نمره یا ...

نمره یا ...

          نمونه جملاتی که هر کدام حکم نمره را دارد و می تواند مایه های امید و دل گرمی و موفقیت را برای استمرار تلاش بیش تر     دانش آموز فراهم کند :

- دقت و ظرافت شما مرا به شگفتی واداشت .

- در تو لیاقت و استعداد رشد درسی را   می بینم.

-  در نوشتن مهارت خوبی داری .

- شما در کارها موفق اید ، ولی نیاز به تلاش و تمرین بیش تری دارید .

- از خدا کمک بگیرید انشاء الله موفق خواهید شد .

- تلاش های شما در آینده نتیجه خواهد داد .  

- می بینم شما سعی می کنید درستان بهتر شود ، متشکرم .

- ... ( ۱ )

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱  معلم محبوب ، شرایط مقبول ، مدرسه مطلوب . موسسه فرهنگی تربیتی توحید . صص 51 48 .

مدرسه دارای عملکرد عالی

مدرسه دارای عملکرد عالی  

* تقویت عملکردها ، صرفا در مسیر چشم اندازهاست .

* سیستم ها توانمند ، انعطاف پذیر و پویا هستند .

1 – رهبری / برنامه ریزی اشستراتژیک :

* فلسفه اداره مدرسه غیر قابل تغییر است ؛ حتی در شرایطی که مدیر مدرسه و مدیران ارشد تغییر کنند .

* متولیان بر عملیات بلند مدت ( و نه روزانه ) تمرکز دارند .

* همه افراد ، هر روز با چشم انداز مدرسه سازگار شده ، با آن زندگی می کنند .

2 – یادگیری :

* بهبود مستمر از پایین به بالا ، بخشی از فرهنگ مدرسه است .

* برنامه های یادگیری توسط همگان اجرا می شود .

* سازگاری با فرهنگ مدرسه ، یکی از پیش نیازهای هر نیروی جدیدی است که به مدرسه وارد می شود .

3 – نو آوری : 

* بر نو آوری و خلاقیت کارکنان مدرسه ، از سوی مدیر تمرکز می شود .

* همواره جریان خروشانی از نو آوری ها و فرایندهای جدید برای بهبود مسیر یاد دهی – یادگیری ، در مدرسه به چشم می خورد .

4 – افراد : 

* ارتباط مدیر مدرسه با کارکنان و مدیران ارشد ، دو طرفه و متعادل است .

* مدرسه ، از همه توانمندی های همه کارکنان ، دانش آموزان و اولیای خود ، به طور کامل استفاده می کند .

* افراد ، به طور خود انگیخته کار می کنند و

جا به جایی کارکنان ، مگر در موارد اضطرار  ، صورت نمی پذیرد .

5 – مشتریان :

* تعامل با مشتریان به بالاترین حد خود      می رسد تا هدف های مدرسه تامین می شود .

* مدیر مدرسه به دنبال آن است که مشتریان ، با خودانگیختگی کامل ، به سوی مدرسه وی روی بیاورند .

* به طور مستمر ، نیازهای مشتریان توسط مدرسه پیش بینی می شوند و                  برنامه ریزی هایی برای آن ها به اجرا در       می آید .

6 – امور عملکردی :

* در مدرسه علاوه بر توجه به کمیت و کیفیت و ایجاد شناخت در فراگیران ، راه های رسیدن به شناخت هم مورد عنایت قرار می گیرد ( معرفت و شناخت نسبت به خود و جهان هستی ) .

* تمامی معیارهای عملکردی مدرسه ، به طور مستقیم رقابتی و در مقایسه با وضع حال و آینده مدرسه های جهان است . (۱ ) 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ - www.mgtsolution.com :

نگوییم ؛ کنجکاوی را تحریک کنیم

نگوییم ؛ کنجکاوی را تحریک کنیم

         نقش ما مربیان ، پدران و مادران این است که به کودک و نوجوان یاد بدهیم " چگونه یاد بگیرد " ، " بیش تر یاد بگیرد " و " بهتر یاد بگیرد " تا قادر باشد تغییرات مفید و مطلوب در خود به وجود آورد .

        این جمله سخن معروف بنیامین فرانکلین ، دانشمند ، مخترع و نویسنده قرن هجدهم را به یادم می آورد . فرانکلین      می گوید :

- اگر به من بگویی ، فراموش می کنم .

Tell me I forget

- اگر یادم بدهی ، به خاطر می آورم .

Teach me and I remember

- اما ، اگر درگیرم کنی ، یاد می گیرم .

Involve me and I learn

      " گفتن " ، " تذکر دادن " ، " شرح دادن " و تلاش هایی از این قبیل را         نمی توان آموزش نامید . گفتن نیازهای کودک و نوجوان را برآورده نمی کند ؛ همچنان که " نوازش " نمی تواند " تب " کودک را درمان کند .

         آموزش ها و یاد دادن هایی که به تفکر تلنگر نزنند و میل به یادگیری را تحریک نکنند ، یادگیرنده را به " کوته بینی " و " سطحی نگری " سوق می دهند . 

        یاد گیری بدون انگیزه و تفکر مانع کشف استعدادها و نهاده های درونی کودکان و نوجوانان می شود و جرأت " عمل " را از آن ها می گیرد . در نتیجه ، رفتاری که از  آن ها سر می زند ، با آنچه که یاد گرفته اند ، همخوانی ندارد و منطبق نمی شود .

        اما ، آموزش هایی که با تفکر و تعمق همراه می شوند و یادگیرنده را با مطلبی که باید بیاموزد " درگیر " می کنند ، منجر به یادگیری های عمیق می شوند . در این حالت  است که رفتارهای مفید و مطلوب ، قابل مشاهده هستند . (۱ )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ - علی رؤوف . یاد دادن برای یادگرفتن . تهران ، انتشارات مدرسه ، 1378 ، صص 38 - 37 .

گستره و ویژگی های آموزش و پرورش نوین

گستره و ویژگی های آموزش و پرورش نوین

 1 آموزش و پرورش از تنگنا و محدوده  زمانی و مکانی ( اینجا و اکنون ) بیرون می آید و دامنه و گستره خود را در تعامل با ضرورت های جامعه جهانی توسعه و عمق می بخشد .

2 ساختار و خاستگاه آن از صورت نظام بسته و مکانیکی تحول یافته به صورت نظامی ارگانیک ، پویا ، باز و انعطاف پذیر مبدل می شود .

3 - آموزش و پرورش هر چه بیشتر جنبه فردی و فاعلی پیدا کرده و قبایی مناسب برای قالب روحی و فکری هر شخص می شود ؛ به گونه ای که تکثرگرایی و تمایز یافتگی همواره رهیافت اصلی تربیت خلاق است .

4 – شیوه اداره آموزش و پرورش صورت جمعی ( مشارکت مردمی ) به خود می - گیرد و عامه افراد در اتخاذ تصمیمات مربوط به خود شرکت داده شوند .

5 - تعلیم و تربیت همه ابعاد شخصیت و تمامی لایه های زندگی فردی و اجتماعی را در بر می گیرد .

6 –  به اتکای اصل پیوند میان مدرسه و زندگی باید همراه ، فرصت های کسب تجربه عملی در محیط کار به دانش آموزان داده شود . به این معنا باید معلمان به دو شکل رسمی و غیر رسمی ، مستقیم و غیر مستقیم و نظری و عملی با دانش آموزان کار کنند .   ( ۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱  عبد العظیم کریمی . دموکراسی و تربیت . تهران ، انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش ، 1380 ، صص 129 128 .

واژه تربیت

واژه تربیت : این واژه در دو معنی محدود و گسترده به کار می رود . در معنای محدود زمانی است که واژه تربیت همراه با یک پسوند مورد استفاده قرار می گیرد مانند ؛ " تربیت بدنی " . در این صورت تربیت به معنی فراهم کردن شرایط لازم و مناسب جهت شکوفایی یک استعداد بالقوه از متربی است که در این جا منظور و تاکید بر بعد جسمانی می باشد .  

          اگر واژه تربیت بدون پسوند به کار رود منظور فراهم کردن شرایط لازم و مناسب جهت شکوفایی متناسب ، متوازن و متعادل همه استعدادهای بالقوه متربی با در نظر گرفتن همه عوامل ذی ربط و مؤثر در   فرایند تربیت می باشد . ( به کوشش : آقای حسین استرون )

نتیجه یک پژوهش

نتیجه یک پژوهش

 

         پیتر دی هیوس و رنه اف . دبلیو ، دایکسترا پژوهشی با عنوان " آیا آموزگاران آسان تر دچار تحلیل رفتگی می شوند ؟ -  مقایسه ای میان شغل آموزگاری و دیگر مشاغل اجتماعی از نظر استرس کاری و    نشانه های تحلیل رفتگی " و با شرکت 13555 نفر پاسخ دهنده در هلند انجام داده اند که برخی از نتایج آن عبارتند از :

1 معلمان نسبت به مدیران ، پرستاران ، افسران راهنمایی و کارمندان خدمات اجتماعی مورد نظر در این تحقیق تحلیل رفتگی       بیش تری را نشان دادند .

2 معلمان مرد نسبت به معلمان زن ،       بیش تر در معرض خطر تحلیل رفتگی قرار دارند .  ( 1 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 سعید ، صانعی ( مترجم ). آیا آموزگاران آسان تر دچار تحلیل رفتگی می شوند ؟ ( گزارش تحقیق ) . تهران ، فصلنامه تعلیم و تربیت ، سال نوزدهم ، شماره 3 پاییز 1382 ، شماره مسلسل 75 ، صص 128 127 .

شاخص های روابط انسانی

شاخص های روابط انسانی

 

  • درک نیازها ، استعدادها و مشکلات دیگران و کوشش برای تامین ، شکوفایی و حل آن ها 
  • پذیرش تفاوت های فردی
  • دوست داشتن دیگران
  • خوب گوش دادن و پذیرش افراد
  • برقراری بهداشت روانی در محیط آموزشی . (۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱  محمد میر کمالی . رهبری و مدیریت آموزشی . تهران ، موسسه فرهنگی نشر رامین ، 1375  ، صص 236 227 .  

کارکنان ارزشمندتان را از دست ندهید ( 2 )

مديريت موفق

 جايگزين نمودن كارمندان، هزينه‌ سنگيني دارد. بسيار سنگين‌تر از اينكه به آنها اين حس را القا كنيد كه يك ميخ قرص و محكم در شركت دارند و آن هم موفقيت‌شان است.

زمان و پولتان را صرف مراقبت و حفظ كارمندانتان كنيد. اين كار نه تنها نيكو و پسنديده است، بلكه به حفظ پول و سرمايه شما هم كمك مي‌كند

 میزان انعطاف پذیری در برابر غیبت و تاخیر کارکنان

 ضرورى است كه برخى از فرودستان را، به دليل غيبت هاي مکرر و يا حضور نامرتب در محل كار، اخراج كرد. اما سازمانها و شركتها اغلب داراى مرخصى‏هاى استحقاقي يا استعلاجى گوناگون هستند كه با وجود آنها، تعيين ميزان غيبت قابل قبول، تقريبا غيرممكن مى‏شود.

به نظر مى‏رسد مرخصى استعلاجى به ميزان- مثلا - يك روز درماه و يا جمعا دوازده روز در سال مناسب نباشد بلكه بايد از روشى در اين خصوص استفاده كرد كه درآن براساس صلاحديد مدير و با توجه به وضعيت فردى كارمند عمل شود.

مثلا مدير بايد در مورد عدم كسر حقوق كارمند وفادارى كه يك روز غيبت( ناموجه و يا بدون اطلاع قبلى) داشته است، قدرت تصميم‏گيرى داشته باشد و يا اينكه در مورد كارمندى كه سابقه‏ى حضور نامرتب و يا غيبت‏هاى مكرردارد با صلاحديد مدير واحد متبوعش به دليل سوء استفاده از تسهيلات (مثلا مرخصى استعلاجى) تنبيه و نتيجتا حقوق و مزايايش كسر شود. 

بايد اعتراف كرد كه اجراى اين نوع برنامه‏ها و قوانين به مراتب از مقررات خشك و غير قابل تغيير، دشوارتر است زيرا مدير بايد بتواند براى ارزيابى هر مورد خاص، از تصميم خود بخوبى دفاع كند. 

يكى از عيوب نداشتن قوانين و مقررات رسمى و فراگير اين است كه امكان اين خطر وجود دارد كه تصميمات متخذه در سراسر سازمان، يكسان و باثبات نباشد.

مديران باسخاوت احتمالاتمايل به عفو و بخشش تقريبا هر غيبتى را دارند اما ساير مديران ممكن است خشن‏تر باشند و حقوق كارمند غايب را كسر كنند.

كمبود برنامه يا قوانين رسمى به معناى اين است كه ارتباط بين واحدها و مديران بايد بسيار خوب باشد و اين اطمينان وجود داشته باشد كه تقريبا معيارهاى مشابهى در سرتاسر سازمان اعمال مى‏شود .

دستورالعمل اخراج

 اگر فقط يك خاطره براى هميشه در ذهن مدير بماند، آن خاطره نخستين بارى است كه يكى از زيردستان خود را اخرج کرده است. البته اين كار آسان و خوشايندى نيست. اگر مديرى از آن لذت ببرد، بايد به توانايى او، در مديريت بر كاركنان، دچار ترديد شويم . 

اخراج كارمند براى هردو طرف (يعنى هم مدير و هم كارمند اخراجى) توام با ضربه شديد روحى است. اما اگر شما به عنوان مدير، اين وظيفه‏ى دشوار را به درستى انجام دهيد، كارمند اخراجى اين واقعيت را بهتر خواهد پذيرفت.

اخراج ناگهانى، بجز در موارديكه كارمند خيانت يا اغتشاش كرده باشد اشتباه محض است. بنابراين زمانيكه عصبانى هستيد، هرگز كسى را اخراج نكنيد و اين اقدام مهم و بنيادى را هيچ گاه به قول معروف در يك چشم به هم زدن انجام ندهيد.

وقتى كه يکي از فرودستان  كاررا به جاهاى باريك مى‏كشاند و شماهم مى‏خواهيد به اصطلاح به او نشان دهيد كه چه كسى رئيس است اصلا تسليم احساسات خود نشويد اگر اينطور شود حتما پشيمان خواهيد شد .

 وقت بگذاريد !

 ممكن است با خود بگوئيد: "بعضى از كارمندان ارزش صرف اين وقت را هم ندارند كه در موردشان تجديد نظر شود".

احتمال دارد حق با شما باشد، اما بهتراست انسان، اگر قرارباشد اشتباهى مرتكب شود، اشتباه او در مورد ملاحظه و تفكر بيش از حد باشد تا اشتباه در مورد عجله‏ى پيش از اندازه .

در واقع بعضى مديران پيرو اين فلسفه هستند كه: نبايدهرگز کسي رااخراج كردتا اينكه همه كارمندان واحد يا حتى سازمان اعتراضشان بلند شودكه چرا اقدامى درباره‏ى وي صورت نمى‏گيرد.   

 زمينه ساز ى براى اخراج 

 اما اگر بعد از همه اينها ، به اين نتيجه رسيديد که وي بايد اخراج شود ، تمهيدات و مقدماتي لازمه اين امر است .

تهيه اسناد لازم درمورد عملكرد كارمندان مشكل آفرين،امرى بسيار مهم و حساس است.البته اين نوع سوابق را بايد براى كليه‏ى كارمندانتان نگهداريد.

اگر سازمان شما داراى نظام رسمى ارزشيابى عملكرد باشد با مشكل چندانى مواجه نخواهيد بود.  سوابق از اين جهت مهم محسوب مى‏شوند كه امكان دارد كارمند اخراجى به اقدامات قانونى دست بزند.

بنابراين قبل از اخراج كارمند مشكل ساز، بايد از خود بپرسيد: آيا مى‏توانم بطورقطعى اين اخراج را توجيه كنم ؟ اگر پاسخ به اين پرسش مثبت باشد، ديگر جاى نگرانى وجود نخواهد داشت. 

بسيارى از مديران، از اخراج زير دست خود رنج، مى‏كشند. بنابراين مدير، براى اينكه دراين موارد احساس بى عاطفگى و بى رحمى نكند بايد تا انجا كه ممكن است با دقت عمل كند. 

بايد پذيرفت که بيشتر موارد منتهى به اخراج، معمولا يك شبه صورت نمى‏گيرد. البته جرائم ادارى نظير دزدى شامل بحث ما نمى‏شود در اينگونه موارد بى شك بايد بر اساس سياست سازمان عمل شود. 

انواع رايج‏تر اخراج، كه احتمالا يک مدير در طول دوران مديريت خود با آن برخورد خواهد كرد، معمولا شامل عملكرد ضعيف و ناتوانى يا عدم تمايل كارمند به اطاعت از استانداردهاى سازمان مى‏شود بعضى از كاركنان ممكن است عمكرد نسبتا رضايت بخشى داشته باشند، اما هيچگاه تا آن حد كه وظيفه‏ى مورد نظر ايجاب مى‏كند تلاش و پيشرفت نمى‏كنند. 

در اينگونه موارد نبايد نخستين فكر و انديشه‏ى شما اخراج كارمند باشد.

ابتدا بايد خود را راضى و قانع كنيد كه آموزش كارمند به نحوه درست و مناسبى صورت گرفته است و كارمندان همه چيز را بخوبى درك كرده‏اند. مثلا آيا نوعى مانع شخصيتى ميان آموزش دهنده (مربى )و آموزش گيرنده (كارمند) وجود نداشته است كه از انتقال اطلاعات جلوگيرى كرده باشد؟

بنابراين لازم است امتحانات كارمند، تقاضانامه‏ى شغلى او و ساير اطلاعات اوليه‏ى استخدامى وى را مورد بررسى مجدد قراردهيد، مبادا موردى از قلم افتاده باشد. 

صرفا پس از آنكه كاملا متقاعد شديد كه كارمند تان داراى عملكرد ضعيفى است و اميدى هم براى بهبود عملكردش تا حد استاندارد وجود ندارد، آنگاه اخراج او را به عنوان تنها راه حل ممكن مد نظر قراردهيد. 

آيا كسى به كارمند جديد گفته است كه عملكرد او در حد استاندارد نيست؟

شما به عنوان مدير، اين وظيفه را برعهده داريد كه زيردستان را از وضعيت موجود آگاه كنيد. البته اگر كارمندى داراى عملكرد خوبى هم باشد، بايد اين موضوع را هم حتما به او بگوييد. 

گروهى از مديران تصور مى‏كنند كه اگر كارمندى اخطارى در مورد عملكردش دريافت نكند، خودبخود تصور مى‏كند كه هيچ مشكلى در ميان نيست و عملكردش كاملا رضايت بخش است. بايد متذكر شويم كه اصلا اين تفكردرست نيست و كارمندان بايد همواره و در هروضعيتى در مورد عملكردشان بازخور لازم را دريافت كنند .

در اين باره بيشتر خواهيم نوشت .

 آخرين دستاويز:اخراج يا انتقال

 يکي از راههاي ايجاد تسهيلات، جايگزين كردن كارمندان است. اين مسئله ميتواند شامل اخراج بدون درنگ، يا انتقال به واحد ديگرى از سازمان شود.

البته در مورد اين راه بايد بيشتر بحث كنيم. مديران ادارات بزرگ، اغلب اوقات از طريق كانال ارتقاء، كارمندان مسئله آفرين خودرا به واحد ديگر مى‏فرستند. زمانى كه مدير واحد مقصد، در مورد عملكرد كارمند ذيربط ،سئوال مى‏كند، مدير واحد مبدابه صراحت پاسخ نمى‏دهد.

البته تنها سياست درست در اين گونه موارد اين است كه بايد كاملا صريح و بى پرده سخن گفت زيرا شايد در آينده نزديك همين وضعيت براى شما هم رخ دهد، يعنى مدير واحد ديگرى، روزى بخواهد از دست يكى از كاركنان واحد خود خلاص شود.

بهترين تضمين براى رهايى از يك چنين مخمصه‏ها، يعنى مجبور شدن به پذيرش نيروى‏هاى وازده‏ى واحدهاى ديگر، اين است كه هرگز از اين روش استفاده نشود. 

مديري نقل ميکند :

يكبار چنين وضعيتى براى خود من پيش آمد. روزى به واحد پرسنلى رفته بودم تا نگاهى به برگه‏هاى ارزشيابى‏بياندازم و درخواست كنم تا چند كارمند شايسته به واحد من منتقل شود.

نهايتا سه نفر از كارمندان را بعنوان نامزد مشاغل بدون متصدى واحد من معرفى كردند. همانطور كه مرسوم است، به سرپرست يکي از اين سه كارمند سرى زدم و گزارش خوبى از عملكرد يكى از آنها ديدم.

او را به واحد خودآوردم و ارتقاء دادم، اما پس از مدتى متوجه شدم كه اين كارمند واقعاً يك فاجعه بزرگ است. پس از مدت كوتاهى مجبور شديم به خدمت او پايان دهيم، زيرا اصلا كار نمى‏كرد. بعدها با كسى كه او را توصيه كرده بود، مواجه شدم و توضيح خواستم.

پاسخ اين بود كه: كارمند مذكور عملكرد رضايت بخشى نداشته، اما مى‏خواسته‏اند كه فرصت ديگرى به او بدهند تا شايد اصلاح شود. مديران ديگر با عدم صراحت به مخفى كارى خود، كارى كردند كه من وظيفه دشوار (و به قول برخى كثيف) اخراج را به جاى آنها انجام دهم. 

 البته معمولا مديران وسوسه ميشوند كه مقابله به مثل كنند، اما هميشه اين را بخاطر بسپاريد كه تلافى و مقابله به مثل، درارتباطات درون سازمانى، به صلاح هيچ كس نيست. 

توانبخشى و بازتوانى  تلاش براى توانبخشى كارمند بدون فايده و بدون بهره ورى اگر با اطلاع كامل افراد دخيل و ذى سهم انجام شود، اشكالى ندارد.

مثلا در وضعيتى كه اين مدير قربانى آن شد، اگر سرپرست مربوطه  براى وي مشخص كرده بود كه كارمند مذكور داراى عملكرد خوبى نبوده، اما دلايل قبلى قابل توجهى براى دادن فرصت دوباره به وى وجود داشت،احتمالا مدير مذکور با او برخورد ديگرى مى‏كرد.

موارد مشابهى وجود داشته كه با موفقيت همراه بوده است مثلا مواردى بوده كه كارگر و كارفرما، يا كارمند ومدير، بايكديگر سازش نداشته اند؛ اما كارگر يا كارمند از استعداد و شايستگى خوبى برخوردار بوده است.

لذا انتقال به واحد ديگر كه در آن، استعداد كارگر يا كارمند مى‏تواند مورد استفاده‏ى بهينه قرارگيرد، باعث ميشود كه كاركنان مشكل سازمبدل به كاركنان بهره ور و مفيد شوند. بااين حال عموما اگر شما به عنوان مدير بتوانيد مشكلاتتان را در واحد خود برطرف كنيد، و كارمندان يا حتى مسائل خود را به گردن واحدهاى ديگر نيندازيد، مدير برجسته‏اى خواهيد شدو اثر بخشى بيشترى خواهيد داشت.

شركتهاو سازمانها به وسايل آزمايشى بسيارى متوسل مى‏شوند تا كاركنان خود را در محلهايى قراردهند كه تا حدى مورد علاقه‏ى خود آن كاركنان باشد. 

براى مثال، از آزمونهاى ساده‏ى چنددقيقه‏يى بهره مى‏برند يا به ارزيابى‏هاى روانشناسانه‏ى پيچيده‏ى چند ساعتى متوسل ميشوند.

اينها كارهايى هستند كه هرسازمانى وسايل وامكانات انجام آنها را در اختيار دارد يا بايد در فكر فراهم آوردن آن باشد براى تاكيد مجدد اين نكته، بايد متذكر شويم كه شما بعنوان مدير بايدهميشه از مزاياى تطبيق كارمندبا شغل مورد علاقه‏اش آگاه باشيد تا اينكه كارمند بتواند بهترين فرصت و شانس را براى موفقيت داشته باشد.

هميشه قراردادن كاركنان در مشاغلى كه مورد علاقه آنها است يا در آن تخصص دارند، به مراتب ساده‏تر از گماردن آنها در مشاغلى است كه درآن عملكرد ضعيفى خواهند داشت و بايد آنها را آموزش داد. زيرا در اين موارد، اغلب كاركنان حتى اگر تحت آموزش هم قرارگيرندبازهم مثمرثمر نخواهند بود.

در نطر داشته باشيد که برخى روانشناسان معتقدند تغييرات عمده شخصيتى پس از 16 سالگى بسيار بعيد است.

 تاملي بر مقوله ارزشيابي منابع انساني

  مقوله ارزشيابي كاركنان كه در  مديريت منابع انساني مطرح گرديده بر مطالعه و ثبت عملكرد كاركنان و اندازه گيري كارايي و اثربخشي آنان تاكيد نموده است .

در سازمانها يا محافلي كه افراد رفتار و عملكرد خويش را در معرض سنجش و قضاوت  احساس نكرده  و انعكاس عملكرد خود را بطور واقعي دريافت ننمايند نمي توانند توان و دانش خود را بطور كامل در اختيار سازمان قرار دهند و يا  عملكردهاي ضعيف و ناهنجار خود را اصلاح نمايند .

از اينرو مقوله ارزشيابي و ارزيابي عملكرد كاركنان از جايگاه ويژه اي در علم مديريت برخوردار است و در برخي كتب مديريت از اين مقوله  بعنوان اصلي ترين وظيفه دپارتمانهاي مديريت منابع انساني ياد شده است .

با اين وجود مشاهده ميشود كه در بسياري از شركتهاي ايراني اين اصل مهم  محدود و محصور به ارزشيابي پرسنل پائين دست گرديده و ارزشيابي مديران و مسئولين مياني يا ارشد سازمان كه بطور مسلم ارزيابي عملكرد آنان از حساسيت و اهميت بيشتري  برخوردار است به بوته فراموشي سپرده شده است  .

انگيزه و خاستگاه چنين تفسيري از  مقوله ارزشيابي كه منجر به بخش بندي و مستثني سازي انجاميده هر چه باشد به اصل موضوع خدشه وارد نموده و آنرا به يك حركت بي اعتبار تبديل مي سازد  و سازمان را از هدف اصلي دور مينمايد .

نوشته ذيل در قالب نمايشنامه و با رنگ و بوي طنز حول اين موضوع نگاشته شده است  . گزارشات و گفتگوهايي كه بدون استناد به آمار و ارقام معتبر  ميان مسئولين سازمانها صورت ميپذيرد براي بسياري از ما آشناست .

منبع : اینترنت

کارکنان ارزشمندتان را از دست ندهید ( 1 )

کارکنان ارزشمندتان را از دست ندهید

 مترجم: عطيه سالارمنش

آيا اين واقعا اخاذي است؟

 يكي از نمايندگي‌هاي فروش به دفتر كار شما مي‌آيد و به شما پيشنهادي مي‌دهد، «اگر حقوق سالانه مرا از 18هزار دلار به 20هزار دلار برسانيد، براي 3سال ديگر هم با شما قرارداد مي‌بندم و همين جا مي‌مانم.»

عكس‌العمل شما چيست؟ خب شما نمي‌توانيد اين كار را بكنيد.

شايد پرسش خود را به گونه‌اي ديگر مطرح كنم بهتر باشد. شما چه كاري بايد انجام دهيد؟

زيركانه‌ترين كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه بپذيريد.

ويل هلمينگر در يكي از مقالاتش درباره «گروه توسعه منابع انساني» مي‌گويد: هزينه جايگزين نمودن يك نماينده فروش جديد كه سالانه همان 18هزار دلار را بگيرد، تقريبا 58هزار دلار مي‌شود.

يك بررسي انجام شده درباره ارزيابي تاثيرات قانون واگذاري مشاغل پزشكي در آمريكا نشان داد كه هزينه‌هاي جايگزيني براي يك مدير به طور متوسط 150درصد حقوق سالانه مي‌شود كه شامل هزينه‌هاي محسوسي مثل استخدام كارمند جديد و جايگزيني آن و هزينه‌هاي نامحسوسي از قبيل هزينه‌هاي ناكارآمد بودن و عدم بازدهي در روزهاي اول شروع كار و همچنين نداشتن توليد در قسمتي كه خالي از كارمند مانده است، مي‌شود. (مطالعاتي مشابه اين هم نشان داده است كه يك جايگزيني موقت هم هزينه‌اي 39درصدي خواهد داشت.)

 چرا هزينه‌ها تا اين حد بالا هستند؟

 چرا جايگزين كردن يك كارمند جديد به جاي كارمند خارج شده از سيستم اينقدر هزينه دارد؟

جمع كل هزينه‌ها به دليل وجود هزينه‌هاي مختلف مرتبط، بالا است. برخي هزينه‌ها كاملا بديهي و گريزناپذير هستند، مثل پرداخت مزد كامل كارمند اخراج شده، هزينه جاي خالي او تا زماني كه كارمند جديد بيايد و هزينه آگهي استخدام و برخي هزينه‌هاي ديگر كه اغلب به چشم نمي‌آيند، مثل ضرر و زيان ناشي از كم شدن توليد و بازدهي در طول دوراني كه كارمند جديد هنوز در كار و منسب خود جا نيفتاده است.

هزينه‌هاي زير را هم در نظر بگيريد:

·         زماني كه براي مطالعه رزومه‌ها صرف مي‌شود.

·         زماني كه براي مصاحبه و گزينش داوطلبان شغل موردنظر صرف مي‌شود.

·         هزينه صرف‌شده براي مصاحبه هر كدام از داوطلبان.

·         هزينه مسافرت‌هاي احتمالي كه براي استخدام نيروي جديد مصرف مي‌شود.

·         هزينه احتمالي براي جايگزيني استخدامي‌هاي جديد

·         ساماندهي‌هاي جانبي: ليست حقوق و مزايا، ...

·         تهيه سابقه براي ارائه به سازمان‌هاي دولتي مربوطه

·         پرداخت هزينه بيمه با تعرفه‌هاي جديد

·         از دست دادن حق و امتياز استفاده از ابتكارات كارمندي كه اخراج شده است

·         از بين رفتن برخي سوابق حقوقي

 چاره كار در چيست؟

 راه‌حل اصلي در حفظ و نگهداري كارمندان كليدي است. در برخي موارد، حتي ممكن است تمامي كارمندان شما مهره‌هاي كليدي باشند.

براي مشخص شدن راه‌ حفظ آنها، اول بايد علت ترك كار آنها را كشف كنيد و يا تمايل به استعفاي آنها را ريشه‌يابي نماييد.

هميشه در مصاحبه‌هايتان سوالاتي در مورد ترك كار هم داشته باشيد.

پاسخ‌هايي كه كارمندان خارج شده از سيستم مي‌دهند را ريشه‌يابي كنيد. كارمندان اخراج‌شده يا استعفا داده ممكن است از بيم اينكه پل‌هاي پشت سرشان خراب شود، پاسخ‌هاي صادقانه‌اي ندهند، اما شما نااميد نشويد و به پرسش‌هايتان ادامه دهيد. در مورد كارمنداني كه هنوز شغل خود را ترك نكرده‌اند به مكالمات غيرجدي بپردازيد تا از ميان آنها به مطالب موردعلاقه آنها دست يابيد.

به عقايد و نظراتشان در مورد موضوعات ديگري كه در هر جلسه ملاقات ارائه مي‌دهند دقت كنيد تا به نكات كليدي كه موردنظرتان است برسيد.

مقاله مربوط به آموزش منابع انساني، «سيستم همخواني جايگاه افراد» را توضيح مي‌دهد.

يكي از ابزارهاي مديريت نيروي انساني براي كاهش ميزان جابه‌جايي افراد براساس يك تحقيق حرفه‌اي است كه ريشه در ويژگي‌هاي شغل و داوطلبان آن شغل دارد و ميزان ناراحتي و نارضايتي پرسنل را شامل مي‌شود.

 

عوامل موثر بر ايجاد انگيزه

عوامل موثر بر ايجاد انگيزه

 در يك بررسي كلي مي‌توان گفت: انگيزه زماني به وجود مي‌آيد كه در كاركنان احساس امنيت و ثبات شغلي، مشاركت و نقش موثر در سازمان و همچنين شادابي و نشاط وجود داشته باشد. هر يك از اين موارد نيز نتيجه عوامل فرد ديگري است كه به آنها اشاره مي‌شود:

در يك سازمان موفق اولين و مهم‌ترين ركن موفقيت را انتخاب صحيح و به جاي كاركنان مي‌دانند. امروزه نيروي كار توقعات بيشتري دارد و براي كار و زندگي مطلوب كاري اهميت خاصي قايل است. در نتيجه متخصصان امور نيروي انساني بايد مشاغل را طوري طراحي كنند كه كار در محيط سازمان براي كاركنان مطلوب و رضايت‌بخش باشد.

شغل مناسب براساس دانش، مهارت، تجربه، علاقه و خصوصيات و توان فردي در انجام يك وظيفه معين تبيين مي‌گردد و لازم است تفكيك شغلي برپايه توانايي‌هاي فردي باشد و تقسيم تخصصي كار صورت گيرد.

حين به‌كارگيري مشاغل و مهارت‌هاي گوناگون نبايد از جريان صحيح اطلاعات نيز غافل ماند؛ چرا كه به تبادل اطلاعات مفيد سازماني كمك مي‌كند. به هنگام سازماندهي مجدد به عنوان حامل انگيزشي مهم در همسو نمودن كاركنان با اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت سازماني ياري مي‌رسانند.

عامل بعدي در ايجاد انگيزه، محرك‌هاي مادي است. يكي از چالش‌هاي مهم شركت‌ها تحول روش‌هاي پاداش است كه مردم را بر مي‌انگيزد. هرچه فردي كمتر پول به دست آورد، اهميت مقدار حقوقش بيشتر مي‌شود.

هرچه افراد پول بيشتر به دست آورند و بيشتر براي كاري كه انجام مي‌دهند دلسوزي كنند، اهميت نسبي پول برايشان كمتر مي‌شود و پول جايش را به قوه تشخيص براي نيل به هدف و آزادي عمل مي‌دهد. به همان اندازه كه رقابت بين افراد با صلاحيت شديدتر مي‌شود. مشوق‌هاي مادي به تنهايي نمي‌توانند افراد درستكار را جذب كنند.

براي كساني كه نگراني مادي ندارند، حس رفاه مهم‌تر از پول است و عواملي كه بر رفاه تاثير مي‌گذارند، عبارتند از: ارتباطات انساني، اعتماد متقابل، حس ارج‌نهاده شدن و احساس وجود عدالت.

به علاوه، فرصت يادگيري مطالب جديد و درك استعداد شخصي به ايجاد حس مثبت در افراد كمك مي‌كند. مشوق‌هاي مثبتي هم كه نيازهاي معنوي و عاطفي افراد را ارضا نمايند، موثرتر از انگيزانند‌ه‌هاي منفي به شكل تهديدها يا مجازات‌ها هستند.

سلامتي و نشاط از ديگر عوامل موثر بر ايجاد انگيزه هستند. هنگامي كه شخص احساس تندرستي و شادابي كند به آساني خسته نمي‌شود، كمتر بيمار مي‌گردد، فعاليت و كار براي وي شوق‌انگيز و فرح‌بخش مي‌شود و با انگيزه و شور وشوق مثبت به كار روي مي‌آورد.

طبق بررسي‌هاي به عمل آمده، هزينه تامين تندرستي و شادابي كاركنان به جهت افزايش توان كاري و در نهايت سود شركت، از هزينه درمان بيماري‌ها و عدم سود ناشي ازسستي و رخوت كاركنان بيشتر نخواهد بود.

يكي ديگر از مسائل مهم در ترغيب و تشويق كاركنان به ارائه كار بهتر و ايجاد انگيزه در آنان، شيوه‌هاي ترفيع شغلي و سازماني است كه اغلب بر پايه ارشديت است. مطالعات نشان مي‌دهد ترفيعاتي كه بر مبناي ملاحظاتي غير از توانايي و لياقت است، اغلب به نتايجي نادرست مي‌انجامد.

براي كساني كه به‌ويژه در رده مديريت هستند، مهم است كه از توانايي‌هاي واقعي خود‌آگاه باشند و كارهايي را بپذيرند كه با آن توانايي‌ها سازگار باشند. اين رازي است كه اشتغال را دلپذير و خشنود‌كننده مي‌سازد و كارايي فرد را در سازمان افزايش مي‌‌دهد.

به عنوان يك كارمند شركت نيز كاميابي در وظايف شغلي از راه كوشش آگاهانه و با جديت به دست مي‌آيد. مهم آن است كه در هر مرحله شغلي توانمندي‌ها و شايستگي‌ها به درستي اندازه‌گيري شده و راه‌هاي پيشرفت آنها بررسي و دنبال شود.

در اين راه بايد قابليت‌ها از طريق ارزيابي و نتيجه‌گيري افزايش پيدا كند.

به اين ترتيب ارزيابي مستمر از عملكرد كاركنان يك شركت طي دوران‌ كاري ضروري به نظر مي‌رسد. منظور از ارزيابي عملكرد، فرآيندي است كه به وسيله آن كار كاركنان در فواصلي معين و به طور رسمي مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد.

شناخت كاركنان قوي و اعطاي پاداش به آنها و از اين طريق ايجاد انگيزه براي بهبود عملكرد آنان و ساير كاركنان از جمله علل اصلي ارزيابي عملكرد است.

از اطلاعاتي كه در نتيجه ارزيابي عملكرد كاركنان به دست مي‌آيد مي‌توان در برنامه‌ريزي نيروي انساني، كارمنديابي و انتخاب، آموزش و تربيت كاركنان، تعيين مسير شغلي، حقوق و مزايا و شناخت استعدادهاي بالقوه كاركنان استفاده نمود.

آخرين محرك انگيزه در كاركنان سازمان كه مورد بررسي قرار خواهد گرفت فرآيند آموزش است. هدف از آموزش آن است كه با افزودن به دانش شغلي فرد يا با آموزش مهارت‌ها و تخصص‌هاي به خصوص، رفتار و نگرش او در جهت مطلوب يعني نيل به اهداف سازماني تغيير كند، براي نيل به اهداف، هر سازماني بايد كادري از نيروهاي لايق و كارآمد در اختيار داشته باشد.

از اين رو لازم است افرادي كه به استخدام سازمان در مي‌آيند، علاوه بر برخورداري از آموزش رسمي و همگاني، به آموزش تخصصي و حرفه‌اي نيز دست يابند تا دانش فني و مهارت‌هاي لازم را براي انجام شايسته وظايف محوله به دست آورند.

آموزش خواست افراد تازه وارد نيست، بلكه براي كاركنان با سابقه و با تجربه نيز بايد بنا به ضرورت، دوره‌هايي ترتيب داد. در واقع تمام كاركنان در طول عمر كاري خود بايد به طور مداوم و مستمر آموزش ببينند تا در سمتي كه انجام وظيفه مي‌نمايند حداكثر كارايي و بهره‌وري را داشته باشند.

منبع : اینترنت

يكي از اهداف اوليه در هر دوره آموزشي، ايجاد طرز فكر صحيح نسبت به كار و سازمان است و انتظار مي‌رود پس از پايان دوره، بينش و نگرشي در كاركنان به وجود آمده باشد تا رفتار آنها را در جهت مطلوب و همكاري موثر با سازمان تغيير دهد و ذهن آنان طوري شكل گيرد كه از اهداف سازمان پشتيباني نمايند.