بررسی جایگاه معلمان -سکوی نخست اجتماعی

بررسی جایگاه معلمان

سکوی نخست اجتماعی

مریم سادات سید کریمی

" منزلت یا پایگاه اجتماعی ، شان یا موقعیتی است که برای یک فرد در جامعه قائل اند ، یا تلقی و ذهنیتی است که دیگران از آنچه شخص هست ، دارند " (1) احترام اجتماعی می تواند مثبت و منفی باشد و تمایزات پایگاهی اغلب از تقسیمات طبقه ای مستقل است . بدین معنا که مفهوم طبقه اجتماعی ، ارتباط کامل با دارایی و درآمد دارد ، در حالی که پایگاه افراد را ارزیابی های ذهنی تعیین می کند . البته ثروتمند بودن ممکن است باعث شود که پایگاه والایی نصیب فرد شود ، اما استثنائات زیادی هم وجود دارد که اصطلاح " فقر آقا منشانه " نمونه ای از آنهاست . (2)

مقصود از " منزلت معلم " در این بحث ، احترام مثبتی است که افراد جامعه به لحاظ ذهنی برای معلمان قائل هستند . با به دست آمدن یافته های پژوهشی  مبنی بر پایین بودن منزلت اجتماعی معلمان از نظر دانش آموزان (3) ، وجود رابطه بین عوامل مادی ، خصوصیات حرفه ای و پایگاه اجتماعی معلمان و وجود شواهدی مبنی بر اینکه مشغولان به تحصیل در مراکز تربیت معلم به ندرت اولین انتخاب شغلی خود را معلمی قرار می دهند (5) ، این تصور قوت می گیرد که روندی کاهشی در جایگاه و منزلت معلمان اتفاق افتاده است . هر چند به نظر می رسد این مسئله ، روندی جهانی است ؛ چنانچه در گزارش دومین گردهمایی سازمان بین المللی کار (I. L. O) ین نتیجه حاصل شد که موقعیت معلمان به مرحله فوق العاده پایینی تنزل کرده است ، اما برای پرداختن به این موضوع که در یک جامعه سالم ، منزلت معلم در ذهن مردم به طور آرمانی چگونه است ، ابتدا لازم است چارچوب گفتمان خود را مشخص کنیم . سخن گفتن از پایگاه معلم به طور مطلق و جدا از متن ، ممکن نیست و این پرسش را به ذهن می آورد که پایگاه معلم در کدام جامعه مورد نظر است ، جامعه سنتی ؟ جامعه مدرن ؟ یا شاید روزی در جامعه پسامدرن ؟ شاید رفت و برگشتی در مسیر تاریخ تمدن انسانی ، منشا تناقض فرهنگ و واقعیت را در مورد پایگاه معلم ،  تا حدودی برایمان روشن کند .

معلم بودن در دوران حکومت سنت بر جهان ، احتمالا آنچنان ارزشمند بوده  است که زرتشت در اوستا با افتخار خود را معلم بنامد . در دوره ای دانستن نه برای توانستن ، بلکه در نفس خود ارزشمند تلقی می شده و معلم به عنوان منبع این دانش کمیاب اما فی نفسه ارزشمند ، جایگاهی بی نظیر داشته است . در زمانه ای که دسترسی به کتاب و مهم تر از آن معلم مستلزم رنج بسیار بود ، این کمیاب بودن منابع معرفتی ، از دلایلی بود که قدر و ارزش آن را نزد طالبان علم بالا می برد . از سوی دیگر ، در عصر سنت که با محوریت ارزش های متافیزیکی مشخص میشود ، حکومت برخی ارزش ها بر جامعه ، همچون فقر و قناعت ، تهذیب نفس برای رسیدن به رستگاری و آموختن دانش به منظور وسعت دید و درک هستی ، موجب می شد که معلم در عین فقر از پایگاهی والا نزد مردم برخوردار باشد . معلمانی که با عشق به دانایی تدریس می کردند و فقر و قناعت را پیش می گرفتند ، نسبت به کسانی که درآمد در نظرشان مهم تر بود ، با توجه به ارزش های رایج در عصر سنت ، احتمالا جایگاهی رفیع تر نزد جامعه داشتند . بنابراین ، امروز اگر در بحث پایین آمدن منزلت معلمان از معیشت به عنوان یکی از دلایل کاهش منزلت ایشان سخن می رود ، خود نشانه  جدایی ما از ارزش های سنت است ؛ ارزش هایی که به موجب آن جایگاه رفیع معلم در جامعه تضمین می شد .

اما معلم فقیر و قانع که در پی یافتن ماهیت و علت العلل پدیده ها بود تا به کنه هستی دست یابد ، در دوره رنسانس متوجه ارزش های اومانیستی شد . نخبگان جامعه اروپایی به جای مذمت مادیات و گرایش به تهذیب نفس این بار به جسم و جان انسان چشم دوختند و مقدس بودن انسان را مطرح کردند . اگر جسم انسان مقدس است ، پس روا نیست که با فقر و تنگدستی آن را در زحمت افکنیم .آنچه در دوران مدرن اهمیت می یابد ، خود انسان است که با عقل او ، خوشبختس جهان تامین می شود . اما این خوشبختی ، با سعادتی که در عصر سنت مطرح بود ، تفاوت بسیار دارد . مفهوم این خوشبختی در آثار " جرمی بنتوم " شاید نمونه ای آرمانی باشد . وی آموزه " حداکثر خوشبختی " را مطرح می کند و معتقد است برای اندازه گیری خوشبختی ، باید از نوعی لذت سنج استفاده کرد ؛ بدین صورت که همه لذت های مادی را در یک کفه و تمام رنج های مادی را نیز در کفه دیگر ترازو قرار داد و اندازه گیری کرد . (6)

بدین ترتیب در دوران مدرن ، دانستن برای توانستن است که اهمیت دارد و این توانایی قرار است ئنیای مادی انسان ها را لذت بخش تر سازد . بنا بر این ، علم دیگر نسبتی با فضیلت ، اگاهی از کنه امور و درک علت العلل جهان ندارد ، بلکه متوجه روابط پدیده هاست تا بتواند از این روابط ، بهره برداری کند .

اما شاید یکی از مهم ترین تاثیرات تغییر معنای علم ، تییر انتظارات معلمان باشد . نمی توان انتظار داشت معلم ، علمی را تدریس کند که بر مبنای آموزه های انسان مدارانه پا گرفته است ، اما خودش همچنان به ارزش های فقر و قناعت سنتی وفادار بماند .

از سوی دیگر ، امروز افزایش توانمندی های انسان در عرصه فناوری در دنیای غرب به آنجا رسیده که میوتار " فرا رسیدن عصر مرگ استاد " را خبر می دهد و صدای ناقوس مرگ استاد رامی شنود . به اعتقاد او در پی تحولات فناورانه در آینده  آموزش دیگر به کمک معلمان صورت نخواهد گرفت ، زیرا انتقال و ذخیره سازی اطلاعات متکی به افراد نخواهد بود ، بلکه متکی به رایانه هاست . (7) علم که روزی گوهری کمیاب نزد معلم تلقی می شد و طالب آن می بایست سال ها نزد استاد خود دود چراغ می خورد تا به کسب معرفت نائل آید ، امروز از منابع متعدد قابل دسترسی است و شاید به همین دلیل باشد که یکی از خصوصیات جامعه پست مدرن ، معرفتی بودن آن است .

اما گذشته از آنچه در غرب پیش آمده است ، وضعیت فعلی جامعه ایرانی در ارتباط با پایگاه معلم را می توان یکی از نمودهای جامعه در گذار برشمرد . از یک سو خاطره فضیلت و پایگاه رفیع معلمان هنوز با قوت زیادی در ذهن جامعه باقی است و از سوی دیگر نفوذ ارزش های مدرن در جامعه سبب شده تا افراد تمایل چندانی برای ورود به این شغل نداشته باشند . بنابر این در حالی که بر اساس آمارها جامعه ایرانی بیشترین اعتماد را در میان مشاغل به معلمان دارد ، از سوی دیگر بنا بر شواهد پژوهشی موجود ، معلمان ایران نسبت به دارندگان مشاغل دیگر از منزلت اجتماعی پایین تری برخوردارند . (8)

به عنوان مثال آقایانی که با شاغل بودن همسر خود موافق هستند اغلب ترجیح می دهند همسرشان معلم باشد ، همین افراد شغل معلمی را به فرزند خود توصیه نمی کنند . یا خود تمایلی به این شغل  ندارند . این معنا ظاهرا قدری پارادوکسیال  می نماید . لذا بحث را مستند می کنیم به یک بررسی فرا تحلیل مطالعاتی درباره " وضعیت اعتماد اجتماعی  در ایران " که به وسیله دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1383 انجام شده است . این بررسی نشان می دهد که معلمان از بیشترین اعتماد اجتماعی برخوردارند . طبق   این بررسی میزان اعتماد مردم به گروه ها و مشاغل به ترتیب اولویت به این شرح است :

1.      معلمان

2.      اساتید دانشگاه

3.      ورزشکاران

4.      پزشکان

5.      ارتشی ها

6.      پلیس راهنمایی و رانندگی

7.      نیروی انتظامی

8.      دانشجویان

9.      کارگران

10. هنرمندان

11. روحانیون

12. قضات

13. روزنامه نگاران

14. مدیران دولتی

15. رانندگان تاکسی

16. کسبه

17. تجار و بازرگانان

18. بنگاه داران

یافته های این بررسی که بیشتر بیانگر اعتماد عمومی است نشان می دهد که گروه ها و اصناف مورد سنجش در سطوح مختلفی از اعتماد و اطمینان مردم نسبت به خود برخوردارند . بالاترین میزان اعتماد نسبت به خود برخوردارند . بالاترین میزان اعتماد نسبت به معلمان ( 77 درصد ) و اساتید دانشگاه ( 5/70 درصد ) است . بعد از آنها به ترتیب ورزشکاران ( 1/62 درصد ) پزشکان و ارتشی ها( 56 درصد ) راهنمایی و رانندگی ( 1/55 درصد ) نیروی انتظامی ( 53 درصد ) دانشجویان ( 9/52 درصد ) و کارگران با (3/49 درصد ) قرار دارند . گروههای دیگر در درجات پایین تر قرار دارند . تناقض در اینجاست که با وجود ابراز بیشترین اعتماد اجتماعی و احترام به معلمان ، چرا این قشر از منزلت اجتماعی متناسب با آن اعتماد و احترام برخوردار نیستند . بدیهی است که درآمد ناکافی و مشکلات اقتصادی عدیده این قشر امکان حفظ منزلت متناسب را مهیا نمی کند .

در نهایت ، با عنایت به آماری که نشان می دهد حقوق معلمان در جوامع پیشرفته بیش از کارمندان بخش صنعت است ، اما متوسط حقوق معلمان در ایرالن تنها نیمی از متوسط حقوق بخش صنعت می باشد (9) ، می توان گفت که با وجود مشابهت مسئله نزول پایگاه معلم در سطح جهانی ، دلایل این مسئله در ایران با جوامع پیشرفته تفاوتی اساسی دارد . در واقع پایگاه معلم در غرببا مسئله تعدد منابع معرفتی و سهولت دسترسی به آن برای همگان ( و نه مسائل معیشتی و حرفه ای ) رو به روست ، در حالی که ایران هنوز تا آن مرحله فاصله زیادی دارد . آنچه در مورد بالا نبودن پایگاه معلم می توان گفت ، پایین بودن سطح در آمد شغل معلمی در جامعه ای است که ارزش های آن تغییر کرده و نیز کارآمد نبودن نظام آموزشی در عصری است که توانمندی و کارآیی از مهم ترین ارزش های آن محسوب می شود .

بنابر این ، هر چند بازگشت ذهنیت جامعه نسبت به پایگاه معلم به آنچه در سنت وجود داشت ممکن نیست ، اما مطابق کردن معلمی با ارزش های جدید جامعه می تواند در بهبود منزلت ایشان موثر باشد .

پی نوشت ها:

1-   شعبانی ، حسین ؛ "بررسی جایگاه اجتماعی معلمان ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه از دیدگاه خود آنان و اولیای دانش آموزان ( گزارش تحقیق ) "  ، سمنان ، اداره کل آموزش و پرورش ، 1378

2-     گید نز ، آنتونی ، جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری ، تهران ، نشر نی ، چاپ نهم ، 1382، ص 244

3-   قاسمی نژاد ،احمد و اسماعیلی ، احمد و رضا ، " بررسی شان و موقعیت اجتماعی معلمان از دیدگاه دانش آموزان مدارس راهنمایی و متوسطه اصفهان " فصلنامه آموزه شماره 22 ، پاییز 1383

4-   سحرخیز ، ابراهیم ، " بررسی راه های افزایش پایگاه منزلت اجتماعی از دیدگاه روسای ادارات و مدیران دبیرستان استان همدان " ، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی ، دانشگاه اصفهان ،136

5-   قائم پور ، محمد علی ، " ارزشیابی مراکز تربیت معلم  استان قم " ، معاونت برنامه ریزی اداره کل آموزش و پرورش استان قم ، 1376

6-     فارلیش و برونوفسکی ، " سنت روشنفکری در غرب " ترجمه لیلا سازگار ، تهران آگاه ، 139

7-     لیوتار ، ژان – فرانسوا ،" وضعیت پست مدرن ، " ترجمه حسینعلی نوذری ، تهران ، گام نو ، چاپ سوم ، 1381

8-     پژوهش های زیر در این زمینه موجود است :

-     کاردان ، علی محمد ، " علل تنزل مقام معلم در جامعه " ، نشریه علوم تربیتی دانشگاه تهران ، دوره پنجم ، شماره 1 و 2 ، 1354

-     قره آغاجی ، سلیم و همکاران ، " همبستگی مشکلات اقتصادی و اجتماعی معلمان با تعلیم و تربیت دانش آموزان آذربایجان شرقی ( گزارش تحقیق )" ، تبریز ، اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ، 1367

-     ابیضی ، حجت الله " ، بررسی نیازهای مادی و معنوی ( عزت نفس ) معلمان و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ( گزارش تحقیق ) "، تهران ، اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای تهران ، 1376

9-     دفتر امور زیر بنایی معاونت پژوهشی مجلس شورای اسلامی ، 1379

منبع : كانون صنفي معلمان ايران