مديريت بر خود ( 3 )
بخش سوم
انجام دادن كارهايي كه به راستي مهم هستند
اگر واقعاً مترصديم كه مأموريت شخص ي مان تحقق يافته و در راستاي آنچه كه به راستي برايمان مهم است كاري بكنيم، بايد زندگي خود را با همان دقت عملي و تلاش حرفه اي كه براي ساخت هر بناي مستحكم ديگري لازم است، بنا كنيم. براي حصول به اين هدف بايستي بستر آن را مهيا كني م . و اين بستر عبارت است از كشف آن چيزي كه واقعاً برايمان مهم است. هرمي كه در اين زمينه وجود دا ر د و بايستي براساس آن حركت كنيم، مي تواند به شكل زير باشد.
ما بايد مسائل را در ذهن خود بپروانيم مثل:
• پاسخ به يك مسئله
• يك سرمايه گذاري جديد
• يك خانواده خوشبخت تر
اجرا
برنامه
كشف
هرم بهره وري شخصي
زماني كه اين مسائل در ذهن ما خلق شد و تصويري آرماني از آنچه بايد انجام شود و نتايج حاصل از آن، د ر مغز ما به وجود آمد، قادر خواهيم بود كه اين آرمان را در عمل هم محقق سازي م . براي انجام اين مهم بايستي مبادرت به برنامه ريزي نمود. برنامه ريزي به مفهوم تعيين توالي رخدادها قبل از اجراست، يا انجام مجموع ه اي از فعالي ت ها به منظور رسيدن به يك هدف مطلوب.
همين طور كه در فرآيند چيزهايي كه براي ما مهم است و شناسايي آن پيش م ي رويم، تصوير روش ن تري از آن پيدا كرده و م ي دانيم كه دربا ر ه هر يك چه بايد بكني م . قدم بعدي برنام ه ريزي خيلي مؤثر اس ت . بايد
مطمئن شويم اقداماتي كه براي چيزهاي مهم انجام م يدهيم خود نيز مهم هستند. اين برنامه ها بايد به صورت مكتوب باشد چون به ما كمك خواهد كرد كه تحقق يافتن آن را به چشم ببينيم. اگر مفاهيم نوشته نشده و به صورت مكتوب در نيايد، مثل اين است كه يك آرشيتكت بدون آوردن نقشه ها روي كاغذ، يك ساختمان بنا كند. يك روز بالاخره اين » تا زماني كه يك برنامه مدون و مكتوب نداشته باشيم، بسياري از افكار در مرح ل ه
باقي مي مانند. به علاوه يك برنامه مدون و مكتوب، قدرت و تعهدي را به وجود « كار را انجام خواهم دا د مي آورد كه براي شروع كار لازم است.
چگونه بايستي اين برنامه ها را محقق كرد
اقداماتي كه تا كنون به ه ن گام تعيين نق ش هايمان، ارزش هاي بنيادي مان و بيانيه مأموريت شخصي مان به عمل آمده، ما را در ساختن اول ي ه لاي ه هرم ياري كرده اس ت . كشف اينكه كي هستيم و چه چيزي برايمان
بيشترين اهميت را دارد. برنامه اي كه براي دست يافتن به يك و يا چند هدف مهم تدوين م ي شود، دومين لاي ه هرم را تشكيل مي دهد.
حالا بايستي به بالاترين سطح هرم رفته و بر مبناي برنام ه هاي مشخص عمل كنيم. ما ناچار هستيم كه اين اهداف جديد، وظايف و فعالي ت هاي جديد را با بقي ه مجموع ه زندگي يكپارچه نماييم و به منظور بهره گيري از زمان محدودي كه در اختيار داريم، د ر جهت حل و فصل اولويت هاي مختلف تصمي مگيري كنيم. ما بايستي بين اضطرار و مهم فرق و تميز قايل شوي م . بايستي براي انجام اين مهم به دو قانون طبيعي ولي كليدي توجه خاص مبذول شود:
• اولوي ت هاي ما عبارت از چيزهايي است كه واقعاً در زندگي ما مهم هستند
• موارد اضطراري اولويت هاي واقعي ما نيستند، بلكه خود را به عنوان اولويت به ما تحميل مي كنند. يادآوري اين دو قانون در زماني كه كاري را كه برايمان مهم است شروع م ي كنيم، اهميت دار د . موارد اضطراري خواه مهم باشند يا نباشند هميشه هستند و اين آمادگي را دارند كه ما را، از آنچه برا ي مان مهم است، منحرف سازند. توصيه ما اين است كه در هر هفته، زماني را به اين امر مهم برنام ه ريزي اختصاص دهي د . در اين زمان
مي توان به موارد زير پرداخت:
• آنچه را كه مهم ترين است، مرور كنيد.
• اهداف بلند مدت مرتبط با آنچه را برايتان واقعاً مهم است، مرور كنيد.
• اهدافي را كه بايد در اين هفته به آن رسيد و قد م هايي را كه، در همين مدت، بايد برداشته شود، انتخاب كنيد.
• رخدادهاي خارج از كنترل خود را زما نبندي كنيد.
• براي سنگ هاي بزرگ برنامه ريزي كنيد.
• براي بقيه چيزها برنامه ريزي كنيد.
پس از اينكه براي تمام هفته برنامه ريزي كرديد، زمان عمل فرا م يرسد. “اجرا” هميشه در لحظ ه اي از زمان رخ م ي دهد كه به آن م ي گوييم “الان وقتش اس ت ” و درست در همين لحظه است كه معمولاً دچار گرفتاري م ي شويم. زماني كه در هر روز اعمال ما بر مبناي تشخيص آن
چيزهايي باشد كه ب ه راستي براي ما مهم هستند ، از كا ر آيي بالاتري برخوردار خواهيم بود و احساس موفقيت
بيشتري خواهيم كر د . طبيعي است هنگامي كه در طول يك هفته اعمال ما برخواسته از آن چيزهايي باشد
كه برايمان اهميت دارند، علاوه براحساس موفقيت، حالت آرامش دروني نيز نصيب ما خواهد شد.
در پنجره اعتقادات ما چه چيزي قرار دارد؟
هيچ كس نمي تواند واقعاً پنج ر ه اعتقادات خود را ببيند، چون اين پنجره بخشي نامريي از وجود ماس ت .
مي توان گفت كه اين پنجره در جلو صورت ما قرار دار د . هر بار كه ما از جاي خود حركت م ي كنيم، اين
پنجره هم با ما در حركت اس ت . ما از درون اين پنجره به دنيا نگا ه مي كنيم و آنچه م ي بينيم از درون فيلتر
اين پنجره عبور كرده است.
پنجره اعتقادات شما همواره با شماست و آنچه را كه شما م ي بينيد، از صافي خود م ي گذراند، (اقيانوسي
از داد ه ها و اطلاعات كه هر يك از ما روزانه در آن شناوريم) و به ما كمك مي كند كه تصويري از جهان
اطراف به دست آوريم.
اين پنجره برنح و ه ارزيابي ما نسبت به ديگران، برداشت ما از موقعي ت هاي مختلف و حتي احسا س مان
نسبت به خودمان، اثر م ي گذارد و اگر با داده اي مواجه شويم كه نخواهيم آن را ببينيم و بفهميم، از پنج ر ه
اعتقادمان براي كنار گذاشتن آن استفاده م ي كنيم. نكته مهم و گمرا ه كننده اين است كه هر كدام از ما
پيش فرض هايي را در اين پنجره قرار داد ه ايم و معتقد هستيم صددرصد درست هستند، چه باشند چه
نباشند. مي بينيم پنجر ه اعتقادات اثري اساسي بر رفتار و كردار ما دارد و به همين دليل است كه تغيير
دادن رفتار بسيار مشكل است . پيش فرض هاي نادرست در پنجره اعتقادات ما ممكن است مانعي اساسي
در راه سازگاري اقدامات ما با ارز ش هاي بنيادي مان ايجاد كن د . تا اين نكته را در نيابيم كه ما دنيا را از درون
پنجره اعتقادات خود م ي بينيم، و اين پنجره مدام تجارب ما را از درون فيلتر خود م ي گذراند، فكر م ي كنم كه
دنيا را هما ن گونه كه واقعاً هست م ي بينيم. ما به راحتي ممكن است به خود دروغ بگوييم و احتمال موفقيت
خود را كاهش دهي م . مگر اينكه پنج ر ه اعتقادات مان به راستي منعكس كننده و اقعي ت ها باشند . واقعيت ها به
آن گونه كه هستند و نه آن طور كه ما دل مان مي خواهد و يا فكر مي كنيم بايد باشند.
يكي از مه م ترين اقداماتي كه بايد انجام دهيم احراز اطمينان از تميز بودن پنج ر ه اعتقادات مان است و
اينكه منعكس كننده واقعيت هاي زندگي باش د . اين مرحله دشوارترين كاري است كه بايستي انجام شو د .
ممكن است ناچار شويم غرور خود را زير پا گذاشته و اعتراف كنيم كه پنج ر ه اعتقادمان، كه بخش عظيمي از
رفتار ما متأثر از آن است، در برگيرنده برخي نكات ناصحيح است.
اگر اين كار را انجام دهيد، اولين و بهترين قدم در رها شدن از پندار و گفتار نادرستي را كه سد راه
پيشرفت تان شده است، برداشت ه ايد. در پ نجره اعتقادات هر يك از ما تعدادي اعتقاد درست، تعدادي
اعتقاد نادرست و برخي اعتقادات قابل بحث (درست يا نادرست) وجود دارد.
همه اين باورها بر كردار ما اثر م ي گذارند . واژه هاي درست و نادرست برخاسته از قضاو ت هاي
اخلاقي ماست. اگر باوري منعكس كنن د ه قوانين طبيعي و يا حقايق باشد، از آن تحت عنوان “درست ” ياد
مي شود و اگر ريشه در حقايق نداشته باشد به آن “نادرست” اطلاق م يشود. اما باوري كه يك قضاوت
ذهني است و يا برخاسته از يك نقطه نظر است، نه درست است نه نادرس ت . كليد موفقيت در اين است
كه باورهاي موجود در پنج ر ه اعتقادات خود را شناسايي كنيم و آنهايي را كه نادرست و يا نامناسب هستند
تغيير دهيم.
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .