خود را يادداشت كنيد. اولين نكاتي را كه به ذه ن تان مي آيد، ياداشت كنيد و به احساسي كه برخواسته از پاس خ هايتان است
توجه نماييد.
سؤالات شما درباره ارزش ها مي تواند شبيه موارد زير باشد:
• چرا من اين قدر وقت صرف اين فرد، اين فعاليت و اين چيز خاص مي كنم؟
• چرا من اين قدر نسبت به اين ارزش خاص اهميت قائلم؟
• چرا پول خود را صرف موارد مرتبط با اين ارزش مي كنم؟
• چرا اين قدر از توان و انرژي خود را صرف اين پروژه، رابطه و يا فعاليت مي كنم؟
• چرا اين قدر كم وقت صرف اين ارزش م ي كنم؟ آيا اهميت آن معادل مواردي كه اين قدر وقت و انرژي صرف آنها م ي كنم نيست؟ و يا اينكه واقعاً مهم است اما تح ت الشعاع موارد اضطراري و تعهدات ديگر قرار گرفته است؟
زماني كه به ارز ش هاي بنيادين خود ن گاه مي كنيد، تلاش كنيد به فهرست فشرد ه اي دست يابيد كه در بله اين چيزهايي هستند كه ب ه راستي براي من اهميت دارند و من » : مورد آنها بتوانيد به صراحت بگويي د .« آماده هستم كه وقت، پول و انرژي خود را صرف آنها كنم در اين صورت توانست هايد ارزش هاي اساسي و بنيادين خود را مشخص كنيد. مأموريت شما در زندگ يتان چيست؟ هنگامي كه در زندگي آرمان و هدفي وجود نداشته باشد، در حقيقت گمراهيم و خود را از بين م ي بريم. در حالتي كه هيچ چش م اندازي براي زندگي، شغل، خانواده و شخص خودتان نداشته باشيد، زماني است كه زندگي شما را مه گرفته است.
كمبود چشم اندازي آرماني باعث ناتواني جسماني و رواني خواهد ش د . اما در لحظ ه اي كه چش م انداز آرماني زندگي خود را بنا كنيد توان و انرژي به زندگي شما بازخواهد گش ت . بي صبرانه منتظر صبح هستيد،
دقيقاً مي دانيد به كجا م ي رويد و چرا كاري را انجام م ي دهيد. زندگي زماني كه با آرمان توأم باشد حالتي از اضطراب به آن اضافه خواهد ش د . انتظاري بي صبرانه براي زندگ ي . افراد بزرگ و موفق مانند وينستون
چرچيل اين حالات را تجربه كرد ه اند.
بيانيه مأموريت شخصي خود را بنويسيد
قدم سوم هما ن طور كه اشاره شد، پس از نق ش ها و ارز ش هاي ب نيادين مأموريت شخصي در زندگي مي باشد. بلندي و كوتاهي اين بيانيه مهم نيس ت . مهم آن است كه اين بيانيه بيا ن كننده مأموريت شما در
زندگي تان باشد.
سعي كنيد هنگام تهيه بيانيه مأموريت شخصي، ويژگي هاي زير در آن لحاظ شده باشد:
• برخواسته از عمي ق ترين و پا ك ترين نهاد و جود شما بوده و ارتباطي تنگاتنگ با زندگي دروني شما داشته باشد.
• بيان كننده نكات منحصر به فرد شما بوده و ظرفيت شما را نشان دهد.
• مبتني براصول والا بوده و اهدافي بلند را دنبال كند.
• دربرگيرنده ابعاد فيزيكي، روحي، رواني و اجتماعي باشد.
• كيفيت زندگي را ارتقا دهد.
• هم آرماني بوده و نيز ارز شها را حفظ كند.
• بيان كننده تعادلي پايدار بين شما، خانواده، كار، اجتماع و ديگر نقش هاي شما باشد.
• در شما ايجاد انگيزه كند.
دربيانيه مأموريت شخصي بعضي از افراد نكات مفيدي وجود داشته كه اهم آنها به قرار زير هستند.
• ايجاد نشاط
• تحصيل آرامش
• به وجود آورنده تفاوت و تمايز
• ايجاد و به ثمر رساندن خانواده اي خوب
• مشاركت در فعالي تهاي اجتماعي
• بهتر كردن زندگي ديگران
• الگو شدن در زمينه حرفه خود
• كسب موفقيت و ثمربخشي در يك زندگي هدفمند
البته گفتن اينكه چه چيزي واقعاً براي ما مهم است كار ساد ه اي نيست، ام ا اگر بتوانيم اين مفاهيم را در چارچوب يك بيانيه بنويسيم، آنگاه معياري را به وجود آورد ه ايم كه تمام فعالي تها و رويدادهاي زندگي را
به كمك آن اندازه گيري و محك بزنيم. اين كار مي تواند براي شما و خانواد هتان ارزشي برابر قانون اساسي براي يك كشور داشته باشد. عظيم ترين نيرو در خلقت مقايسه انسان به عنوان يك موجود فيزيكي با اتم.
انسان به عنوان يك موجود فيزيكي داراي روح، روان و احساس است كه هس ت ه اتم را نيز تشكيل مي دهد. يك مخلوق منحصر به فر د . الكترون هاي اطراف انسان عوامل محيطي هستند كه كمك م ي كنند
انسان كيست و چي س ت. اولين الكتروني كه با سرعت خار ق العاده به گرد اين هسته م ي گردد، نقش هايي است كه در زندگي به عهده انسان است. دومين الكترون ارز ش هاي بنيادين هستند كه به ما كمك م ي كند كه نق ش هاي خود را ايفا كني م . سومين الكترون مأموريتي است كه ما در زندگي براي خود قائل هستي م . اين مدل اتمي تصويري واقعي از انسان است كه دقيقاً نظير اتم در درون آن نيروي خارق العاده اي نهفته است كه مي توان آن را آزاد كرد.
قدرت عظيمي در روح بشر وجود دارد كه بايد آن را دريافت و رها كر د . قدرت روح بشر حتي مي تواند نيروي اتم را هم كنترل كن د . نيروي اتم عظيم ترين نيروي طبيعت است كه فقط يك استثنا دارد وآن نيروي روح بشر اس ت . هر چقدر انسا ن ها به اين ساختار اتمي ب يشتر پي ببرند، انرژي مثبت بيشتري از خود بروز مي دهند كه منجر به تغييراتي خواهد شد كه غير قابل تصور است.
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .