استراتژي و خط مشي سازمان و مدیریت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استراتژي - عبارت است از برنامه ي جامع واحد و كاملي كه بر مبناي آن نيل به اهداف اساسي سازمان تضمين مي گردد. (7)                                                                                                                                                                                          

استراتژي مديريت - استراتژي مربوط به هدف ها و آرمان هاي بلند مدت موءسسه و تخصيص منابع و اجراي سلسله        فعاليت هاي مناسب براي رسيدن به اين هدف ها ست . 

- تدوين آرمان ها و هدف هاي بلند مدت سازمان ، تخصيص منابع ، و اجراي فعاليت هاي اساسي لازم براي رسيدن به هدف ها .          (4)

انواع خط مشي ها - خط مشي ها به سه دسته تقسيم مي شوند : 1- خط مشي هاي اساسي 2- خط مشي هاي كلي 3-       خط مشي هاي واحدي . خط مشي هاي اساسي مبناي خط مشي هاي كلي اند و خط مشي هاي كلي ، به نوبه ي خود مبناي خط مشي هاي واحدي است . اگر خط مشي هاي اساسي شركتي رقابت در قيمت باشد كه توسط رييس شركت تعيين شده است ، معاون فروش بر مبناي همان سياست اساسي ، رقابت در قيمت را تنها در باره محصولات غير انحصاري اعمال مي كند و مدير فروش منطقه يا معاون فروش شركت سياست مدير فروش بخش را تدوين مي كند ؛ براي مثال به او اجازه مي دهند در صورت ضرورت ، تا ده در صد تخفيف بدهد . (8)

خط مشي - عبارت از يك راهنماي عمومي ، جامع و مشروح ( شامل يك سلسله ضوابط و مقررات و قواعد كلي ) در      تصميم گيري ها ، انجام وظايف محوله ، اقدامات و عمليات هر يك از افراد سازمان ، به ويژه مسوولين و مديران پايه ، در قلمرويي كاملا محدود و معين ، براي رسيدن به هدف يا اهداف نهايي است . 

-  قواعد عمومي انجام كار در يك سازمان را خط مشي مي نامند . (1)

- خط مشي هاي سازمان راهنما و حدودي است كه تصميمات بايد در محدوده ي آن اتخاذ و معين شوند . خط مشي ، يك برنامه عمومي و عملي است و نحوه ي اجراي هدف را بيان مي كند . (3)

- عبارت است از اصول و مقاصدي كه مدير را جهت نيل به هدف معين ، مكلف و محدود به انجام يك سلسله اقدامات مي نمايد و نيز عبارت است از يك تصميم برجسته و مشخص جهت هدايت امور جاري و تكراري .  خط مشي بين تمام واحدهايي كه در آن ها مورد اجراء قرار مي گيرد پيوند و همبستگي ايجاد مي نمايد . (9)

- خط مشي هاي سازماني رهنمودهاي كلي براي اقدامات سازماني و احكام صريح براي اخذ هر تصميم توسط اشخاص در سازمان است . (58)

خط و مشي هاي ملي - يعني راه كارهايي كه براي وصول به اهداف ملي معين و مشخص تدوين مي گردد . (28)

ويژگي هاي خط مشي ها - ويژگي هاي خط مشي ها را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :

1 – مي گويد كه مديريت « چه » مي خواهد .

2- نمي گويد كه « چگونه » بايد اقدام كرد ، زيرا نحوه اقدام را روش ها روشن مي سازند .

3- زمينه اي در مورد اتخاذ تصميم به دست مي دهد .

4- به مسئولين امور اجرايي در اتخاذ تصميم كمك مي كند . 

5- مايه قوام و ثبات عمليات مي گردد .

6- رفتار يكسان بين كاركنان را تامين مي كند .

7- سمت و هدف را مشخص مي سازد .

8- كوشش دارد كليه اموري را كه به يكديگر ارتباط دارند به سمت واحدي سوق دهد .

9- مديريت را از اتخاذ تصميمات متنوع روزمره نجات مي دهد . (54)

- خط مشي بايد داراي ويژگي زيرباشد :

1- صراحت و وضوح : خط مشي بايد مشخص ، ثابت و كامل گويا باشد به طوري كه براي تمام افراد در سطوح مختلف قابل درك باشد ؛

2- قابليت اجرايي : خط مشي بايد قابليت اجرايي داشته باشد و بتوان با توجه به ويژگي هاي تك تك بخش هاي مربوط ، آن را از قوه به فعل درآورد ؛

3- قابليت انعطاف : خط مشي بايد ضمن حفظ ثبات نسبي فعاليت هاي سازمان ، با تغييرات و شرايط جديد قابل تطبيق باشد ؛

4- جامعيت : خط مشي بايد به قدري جامع باشد كه تمام جوانب كار را در نظر بگيرد ، يعني پاسخگوي تمام شرايط پيش بيني شده باشد ؛

5- هماهنگي : خط مشي بايد بتواند در كليه ي واحدها يا سازمان هاي تابع هماهنگي لازم را به وجود آورد ؛

6- مستدل بودن : خط مشي بايد براساس واقعيت ها و قضاوت هاي مستدل تدوين شود ؛

7- از قوانين قابل تفكيك باشد ؛

8- مدون و مكتوب باشد . (8)

استراتژي ملي - علم و فن توسعه و استعمال قدرت هاي سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ،  نظامي يك ملت هنگام صلح و جنگ به منظور تامين حداكثر پشتيباني از سياست هاي ملي و افزايش احتمالات مطلوب براي پيروزي و تقليل احتمال شكست . (34)

تعهدات ملي - عبارتند از تعهداتي كه به منظور پشتيباني يك سياست ملي مخصوص پذيرفته شده و سياست خارجي يك ملت را در بر مي گيرد . (28)

هدف هاي ملي - هدف هاي ملي عبارتند از مقاصد معين بر پايه ارزش هاي شناخته شده و جهان بيني خاص و معتقدات و مقدسات يك ملت كه ضروري و لازم تشخيص داده شده است و متكي به اصول نسبتا با ثبات و روش هاي مداوم در جهت قبول تعهدات ملي مي باشد . (28)

مصالح ملي - مصالح ملي عبارت از تصميمات عمومي خط مشي هايي است كه مديران استراتژيك جهت حفظ و حراست كيان و امنيت ملي مشخص مي نمايند تا هدف هاي ملي حاصل گردد . (28)

نفع ملي - عبارت از مطالعه ساخت سازمان ، جريان فعاليت ها و نتايج كار سازماني است . (27)

استراتژي مديريت - استراتژي مربوط به هدف ها و آرمان هاي بلند مدت موءسسه و تخصيص منابع و اجراي سلسله فعاليت هاي مناسب براي رسيدن به اين هدف ها ست . 

- تدوين آرمان ها و هدف هاي بلند مدت سازمان ، تخصيص منابع ، و اجراي فعاليت هاي اساسي لازم براي رسيدن به هدف ها .        (4)

معيار ارزيابي استراتژي مديريتي - پس از آن كه استراتژي به اجرا درآمد ، مديريت بايد آن را از نظر پاسخ بازار بازبيني كند و تغييرات مناسب را در آن اعمال نمايد . پرسش هاي اساسي در ارزيابي استراتژي عبارتند از :

* آيا استراتژي همه ي فرصت هاي بازار را در بر مي گيرد ؟

* آيا خط مشي هاي اصلي عملياتي ناشي از استراتژي ، هنوز با هدف هاي كلي سازگارند ؟

* آيا استراتژي باعث برانگيختن كوشش هاي سازماني مي شود ؟ (4)

مراحل تدوين استراتژي مديريت - تدوين استراتژي بلند مدت سازمان را  مي توان به پنج مرحله تقسيم كرد :

1- شناخت يك فرصت بازار ، يا كاري كه سازمان بايد انجام دهد .

2- سنجش آن چه سازمان مي تواند با منابع وتوانايي هاي خود انجام دهد .

3- تصميم گيري در باره ي كارهايي كه بايد انجام شود بر حسب ارزش ها و علايق مديران سازمان .

4- تعيين فعاليت هاي سازمان بر حسب تعهدات آن نسبت به جامعه .

5- تطبيق فرصت ها ، تعهدات ، منابع و توانايي ها با سطح مخاطره ي قابل قبول در تعيين هدف مشخص با توجه به بيانيه ي ماموريت يا بيانيه ي مقصود اصلي . (4)

استراتژي سازمان – استراتژي سازمان تعيين كننده نوع كار و فعاليت حال و آينده آن است و به وسيله مديريت عالي سازمان  ( غالبا با همكاري مديران رده پايين تر ) تعيين مي شود . در استراتژي ، هدف هاي سازمان و راه ها يا وسايل تامين آن ها مشخص  مي گردد . (65)