شيوههاي مديريت كلاس و مهارتهاي ارتباط با دانشآموز ( 1 )
شيوههاي مديريت كلاس و مهارتهاي ارتباط با دانشآموز
زيبا هاشمي فشاركي *
چكيده
مسأله مديريت كلاس از ديرباز به مثابه پيچيدهترين موضوع شناخته شده است، تشكيل و ادارهي كلاس درس با 30 نفر دانشآموز يا بيشتر از وقت گيرترين و حساسترين فعاليتهاي حرفهاي يك معلم ميباشد. دليل اين پيچيدگي را ميتوان تغييرات و تحولات و تفاوتهاي فردي هر يك از فراگيران دانست، اما آيا جادوي خاصي وجود دارد كه بعضي از معلمان را قادر ميسازد تا به محض رسيدن آشوب را آرام سازند و با يك نگاه بدرفتاري را فرونشانند و كلاس را با كار مثبت و با برنامههاي شاد فعال نمايند؟
مطالعاتي كه درباره مديريت كلاس صورت گرفته به مهارتهاي خاصي كه معلمان كارآمد از خود نشان دادهاند توجه دارد. اهميت سازماندهي كلاس و برنامهريزي در تدريس بيشتر از اهميت مديريت كلاس نيست، رعايت اصول مديريت و در نظر گرفتن قوانين مشخص، ايجاد رابطهي مناسب با فراگيران، توجه به تفاوتهاي فردي آنان و تدريس فعال و ... از نكات مهم در اداره كلاس ميباشد.
* شاغل در آموزش و پرورش ناحيه 4.
مديريت كلاس و آموزش بدون ايجاد رابطه با فراگيران معنايي ندارد، معلمان در همان آغاز كار خود پي ميبرند كه نحوهي برقراري ارتباط با دانشآموزان بسيار اهميت دارد ولازم است مربيان به تأثير نوع ارتباط خود بر شكل گيري گرايشهاي انگيزشي دانشآموزان توجه زيادي نمايند. بطور كلي مديريت كلاس را ميتوان تهيه تداركات و اتخاذ شيوههاي لازم براي ايجاد و حفظ محيط اثر بخش دانست.
مقدمه
يكي از عمدهترين مسائلي كه از ديرباز در امر تعليم و تربيت مهم به نظر ميرسد، مديريت كلاس و راههاي برقراري ارتباط با دانشآموزان ميباشد. مديريت كلاس درس، ادارهي دانشآموزان از طريق به كارگيري كاركردهاي مديريت آموزشي: يعني برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و رهبري، نظارت وكنترل وارزشيابي جهت تحقق اهداف آموزش ميباشد. فراگيران داراي تفاوتهاي فردي زيادي هستند. معلم بايد با شناخت علايق و استعدادها با دانشآموزان ارتباط برقرار نمايد در ادارهي كلاس موفق باشد. در اين مقاله سعي شده است شيوه هاي مديريت كلاس و راههاي برقراري با فراگيران مورد بررسي قرار گيرد، زيرا همهي جوامع انساني انتظار دارند كه مدرسه در كودكان آنان تغييرات مثبتي ايجاد نمايد تا آنها قدرت استدلال، نقادي و حضور در جامعه را پيدا نمايند. بنابراين معلم به مثابه برنامهريز نظام كلاس درس بايد با توانايي، دانايي و خلاقيت خاص خود فراگيران را ياري دهد تا در امور مختلف زندگي موفق باشند.
مديريت كلاس چيست؟
منظور از مديريت كلاس درس،[1] طيف وسيعي از تكنيكها و روشهايي است كه براي تسهيل در امر آموزش، بالا بردن مدت زمان يادگيري، ايجاد و تداوم فضايي دلپذير و خوشايند در كلاس، ممانعت از رفتارهاي نابسامان و خلل آفرين و حاكميت نظم و انضباط بر كلاس، به كار برده ميشود. اين تكنيكها متضمن مهارتهاي ارتباطي، مديريتي و تدابير آموزشي است (مشايخي، 1383).
برخورد معقول با نظام اجتماعي كلاس، تسلط در طراحي آموزشي، توجه به تفاوتهاي فردي و آمادگي براي تدريس قبل از ورود به كلاس از جمله عوامل مهم و مؤثر در رسيدن به هدفهاي تربيتي به شمار ميآيند. در اين ميان مديريت كلاس درس از اهميت بسزايي
برخوردار است و عواملي از قبيل تنظيم برنامه درسي، سازماندهي مراحل كار و منابع، سازماندهي به منظور افزايش كارايي، نظارت بر پيشرفت دانشآموزان و پيش بيني احتمالي را شامل ميشود (صفوي، 1371). ديوك، مديريت كلاس را تهيه تداركات و اتخاذ شيوههاي لازم براي ايجاد و حفظ محيط اثر بخش تعريف ميكند. (ديوك، 1980).
عناصر مؤثر بر مديريت كلاس:
1ـ برنامهريزي: معلماني كه طرح را به صورت صريح و روشن بيان ميكنند و به اجرا در ميآورند، برنامهريزان موفقي هستند و ارزش آن را درك ميكنند. (والش،[2]1992).
2ـ وضع قوانين ساده و مؤثر: هدف قوانين مدرسه و كلاس، افزايش پيشرفت اجتماعي وعلمي دانشآموزان است (كانجلوسي،[3]1990). معلمان به فراگيران ياد ميدهند كه چطور به قوانين عمل كنند وعمل به آن را ادامه دهند.
3ـ بازخورد مثبت در آغاز كار: معلمان موفق شيوههاي تدريس و كنترل كلاس را در آغاز سال تحصيلي با دانشآموزانشان به بحث وتبادل نظر ميگذارند و فرصتهايي را فراهم ميكنند تا دانشآموزان قوانين را با سؤال در مورد آنها خوب بفهمند (لومباردي،[4]1992، تاوبر،[5]1990)
4ـ جهتدهي روشن و واضح: اين نكته يكي از مهمترين عملكردهاي معلم است (لانگ،[6]1985). اگر چه جهتدهيهاي آموزشي يا روشهاي كلاسي بايد مختصر و واضح باشند ولي با توجه به اهميت آنها بايد مثبت باشند. جهت دهي منفي باعث ايجاد روحيه شكست در دانشآموزان ميشود.
5ـ تصويرسازي، سازماندهي و كنترل كلاس: دو جنبه در مرتب سازي كلاس از همه مهمتر است الف) توانايي و تسلط ديد معلم به طوري كه همهي دانشآموزان را در هر زمان ببيند ب) بهبود وضعيت رفت و آمد در كلاس تا معلم بتواند به سادگي با حركت به موقع از بسياري مشكلات جلوگيري كند. بنابراين بهتر است نيمكتها بصورت (U) شكل يا دايرهاي چيده شوند.
6ـ ثبت نمرات و امتيازات: هر معلمي اين وظيفه را دارد و معلم براي منصف بودن، منطقي بودن و با ثبات بودن نيازمند به روش منظم براي ثبت و نگهداري اطلاعات و نمرات دارد. (نصرآبادي و نوروزي، 1382).
اصول مديريت كلاسي
1ـ امكان فعاليتهاي يادگيري معنادار را فراهم سازيد: يك عامل مهم براي پيدا كردن فعاليتهاي با معنا بدست آوردن اطلاعات لازم از دانشآموزان، علاقهها، روش فكري وميزان آمادگي آنان است.
2ـ كلاس را به محيط حمايت كننده تبديل كنيد: كلاس بايد محيطي باشد كه در آن، به نيازهاي زيستي، ايمني، تعلق و احترام به نفس در حد اعلاي ممكن پاسخ داده شود.
3ـ براي يادگيري موفقيتآميز، فرصتهاي لازم را فراهم آوريد: همهي دانشآموزان بايد امكان تجربه موفقيت رادر كلاس داشته باشند، اين تجربه ممكن است از سهيمشدن در كار تا پيشرفت در درسي خاص تغيير كند.
4ـ به دانشآموزان كمك كنيد، هدفهاي مربوط به اصلاح خود را تعريف كنند: هدفهايي كه دانشآموزان انتخاب ميكنند در رفتار موفقيتآميز آنان تأثير دارد. احتمال بروز رفتارهاي سازنده و دانشآموزاني كه هدفهاي مربوط به اصلاح خود را دنبال ميكنند، بسيار بيشتر از آنهايي است كه فقط در پي هدفهاي عملي كلاس هستند.
5ـ دربارهي نتايج كار، اطلاعات لازم را در اختيار دانشآموزان بگذاريد: گفتن نتايج كار توسط معلمان، با موفقيت دانشآموزان رابطه نزديك دارد. زيرا آنها دربارهي خود و رابطه با كارهايشان داوري ميكنند و كارهايشان را تحليل ميكنند.
6ـ دانشآموزان را در تصميم گيري شركت دهيد: دانشآموزان نياز دارند كه احساس كنند در مورد كارهايي كه انجام ميدهند مختارند، اگر مديريت كلاس ضعيف باشد، آنها احساس ميكنند كه در مورد يادگيري خود اختيار ندارند.
7ـ براي روزهاي «بد» برنامهريزي كنيد: گاهي موفقترين معلمان نيز با وجود برنامهريزي از تدريس باز ميمانند، در اين صورت با يك پيش برنامه كلي و با معنا براي مواقع اضطراري ميتوان دانشآموزان را كاملاً مشغول كرد.
8ـ رفتارهاي مناسب را تقويت كنيد: با تقويت رفتار مناسب ميتوان از بروز رفتار نامناسب جلوگيري كرد. معيار مديريت موفق در كلاس پرهيز از مشكلات است نه صرفاً برخورد با رفتارهاي نامناسب. (اسماعيلينسب، 1383)
چهار قانون مديريت كلاس
1ـ آنها را وارد كنيد: اين قانون سه مرحله دارد. الف) خوش آمد گفتن، معلم با حضور خود قبل از ورود شاگردان نقش ميزبان را اجرا ميكند ب) نشستن، ترتيب نشستن براساس نوع درس، سن دانشآموزان و ماهيت فعاليت آموزشي متفاوت خواهد بود. ج) شروع كردن، شروع درس بطور يكنواخت و بدون معطلي نه تنها به ساعت و ترتيب ورود دانشآموزان بستگي دارد، بلكه به آمادگي ذهني آنان نيز وابسته است.
2ـ آنها را رها كنيد: گري و ريچر[7](1988) مطرح ميكنند كه «ساختار پايان درس به دنبال احساسي آرامشي كه از تمام شدن آن حاصل ميشود براحتي پايان يافته تلقي ميشود». بنابراين معلمان بايد در مرحله نتيجه گيري از درس وتعطيل كردن، كلاس را مدنظر قرار دهند. زيرا اگر يك جلسهي سودمند، با سر و صدا، هرج و مرج و فشارهايي خاتمه يابد، اثر پايدار تجربه يادگيري مفيد از دست رفته و توسعه روابط مطلوب ميان معلم و كلاس ضايع ميشود.
3ـ پيشرفت در آن: «آن» به بخش اصلي درس، ماهيت، محتوا و سبك ارائه محتواي درس دلالت ميكند، احساس اعتماد به نفس در شاگردان و شايستگي در موضوع درسي خاص، تا حد زيادي به توانايي معلم جهت پيشروي در درس بستگي دارد. مشكلات يادگيري و مسائل رفتاري حاصل از آن اغلب به دليل اينكه محتواي درس با توانايي شاگردان مطابقت ندارد، ايجاد ميشود. از سبك ارتباط مردم با يكديگر، روابط مثبت توسعه مييابد.
4ـ همگامي با آنان: معلمان روابط شخصي پسنديده با دانشآموزان خويش را از طريق پروراندن اعتماد متقابل توسعه ميدهند. براي اينكه اين امر بنحو مؤثري انجام شود لازم است معلمان نسبت به هر دانشآموز بعنوان يك فرد، آگاهي داشته و نسبت به كلاس بعنوان يك مجموعه حساس باشند. (صباغيان، 1375)
در اين وبلاگ سعي بنده بر اين است مطالبي را كه قبلاً گردآوري نموده ام ارايه نمايم و تا حدودي نياز مراجعه كننده را در زمينه علوم تربيتي و مديريت مرتفع سازم . و از آنجا كه بعضي مطالب را از اينترنت گرفته ام و نام نگارنده آن ها ذكر ننموده ام از صاحبان اثر پوزش مي طلبم و به ذكر ( منبع : اينترنت ) اكتفا نموده ام كه ان شاء الله در ارايه مطالب جديد اين نقيصه مرتفع خواهد شد .