مقدمات مدیریت آموزشگاهی - ( بخشی از محتوای درس سازمان و قوانین آموزش و پرورش ) 4

مهارت های مدیریت و رهبری آموزشی

مهارت فنی :

توانايي و كارايي در نوع مخصوصي از فعاليت كه با روش هاي معين ، فراگردها ، رويه ها و تكنيك هاي مربوط به آن فعاليت همراه باشد ، مهارت فني ناميده مي شود . (6)

مهارت فني توانايي به كار بردن دانش ، روش ها ، فنون و ابزار كه لازمه انجام وظايف خاص است و از طريق تجربه ، تحصيل و كارورزي كسب  مي شود . (17)

توانايي استفاده از دانش و تخصص با ابزارها ، رويه ها و فنون مرتبط با كار را مهارت هاي فني گويند . مديران موفق مديراني هستند كه شروع كارشان با مشاغلي آغاز گردد كه نياز به مهارت هاي فني باشد . (56)

مهارت انسانی :

توانايي مدير به عنوان عضوي از گروه در كار كردن موءثر ، و ايجاد كوشش هاي دسته جمعي در درون گروهي كه وي آن را رهبري يا اداره  مي كند مهارت انساني ناميده مي شود . (6) 

مهارت انساني توانايي و قدرت تشخيص در كار كردن با مردم و انجام دادن كار به وسيله آنها كه شامل درك وفهم انگيزش و به كار بردن رهبري موءثر است . (17)

توانايي كار با ديگر مردم را مهارت هاي انساني گويند . مديران براي رسيدن به اهداف سازماني بايد توانايي درك ارتباطات ، گرايش ها و انگيزش ها را داشته باشند . (56)

مهارت ادراکی :

مهارت ادراكي يعني توانايي ديدن سازمان به عنوان يك مجموعه واحد به عبارت ديگر دانستن اين كه وظايف گوناگون سازمان چگونه به يكديگر وابسته اند و اين كه تغيير يك قسمت سازمان چگونه بربخش ها و واحدهاي ديگر اثر مي گذارد و يا اين كه مهارت ادراكي يعني شناختن روابط و پي بردن به عناصر آن و سرانجام انتخاب راهي كه رفاه همه ي سازمان را تامين كند . (6)

مهارت ادراكي يعني توانايي فهميدن پيچيدگي هاي كل سازمان و آگاهي از اين كه آيا خود شخص در خور شرايط سازمان عمل مي كند يا نه . اين آگاهي موجب مي شود كه فرد به جاي اين كه فقط بر مبناي هدف ها و نيازهاي گروه نزديك و بلافصل خود عمل كند اقدامات خود را بر هدف هاي كل سازمان استوار سازد . (17)

هر چه قدر رده ي مديريتي بالاتر رود نياز به مهارت هاي ادراكي بيش تر احساس مي شود . توانايي درك وابستگي هاي دروني كه ميان قسمت هاي مختلف سازماني وجود دارد را مهارت هاي ادراكي گويند . (56)

مهارت انسانی

الف ) شناخت - مهارت روابط انسانی مستلزم داشتن اطلاعات ، شناخت علمی در زمینه های زیر و تجربه ی عملی تا حد کسب مهارت در آن ها می باشد :

1 ابعاد مختلف انسان

2 رفتار فردی انسان

3 رفتار گروهی انسان

4 نیازهای کارکنان سازمان

5 شخصیت انسان

6 رابطه کار و کارکنان

7 نقاط ضعف و قوت خود

8 کار گروهی  

ب ) عمل  مهارت انسانی در عمل :

توجه به نیازهای شغلی و حرفه ای کارکنان

رعایت مجموعه موازین اخلاقی و ارزشی در برخوردار با دانش آموزان

ایجاد محیط کار مساعد و مطلوب

تقویت و حمایت از امنیت شغلی کارکنان

توجه به نیازهای شخصی کارکنان

ایجاد جو اعتماد و اطمینان در مدرسه

استفاده صحیح و حساب شده از تشویق و تنبیه

حمایت از کارها و فعالیت های گروهی

کمک به برقراری روابط حسنه و دوستانه بین کارکنان 

پذیرش و احترام به ویژگی های افراد

توجه به شکایات و مراجعات والدین

کمک به ارتقای بلوغ فکری کارکنان

 شناخت نقاط ضعف و قوت خود و کارکنان

مهارت فنی

الف ) شناخت - مهارت فنی به معنی داشتن اطلاعات و کارورزی عملی در موارد زیر می باشد :

1 کارگزینی 

2 روش های مصاحبه

3 - ارزشیابی کارکنان

4 برنامه ریزی

5 سازماندهی

6 بودجه بندی

7 حسابداری

8 آمار

9 اموراداری و مالی

10 روش های تدریس

ب ) عمل - مهارت فنی در عمل :

توانایی برنامه ریزی و شناخت فنون و روش های آن

توانایی سازماندهی و شناخت فنون و روش های آن

انجام امور مربوط به حسابداری

انجام امور مربوط به بودجه بندی

انجام مصاحبه های استخدامی

ارزشیابی علمی کارکنان

ارزشیابی شغلی کارکنان

کاربرد روش های تدریس مختلف

کاربرد روش های کنترل دانش آموزان اعم از مدرسه و کلاس

برنامه ریزی درسی و آموزشی به منظور مشارکت در امور مربوط

توانایی کنترل و نظارت کارکنان

توانایی هماهنگی فعالیت های درون سازمانی و برون سازمانی  

 

مهارت ادراکی

الف ) شناخت لازمه مهارت ادراکی عبارت است از کسب شناخت و اطلاعات و کارورزی عملی در موارد زیر می باشد :

1 تئوری ، علم و عمل

2 تئوری های سازمان

3 تئوری های مدیریت

4 تئوری های سیستم ها

5 تئوری های علوم رفتاری

6 تئوری های تصمیم گیری

7 تئوری های ترکیبی

ب ) عمل  مهارت ادراکی در عمل :

شناخت تئوری های مختلف سازمان

شناخت سازمان آموزشی ، فرهنگ ، باورها و ارزش های اجتماعی

شناخت تئوری ، تحقیق ، علم و عمل و روابط آن ها با یکدیگر

زمینه تاریخی مدیریت

تئوری های مختلف علوم رفتاری

تئوری های تصمیم گیری

تئوری های آموزشی و پرورشی

محیط مدرسه ( جامعه ) و جوامع انسانی

اهداف جامعه و به طور اخص اهداف توسعه 

سهم و نقش آموزش و پرورش در پیشرفت اجتماعی

روند تکوینی مدیریت موسسات آموزشی

موانع ، محدودیت ها و کاستی های مدیریت آموزشی . ( عباس زاده )

محيط آموزشي مؤثر

محيط آموزشي مؤثر و مساعد داراي ويژگي هاي زير است :

هر فردي به خود و ديگران احترام مي گذارد .

به احساسات و رفاه فردي توجه كافي معطوف و مبذول مي شود .

هر عضو محيط آموزشي ، به محيط و گروه خود احساس تعلق و پيوستگي مي نمايد .

افراد به يكديگر اعتماد مي كنند .

افراد در تصميم گيري هاي آموزشي مشاركت مي كنند .

اطلاعات مربوط به كار در اختيار همگان گذاشته مي شود .

پيشنهادها و نظرهاي اعضا مورد توجه قرار مي گيرد . (67)

 

مقدمات مدیریت آموزشگاهی - ( بخشی از محتوای درس سازمان و قوانین آموزش و پرورش ) 3

مدیریت                                                                        رهبری

 

برنامه ریزی

 

 

 

 

سازمان دهی

 

 

 

 

 

 

 

رهبری

 

 

 

 

 

کنترل

تعیین هدف هایی برای آینده ، اولویت بندی هدف ها ، پیش بینی ، طراحی و تدوین مراحل اجرایی نیل به هدف ها ، تدوین خط مشی های اجرایی ، پیش بینی و تخصیص منابع و امکانات برای نیل هدف ها ، پیش بینی و تامین بودجه ها و منابع لازم و هم چنین بودجه بندی منابع .

............................................................

فرآیند نظم دهی به منابع انسانی ، مالی ، مادی و اطلاعاتی سازمان و هم چنین تنظیم کار و فعالیت کارکنان ، طراحی و ایجاد ساختارهایی که بتواند برنامه ها را با موفقیت اجرا کند ، تعیین مشاغل گوناگون ، گروه بندی فعالیت ها ، گزینش ، نصب و آموزش کارکنان ، تفویض اختیار و مسوولیت برای تصمیم گیری و اجرای برنامه ها ، پیش بینی و طراحی     روش هایی برای نظارت بر اجرای برنامه ها .

.............................................................................

فرآیند تاثیر گذاری روی رفتار کارکنان و هدایت آن ها برای نیل به هدف ها ، برقراری ارتباط موثر با زیردستان ، راهنمایی و هدایت کار آن ها ، ایجاد انگیزه های کاری به طرق مختلف مثل ؛ دادن پاداش های گوناگون ، حل تعارضات سازمانی و ایجاد وحدت و وفاق در بین زیردستان ، توجه به نیازهای انسانی کارکنان و تلاش در جهت ارضای آن ها .

........................................................

سنجش و مقایسه ی نتایج به دست امده با هدف ها ( مقایسه عملکرد واقعی با عملکرد مطلوب یا معیار ) ، شناسایی انحرافات و موانع به وجود آمده در اجرا ، یافتن راه کارهای مناسب اجرا و ارزشیابی آن ها ، تجدید سیکل در صورت نیاز و برنامه ریزی و سازماندهی مجدد برای نیل به هدف ها .

 

جهت دهی

 

 

 

 

 

بسیج

کردن

نیروها

 

 

 

 

 

 

ایجاد

انگیزه

و الهام

بخشی

 

 

 

 

ارزیابی اثربخشی

 

 

 

به وجود آوردن توسعه ی بینش یا دیدگاهی از آینده های دور ، هم چنین طراحی و توسعه ی استراتژی هایی برای ایجاد تغییرات مورد نیاز برای نیل به آن دیدگاه ، توسعه بصیرت و دوراندیشی برای تغییر یا تحولات دگرگون کننده و دست یابی به وضعیت مطلوب تر در آینده ، با در نظر گرفتن    هدف های دراز مدت ، اصلاح گر و تحول ساز .

.............................................................

به صف درآوردن و بسیج نیروها و انتقال این بینش ، نشان دادن هدف یا جهت جدید به افراد ، جلب همکاری و مشارکت گروه ها و تفهیم جهت یا دیدگاه جدید به آن ها ، ایجاد تعهد و وفاداری در آن ها برای نیل به این جهت جدید ، توسعه ی شبکه ای از انسان های متعهد آگاه ، معتقد و وفادار ، ایجاد ارتباط موثر و مستمر با آن ها ، مسوولیت پذیر و مشارکت جو کردن زیردستان برای ایجاد تغییر .

..............................................................................

تقویت و تشویق زیردستان برای غلبه بر موانع و مشکلات ، تغییر با سمبل قراردادن رفتارها و اعمال شخصی خود ، ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به دیگران با حرکت در پیشاپیش آن ها برای مقابله با مشکلات مختلف ، توجه به نیازهای اساسی افراد و سعی در جهت ارضای آن ها برای نیل به دیدگاه یا هدف جدید ، تداوم حفظ انگیزه در افراد برای رسیدن به مقصد نهایی .

................................................................

بررسی تغییرات و تحولات بزرگ ، مفید و سازنده ی کسب شده ، دست یابی به محصولات ، خدمات و ارزش های جدید ، جلب رضایت مشتریان ، مراجعان ، سهامداران و کارکنان با رسیدن به هدف یا دیدگاه مورد نظر و ایجاد شرایط مطلوب تر ، طرح دیدگاه تازه ، یا هدف جدیدی برای آینده . (93)

تعریف مدیریت و رهبری آموزشی

مديريت آموزشي عبارت از به كار بردن تكنيك ها و روش هاي اداره سازمان هاي تربيتي با در نظر گرفتن هدف ها و سياست هاي كلي تعليم و تربيت . 

مديريت آموزشي عبارت از راهنمايي ، كنترل و اداره امور مربوط به جريان تعليم و تربيت در سازمان هاي تربيتي . 

مديريت آموزشي يعني فرايند هدايت و كنترل فعاليت هاي اعضاي يك سازمان رسمي براي دستيابي اهداف سازمان آموزشي . (5)

مديريت آموزشي فرايندي است اجتماعي كه با به كار گيري   مهارت هاي علمي ، فني و هنري كليه نيروهاي انساني و مادي را سازماندهي و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي انگيزش و رشد ، با تامين نيازهاي منطقي فردي و گروهي معلمان ، دانش آموزان و كاركنان به طور صرفه جويانه به هدف هاي تعليم و تربيت برسد . (5)

مديريت و رهبري آموزشي عبارت است از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند معلم را يك قدم پيش ببرد رهبري آموزشي خوانده مي شود . (58)

مديريت آموزشي ، برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و نظارت و اداره ي كليه ي امور مربوط به آموزش و پرورش است .

مديريت آموزشي عبارت از تصميم گيري و اجراي تصميمات در   باره ي آموزش و پرورش است . (58)

مديريت آموزشگاهي فرايند اجتماعي مربوط به هويت دادن ، نگه داشتن ، برانگيختن ، كنترل كردن و وحدت بخشيدن تمام نيروهاي رسمي و غير رسمي انساني و مادي سازمان يافته در يك نظام واحد و يك پارچه مي باشد كه براي دست يابي به هدف هاي از پيش تعيين شده طراحي شده است . (5)

اهمیت مدیریت و رهبری آموزشی

امروز زیر بنای هر اقتصادی آموزش و پرورش است و هر اندازه جامعه به انجام اقدامات ترقی نیازمند باشد ، به همان اندازه ضرورت آن بیش تر می گردد .

محققین ، به طور دقیق رابطه موجود بین گسترش تعلیم و تربیت و سرمایه گذاری فکری و بهره دهی اقتصادی را مشخص کرده اند .

رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی در درجه اول مشروط به پرورش نیروی انسانی است که تنها از طریق آموزش و پرورش امکان پذیر می باشد .

مدیریت آموزشی و مدیران آموزشی اهمیت دارند زیرا که اداره نظام آموزشی را به عهده دارند و با گسترش آموزش و پرورش و تربیت نیروی انسانی متخصص می توانند در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی موثر باشند .

به همین جهت از آغاز قرن بیستم ، هیچ کشوری بدون آن که توسعه و نظام متناسبی در موسسات آموزشی خود به وجود آورده باشد و مدیران آموزشی تحصیلکرده و مجرب اداره آن ها را بر عهده داشته باشند ، مراحل توسعه و پیشرفت را نپیموده است .

اهداف مدیریت و رهبری آموزشی

1 کمک و یاری به افراد سازمان آموزشی ، برای رسیدن به اهداف آموزش و پرورش .

2 راهنمایی و کمک به اعضای سازمان های مختلف آموزشی برای تشخیص و درک بهتر هدف ها .

3 کمک و یاری به بهبود و اصلاح فرایند آموزش و پرورش .

4 راهنمایی ، همکاری ، کمک ، تقویت و حمایت از اعضای سازمان آموزشی .

5 مشارکت افراد در تصمیم گیری و تبادل نظر با آن ها و به وجود آوردن مسوولیت های مشترک در سازمان آموزشی .

6 ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل بین مدیر  واعضای سازمان آموزشی .  

7 فراهم کردن امکانات و زمینه مساعد برای بروز خلاقیت و ابتکار به منظور رشد و بلوغ فکری اعضای سازمان آموزشی .

8 شناخت نیازها و حل مشکلات دانش آموزان به منظور دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت .

9 توجه به تفاوت های فردی و کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش آموزان .

10 ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت های سازمان آموزشی .

   طبق مصوبه ی شورای عالی آموزش و پرورش مصوب 30 / 7 / 1377 اهداف زیر به عنوان اهداف کلی آموزش و پرورش مطرح شده است :

1 اهداف اخلاقی 2 اهداف علمی 3 اهداف فرهنگی 4 اهداف هنری 5 اهداف اجتماعی 6 اهداف زیستی 7 اهداف سیاسی 8 اهداف اقتصادی .

 

وظایف مدیریت و رهبری آموزشی

1  برنامه ریزی : یعنی تعیین هدف ، یافتن و ساختن راه ها و وسایلی که در رسیدن به هدف را امکان پذیر می سازد و همچنین پیش بینی کارهایی که باید در آینده انجام گیرد .

2  سازماندهی : یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع و امکانات ، میان افراد و واحدهای مختلف سازمان و همچنین هماهنگی میان آنان به منظور کسب اهداف سازمان .

3  فرماندهی : شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور هدایت و رهبری سازمان و همچنین ایجاد انگیزه و رغبت در زیر دستان جهت رسیدن به اهداف سازمان .

4  کنترل کردن : یعنی رسیدگی به این که آیا کلیه برنامه ها و عملیات انجام شده ، طبق مقررات و دستور العمل ها صورت می گیرد یا نه ؟

5  کارگزینی : یعنی استخدام و بکارگیری نیروی انسانی در مشاغل معین و تامین شرایط مساعد کار برای افراد به منظور رسیدن به هدف سازمان .

6  ارتباطات : یعنی فرایندی که به وسیله آن مدیران به گرفتن اطلاعات و تبادل معانی به افراد و واحدهای داخل و خارج سازمان می پردازند و از جریان امور آگاهی حاصل می کنند .

7  بودجه بندی : یعنی تنظیم طرح مالی درآمدها و هزینه های سازمان و نظارت بر اجرای آن ها .

8  رهبری یا هدایت سازمانی :منظور از رهبری یا هدایت سازمانی ، ایجاد انگیزه ها و فراهم کردن شرایط و اسباب ، و بهره وری از روش هایی است که امور سازمان یا موسسه آموزشی به وسیله دیگران انجام گرفته ، اهداف هر سازمان آموزشی تحقق یابد . در واقع ، مدیران با استفاده از قدرت و اختیاراتی که دارند و اتخاذ تدابیر لازم ، هدایت جریان فعالیت های افراد را بر عهده دارند .

9 هماهنگی : یعنی به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه امکانات و منابع مادی و انسانی و همچنین فعالیت ها و       کوشش هایی که برای رسیدن به هدف سازمان ضرورت دارد . 

10 - نوآوری : نوآوری اساسا به معنی بسط دادن راه های تازه و بهتر برای انجام کارهاست . مدیر باید برای فعالیت های تازه و راه های تازه ی انجام کارها برنامه ریزی کند .

11 -  نمایندگی :از وظایف مدیر نمایندگی سازمانش در تماس با بسیاری از گروه های خارجی می باشد ؛ نمایندگی های دولتی ، اتحادیه ها ، گروه های مدنی ، صاحبان سهام ، موسسه های مالی ، مشتریان و عموم مردم .   

وظایف مدیران سازمان های آموزشی و مدارس را می توان در شش گروه طبقه بندی کرد :

1 برنامه آموزشی و تدریس

2 امور دانش آموزان

3 امور کارکنان آموزشی

4 - روابط مدرسه اجتماع

5 تسهیلات و تجهیزات آموزشی

6 امور اداری مالی

وظايف مديران آموزشي در نقش رهبري ، عبارتند از :

ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالا بردن اثربخشي كار و عملكرد آن ها .

ايجاد شرايطي كه كاركنان به قبول مسووليت تشويق شوند و در قبال عواقب آن پاسخگو باشند ، به طوري كه نظارت و سرپرستي فعاليت هاي آنان ، از سوي مدير به حداقل كاهش يابد .

ارزشيابي واقع بينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري خود آنان ، به طوري كه كيفيت و كميت كار انجام شده از طريق اعمال روش هاي منظم ارزشيابي ، بر همگان معلوم گردد و خطاها و كاستي ها با همكاري و اشتراك مساعي رفع شود .

برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش آموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه

تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينه هاي آموزشي ، نظير هدف ها ، روش ها ، مواد و كتاب هاي درسي .

استفاده از توان رهبري دانش آموزان در اداره مدرسه .

ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد . (67)

توانايي ها و ويژگي هاي مديران آموزشي

 در يك دسته بندي خصايص و صلاحيت هاي مديران آموزشي را به شرح زير ذكر كرده اند :

1- صلاحيت هاي اخلاقي و ايماني 2- صلاحيت هاي علمي و تخصصي 3- صلاحيت هاي تجربي 4-    صلاحيت هاي جسماني و رواني .

نتايج مطالعات انجام شده در مورد مديران آموزش و پرورش نشان مي دهد كه مديران واجد صلاحيت هاي ياد شده داراي ويژگي ها و آگاهي هايي به شرح زير هستند :

در زمينه ي مديريت داراي مهارت هاي فني ، انساني و ادراكي مي باشند .

با سازمان آموزش و پرورش كشورهاي مختلف آشنايي دارند .

نظام آموزش و پرورش ايران و سير تحول تاريخي و تكويني ان را مي شناسند .

با فرهنگ اسلامي و ايراني آشنايي دارند .

از فلسفه ي آموزش و پرورش ، اهداف و مقاصد كلي و اهداف هر يك از دوره هاي تحصيلي مطلع       مي باشند .

به كار خود به عنوان مدير آموزشي ، نگرشي آگاهانه و علمي دارند ، با انديشه ها و نظريه هاي مديريت و رهبري آموزشي آشنا مي باشند .

كليات روش ها و فنون تدريس را به خوبي مي دانند .

در زمينه ي علوم تربيتي ، روان شناسي و خدمات راهنمايي و مشاوره معلومات لازم را دارا مي باشند .

قادرند مشكلات موسسه ي آموزشي خود را بشناسند و براي كاهش آن ها طرح هاي لازم تهيه كنند .

 با ويژگي هاي دانش آموزان و كاركنان مدارس آشنايي دارند و قادرند به آنان در فرايند ياددهي و يادگيري كمك كنند .

 از تجربه هاي لازم آموزشي ، اداري برخوردار مي باشند .

 با راه هاي گوناگون امتحان و ارزشيابي آشنايي دارند .

 قادرند مشكلات تحصيلي ، رواني و رفتاري دانش آموزان را با استفاده از علوم روان شناسي و مشاوره و راهنمايي تشخيص دهند .

 مراجع كمك كننده به مشكلات دانش آموزان را مي شناسند و به موقع از آن ها در جهت كمك به دانش آموزان استفاده مي نمايند .

 قوانين و مقررات نظام آموزشي را به خوبي مي دانند و در امور مربوط به مكاتبات اداري و مالي در حد لازم آگاهي دارند .

 از سلامت جسمي ، رواني برخوردارند و شخصيتي متعادل دارند .

 به خودآگاهي و خودسازي خود اهميت مي دهند .

 بر خشم خود مسلط مي باشند و قادرند خود را در موقع لازم كنترل نمايند .

 با فنون و روش هاي كشف و پرورش استعدادهاي دانش آموزان آشنا مي باشد و قادرند زمينه را براي بروز توانمندي هاي آنان مساعد سازند .

 با شاخص هاي ارتباط انساني آشنا هستند و قادرند با ايجاد انگيزه هاي لازم در كاركنان واحد آموزشي خود بهره وري سازمان را افزايش دهند . (58)    

شيوه هاي مديريت و رهبري آموزشي

 شيوه هاي مديريت را در سير تاريخي آن تا كنون چند گونه گفته اند كه سه نوع مهم آن عبارت است از :

1 - شيوه ي مستبدانه : شيوه اي است كه ، مدير يك موسسه ي آموزشي از طريق اعمال قدرت و بهره گيري از روش هاي متعدد تنبيه به اداره ي سازمان مربوطه پرداخته اند . مناسب نبودن اين شيوه به ويژه در سازمان هاي آموزش و پرورش بسيار واضح و روشن است ، و اثرات نامطلوب آن در روحيه ي كاركنان و عدم بروز استعدادها ، خلاقيت هاي افراد ، قابل مشاهده خواهد بود و لذا مديران در اين حالت خود را حاكم مافوق گروه احساس مي كنند .

2 - شيوه ي كنترل و داوري : در اين شيوه مديران ، ميزان پيشرفت امور را با توجه به ضوابط ، آيين نامه ها و مقررات مربوط تعيين نموده و در باره ي هر يك از افراد در ايفاي وظايف محوله داوري مي نمايند . هم اكنون بسياري از سازمان ها با اين روش اداره مي شوند ، ولي به يقين اعمال اين روش در حوزه هاي آموزش و پرورش از ارزش علمي برخوردار نبوده و اشكالات و نواقصي را در آن مي يابيم از جمله :

الف چون دستورات همواره ، از خارج از سازمان تدوين ، و اعضاي هر سازمان موظف به اجراي آن ها هستند و اجرا كنندگان برنامه ها سهمي از نتايج احتمالي آن ندارند ، موجب مي شود كه كاركنان فقط به « اسقاط تكليف » اكتفا كرده ، از ارايه طرح ها ، ابتكارات و همكاري هاي همه جانبه دريغ ورزند 

ب در كاركنان حالت سكون و ركود ديده شده ، امكان ظهور مديران شايسته تا حدي از بين مي رود .

پ ضعف روحيه ، صف آرايي در مقابل مدير ، عدم احساس مسووليت لازم و از جمله اثرات ديگر اعمال اين روش توسط مديران است .

3 - شيوه ي آزادمنشانه : اعمال اين شيوه را در سازمان هاي آموزشي و پرورشي بسيار مفيد و موثر و سازنده مي دانند ، زيرا موجب مي شود كه :

الف اعضاي سازمان هاي مختلف آموزشي مي توانند بيش از پيش براي انجام فعاليت هاي لازم و نيل به اهداف موسسه آماده تر گردند .

ب مديريت در اين نگرش ، راهنمايي ، مددكاري و فراهم كردن محيط مناسب تلقي مي گردد .

پ مدير موسسه ضمن رهبري فعاليت هاي مربوط به افكار جديد و نوآوري هاي اعضا به ويژه به نيازها و ساير انگيزه هاي آنان توجه مي نمايد .

ت بي نظمي ، خودخواهي ، آزادي بي قيد و بند وجود ندارد ، بلكه نظارت توام با آزادي در موسسه ي آموزشي مورد تاكيد است .

ث مدير سازمان آموزشي ، مشكلات خود را ذكر مي كند ، در هدايت و رهبري اعضاي موسسه مهارت دارد . ج از روابط انساني به خوبي بهره مي گيرد ، خود را مافوق گروه احساس نمي كند .

چ در امر ارزشيابي از فعاليت هاي خود ، و خود سنجي و همچنين دگرسنجي مهارت دارد .

ح صداقت در كار دارد ، و به اعضا ارزش و شخصيت مي دهد .

خ از قانون و مقررات به عنوان وسيله استفاده مي كند .

د وظايف خود و هر يك از اعضا را به خوبي مي داند و از طريق همياري و مشورت به حل مشكلات سازمان و اجراي امور       مي پردازند .

ذ و بالاخره در جهت « هماهنگي » و « همسو كردن » فعاليت ها و هدايت جريان كار موسسه به سوي اهداف مورد نظر همواره    مي كوشد . (58)   

عوامل مهم بروني و دروني مؤثر در سيستم يا نظام آموزش و پرورش با نگرش سيستمي

  الف : عومل بروني

جهان بيني و نظام اعتقادي و ايدئولوژي جامعه .

سير فرهنگ و ارزش ها و آداب و سنن جامعه .

سياست و ديدگاه هاي سياستمداران جامعه .

قانون اساسي ، قوانين و مقررات جامعه از جمله قوانين آموزشي .

سيستم اداره ي جامعه و ساخت تشكيلاتي و نظام استخدامي .

شوراها و مراجع تصميم گيري در مسايل آموزش و پرورش .

نظام برنامه ريزي به ويژه برنامه ريزي نيروي انساني .

اوضاع طبيعي ، جغرافيايي و اقليمي .

مؤسسات علمي ، صنعتي ، كشاورزي و خدماتي به ويژه مؤسسات پژوهشي و آموزشي ، دولتي و خصوصي .

سطوح سواد و دانش مردم جامعه .

امكانات اشتغال در جامعه در بخش هاي خدمات ، صنعت و كشاورزي .

نظام خانواده و مديريت بر آن و چگونگي تعليم و تربيت در درون خانواده .

رشد اقتصادي و امكانات مالي ، رفاهي جامعه .

وسايل ارتباط جمعي ، كتابخانه ها و امكانات انتشاراتي .

متفكران و صاحب نظران مذهبي ، اخلاقي و اجتماعي و آموزشي .

در صد تخصيص اعتبارات دولتي و درآمد كشور ، به آموزش و پرورش و جايگاه سيستم آموزش و پرورش در جامعه .

چگونگي همكاري و همياري مردم در آموزش و پرورش .

ارتباطات بين المللي به ويژه ارتباطات فرهنگي ، علمي و فني و ميزان و چگونگي اثربخشي و تاثيرپذيري فرهنگي .

ب : اهم عوامل دروني

اهداف آموزش و پرورش ، دوره ها ، توالي و تقدم آن ها .

ساخت نظام آموزشي ، دوره ها ، رشته هاي تحصيلي و ... .

آئين نامه ها و مقررات آموزشي ، امتحاني ، اداري و مالي و ... .

ساخت تشكيلاتي و نظام سازماندهي ، مديريت و شيوه هاي رهبري آموزشي .

نظام جذب ، انتخاب و تربيت ، استخدام ، توزيع ، نگهداري و ارتقاي معلم و ساير كاركنان آموزش و پرورش .

فضاهاي آموزشي و تجهيزات آموزشي ، كارگاهي و آزمايشگاهي .

مكانيزم برنامه ريزي توسعه و گسترش واحدهاي آموزشي .

مكانيزم برنامه ريزي درسي و تهيه و تدوين كتاب هاي درسي و انتشارات كمك آموزشي .

نظام بودجه بندي و توزيع اعتبارات تخصيصي .

نظام امتحاني و شيوه هاي ارزشيابي درسي .

نظام هماهنگي و نظارت و ارزشيابي سازمان هاي اداري و آموزشي .

امكانات رفاهي و خدماتي .

پژوهش در زمينه هاي آموزش و پرورش و امكانات پژوهشي .

سمينارها و دوره هاي بازآموزي و مطالعاتي .

مكانيزم برنامه ريزي اوقات فراغت دانش آموزان و كاركنان اداري و آموزشي . (58)  

ويژگي مديران آموزشي متأثر از نظريه ي « x »

مديران آموزشي كه از نظريه ي « x » متاثر هستند درسازمان هاي آموزشي رفتاري با خصايص زير دارند :

* از نزديك به امور كاركنان رسيدگي كرده ، شخصا كاركنان آموزشي و اداري را كنترل مي نمايند .

* وظايف كاركنان سازمان هاي آموزشي را به دقت تعيين مي كنند .

* وظايف سازمان را به اجزا تقسيم كرده ، كاركنان را قاطعانه براي اجراي هر وظيفه به كار مي گمارند .

* فضايي به وجود مي آورند كه در آن احساس اجبار در كار كردن پديد آيد و از طريق تهديد به كيفر همه كار كنند .

* اين نوع از مديريت ، به رهبري مستبدانه بيش تر شباهت دارد . (58)

ويژگي مديران آموزشي متأثر از نظريه ي « y »

مديران آموزشي كه از نظريه ي « y » متاثرند ، داراي خصايص زيرند : 

* روحيات افراد را در سازمان مورد توجه قرار داده و ارتباطات درون سازمان ها ، تنها بر محور مقررات خشك و بي روح نيست .

* فرصت هايي را مديران فراهم مي كنند تا همه ي كاركنان بتوانند از همه ي امكانات خود ، در جهت تحقق اهداف سازمان استفاده نمايند .

* تلاش مي كنند تا زمينه هاي رشد و استعداد كاركنان فراهم شود .

* كاركنان را به مشاركت در فعاليت هاي سازمان دعوت و ترغيب مي نمايند .

* در برانگيختن تفكر خلاق و ارايه ابتكارات و نوآوري ها ، مشوق خوبي هستند .

* به نيازهاي كاركنان نيز توجه دارند و به انگيزه هاي كاركنان واقف اند و در تقويت انگيزه هاي لازم براي كار بيش ترمي كوشند .

* به برنامه هاي آموزش كاركنان و رشد فكري و فني و اجتماعي توجه مي نمايند . به نظر مي رسد كه اين نوع از مديريت به رهبري آزاد منشانه شباهت دارد . (58)

عوامل اثر گذار بر رفتار مديريت و رهبري آموزشي

اين عوامل عبارتند از :

خود مدير آموزشي ،

افرادي كه مدير با آن ها كار مي كند ،

رابطه ميان مدير و افراد و گروه هايي كه با آن ها كار مي كند ،

ساختار سازمان يا الگوي روابط سازماني مدرسه ،

زمينه فرهنگي و محيط اجتماعي مدرسه ،

ويژگي هاي طبيعي و فيزيكي محيط اجتماعي و محيط كار مدرسه ،

پيش بيني ها و تدابير قانوني مربوط به كار آموزش و پرورش . (67)

مقدمات مدیریت آموزشگاهی - ( بخشی از محتوای درس سازمان و قوانین آموزش و پرورش ) 2

* چهارده رهنمود كه توسط هنري فايول براي مديران تدوين شده است . اين رهنمودها عبارتند از : تقسيم كار ( تخصص ) ، اختيار ، انضباط ، وحدت فرماندهي ، وحدت جهت ، ترجيح دادن منافع سازماني ، پرداخت ، تمركز ، سلسله مراتب ، نظم ، عدالت ، ثبات شغلي ، آفرينندگي و   روحيه ي گروهي . (4)

ضرورت و اهمیت وجود سازمان در آموزش و پرورش

         دلیل وجودی سازمان عبارت از تلاش جامعه و یا اجتماعی از افراد برای رفع نیازی است که در نتیجه زندگی جمعی انسان ها به وجود آمده است . یعنی ، چه انسان دارای ماهیت اجتماعی است و یا در اثر ضرورت رفع نیازهای حیات ، به زندگی اجتماعی روی آورده است ، در هر حال وقتی زندگی وی به صورت جمعی است ، برای رفع نیازهای خود ، تلاش جمعی می کند که در سازمان متبلور می شود . بنابراین می توان چنین گفت که وجود سازمان نشانه تلاش آگاهانه انسان در جوامع ، برای رفع نیازی است و به همین جهت سازمان ها دارای تعدد و تنوع زیادی هستند زیرا که انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است که سازمان های آموزشی از جمله آن هاست . 

از وقتی که ،

1 آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی به رسمیت شناخته شد ،

2 تامین و تربیت نیروهای متخصص و ماهر مورد نیاز ، به ضرورت عینی اجتماعات انسانی تبدیل گردید ،

3 انتقال فرهنگ برای بقای جامعه مورد توجه واقع شد و نیز از همه مهم تر ،

4 رشد همه جانبه جنبه های مختلف شخصیت اطفال به عنوان تعلیم و تربیت قوام گرفت ،

برپایی سازمان های آموزشی امروزی برای برآوردن اهداف فوق رسمیت یافت . (عباس زاده )

ضرورت و اهمیت مدیریت در سازمان آموزشی

      پیامد پاسخگویی به تقاضای روزافزون آموزش و پرورش ، گسترش نظام آموزشی به صورت سازمانی عظیم و گسترده است که با تعداد کثیری دانش آموز سروکار دارد ، وظایف متعدد و متنوعی را انجام می دهد ، کارکنان فراوان با دانش و مهارت های گوناگون را به خدمت می گیرد ، منابع مادی و مالی عظیمی را مصرف       می کند ، و روی هم رفته ، اثرات و نتایج دامنه داری به بار می آورد . گردش کار و فعالیت های چنین تشکیلاتی ، بدون تردید ، به برنامه ریزی آگاهانه و سازماندهی هوشمندانه نیازمند است و نتیجه بخشی خدمات حساس و خطیر آن مستلزم رهبری و مدیریت اثربخش است . ( علاقه بند اصول )

تعریف مدیریت

عبارت است از كار كردن با و از طريق ديگران براي رسيدن به هدف هاي سازمان و هدف هاي كاركنان . (4)

عبارت است از استفاده موثر از منابع محدود به منظور رسيدن به هدف هاي مطلوب است . 

 مديريت يعني علم و هنر متشكل و هم آهنگ كردن و رهبري و كنترل فعاليت هاي جمعي كه براي رسيدن به هدف يا هدف هاي مشترك صورت  مي گيرد . 

مديريت مجموعه روش هايي است كه براي موفقيت يك واحد صنعتي يا بازرگاني ، يعني رشد و توسعه ي آن در محيطي پر از رقابت و تحرك ، بهترين استفاده از تمامي منابع ، بخصوص نيروي انساني به كار مي روند . (1)

مديريت فرايند طراحي و حفظ محيط و شرايطي است كه در آن ، افراد گروه ها براي دستيابي به اهداف منتخب گروهي ، به طور موثر و با انگيزه ، فعاليت نمايند . (3)

مديريت يعني كاركردن با مردم ، ميان مردم ، براي مردم و به خاطر خدا . 

مديريت فرايند برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و كنترل كوشش اعضاي سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان براي دست يابي به اهداف معين سازماني است . (5)

عبارت از هماهنگي همه منابع از طريق فراگردهاي برنامه ريزي و كنترل عمليات سازمان به طوري كه  هدف ها را بتوان به طور موثر وصرفه جويانه حاصل نمود . 

عبارت از بوجود آوردن و حفظ كردن محيطي كه در آن افراد بتوانند در جهت برآوردن هدف هاي معيني به طور موثر و كارآمد فعاليت كنند . (5)

مديريت ، فرايند به كار گيري موثر و كار آمد منابع مادي و انساني در برنامه ريزي ، سازماندهي ، بسيج منابع و امكانات ، هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول ، صورت گيرد . (7)

مديريت فعاليت هاي هماهنگ شده براي جهت دهي و كنترل يك سازمان است . (16)

مديريت فراينددست يابي به هدف ها از طريق استفاده ي بهينه از منابع انساني و غير انساني . (55)

هنر انجام دادن كار به وسيله ي ديگران . 

فراگرد برنامه ريزي ، سازماندهي ، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه ي منابع موجود سازماني براي تحقق   هدف هاي مورد نظر سازمان . (58)

مديريت فعاليتي است منظم در جهت تحقق هدف هاي معين كه از طريق انجام روابط ميان منابع موجود و انجام دادن كار با مشاركت افراد ديگر و شركت فعال در تصميم گيري صورت گيرد . 

مديريت در بعد انساني و اسلامي عبارت است از كاركردن با مردم ، ميان مردم ، براي مردم و به خاطر مردم . (58)  

تعريف مديريت بر حسب وظيفه هاي آن : برنامه ريزي ، سازماندهي ، فرماندهي ، هماهنگي ، و كنترل . (4)

انواع مدیریت

    با توجه به تنوع نیازهای آدمی و توسعه فرهنگ و دانش بشری ، سازمان های متعددی نظیر سازمان های فرهنگی ، صنعتی ، بازرگانی ، آموزشی و پرورشی و اداری به وجود آمده و به تدریج گسترش یافته و می یابند . و هر کدام مدیریت خاص خود را موجب شده است . امروز مدیریت ها را به شاخه های زیر تقسیم می کنند :

1 مدیریت دولتی : که بیش تر مورد استفاده مدیریت سازمان ها و دستگاه های اجرایی است . مدیران سازمان های دولتی با استفاده از دانش مدیریت ، سرعت عمل و کارایی سازمان خود را افزایش می دهند .

2 مدیریت صنعتی : این مدیریت بیش تر در جستجوی حل مشکلات و تنگناهای کارگاه های تولید و کارخانجات است .  

3 مدیریت بازرگانی : این نوع مدیریت ، اطلاعات و مهارت های مختلف نظیر سفارش اجناس ، روش های خرید ، نظام دادن به امور مالی و ارزشی و هدایت کارکنان واحدهای بازرگانی را مد نظر دارد .

4 مدیریت آموزشی : این مدیریت بیش تر در جستجوی حل مشکل سازمان های آموزشی و استفاده از اصول مدیریت در اداره واحدهای آموزشی می باشد .

 

مديريت گذشته و معاصر مقايسه مختصات اداري در دنياي گذشته و معاصر : (68)

گذشته تا 1950

معاصر ( بعد از 1950 )

روش آزمايش و خطا ( trial & error )

تفاوت روش هاي اداري در كشورهاي مختلف

عدم برنامه ريزي به خصوص به طور دراز مدت

اعمال برداشت مكانيكي از انسان و سازمان

ثبات ( stability )

نقش دولت ها به عنوان حافظ وضع موجود و منافع اقشار و طبقات خاص

انسان به عنوان موجودي اقتصادي و مادي

ساختار سازماني بلند و ثابت

تمركز ( centralization )

الگوهاي اداري ( administrative models ) ثابت و قطعي

مديريت و رهبري ( leadership ) فردي

اهداف سازمان

مدل ماشيني

ديد دوگانه بيني ( ( dichotomous view

سود ( profit )

كنترل ، نظم و انضباط بیروني ( external control )

کارآیی

مديريت فردي( individual management )

مطابقت فرد با سازمان

مطالعه سازمان « بدون انسان »

طراحي سنتي سازمان 

روش علمي ( تجربي )

تشابه روش هاي اداري در كشورهاي مختلف

وجود انواع برنامه ريزي

اعمال برداشت عمقي و پويا از انسان و سازمان

تغيير ( change )

نقش دولت ها به عنوان فوق قدرت افراد و وسيله توسعه و پيشرفت اجتماعي و اقتصادي

انسان به عنوان موجود روان شناختي

ساختار سازماني مسطح و متغير

عدم تمركز ( decentralization )

الگوهاي اقتضايي ( contingency model )

وضعيتي ( situational model  )

مديريت و رهبري جمعي

اهداف سازمان و كاركنان

مدل زنده

ديد سيستمي ( systemic view )

مسووليت اجتماعي

كنترل ، نظم و انضباط دروني ( internal control )

بهره وري

مديريت مشاركتي ( participative management )

مطابقت فرد و سازمان با يكديگر

مطالعه سازمان هاي انساني

طراحي هاي پروژه اي و ماتريسي

 

مفروضات نظريه هاي سنتي و جديد مديريت مورفت و همكارانش به دو گروه مفروضات سنتي و جديد اشاره كرده اند : (67)

مفروضات نظريه هاي سنتي مديريت

مفروضات نظريه هاي جديد مديريت

1- رهبري حق كساني است كه در سلسله مراتب قدرت ، در

 مقام بالاتري قرار دارند .

1- رهبري منحصر به كساني نيست كه در سلسله مراتب قدرت ، مقام و منصب بالاتري دارند . هر كس به ميزان مشاركت در كار ، در رهبري گروه سهيم است . 

2- حسن روابط انساني ضروري است تا زيردستان از تصميمات مقامات بالا اطاعت كنند .

2- حسن روابط انساني از لحاظ كار گروهي و رفع نيازهاي فردي اعضاي گروه ضرورت دارد . 

3- قدرت و اختيار قابل تفويض است ، ولي مسووليت را نمي توان با ديگران تقسيم كرد . مسووليت نهايي در هر امري به عهده مديري است كه در راس سلسله مراتب قدرت ، قرار دارد .

3- مسووليت را هم متناسب با قدرت و اختيار مي توان تقسيم و تفويض كرد . هر كس كه به نحوي در اجراي خط مشي يا برنامه اي شركت دارد بايد در حدود كار خود ، سهمي در تصميم گيري داشته باشد .

4- كارگزاران سازمان در شرايطي احساس امنيت مي كنند كه رهبران صاحب مقام سازمان ، حافظ منافع آنان باشند .

4- كارگزاران سازمان در شرايطي احساس امنيت مي كنند كه در مسووليت و تصميم گيري شركت كنند .

5- وحدت هدف از طريق وظيفه شناسي و وفاداري نسبت به رهبر صاحب مقام ، ايجاد مي شود .

5- وحدت هدف از طريق اجماع يا موافقت و وفاداري گروهي تامين مي شود .

6- حداكثر بازده ، در محيطي توام با رقابت و فشار حاصل مي شود .

6- حداكثر بازده ، در محيطي توام با آزادي عمل نتيجه          مي شود .

7- در تعيين هدف ها ، خط مشي ها و تهيه برنامه ها نيز مثل اجرا كردن آن ها ، بايد از طرح سازماني صف و ستاد استفاده شود ( چون مسووليت اجراي خط مشي  و برنامه با ساختار صف و ستادي است ؛ بنابراين ، در تهيه آن ها نيز ، بايد مسووليت داشته باشد ) . 

7- سازمان صف و ستاد منحصرا بايد به منظور تقسيم كار و اجراي خط مشي و برنامه هايي كه به وسيله كل گروه شركت كننده تعيين و تهيه شده ، مورد استفاده قرار گيرد ( صف و ستاد فقط بايد مسووليت اجراي خط مشي و برنامه را عهده دار شود ) .

8- اختيار ، امتياز و حق ويژه شخصي است كه صاحب مقام رهبري است .

8- موقعيت ، نه مقام ، تعيين كننده حق و امتياز ، براي اعمال قدرت و اختيار است .

9- كارگزار سازمان ، قرباني و فداي هدف است ( كارگزار در خدمت سازمان است نه بالعكس ) .

9- كارگزار سازمان ، قرباني و فداي هدف نيست ( تحقق مؤثر هدف هاي سازمان منوط به رشد و رضايت كاركنان است ) .

10- ارزشيابي ، حق ويژه مقام رهبري است .

10- ارزشيابي ، يك مسووليت گروهي است .

مقایسه مدیرت با رهبری

تفاوت مديريت و رهبري عبارت است از :

1- رهبري در سطوح وسيع تر و سازمان هاي گسترده تر و مديريت در سطوح كوچك تر مطرح است . در نظر عامه ، يعني ، اداره ي كشورها و      سازمان هاي بزرگ كه بيش تر جنبه ي مذهبي ، سياسي و اجتماعي دارد . در اين نگرش رهبري امري است كه در سطح كلان و سطوح بالاي جامعه مطرح است .

2- مديريت ارتباط نزديكي با بعد سازماني دارد و حال آن كه رهبري با بعد شخصي و خصوصيات فردي پيوستگي دارد .

3- مديريت با بروكراسي و رهبري با دموكراسي ارتباط دارد .

4- از نظر علم مديريت ، مديريت امري است سازماني و رهبري امري است انساني .

5- مديريت بيش تر خاص سازمان هاي اجتماعي است و رهبري در سازمان هاي آموزش و پرورش مطرح است .

6- صاحب نظران مديريت پس از برنامه ريزي و سازماندهي ، وظيفه ي هدايت و رهبري را ذكر مي كنند . هدف از رهبري را راهنمايي زير دستان در جهت بهتر فهميدن هدف هاي سازماني و برانگيختن آن ها به كار و فعاليت مي دانند و نقش مدير را در مقام رهبري آموزشي ، ايجاد محرك هاي موثر در كاركنان ، برقراري ارتباط صحيح و حسنه و موثر در جهت انجام وظايف محوله ذكر مي كنند . (58)

7- مديران در پست خود منصوب شده اند . آنان قدرت قانوني دارند كه اجازه مي دهد در مواقع ضروري به ديگران پاداش دهند يا آنان را تنبيه كند . توانايي تاثير گذاري مديران بر مبناي اختيار رسمي است كه از پست سازماني آنان ناشي شده است . در مقابل ، رهبران ممكن است منصوب شده يا از درون گروه پديد آمده باشند . رهبران مي توانند بر عملكرد ديگران تاثير بگذارند بدون آنكه قدرت تاثير گذاري آنان از اختيار رسمي ناشي شده باشد .

8- مديريت حوزه اي وسيع تر از رهبري دارد ، و به همان اندازه كه بر   موضوع هاي رفتاري تاكيد مي ورزد به موضوع هاي غير رفتاري نيز توجه دارد . اما رهبري اساسا بر موضوع هاي رفتاري تاكيد مي كند . اگر چه همه ي مديران ، به طور ضروري رهبر نيستند ، ولي بيشتر مديران فعال ، در بلند مدت رهبر به حساب مي آيند .

9- يك مدير از اجراي يك شغل اطمينان حاصل مي كند ولي در حالي كه يك رهبر مراقب فردي است كه آن شغل را اجرا مي كند و به او توجه دارد . (8)

- (آبراهام زالزنيك ) تفاوت آن ها در انگيزش ، تاريخچه شخصي و شيوه اي است كه فرد مي انديشد و عمل مي كند . او مي گويد ، مدير مي خواهد در مورد هدف ها نگرش غير شخصي داشته باشد ، در حالي كه رهبر نسبت به هدف نگرشي شخصي و فعال دارد . مدير تمايل دارد كه كار را به عنوان فرآيندي بپندارد كه در آن تركيبي از انسان و عقايد در هم    مي آميزند تا استراتژي هايي ارائه گردد و تصميماتي گرفته شود . رهبر خطر پذير است و خطر را به جان مي خرد ، به ويژه زماني كه ميزان پاداش و فرصتي كه در انتظار اوست زياد باشد . مدير ترجيح مي دهد با انسان ها و مردم سر و كار داشته باشد و از تنهايي فرار مي كند ، زيرا تنهايي و كارهاي انفرادي اضطراب آفرين است .

رابطه او با مردم بر اساس نقشي تعيين مي شود كه در سلسله مراتب رويدادها در فرآيند تصميم گيري بر عهده مي گيرد ، به عقايد و نظرات توجه مي كند ، قضاوت هاي شهودي دارد و با مردم همدلي و همنوايي مي كند ( در بسياري از موارد خود را به جاي ديگران قرار مي دهد ) . (65)

*جان كاتر بر اين باور است كه مدير همواره با مسايل و پيچيدگي ها دست و پنجه نرم مي كند . مدير خوب مي تواند به سازماننظم بدهد و با ارايه برنامه هاي رسمي نوعي ثبات به سازمان بياورد ، همچنين ساختار سازمان را تعيين كند و با توجه به برنامه هاي ارايه شده ، نتايج را كنترل نمايد . بر عكس ، رهبر با پديده تغيير سروكار دارد . رهبر با ارايه تصويري از آينده ، مسير را مشخص مي كند سپس با توجه به اين ديدگاه و ارتباطي كه با آن برقرار مي كند افراد را هماهنگ مي نمايد و به آن ها الهام مي بخشد تا هر مشكل يا معمايي را كه بر سر راهشان قرار دارد حل كنند يا از ميان بردارند . (65)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمات مدیریت آموزشگاهی - ( بخشی از محتوای درس سازمان و قوانین آموزش و پرورش ) 1

عنوان : مقدمات مدیریت آموزشگاهی

( بخشی از محتوای درس سازمان و قوانین آموزش و پرورش )

تهیه وتنظیم از : حسین استرون

کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

مرکز تربیت معلم امام جعفر صادق ( ع )

..............................................

 

تعریف سازمان

سازمان يك نظم و ترتيب نسبتا ثابت و هميشگي است كه يك موسسه در چهارچوب آن به فعاليت مي پردازد . (1)

سازمان مجموعه اي سلسله وار از روابط منظم ، پيچيده و منطقي بين اعضاي يك موسسه به منظور انجام دادن وظايف مشخص و هماهنگ در راه رسيدن به هدف يا اهداف معين است . (2)

عبارت از يك رشته روابط منظم و عقلايي است كه بين افرادي كه وظايف پيچيده و متعددي را انجام  مي دهند و كثرت تعداد آنان بقدري است كه نمي توانند با هم در تماس نزديك باشند ، به منظور تامين هدف هاي مشترك خاصي برقرار    مي گردد . (12)

سازمان يا ساخت هدف دار نقش ها به مجموعه روابطي كه بين عده اي افراد خاص كه براي اجراي وظيفه خاصي با يكديگر تعاون و همكاري  مي كنند ، گفته مي شود . (56) 

عبارت است از گروهي متشكل از دو يا چند تن كه در محيطي با ساختار منظم و از پيش تعيين شده براي نيل به اهداف گروهي با يكديگر همكاري مي كنند . (8)    

عبارت از كوشش جمعي و عمدي عده اي از افراد است كه براي رسيدن به هدف مشتركي كه هر يك از افراد به تنهايي از رسيدن به آن عاجزند با يكديگر همكاري و معاونت مي نمايند . (58 )

مكانيزمي است كه فعاليت مديريت در آن جريان دارد . (58)

عبارت است از همكاري مشترك افراد براي انجام مقاصد مشتركي كه در پيش دارند . (58)

واحدي طرح ريزي شده و داراي تشكل عمدي براي رسيدن به  هدف هاي مشترك است . (58) 

سازمان در اصل شبكه اي از فرآيندهاي عملياتي و اداري است كه بر هم تاثير متقابل دارند و همراه با آن ها نظام هاي  آسان ساز به كار مي پردازند . اين شبكه به دست انسان هدايت مي شود و هدف هاي چند گانه دارد و در درون شبكه گسترده تري از فرايندها و نظام ها جاي دارد كه با هم تعامل دارند . (70)

سازمان عبارت است از تشکل عمدی چند نفر به منظور برآوردن اهداف معین . ( عباس زاده )

سازمان پدیده ای اجتماعی به شمار می آید که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتا مشخصی بوده و برای تحقق هدف یا اهدافی ، بر اساس یک سلسله مبانی دایمی فعالیت   می کند . (استیفن رابینز )

 

انواع سازمان

انواع سازمان ها معمولا سازمان هاي « رسمي » را تقسيماتي چند است :

1- سازمان هاي عمومي

الف : اين سازمان ها ، سازمان هايي هستند كه از طرف دولت اداره  مي شوند ، مانند وزارتخانه و ساير موسسات دولتي .

سازمان هايي كه از طرف دولت اداره مي شوند دو گونه اند :

وزارتخانه ها يا سازمان هايي كه صرفا حاكميت دولت را اعمال مي نمايند ، مانند وزارتخانه هاي « دفاع » و « امور خارجه » .

وزارتخانه ها يا سازمان هايي كه علاوه بر اعمال سياست هاي دولت ، نقش اعمال تصدي را نيز بر عهده دارند ، دولت اين كار را معمولا براي توسعه عوامل آموزشي ، فرهنگي و اقتصادي انجام مي دهد ، مانند « وزارت آموزش و پرورش » ، « وزارت نيرو » و ... . (58)

ب : سازمان هايي كه از طرف دولت و با مشاركت مردم اداره مي شوند ، مانند « هلال احمر » و ساير موسسات عام المنفعه . (58)

2- سازمان هاي خصوصي

سازمان هايي هستند كه از طرف اشخاص حقيقي يا حقوقي تاسيس و اداره مي شوند ، مانند موسسات خصوصي ، بعضي شركت ها و ... .

3- سازمان ها را با توجه به اهداف اوليه آن ها به انواع مختلف تقسيم كرده اند :

الف - سازمان هاي انتفاعي و غير انتفاعي                                                                                                        * سازمان هاي انتفاعي سازمان هايي هستند كه از سوي صاحبانشان براي كسب سود ايجاد شده اند . اين سازمان ها ممكن است يك مالك ، و يا چندين هزار صاحبان سهام داشته باشند . اكثر مؤسسه هاي تجاري جزو اين دسته از سازمان ها محسوب مي شوند .

* سازمان هاي غير انتفاعي معمولا به جاي كسب سود ، با اهداف اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي و سياسي تشكيل مي شوند . مانند اتحاديه هاي كارگري ، انجمن هاي مذهبي ، مؤسسه هاي خيريه ، صندوق هاي قرض الحسنه ، سازمان هاي دولتي و .... (8)

ب - سازمان هاي توليدي و خدماتي

* سازمان هاي توليدي , از موادخام يا اوليه براي توليد كالاها استفاده مي كنند ، مانند كارخانه هاي توليد كفش ، تلويزيون ، اتومبيل ، شكلات و مداد . اين كالاها معمولا محسوس و ملموس هستند و مشتري مي تواند آن ها را به راحتي ارزيابي كند .

* سازمان هاي خدماتي ، خدمات ارائه مي كنند ، فعاليت هايي از قبيل : امور مالي ، مشاوره حقوقي ، خدمات پزشكي ، آموزش و مراقبت هاي بهداشتي . اين خدمات ملموس نيستند و از نظر فيزيكي نيز قابليت اندازه گيري ندارند . برخي سازمان ها هم توليدي و هم خدماتي هستند ، مانند كارخانه هاي اتومبيل سازي كه خدمات تعميراتي نيز به مشتريان ارائه مي دهند . (8)

پ - سازمان هاي دولتي و خصوصي

سازمان ها از نظر مالكيت نيز به دو دسته ي دولتي و خصوصي تقسيم مي شوند . برخي از سازمان ها مانندذوب آهن ،   فولاد ، مخابرات ، و ... در ايران جزو سازمان هاي دولتي محسوب مي شوند زيرا دولت آن ها را كنترل مي كند . برخي سازمان هاي ديگر مانند شركت هاي خصوصي چون به جاي كنترل دولت ، توسط افراد يا بخش غير دولتي كنترل مي شوند به آن ها  سازمان هاي خصوصي گفته مي شود . (8)

اقسام سازمان

به طور کلی سازمان ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

الف سازمان رسمی ؛ که بر طبق طرح و نقشه قبلی به وجود می آیند ،   سلسله مراتب مشخصی دارند و روابط اعضا خشک و رسمی است . مانند : سازمان های اداری ، آموزشی ، اقتصادی ، سیاسی و ...

سازمان « رسمی » معمولاً از سه منطقه مدیریت و یک منطقه اجرای عملیات به شرح زیر تشکیل می شود :

1 منطقه مدیریت اداری : رییس آموزش و پرورش

2 منطقه مدیریت اجرایی : معاونان و روسای بخش ها

3 منطقه مدیریت سرپرستی : روسای دوایر و معاونان آن ها

4 منطقه اجرای عملیات : مدیران و معاونان مدارس ، راهنمایان تعلیماتی ، دبیران و آموزگاران

ب سازمان غیر رسمی ؛ سازمانی است که بر خلاف سازمان رسمی بر طبق طرح و نقشه معین به وجود نمی آید ، بلکه خود به خودی و بر اثر معاشرت و حشر و نشر و مناسبات دوستانه ، شکل می گیرد . در نتیجه روابط ، غیر رسمی و دوستانه و از یگانگی برخوردار است و همین یگانگی است که بر قدرت کارکنان و کارگران می افزاید مانند : گروه دوستان و ...  

سازمان غیر رسمی یا گروه های غیر رسمی ، گر چه در درون سازمان رسمی پدیدار می شود در عین حال بر آن اثر می گذارد و دارای خصوصیات متفاوت با سازمان رسمی است که عبارتند از :

1 سازمان رسمی ، دارای ساختار ، اهداف سازمانی و روابط مشخصی است که از سوی مدیریت مشخص گردیده است . در حالی که در سازمان غیر رسمی ، سازمان دهی متزلزل و انعطاف پذیر است که نحوه عضویت در آن را به دشواری می توان تعیین کرد .

2 ارتباط بین اعضا در سازمان غیر رسمی با دلیل و قصد از پیش تعیین شده نیست در حالی که در سازمان رسمی با دلیل و قصد از پیش تعیین شده است .  

3 در سازمان رسمی ، فرایند گرد آمدن افراد در سازمان بر اساس طرح و نقشه قبلی است . در حالی که در سازمان غیر رسمی ، خود به خودی و با پیوستن افراد به یکدیگر روابط آن ها توسعه و ادامه می یابد . ( قرایی مقدم )

اصول سازمان ها

        صاحب نظران علم سازمان و مديريت معتقدند ، براي هدايت امور سازمان ها و بالا بردن كارايي سازمان ، رعايت و توجه به اصولي چند ضروري است .

الف- وحدت هدف : منظور آن است كه تمام فعاليت هاي سازمان در طريق و جهت يك هدف خاص مشترك هدايت گردد و از پراكندگي فعاليت ها و  تلاش هاي مغاير با هم خودداري شود .

ب- اصل تقسيم كار : تقسيم كار و تعيين وظايف و طبقه بندي آن مستلزم رعايت اصول شايستگي و تخصص است . رعايت اين اصل كه موجد واحدهاي « ستاد » و « صف » در سازمان شده است ، به ميزاني كه سازمان « گسترده تر » مي گردد ، اهميت توجه به « اصل تقسيم كار » آشكارتر   مي شود . معمولا پس از تعيين اهداف سازمان ، و تبديل آن ها به هدف هاي جزيي تر و برنامه هاي عملياتي ، هر برنامه را نيز به فعاليت هاي مختلف تقسيم كرده و اجراي آن ها را به افراد مختلف واگذار مي كنند . آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد در اين است كه واگذاري مسووليت ها به افراد بايد بر اساس « حجم كار » ، « لياقت » ، « ذوق » و « علاقه ي » فرد و رعايت تجانس وظايف باشد ، زيرا توجه به اين امر :

اولا ، علاقه مندي افراد را به وظايف محوله بيش تر نموده ، بازده ي كار اعضاي سازمان را بيش تر خواهد كرد .

ثانيا ، گفته مي شود كه رعايت اين اصل از تداخل وظايف و مسووليت ها ، ضايعات مادي و انساني جلوگيري كرده ، موجب پيشرفت امور سازمان مي شود .

در مورد تقسيم كار براي تشكيل واحدهاي سازماني ، مباني متعددي از جمله مباني زير را ذكر مي كنند :

تعداد افراد ، مانند پايه هاي مختلف يك مدرسه ي ابتدايي است كه در هر پايه معمولا يك معلم تدريس   مي كند . 

كاركردها ، مانند كار دانشگاه ها كه ممكن است به بخش هاي پژوهش ، آموزش ، مالي و اداري ، امور دانشجويي و غيره تقسيم شود .

زمان ، مانند تقسيم بندي كار موسسات آموزشي به صورت دوره هاي روزانه ، شبانه ، تابستاني .

ارباب رجوع ، مانند تعيين واحدها و دوره هاي آموزشي كودكستان، دبستان ، راهنمايي تحصيلي ، متوسطه ، آموزش بزرگسالان ، با توجه به سن        دانش آموزان و خصوصيات ديگر آن ها .

خدمات يا توليدات ، مانند كار موسسات علمي و دانشگاهي كه معمولا فعاليت هاي آن ها در دو بخش آموزش و پژوهش صورت مي گيرد

موقعيت مكاني ، مانند موقعيت سازمان آموزش و پرورش تهران كه به مناطق مختلف آموزشي تقسيم گرديده و در هر منطقه مدارس متعددي تاسيس شده است .

مراحل عمليات ، مبناي ديگر گروه بندي فعاليت هاي يك سازماني مراحل عمليات است ، لذا كار توليد با توجه به مراحل عمليات تخصصي به واحدهاي مختلفي تقسيم مي گردد .  

مزاياي تقسيم كار مزاياي تقسيم كار عبارتند از :

موجب مي شود زمان يادگيري يك شغل ، كاهش يابد .

باعث مي شود كه ميزان ضايعات در مرحله يادگيري كاهش يابد .

اين امكان را به وجود مي آورد كه كارگر به سطح بسيار بالايي از مهارت دست يابد .

با استفاده از تقسيم كار مي توان افراد را با توجه به مهارت هايي كه دارند به كارهايي گمارد كه درخور آن هستند . (66)

پ- اصل وحدت مديريت : اين اصل به وحدت فرماندهي ، وحدت قدرت اجرايي ، وحدت دستور نيز تعبير شده است . منظور اين است كه براي اجراي برنامه هاي سازمان يا بخشي از آن ، اتخاذ تصميم نهايي به  عهده ي يك نفر يا افراد خاص باشد و اعضاي سازمان در اجراي برنامه ها و تحقق اهداف مشترك از يك نفر به نام مدير يا مسوول دستور گرفته و در قبال او مسوول باشند . (58)

* در ساختار عمودي كاركنان و مديران با زنجيره ي فرماندهي به يكديگر متصل مي شوند . زنجيره ي فرماندهي بر دو اصل استوار است : وحدت فرماندهي و اصل سلسله مراتب .

1  وحدت فرماندهي به معناي آن است كه هر فردي فقط بايد يك رييس داشته باشد . اگر عده زيادي رييس دستور دهند ، نتيجه احتمالي چنين كاري سردرگمي ، تضاد ، و دلسردي زيردستان است ، موقعيتي كه به طور معمول موجب عدم اثربخشي و عدم كارايي مي شود . اين اصل هنوز هم به عنوان عنصري حياتي براي موفقيت سازمان هاي معاصر مورد بحث قرار مي گيرد . (8)

- وحدت فرماندهي به اين معني است كه به منظور جلوگيري از اختلاط مسووليت و ايجاد هماهنگي در سلسله مراتب سازماني ، هر زير دست براي انجام هر كار يا وظيفه اي بايد فقط از يك فرادست دستور بگيرد و فقط به وي گزارش بدهد . (2)

- وحدت دستورعبارت است از صدور فرامين و دستورات توسط مقامات عالي رتبه سازماني به طور يك نواخت به اعضاي سازماني . (15)

- فرماندهي روش مديران در جهت دادن فعاليت كاركنان است . (4)

- فرمان عبارت است از رابطه اي لفظي بين كادر رهبري و اعضاء سازماني . (15)

2 اصل سلسله مراتب بيان مي كند كه يك زنجيره ي روشن و بدون انقطاع فرماندهي بايد همه ي افراد را در سازمان با سرپرستان نشان ، از بالاترين تا پايين ترين سطح به هم پيوند دهد . (8)   

ت- اصل حيطه ي نظارت : منظور اين است كه در هر سازمان هر وظيفه و محدوده ي آن از نظر وسعت با توانمندي مقام نظارت كننده ، تعداد « كاركنان » ، و ميزان « امكانات » موجود تناسب داشته باشد . اين اصل در انواع سازمان هايي كه افراد انساني در آن ها تشكيل يافته اند ، صادق است . پس توجه به اين نكته ضرورت دارد كه به نسبت پيچيدگي و نوع مسووليت ها از تعداد افرادي كه بايد زير نظر و هدايت يك فرد قرار گيرند ، كاسته مي شود . همچنين وسعت يا محدوديت حيطه ي نظارت به توانايي مديران ، « تخصص » آنان ، نوع كار ، « قابليت هاي » كاركنان و ديگر عوامل بستگي دارد . نكته ي مهم ديگر اين كه حيطه ي نظارت و ساختار سازماني رابطه اي وجود دارد . بدين ترتيب كه اندازه ي وسعت حيطه ي نظارت موجب مي شود كه ساختار سازماني « بلند » يا مسطح گردد و در نتيجه تعداد سطوح مديريت و سرپرستي را كاهش يا افزايش دهد . علماي قديم اداره ي امور عمومي و بازرگاني وسعت حيطه ي نظارت را « 5 تا 12 » نفر مي دانستند ، ولي همان طور كه گفته شد ، وسعت حيطه ي نظارت متغير است . بستگي نزديك با نوع كار ، شرايط زمان ، مكان ، استعداد و تخصص و تجربه ي فرد ناظر و ميزان پيروي افراد تحت نظارت دارد .

حيطه ي نظارت تعداد كاركناني كه يك مدير مي تواند به طور اثربخش سرپرستي نمايد ، تعداد فرودستاني كه توسط يك مدير سرپرستي    مي شوند عموما بر حسب نسبت مدير به كاركنان بيان مي شود ( مثلا ، حيطه ي نظارت 1به 4 يعني يك مدير 4 نفر را سرپرستي مي كند ) ، به آن حيطه ي مديريت نيز گفته مي شود . (4)

- عبارت از تعداد كاركناني است كه يك رئيس يا سرپرست به آساني از عهده ي سرپرستي آنان برآمده و بتواند مستقيما براي جوابگويي و     گزارش گيري با آنها در ارتباط باشد . (2)

- دانشمند مديريت جان وود وارد عوامل زير را در تعيين حيطه مديريت يا كنترل موثر مي داند كه عبارتند از :

1- درجه سنخيت و تشابه فعاليت هاي تحت سرپرستي .

2- درجه سنخيت و تشابه ويژگي هاي تخصصي ، تحقيقي ، و اجتماعي رواني كاركنان يا مديران ارتباطات درون سازماني كاركنان .

ميزان پراكندگي فيزيكي كارهاي سازمان .

ميزان پراكندگي جغرافيايي محل كار افراد سازمان .

وجود فعاليت هاي خارج از كارهاي سازمان . (56)

عبارت است از عده ي افرادي كه به طور مستقيم به يك مدير گزارش مي دهند و يك مدير به طور مستقيم آنان را اداره و هماهنگ مي كند . به طور كلي ، حيطه ي مديريت ممكن است وسيع تر ( زيردستان بيشتر ) يا محدودتر ( با زيردستان كمتر ) باشد ، اين امر به عواما گوناگوني بستگي دارد :

پيچيدگي كار : وظايف پيچيده تر مستلزم توجه و سرپرستي بيشتري است ، و موجب مي شود حيطه ي مديريت محدودتر شود .

استاندارد كردن كار : وقتي كه افراد كارهاي يكنواخت و تكراري را كه به ندرت تغيير مي كند انجام    مي دهند ، يا وقتي كه روش ها و قوانين رسمي براي هدايت فعاليت ها در دسترس باشد ، مديران مي توانند عده ي بيشتري از كاركنان را سرپرستي كنند . با وجود اين ، كاركنان جديد يا كاركناني كه به كار جديدي منصوب مي شوند ممكن است به سرپرستي   دقيق تري ( نزديك تري ) نياز داشته باشند .

محل كار كاركنان : وقتي كاركنان و مديرانشان با هم در يك محل باشند حيطه مي تواند وسيع تر از زماني باشد كه كاركنان پراكنده شده باشند و مدير براي سرپرستي فعاليت هاي آنان مجبور به مسافرت باشد .

سطح مهارت : وقتي كاركنان خوب ، آموزش ديده و با تجربه باشند به سرپرستي كمتري نياز دارند ، بنابراين حيطه مي تواند وسيع تر باشد . همچنين ، مديران ماهر و تربيت شده به طور معمول عده ي بيشتري از كاركنان را مي توانند سرپرستي كنند .

فعاليت هاي غير سرپرستي : مديراني كه بايد فعاليت هاي غير سرپرستي زيادي را انجام دهند وقت كمي را مي توانند صرف كاركنانش كنند . بنابراين حيطه نظارت آنان بايد محدودتر شود .

حمايت مدير : مديراني كه منشي ها و دستياراني براي كمك دارند به طور كلي مي توانند عده بيشتري از افراد را نسبت به مديراني كه كمتر حمايت      مي شوند ، اداره كنند .

اولويت هاي شخصي : مديراني كه به طور مداوم در ارتباط متقابل با كاركنانشان هستند حيطه ي محدودتري برايشان مناسب است . همچنين ، بعضي از كاركنان استقلال نسبي را كه در حيطه نظارت   وسيع تر ممكن مي شود ، ترجيح مي دهند . (8)

رابطه ي حيطه نظارت با ساختار سازماني بلندي ساختارسازماني با حيطه ي نظارت نسبت معكوس دارد . هر چه حيطه نظارت محدودتر باشد ، ساختار سازماني بلندترخواهد بود . (8)

رابطه ي حيطه نظارت با درجه ي عدم تمركز در حيطه ي نظارت گسترده صد تن سرپرست به يك مدير گزارش مي دهند ، او كه نمي تواند تمام    تصميم ها را به تنهايي اتخاذ كند ؛ مجبور است بخشي از اختيار را براي تصميم گيري واگذار كند . با حيطه ي نظارت كوچك و محدود ، امكان تمركز براي مدير وجود دارد ؛ ولي هر چه سلسله مراتب بيشتر گردد ، مديران عالي از رده ي عملياتي دورتر مي شوند و در سازمان هاي بسيار متحول ، مديران براي سرعت بخشيدن به فرآيند  تصميم گيري مجبور به عدم تمركز مي شوند . (8)

ث- اصل نظم و انضباط : رعايت اصل انضباط را به معني احترام و ارزش دادن به قوانين ، مقررات ، دستورالعمل ها ، توافق هايي كه به منظور سرعت و صحت گردش كار سازمان ، و پيشرفت آن تعيين شده است ، مورد تاكيد قرار داده اند و نظم را در سازمان به قرار دادن هر چيز در جاي مناسب خود گفته اند . نتيجه آن كه رعايت نظم و انضباط در سازمان موجب مي شود كه هر برنامه طبق پيش بيني هاي قبلي به خوبي انجام شود 

ج- اصل سلسله مراتب : به نظر فايول ، سلسله مراتب به معني خط فرمان يا جريان قدرت و اختيار از بالاترين سطح به پايين ترين سطح موسسه است و تبعيت از اين سلسله مراتب ضروري است . طبقات افقي يكي پس از ديگري قرار دارند كه هر طبقه نسبت به طبقه ي بلاواسطه ي مافوق خود مسوول هستند و لذا سلسله مراتب ، مسووليت مادون ها را به مافوق ها در يك سازمان نشان مي دهد .

چ-  اصل ثبات : اين اصل را ضمانتي بر دوام و بقاي اجتماع و سازمان هاي مختلف مي دانند و رعايت آن موجب « رشد » و « نمو » سازمان و امكان برنامه ريزي و بهره وري بازدهي بيش تر سازمان مي دانند . منظور از توجه به اين اصل در سازمان ، عدم نوآوري ، تغييرات لازم و حفظ مداوم همه خصايص و شرايط سازمان نيست ، بلكه منظور آن است كه در هر سازمان :

1 برنامه ها و امور جاري سازمان از « ثبات » و « تداوم » لازم برخوردار گردند .

2 برنامه ها قبل از اجرا به دقت بررسي شوند و پس از مطالعه ي همه جانبه به عنوان برنامه ي قطعي اجرا گردند .

3 قبل از سنجش و ارزشيابي ، برنامه ها و ديگر فعاليت هاي سازمان مورد تغيير قرار نگيرند .

4 از تمام فعاليت ها و برنامه هاي سازمان ، ارزشيابي مستمر در جهت تغييرات لازم صورت پذيرد .

ح- اصل انعطاف پذيري ( قابليت انعطاف ) : منظور از اين اصل ، تغييرات مطلوبي است كه پس از « ارزشيابي » مستمر در برنامه ها ، روش ها و جريان فعاليت هاي سازمان صورت گرفته ، و برنامه ها و كوشش هاي انجام گرفته و در حال انجام سازماني را با توجه به « نيازها » و « شرايط زماني » و ... مناسب تر و سازگارتر نمايد .      

خ- اصل تصميم گيري : در هر سازماني ناگزير بايد در برابر نيازهاي سازماني به طور مداوم تصميم گيري شود . قدرت تصميم گيري معمولا در وجود رهبر سازمان يا گروهي از محققان است كه به منظور پيشبرد مقاصد سازمان اعمال مي گردد .

د- اصل هماهنگي : هماهنگي را علاوه بر آن كه از وظايف اساسي مديريت شمرده اند ، توجه بدان را در سازمان دادن ، تفكيك فعاليت هاي سازماني و تقسيم كار نيز تاكيد كرده اند . لذا اعمال هماهنگي در سازمان عملي است مداوم ، كه در تمام مراحل اداره ي سازمان بايد مورد توجه مديريت باشد . اوروبك ، توزيع مسووليت ها را كه تا حدودي در اثر توسعه تخصص حاصل مي شود ، موجب افزايش « مشكلات » در راه « هماهنگ » كردن كارها مي داند . او منظور نهايي از « هماهنگي » را در همبستگي وظايف مي داند به نحوي كه از « هماهنگي » جميع فعاليت ها ، انجام كار مشخصي كه هدف اصلي سازمان است ، حاصل گردد . بنابراين ، هر سازماني كه داراي كارهاي تخصصي وسيع تري باشد به دستگاه « هماهنگ » كننده ي موثرتري بيش تري نيازمند است .  

ذ- اصل نظارت ( كنترل ) و ارزشيابي : نظارت را به مفهوم « انجام اعمالي كه براي انطباق كار با نقشه هاي كار و يا اندازه گيري گام هايي كه به سوي هدف برداشته شده » ، تعريف كرده اند . گاه ارزشيابي را جلوه اي عالي از نظارت گفته اند . بنابراين ، آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است كه براي ارزيابي و آگاهي از پيشرفت « كار » هر سازماني و رفع نقايص و كمك به پيشبرد آن بايد از اصل نظارت و ارزشيابي بهره گرفت . ارزشيابي نه تنها در مورد اهداف سازمان ، برنامه ها و طرق اجرايي فعاليت ها ضروري است ، بلكه ارزشيابي از تشكيلات و نحوه ي سازماندهي خود سازمان ضرورت دارد .

ر- اصل اختيار و مسووليت : اختيار و مسووليت را به گونه هاي مختلف تعريف كرده اند :

1 اختيار قدرتي است كه به فرد سازماني داده مي شود تا اجراي وظايف خاصي را عهده دار شود .

2 مسووليت عبارت است از تعهد فرد سازماني در استفاده از اختيارات براي انجام دادن آن وظايف .

3 اختيار را حق انجام دادن كار و مسووليت را تعهد و الزام در انجام آن كار گفته اند .

مفهوم اختيار در سازمان ، يعني ، انتقال قسمتي از اختيارات مدير به بعضي از همكاران اداري خود ، يكي از علماي مديريت براي تفويض اختيار مزايايي را مطرح كرده است ، از جمله :

1 تفويض اختيار ، بازدهي كار سازمان را افزايش مي دهد ، آزادي عمل بيش تر كاركنان در سازمان ، رضايت خاطر و افزايش روحيه ي مطلوب را بيش تر مي كند .

2 رشد قوه ي ابتكار و خلاقيت را در كاركنان ممكن مي سازد .

3 از ضايعات وقت مديران در كارهاي اجرايي و تعليماتي ، كه امكان انجام آن توسط كاركنان معمولي به سادگي وجود دارد ، جلوگيري مي كند 

معمولا مديران وظايف اساسي خود را نمي توانند به زير دستان تفويض نمايند و تفويض اختيار ، در باره ي عمليات اجرايي است .

در تفويض « اختيار » نيز اصولي بايد رعايت شود كه اهم آن ها عبارتند از :

1 تفويض اختيار مربوط به اختيارات اجرايي است نه كل اختيارات .

2 مسووليت غير قابل تفويض است و در تفويض « اختيار » حدود دامنه ي اختيار و مسووليت ناشي از آن بايد به دقت مشخص گردد . مدير پس از تفويض اختيار نمي تواند خود را بري و فارغ از « مسووليت » بداند . در حالي كه هر نوع اختياري با مسووليت همراه است .

3 تفويض اختيار قابل فسخ است . اگر « مرئوس » از عهده ي انجام وظايف محوله به نحو مطلوب برنيايد ، مدير مي تواند اختيارات تفويض شده را پس بگيرد و فسخ نمايد .

4 اختيار و مسووليت تفويض شده بايد همواره متعادل ، متناسب و هماهنگ باشد .

پس از تفويض اختيار بايد همواره « نظارت مركزي » حفظ گردد تا از وقوع هر نوع انحراف جلوگيري به عمل آيد .

مديران غالبا به دلايل زير از تفويض اختيار خودداري مي كنند .

1 بسياري از مديران از « نحوه ي صحيح » تفويض اختيار بي اطلاع هستند .

2 تفويض اختيار گاهي موجب احساس تزلزل مقام و از دست دادن پست سازماني در مديران مي گردد ، زيرا بيم دارند كه ديگران « شايستگي » و « لياقت » بيش تري در اتخاذ تصميم و انجام امور محوله از خود نشان دهند . همچنين عدم تفويض اختيار ، گاهي ناشي از خودخواهي مدير است .

3 عدم اعتماد به زيردستان و بيم اين كه خللي در انجام كارها به وجود آيد نيز گاهي موجب عدم تفويض اختيار مي گردد .

4 مديران از روي ملاحظات سياسي ، سعي در محرمانه نگاه داشتن برخي از مسايل سازمان را دارند .

5 ارزش اجتماعي و سنت فرهنگي در جامعه ، تمركز را بر عدم تمركز و تفويض اختيار مرجح ، مي داند .

مرئوسان غالبا به دلايل زير از پذيرفتن اختيار و مسووليت خودداري مي كنند :

1 براي فرار از مسووليت ، در مورد انجام كوچك ترين كاري از مافوق خود كسب تكليف مي نمايند .

2 اعتماد به نفس و اطمينان خاطر ندارند .

3 از وظايف محوله اطلاع و آگاهي ندارند .

4 به دليل عدم امكانات و منابع مالي و انساني از پذيرش مسووليت سرباز مي زنند .

5 به دليل نبودن ضوابط صحيح ارزشيابي از نتايج فعاليت هاي كاركنان سازمان ، مرئوسان معمولا از قبول مسئوليت خودداري  مي نمايند ، زيرا بيم دارند كه نتايج ارزشيابي به ضرر آن ها تمام شود .

نتيجه آن كه :

1 ميزان اختيارات هر فرد سازماني بايد برابر با مسووليتي باشد كه در انجام وظايف محوله به عهده ي او گذارده شده است .

2 هر فرد سازماني بايد به مسووليت هاي خود از نظر كمي و كيفي واقف باشد . 

3 هر فرد سازماني سلسله مراتب سازماني مقام مافوق را كه نسبت به او مسوول است ، بشناسد .

4 در تشكيلات سازماني هيچ فردي در خط مستقيم مسووليت نبايد در مقابل بيش از يك نفر مسوول باشد .

5 عدم اطلاع ازميزان اختيارات يا مسووليت هرفرد ، موجب تقليل كفايت و لياقت فرد سازماني خواهد شد .

6 نامشخص بودن مسووليت ، عاملي موثر در ضعف روحيه افراد و كم ثمري كار سازمان خواهد بود .

7 عدم تعادل بين اختيار و مسووليت ، كاهش رضاي خاطر افراد و موجب دلتنگي آنان خواهد گرديد .

8 مشخص بودن حدود اختيارات و مسووليت هر فرد ، حصول اهداف سازمان را بهتر خواهد ساخت .       

ز- اصل مسووليت مشترك جمعي : منظور اين است كه هر فرد در سازمان ، علاوه بر احساس مسووليت نسبت به ايفاي وظايف خويش بايد در برابر افراد جامعه احساس مسووليت مشترك نمايد و در جهت حل مسايل سازمان و جلوگيري از « انحراف » آن كوشيده و « طرح ها » و پيشنهادهاي « مناسب » ارائه دهد . توجه به اين اصل موجب مي شود كه هر فرد خود را در مجموعه مسايل سازمان و تحقق اهداف آن شريك بداند و احساس مسووليت مشترك كند .

ژ- اصل اولويت منافع عمومي : طبق اين اصل هر يك از افراد هر سازمان منافع جامعه را بر تمايلات و خواسته هاي خويش ترجيح مي دهد و به لحاظ تقواي سازماني در وهله ي اول به مصالح عمومي مي انديشد . (58)

عنوان طرح پیشنهادی : تشکیل شورای نمایندگان کارکنان آموزش و پرورش

عنوان طرح پیشنهادی : تشکیل شورای نمایندگان کارکنان آموزش و پرورش

 

         بیان مساله و اهمیت آن : یکی از وظایف مدیران برقراری ارتباط با کارکنان سازمان تحت تصدی خود به منظور آگاهی یافتن از نقاط ضعف ، قوت ، فرصت و تهدیدهای درون و برون سازمانی و همچنین پیشنهادها و طرح ها ، مشکلات شخصی و شغلی ، نیازها ، درخواست ها و ... می باشد تا با استفاده از اطلاعات به دست آمده نه تنها برنامه ریزی سنتی بلکه برنامه ریزی استراتژیک به عمل آورد و با تهیه و اجرای برنامه های لازم و مناسب در راستای تعالی کارمندان ، تعالی سازمان ، تامین نظر مشتریان و ارباب رجوع و به طور کلی توسعه همه جانبه و متوازن جامعه تلاش و کسب رضای حق تعالی و رسیدن به کمال مطلوب گام بردارد .

          برقراری ارتباط هم مورد درخواست و نیاز معلمین است و هم مدیران ، اما در آموزش و پرورش به دلیل کثرت کارکنان و وسعت کار و فعالیت های این سازمان این مهم به سهولت امکان پذیر نیست . کم توجهی به این موضوع بعضا زمینه پیدایش مشکلاتی برای مدیران و سرپرستان فراهم آورده است .

            هدف طرح پیشنهادی : با عنایت به بیان مساله و اهمیت آن ، طرح پیشنهادی در صدد فراهم کردن زمینه تسهیل انجام بهتر وظیفه برقراری ارتباط مدیران با کارکنان ، پیشگیری از مشکلات ناشی از عدم توجه به این مهم ، صرف جویی در وقت و هزینه ، جلوگیری از تعطیلی کلاس ها ، از بین بردن تنش یا کاهش آن و ... می باشد .

           وضعیت موجود : رییس سازمان آموزش و پرورش در طول یک سال تحصیلی درسی ( از مهر ماه تا خرداد ماه هر سال ) بسیار کم می تواند با همه کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق دیدار و با آن ها به بحث و گفت و گو بپردازد . تا جایی که بعضا پیش آمده است که یک معلم رییس سازمان آموزش و پرورش را ندیده تا چه رسد به طرح نظرات و مشکلات شخصی و شغلی خویش با او .

            وضعیت مطلوب : گر چه وضعیت مطلوب آن است که یک مدیر از نزدیک و رو در رو با همکاران خویش ارتباط و در جریان اوضاع و احوال آن ها در زمینه های مختلف قرار گیرد . اما در شرایط فعلی ، تحقق آن امکان پذیر نیست . لذا به منظور تحقق نسبی این مطلوب بایستی راه کار دیگری با رعایت اصل صرفه جویی پیشنهاد و به کار گرفت به طوری که با یک واسطه بتوان از نظرات و پیشنهادات و همچنین مشکلات اعضای سازمان مطلع گردید .

             محتوای پیشنهاد :  همان گونه که قبلا توضیح داده شد به دلایل زیر رییس سازمان آموزش و پرورش استان نمی تواند به طور مرتب با همه همکاران دیدار و بحث و تبادل نظر به عمل آورد ، بهتر است با نمایندگان گروه های مختلف شاغل در آموزش و پرورش ارتباط برقرار و از این راه در جریان امور قرار گیرد .

اما دلایل عدم امکان برقراری ارتباط مستقیم و مستمر :

-        کثرت کارکنان

-        وسعت و پراکندگی جغرافیایی شهرستان ها و مناطق آموزشی استان

-        کمبود وقت رییس سازمان به علت وسعت کار و کثرت وظایف رییس سازمان

-        گردهمایی کارکنان آموزش و پرورش می تواند موجب تعطیلی مدارس و موجبات افت تحصیلی گردد

-        هزینه مالی برگزاری گردهمایی ها

-        احتمال نبود فرصت کافی برای استماع سخنان همه حضار

-        احتمال نبود فضای فیزیکی مناسب جهت برگزاری گردهمایی

-        احتمال وجود ضعف در مدیریت گردهمایی

-        ...

ترکیب شورای نمایندگان کارکنان آموزش و پرورش :

1 - از هر دوره تحصیلی ( پیش دبستانی و ابتدایی - راهنمایی تحصیلی - متوسطه و پیش دانشگاهی ) یک نفر معلم زن و یک نفر معلم مرد ، جمع شش نفر

2 - از هر دوره تحصیلی ( پیش دبستانی و ابتدایی - راهنمایی تحصیلی - متوسطه و پیش دانشگاهی )یک نفر مدیر یا معاون ، جمع سه نفر

3 - از بین کارکنان اداری مدارس هر سه دوره تحصیلی ( پیش دبستانی و ابتدایی - راهنمایی تحصیلی - متوسطه و پیش دانشگاهی ) که شامل خدمتگزاران ، دفترداران ، کتابداران ، متصدیان آزمایشگاه و کارگاه می باشد یک نفر زن و یک نفر مرد ، جمع دو نفر

4 - از بین کارکنان اداری ادارات و مدیریت های آموزش و پرورش منطقه / شهرستان ، یک نفر

جمع کل اعضای شورای نمایندگان کارکنان آموزش و پرورش شهرستان / منطقه 12 نفر می باشد .

 نحوه انتخاب نمایندگان کارکنان در شهرستان / منطقه :

الف ) نحوه انتخاب نماینده معلمان مدارس -  شورای معلمان یکی از ارکان مدرسه است که در اولین جلسه ی خود نماینده معلمان را انتخاب می کند . اداره / مدیریت آموزش و پرورش منطقه / شهرستان به یکی از دو طریق ذیل نمایندگان معلمان       دوره های مختلف تحصیلی از بین نماینده معلمان مدارس را انتخاب نماید :

1 - دعوت همه نماینده های معلمان مدارس جهت شرکت در جلسه انتخابات و از طریق رای گیری 6 نفر را به تفکیک جنسیت و دوره تحصیلی که حایز بیش ترین آرا هستند انتخاب نماید ( از هر دوره تحصیلی یک نفر زن و یک نفر مرد ) .

2 - اداره / مدیریت آموزش و پرورش منطقه / شهرستان با ارسال نامه ای به مدارس اسامی نماینده های معلمان را که داوطلب عضویت در شورای نمایندگان کارکنان هستند ، جمع آوری نماید  . سپس طی نامه ی دیگری از نماینده معلمان مدارس می خواهد که دو نفر را به تفکیک جنس از بین داوطلبان عضویت در شورای نمایندگان کارکنان ( با توجه به دوره تحصیلی ) انتخاب و به صورت محرمانه به مسوول حراست منطقه / شهرستان اعلام نمایند تا در پایان دو نفر زن و مردی که دارای بیش ترین رای در دوره تحصیلی خود هستند ، انتخاب شوند .

ب ) نحوه انتخاب نماینده مدیران و معاونین مدارس : برای انتخاب نمایندگان مدیران و معاونین مدارس می توان به یکی از دو روش فوق ( بند 1 و 2 قسمت الف ) و بدون در نظر گرفتن جنسیت ، از بین مدیران و معاونین مدارس هر دوره تحصیلی یک نفر مدیر یا معاون به عنوان نماینده آن دوره در شورای نمایندگان کارکنان شهرستان یا منطقه آموزشی انتخاب نمود .

پ ) نحوه انتخاب نمایندگان کارکنان اداری مدارس : در این طرح پیشنهادی منظور از کارکنان اداری مدارس ؛ خدمتگزار , دفتردار ، کتابدار ، متصدی آزمایشگاه و کارگاه می باشد که به یکی از دو روش مطرح شده در بندهای یک و دو قسمت ( الف ) دو نفر به تفکیک جنس و بدون در نظر گرفتن دوره تحصیلی محل اشتغال به عنوان نمایندگان هر سه دوره تحصیلی جهت عضویت در شورای نمایندگان شهرستان / منطقه آموزشی انتخاب می شوند .

          البته از آن جا که در اکثریت شهرستان ها و مناطق آموزشی تابع استان ، آقایان در این سمت ها شاغل هستند ؛    می توان به جای یک زن و یک مرد ، دو مرد را انتخاب نمود .

ت ) نحوه انتخاب نماینده کادر اداری مدیریت ها و ادارات شهرستان ها و مناطق آموزشی در شورای نمایندگان کارکنان : رییس اداره / مدیر آموزش و پرورش منطقه شهرستان می تواند پس از اطلاع رسانی در زمینه موضوع انتخابات ، در یک روز و هنگام برگزاری نماز جماعت ظهر و عصر از کارکنان بخواهد یک نفر را بدون در نظر گرفتن جنس به عنوان نماینده خود جهت عضویت در شورای نمایندگان کارکنان شهرستان / منطقه آموزشی انتخاب نمایند .

  تشکیلات و ترکیب اعضای شورای نمایندگان کارکنان :  

           پس از انجام انتخابات و مشخص شدن 12 نفر عضو شورای نمایندگان کارکنان ، از سوی اداره / مدیریت آموزش و پرورش از آنان دعوت به عمل می آید که در اولین جلسه و قبل از صدور ابلاغ انتصاب ؛ از بین خود افرادی را برای        سمت های ذیل انتخاب نمایند :  

1 - رییس شورا

2 - دبیر شورا

3 - کمیته امور آموزشی 2 نفر

4 - کمیته امورپرورشی 2 نفر

5 - کمیته نظارت و ارزیابی 2 نفر

6 - کمیته خلاقیت و نوآوری 2 نفر

7 - کمیته امور اداری و مالی 2 نفر

لازم به یادآوری است که انتخاب رییس ، دبیر و اعضای کمیته به صورت توافقی یا از طریق رای گیری و کسب اکثریت آرا خواهد بود .

 نحوه صدور ابلاغ اعضای شورای نمایندگان کارکنان :

        پس از مشخص شدن تشکیلات و ترکیب 12 نفر عضو شورای نمایندگان کارکنان ، رییس اداره / مدیر آموزش و پرورش منطقه / شهرستان طی نامه ای اسامی آنان را به رییس سازمان آموزش و پرورش استان جهت صدور ابلاغ اعلام می نمایند ، تا با امضای رییس سازمان استان افراد مذکور برای مدت یک سال تحصیلی به عنوان عضو شورای نمایندگان کارکنان منصوب می شوند که در جلسه ای با حضور رییس سازمان یا نماینده ایشان ، ابلاغ عضویت به آن ها تحویل می گردد.

 نحوه انتخاب و ترکیب اعضای شورای نمایندگان کارکنان سازمان آموزش و پرورش استان :   

         روسای شوراهای نمایندگان کارکنان ادارات و مدیریت های آموزش و پرورش مناطق و شهرستان های استان ایلام که 14 نفر می باشند ، عضو شورای نمایندگان کارکنان آموزش و پرورش استان خواهند بود . همچنین یک نفر از کارکنان اداری سازمان آموزش و پرورش استان از طریق رای گیری ( به شیوه بند ت ) به عضویت این شورا در می آید که در مجموع 15 نفر خواهند بود .

          15 نفر عضو منتخب شورای نمایندگان استان در اولین جلسه ی خود و قبل از صدور ابلاغ انتصاب ، توافقی یا از طریق رای گیری ترکیب زیر را به وجود می آورند :

1 - رییس شورا

2 - دبیر شورا

3 - مسوول تبلیغات و روابط عمومی

4 - کمیته امور آموزشی 2 نفر

5 - کمیته امور پرورشی 2 نفر

6 - کمیته نظارت و ارزیابی 2 نفر

7 - کمیته امور اداری و مالی  2 نفر

8 - کمیته خلاقیت و نوآوری 2 نفر

9 - کمیته جلب مشارکت ها 2 نفر

           توضیح این که اعضای کمیته ها در مناطق ، شهرستان ها و استان ( که حتی الامکان بر اساس رشته تحصیلی و تخصصی در کمیته ها قرار می گیرند ) می توانند در بین خود یک نفر رییس و یک نفر دبیر کمیته شود و همچنین از کارکنان توانا و صاحب نظر (  به ویژه سرگروه های آموزشی ) افرادی را به همکاری دعوت و به عنوان عضو افتخاری بپذیرند که به دلیل اهمیت امور پرورشی حضور مربیان یا معاونین پرورشی مورد توجه است .

 

وظایف و حدود اختیارات اعضای شوراهای نمایندگان کارکنان :   

1 - جلسات شورا ماهانه خواهد بود و در صورت نیاز با تصمیم رییس شورا می توان جلسات فوق العاده برگزار نمود .

2 - جلسات شورا با حضور حداقل دو سوم اعضا رسمیت پیدا می کنند .

3 - هر گونه تصمیم گیری در جلسات شورا با اکثریت آرا ( نصف به علاوه یک اعضای حاضر ) به تصویب می رسد .

4 - اعضای شورا در قالب فعالیت های شورا و کمیته های زیر مجموعه آن ، در راستای ایجاد تغییر ، تحول و تعالی آموزش و پرورش منطقه / شهرستان خود و استان کوشش و انجام امور ذیل را وجه همت خویش قرار می دهند :

- برقراری ارتباط مستمر با فرهنگیانی که نمایندگی آن ها را پذیرفته اند تا بتوان از این راه نظرات ، پیشنهادات ، طرح ها ، مسایل و مشکلات فرهنگیان را به منظور انعکاس به رییس سازمان آموزش و پرورش استان جمع آوری و جمع بندی کنند .

- تدوین معیار برای ارزیابی از عملکرد مدیران مدارس و روسا یا مدیران آموزش و پرورش .

- نظارت و ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش منطقه ، شهرستان و استان محل خدمت خویش ( در گستره کار کمیته ها ) و انعکاس آن ( به صورت محرمانه ) به رییس سازمان آموزش و پرورش استان .

- همکاری با رییس / مدیر آموزش و پرورش در صورت درخواست ، و ارایه نظرات مشورتی خود به آن ها .

- همکاری با شورای آموزش و پرورش منطقه ، شهرستان و استان در صورت درخواست و ارایه نظرات مشورتی خویش به  آن ها . 

- برقراری ارتباط با شوراهای دانش آموزی مدارس و جمع آوری و جمع بندی نظرات ، پیشنهادات ، طرح ها ، مسایل و مشکلات آن ها به منظور انعکاس به رییس سازمان آموزش و پرورش استان .

- استفاده از نظرات افراد صاحب نظر یا دعوت از آن ها جهت شرکت در جلسات خود .

5 - جلسات شورای نمایندگان در محل مناسبی در اداره ، مدیریت یا سازمان آموزش و پرورش برگزار می گردد . البته     می توان جلسات مربوط به شورای نمایندگان کارکنان سازمان آموزش و پرورش به صورت دوره ای در مناطق و شهرستان ها برگزار کرد .

   

 

فرضیه در پژوهش

فرضیه در پژوهش

 

        قدرت تصور در انسان يکی از ويژگي های مهم می باشد اين قدرت به فرد امکان می دهد تا در مورد موضوعات مختلف بيانديشد، حدس بزند، تصوير ذهنی ايجاد کند و راه حل های  مختلف پيشنهاد کند. در تحقيق به روش علمی که حول محور يک مسئله يا مشکل صورت می پذيرد، از اين قدرت تصور و حدس ذهنی برای تدوين يک يا چند فرضيه برای نتيجه تحقيق استفاده می شود. از اين رو می توان فرضيه تحقيق را تجربی به طور اصولی نيازمند به داشتن يک حدس علمی يا پيش داوری دانست که بوسيله ی جمع آوری حقايقی که منجر به قبولی يا رد آن فرضيه می شود مورد آزمايش قرار می گيرد. به عبارت دیگر فرضيه را راه حل پيشنهادی محقق برای مسئله تحقيق و يا نتيجه تحقيق دانسته اند.

       گاهی اوقات از يک فرمول برای بيان فرضيه استفاده می شود، بدين شکل که:" اگر چنين و چنان رخ دهد چنين و چنان خواهد شد" . اين تعبير ساده و روان به محقق امکان می دهد تا بتواند در جريان تدوين مسئله تحقيق خود، فرضيه ای مناسب که به طور قطعی با کل پژوهش او در ارتباط خواهد بود، بيان نمايد. نکته با اهميت  در اینجا آن است

که محقق بايد دقت نمايد که در جريان انجام تحقيق ، او صرفا" قصد آزمايش فرضيه را دارد نه اثبات آن ، البته چنانچه در پايان تحقيق ،نتايج ، حاکی از اثبات فرضيه او بود می تواند آن موضوع به شکل يک بحث علمی مورد عنايت قرار دهد.

        در هنگام بيان فرضيه محقق به بررسی روابط بين متغيرها می پردازد. به طور متداول اين بيان به سه شکل صورت خواهد گرفت:

1 -  بررسی رابطه علت و معلولی بين دو يا چند متغير .

2 - بررسی همبستگی و شدت آن بين دو يا چند متغير .

3 - بررسی و مقايسه ميزان تفاوت تاثير دو يا چند متغير بر يک يا چند متغير .

      محقق برای تهيه فرضيه مناسب تحقيق عمدتا از منابع علمی در اختيار خود کمک خواهد گرفت. يافته های علمی قبلی که در زمينه موضوع تحقيق انجام گرفته است يکی از منابع اصلی برای تهيه فرضيه است.

      همچنين تجربيات شخصی فرد محقق    می تواند نقش مهمی را در اين زمينه ايفا نمايد. گاهی اوقات فرضيه هایی مبتنی بر خيال و با مطالب غير علمی، الهامات و پيشنهادات

غير عادی هم مطرح می شود که در برخی موارد به نتايج خوبی نيز نائل گرديده است.

       بيان يک فرضيه ممکن است به شکلی مثبت انجام شود که در آن رابطه بين دو يا چند متغير يا تفاوت بين آنها بصورت احتمالی وبه شکل خبری مثبت بيان می شود.

     گاهی در فرضيه  منکر وجود رابطه بين متغيرها شده و آنرا به شکل جمله خبری منفی بيان می نمايند.

      ممکن است در فرضيه موضوع به شکل  ضمنی مطرح شود. 

        ملاک های مختلفی برای يک فرضيه خوب برشمرده اند که مهم ترين آنها عبارتند از:

 روشن ، معين و مشخص -  داشتن حدود مشخص ،کوتاه و مختصر -  قابليت اندازه گيری داشتن -  قابل فهم بودن (تعريف مناسب و خوب) -  بيان بر اساس تئوری ها و نظريه های موجود - مرتبط بودن با عنوان تحقيق .

      يک نکته قابل توجه آن است که آيا در طرح تحقيق نيز بايد " فرضيه آماری صفر يا خنثی (  H0) " و نيز" فرضيه تحقيق يا ( H1 ) " را بنويسند يا خير؟ پاسخ آن است که در طرح تحقيق صرفا نياز به نگارش " فرضیه تحقيق " وجود دارد وبه " فرضيه آماری خنثی يا صفر" که در آن هرگونه تفاوت يا تغييری رد می شود نداريم. در حالي که در" فرضيه تحقيق " پيش بينی و جهت گيری محقق نشان داده می شود. نکته دوم و ضروری آنکه " فرضيه تحقيق " را به دوگونه می توان نوشت:

 فرضيه دو دامنه: که اختلاف را بدون در نظر گرفتن سمت و جهت آن بيان می کند.

 فرضيه يک دامنه : که جهت گيری محقق را در نوع تفاوت بيان می کند.

      لازم به ذکر است که مطالعات تحليلی و  فرضيه هستند و اين يک الزام منطقی است ليکن در مطالعاتی که صرفا به صورت توصيفی انجام می شوند نيازی بداشتن فرضيه نيست بلکه در اين گونه موارد از سوالات مهم برای تدوين آنچه بايد مورد اندازه گيری قرار گيرد استفاده می نمائيم. فرضيه و سوالات مهم عمدتا از اهداف تحقيق حاصل می شود بويژه در مورد سوالات مهم بايد دقت نمود که با دقت در هدف نوشته شده بايد سوالاتی را تهيه نمود که با پاسخ بدانها بتوانيم به هدف موردنظر دست پيدا کنيم. بديهی است در مورد تحقيقات تجربی و تحليلی که معمولا حول يک سوال مشخص و رسيدن به پاسخ آن انجام می شود. فرضيه ما هم در همان مسير و در پاسخ به سوال تحقيق تدوين خواهد شد. نکته حائز اهميت در نوشتن سوالات مهم آن است که بايد دقت کنيم در حد ضرورت سوالات را مطرح نماییم و جزئيات سوالات بايد در برگه پرسشنامه يا برگه مشاهده و يا برگه مصاحبه آورده شوند. ( ۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ – محمد کمالی – روش تحقیق .

نتیجه ی یک پژوهش -معلم اثربخش

نتیجه ی یک پژوهش

معلم اثربخش

 

      از ديدگاه دانش آموزان دختر و پسر معلم اثر بخش به فردي گفته مي شود كه در حد بالايي از ويژگي ها و توانمندي هاي ذيل برخوردار باشد :

1 ) تمامي دانش آموزان را از توجه و ياري خود برخوردار سازد از نظرات و پيشنهادات دانش آموزان با روي باز استقبال نمايد محيطي بوجود آورد تا دانش آموزان احساس امنيت و آرامش كنند الگو و سرمشق مناسبي براي دانش آموزان باشد .

2 ) در تدريس از شيوه هاي متنوع و جذاب استفاده نمايد رفتارش با شاگردان همواره تؤام با محبت ، صميميت و احترام متقابل باشد كلاس درس را به محيطي پويا، خلّاق و فعّال تبديل نمايد - كلاس درس را به محيطي خوشايند و لذت بخش براي شاگردان تبديل نمايد .

3 ) با تشويق به موقع سطح اعتماد به نفس دانش آموزان را افزايش دهد.

4 ) با ارائه مطالب تازه انگيزه اي قوي براي يادگيري در دانش آموزان ايجاد نمايد . ( ۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5 – امیر حسین محمودی . بررسي ويژگي هاي معلم اثربخش از ديدگاه دانش آموزان دختر و پسر دبيرستان هاي شهرستان شهريار .

آموزگار خوب کیست  ؟

آموزگار خوب کیست  ؟

 

             روسو می گوید : آموزگار خوب کسی نیست که در کم ترین زمان بیش ترین چیزها را می آموزد بلکه کسی است که شوق به آموختن و فهمیدن را در دانش آموزان بر می انگیزد زیرا هدف آموزش به کار گرفتن توانایی . اندیشیدن و فهمیدن است . ( 1 )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 – گردآورنده : حسین استرون

ده راهکار برای تعلیم و تربیت برتر

ده راهکار برای تعلیم و تربیت برتر

        شاید یکی از شاخص‌ترین تفاوت‌های تعلیم و تربیت در گذشته و حال، لزوم توجه آموزگاران به مشکلات متعدد تعلیم و تربیتی دانش‌آموزان باشد، که این امر ناشی از درگیری دانش‌آموزان امروزی با نابسامانی متعدد، اعم از آموزشی و پرورشی است.

       در نگاهی کلی می‌توان مشکلات آموزشی - پرورشی کودکان و نوجوانان را از مواردی چون ناتوانی در فراگیری آموزش‌ها تا انواع نابسامانی‌های روحی- روانی دانست، که به این

ترتیب جای بحثی نمی‌ماند که آموزگاران موظف‌اند بخشی از نیازهای این دانش‌آموزان را پاسخ گویند. از نگاهی دیگر اگر آموزگاران نخواهند یا نتوانند نابسامانی ذهنی - جسمی دانش‌آموزان‌شان را برطرف کنند، بی‌تردید دانش‌آموزان به دلیل درگیری‌های ذهنی‌شان آنچه را که آموزش داده می‌شود، فرا نمی‌گیرند.

      در این بررسی سعی شده تا ده راهکار ساده اما مهم برای برقراری ارتباط آموزگار با دانش‌آموزان با هدف رفع مشکلات مختلف آنها ارائه شود.

1 - با دانش‌آموزان مرتبط شویم .

2 - او را به سوی خوب بودن سوق دهیم .

3 - راهنمایی‌ها باید ساده، کوتاه و کارا باشد

4 - دوستی و رفاقت را شکوفا کنید .

5 - آموزش‌ها را به حد نیاز ارایه کنیم .

6 - آنچه را بیش از توان اوست، نخواهیم .

7 - به تغییرات حساس باشیم .

8 - با والدین ارتباط تنگاتنگ و صمیمی داشته باشیم .

9 - مشکلات رفتاری دانش‌آموز را جدی بگیریم .

10 - از الگوهای رفتاری و شیوه‌های تصحیح رفتارها آگاه باشیم . ( ۱ )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ – وبلاگ مدیریت مدرسه .

آموزش خلاقیت ( آفرینندگی )

آموزش خلاقیت ( آفرینندگی )

 

        همه روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می‌‌توان به افراد ، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد . ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می‌‌کنیم .

1 . تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید .

2 . برای طرح سؤال‌ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.

3 . فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید .

4 . نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید .

5 . رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید .

6 . از روش‌ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی  (روش بارش مغزی ، آموزش مهارت های پژوهشی ، مطالعه آفریننده ) استفاده کنید . ( ۱ )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ – مدرسه اینترنتی تبیان .