دنياي الکترونيکي و بازنگري در رفتار سازماني

عنوان مقاله: دنياي الکترونيکي و بازنگري در رفتار سازماني
مولف/مترجم: مترجم: علي حسين زاده
موضوع: فناوري اطلاعات / رفتار سازماني
سال انتشار(ميلادي): 2004
وضعيت: تمام متن
منبع: prenhall.com/division/bp/robinsg/eworld.doc
تهيه و تنظيم: پايگاه مقالات مديريت  www.SYSTEM.parsiblog.com
چکيده: در اين مقاله سعي بر آن است تا اثر دنياي الکترونيکي بر رفتار سازماني بررسي شود که تحقيقات کمي در اين مورد انجام شده است. آنچه که در اينجا ذکر مي شود، مطالعه برخي تحقيقات و مقايسه آنها با برخي از مشاهدات، حدسها و گمانها در اين عرصه است. در اين مقاله با اين موضوع آشنا خواهيم شد که چطور کامپيوتر و اينترنت هرچيزي را از رهبري تا توازن کار و خانواده تحت تاثير قرار مي دهند.

سازمان الکترونيکي چيست؟
دو واژه اي کــــــه به نظر موجب ابهام مي شوند تجارت الکترونيکي و کسب و کار الکترونيکي هستند(1). واژه تجارت الکترونيکي درحال تبديل شدن به يک برچسب استاندارد براي تشريح جنبه فروش کسب و کار الکترونيکي است. تجارت الکترونيکي ارائه محصولات و دريـــافت سفارشات را در سايت هاي وب را دربرمي گيرد. اکثر مقالات و رسانه ها به اينترنت در کسب و کار به عنوان مکاني براي خريد - بازاريابي و فروش محصولات و خدمات تحت آن توجه کرده اند. زماني که شما مي شنويد که تعداد زيادي از افراد از اينترنت خريد مي کنند و يا اينکه سازمانها مي توانند سايت هاي وبي را ايجاد کنند که در آن مي توانند محصولاتشان را به فروش برسانند، مبادلاتي را انجام دهند و پرداختها را وصول و سفارشاتي را بگيرند شما درباره تجارت الکترونيکي مي شنويد. تجارت الکترونيکي تغيير شگرفي را در ارتباطات سازمان با مشتريانش ايجاد کرده است، و به طور سرسام آوري درحال گسترش است. حجم جهاني تجارت الکترونيکي 111 ميليارد دلار در سال 1999 بود و اين ميزان در سال 2003 به 1/3 تريليون دلار مي رسد(2).
در مقايسه با تجارت الکترونيکي، کسب و کار الکترونيکي به طيف کاملي از فعاليتهاي دخيل، در يک سازمان موفق مبتني بر اينترنت اشاره دارد. به مفهوم دقيقتر، تجارت الکترونيکي زيرمجموعه کسب و کار الکترونيکي است. کسب و کار الکترونيکي شامل ايجاد استراتژي هايي براي اداره شرکتهاي مبتني بر اينترنت، ايجاد زنجيره هاي عرضه منسجم، همکاري با شريکان به طور الکترونيکي براي هماهنگي بين طراحي و توليد، شناسايي نوعي متفاوت از رهبر براي اداره کسب و کار مجازي، چالش پيداکردن افراد ماهر براي ساخت و به کارانداختن اينترانت ها و سايت هاي وب و پشتيباني از آنهاست. کسب و کار الکترونيکي، شامل خلق بازارهاي جديد، يافتن مشتريان جديد و در کنار اين موارد تلاش براي دسترسي به ترکيب بهينه اي از کامپيوتر، وب وکاربردهاست.
يک کسب و کار الکترونيکي، اينترنت و اينترانت هاي دروني را براي گشودن کانال هاي ارتباطاتي يک سازمان استفاده مي کند، و اين امکان را فراهم مي آورد که اطلاعات، منسجم و توزيع شوند و به مشتريان، توليدکنندگان، کارکنان و ديگران اجازه مي دهد تا با سازمان بــه طور زنده ارتباط برقرار کنند.
لازم است تا درباره درجه دخيل بودن کسب و کار الکترونيکي در يک سازمان بينديشيم. سازمانهايي نظير آمازون دات.کام، اي ترد (E.TRADE) و پتسمارت (PETSMART) و نظاير آن، ده ســــال قبل وجود نداشتند. آنها به طورکلي انقلاب اينترنت را ايجاد کرده اند. مشتريانشان هرگز به طور فيزيکي در فروشگاههايشان قدم نمي زنند هرگز کارمندي را نمي بينند. اينها نمونه هايي از سازمانهاي کاملاً اينترنتي هستند. تنها منبع درآمد آنها، مبتني بر تعاملات اينترنتي است.
يک کاربرد فزاينده از کسب و کار الکترونيکي که توجه رسانه ها را خيلي جلب نکرده است، استفاده از اينترنت، صرفاً براي اداره يک سازمان درحال فعاليت است. درواقع ميليونها سازمان وجود دارند که کالايي را تحت اينترنت نمي فروشند اما کــــــاربردهاي کسب و کار الکترونيکي را براي بهبود ارتباطات با سهامداران داخلي و خارجي و انجام بهتر فعاليتهاي کسب وکار سنتي استفاده مي کنند. همان طور که مفاهيم رفتار سازماني به همه سازمانها مربوط است، الکترونيکي شدن نيز صرفاً ويژگي سازمانهاي غيرانتفاعي نيست. بنابراين، در اينجا ما از واژه سازمان الکترونيکي استفاده مي کنيم که صرفاً مختص سازمانهاي غيرانتفاعي نيست بلکه همه سازمـــــانها را در برمي گيرد. در اينجا سوال اين است که چه چيزي درباره سازمانهاي الکترونيکي منحصر به فرد است؟ قبل از اينکه بتوانيم درباره سازمانهاي الکترونيکي و اينکه چطور آنها بر مباحث رفتار سازماني تاثير مي گذارند حرفي بزنيم، لازم است، مطالبي که درباره سازمانهاي الکترونيکي منحصربه فرد است را بيان کنيم. اين مطالب در شش قانون جديد کسب و کار الکترونيکي خلاصه مي شوند.
1 - هيچ قانوني وجود ندارد که توسط همه پذيرفته شده باشد. هيچ مدل يا برنامه استراتژيک مشخصي براي کسب و کار الکترونيکي وجود ندارد. کاري که در ماه مارس انجام شده ممکن است در ماه مه، به طورکلي حذف شود. کسب و کار الکترونيکي در ابتداي راه قرار دارد و برنــــــامه ريزان نيازمند تجربه اندوزي هستند.
2 - مزيت به پيشتازان مي رسد. به مصداق دنياي واقعي، پرنده اي که اول به طعمه برسد آن را مي گيرد. در تجارت الکترونيکي نيز چنين حالتي وجود دارد. اقتصادهاي تجارت الکترونيکي با يک حاشيه کوچک و اوليه در بازار مي توانند يک مزيت بلندمدت با ارزشي را فراهم آورند. اينترنت مزاياي بسياري را براي عده زيادي از نقش آفرينان در يک بازار فراهم مي سازد.
3 - موفقيت به سرعت از دست مي رود. هرچقدر سرعت داشته باشيد باز به اندازه کافي سريع نيستيد. قبلاً «بزرگ، کوچک را مي بلعيد» اما امروز «سريع، کند را مي بلعد». رقابت سازمانها را بلافاصله مواجه با تصميم گيري سريع، ايجاد محصولات وخدمات جديددر زمان اعلام شده، حرکت با شتاب به سمت بازارها، و پاسخ به اقدامات رقابتي مي کند. نگــرش قديمي «آماده - هدف - آتش» با «آتش - آماده - هدف» جايگزين مي شود.
4 - قيمتها تحت فشار دائمي قرار دارند. هزينه پايين تر ساختار سازمانهاي مبتني بر اينترنت به آنها اجازه مي دهد تا محصولاتشان را نسبت به سازمانهاي سنتي پايين تر قيمت گذاري کنند. و اينترنت مقايسه خريد فوري را (در سايت هاي مقايسه - خريد از قبيل «پرايس اسکن دات کام» و «ماي سايمون دات کام) فراهم مي کند. اينترنت بر سودهاي اضافي که به علت کمبود زمان يا اطلاعات لازم براي پيداکردن فروشنده، با پايين ترين قيمت بر مشتـــــريان تحميل مي شود، فشار وارد مي کند.
5 - مکان مطرح نيست. در گذشته افرادي را که سازمانها استخدام مي کردند، توليدکنندگان و مشتريان عموماً توسط محيط جغرافيايي تعيين مي شدند. براي مثال، سازمانها کارکنان خود را ترغيب مي کردند که در نزديکي محل کار خود زندگي کنند. اکنون کارفرمايان در محلهاي دور به بهترين و باهوش ترين افراد دسترسي دارند و افراد با استعداد هرگز مجبور به ترک محل سکونتشان براي تعقيب فرصتهاي شغلي به مکانهاي خيلي دور نيستند.
6 - اطلاعات منسجم همه چيز است. اينترنت و اينترانت ها روشي را که اطلاعات به درون سازمانها انتقال پيــــدا مي کرده اند را تغيير داده اند. سيستم هاي اطلاعات باز و منسجم، سلسله مـــراتب هاي سازماني سنتي را دور مي زنند و براي کارمندان و مديران کار پيگيري پروژه ها را تسهيل، تصميم گيري دروني را همگاني و سازمانها را به توليدکنندگان، شريکان و مشتريان متصل مي کنند.
علاوه بر اين، شش تفاوت، بايستي آنچه را که تناقض سازمان الکترونيکي نام دارد را مطرح کرد. سازمانهاي الکترونيکي همچنين به خاطر اينکه دو فرايند متناقض با هم را در يک زمان به انجـــام مي رسانند، منحصر به فرد محسوب مي شونـــد. آنها انزواي کارمندان را افزايش مي دهند درعين اينکه اجتماع آنها را هم فراهم مي کنند. اينترنت انزواي اجتماعي را به وجود مي آورد، و اين اثرات زيادي بر رفتار کار دارد. اما تعدادي از متخصصان در طراحي اطلاعات و کار استدلال کرده اند که اينترنت همچنين گروههــاي افراد هم فکر و هم سليقه را ايجاد مي کند(3). اينترنت شبکه هاي اجتماعي را با شکستن مـــوانع سازماني و جغرافيايي ساخت دهي مجدد مي کند. اينترنت به کارمندان اجازه مي دهد تا به سهولت با ديگران در سازمانشان و خارج از آن همکاري کنند. براي مثال، تصميمات اخير توسط شرکتهاي «فورد موتورکو» و «دلتاايرلاين» اين بوده است که به کارکنانشان کامپيوترهايي ارائه کنند که بتوانند با يک حق عضويت به اينترنت دسترسي پيدا کرده به طوري که توانايي اشان را براي ارتباط با همديگر افزايش داده و احساس همکاري را بين آنان تسهيل کند و مديريت نيز بتواند به آساني با آنان ارتباط برقرار سازد. البته اين امر همچنين باعث مي شود که کارکنان آسانتر شکايــــــات را با هم درميان گذاشته به گونه اي که بتوانند به طور گروهي در مقابل مديريت متحد شوند.

اثرات سازمانهاي الکترونيکي بر کارمندان
اثرات سازمانهاي الکترونيکي بر کارمندان چيست؟ اگر شما اطلاعاتي را درباره کارکنان سازمانهاي الکترونيکي مي خواهيد بهتر است که کتاب «بندگان شبکه» را مطالعه کنيد(4). نويسندگان اين کتاب خاطرنشان مي کنند که اکثر ميليونها کارگر در سازمانهاي الکترونيکي درحال بندگي در فروشگاههاي طاقت فرساي الکترونيکي با ساعات کار طولاني و با فشارهاي بالا و امنيت شغلي کم هستند.

سازمانهاي الکترونيکي و مباحث رفتار سازماني:
 خوب اجازه دهيد بر مسائل خاص متمرکز شويم. اينکه چطور سازمانهاي الکترونيکي جديد بر مباحث رفتار سازماني از قبيل رهبري، انگيزش و ارتباطات تاثير مي گذارند؟

رهبري الکترونيکي:
 آيا رهبري در يک سازمان الکترونيکي متفاوت از يک سازمان سنتي است؟ مديران سازمانهاي الکترونيکي که در هر دوي اين سازمانها کار کرده اند، اين تفاوت را تائيد مي کنند. آنهـــــا قائل به چهار تفاوت مي شوند. تصميم گيريهـــاي سريع، وجود چشم اندازي از آينده، انعطاف پذيري و توانايي براي تامين انتظارات بالا.

تصميم گيريهاي سريع:
مديران در همه سازمانها، هرگز تمام اطلاعــاتي را ندارند که هنگام تصميم گيري لازم دارند. اما مسئله در سازمانهاي الکترونيکي جدي تر است. جهان درحال حرکت سريع و رقابت شديد است. رهبران در سازمــــانهاي الکترونيکي خود را به عنوان دوندگاني مي بينند که از همقطارانشان در سازمانهاي غيرالکترونيکي فاصله زيادي دارند. آنها مکرراً واژه عصر اينترنت را مطرح مي کنند - که اشاره به يک محيط کاري پرشتاب دارد. رهبران سازمان الکترونيکي امروزه بـــــراي تصميم گيري مجبورند از جمع آوري اطلاعات ازطريق روشهاي سنتي بپرهيزند. در عصر اينترنت اين کار غيرقابل انجام است.

تمرکز بر آينده نگري:
 بنيانگذار شرکت «پرايس لاين دات کام» مي گويد مسائل امروزي را فراموش کنيد: شما به مرحله اي رسيده ايد که بايستي دائماً بر ايجاد مسائل آينده متمرکز شويد. اين مستلزم رهبري مبتني بر چشم انداز و يک درک عميق است از اينکه چطور فناوري، درحال تغيير شغل رهبر است. بهترين رهبران يک نقشه ذهني از صنعت، فرصتها و ضعفها ترسيم مي کنند و آنها اين نقشه ذهني را دائماً بررسي مي کنند.
رهبري مبتني بر چشم انداز بي ترديد در هر سازمانـــي مهم است. اما در يک محيط پرجنب و جوش افراد نياز بيشتري به چنين رهبراني دارند. قوانين و سياستها و رويه هايي که، سازمانهاي سنتي تر را ترسيم مي کنند جهت را به کارمندان نشان داده و عدم اطمينان را براي آنها کاهش مي دهند، اين چنين دستورالعملهاي رسمي شده اي معمولاً در سازمانهاي الکترونيکي وجود ندارند. بنابراين، وظيفه مديران الکترونيکي اين خواهدبود که ازطريق چشم اندازشان، جهت حرکت را ارائه دهند.

حفظ انعطاف پذيري:
رهبران الکترونيکي نياز به انعطاف پذيري بالايي دارند. آنها مجبورند تا با فراز و نشيبهاي سازگاري داشته و زماني که متوجه مي شوند که کار بـــــه درستي انجام نمي شود، سازمانشان را تغيير جهت بدهند. آنها مجبور هستند تا تجربه اندوزي را تشويق کنند.

چيره شدن بر انتظارات بالا:
 سرانجام رهبران الکترونيکي در يک دنيايي با انتظارات بالا زندگي مي کنند. سرمايه گذاران خصوصاً در شرکتهاي «دات کــام» انتظار رشد سريع سرمايه اشان را دارند و زماني که يک کسب و کار الکترونيکي عمومي مي شود به طور شگفت انگيزي انتظارات بالاي بازار، به رهبران براي انجـــــــام تعهدات فشار زيادي وارد مي آورند. بازار براساس انتظارات و نه واقعيات شکل مي گيرد.

ساختار الکترونيکي:
 تئوري اقتضائي را فراموش کنيد. سازمانهاي الکترونيکي منحصراً به ساختارهاي ارگانيک متکي هستند. آنها نياز شديد به ارتباطات عمـــودي، افقي، مورب، تيم هاي فراسلسله مراتبي و وظيفه اي و رسميت پايين براي کسب انعطاف پذيري و آزادي عمل دارند. سازمانهاي الکترونيکي مبتني بر ساختارهاي تيمي هستند که حول پروژه ها طراحي مي شوند. اين چه مفهومي براي کارمندان دارد؟ افراد درگذشته نياز به ساختاري داشتند که به طور کليشه اي توسط شرحهاي شغل، قوانين و رويه ها و ميل سرپرستان موجود تعيين مي شد که اين نوع ساختار در سازمانهاي الکترونيکي دوامي ندارد. اين سازمانها نياز به کارمنداني دارند، که تحمل ابهام را داشته و بتوانند در آشوب رشد کرده و مهارتهاي تيمي قوي را دارا باشند.

تصميم گيري:
در اين مـــــورد مي توان دو پيش بيني را ارائه کرد. اول مدل هاي تصميم گيري فردي احتمالاً به طور فزاينده اي براي اين سازمانها منسوخ مي شوند. سازمانهاي الکترونيکي گروههاي مبتني بر تيم هستند به همين خاطر مدل هاي تصميم گيري گروهي مناسب تر هستند.
دوم مدل هاي تصميم گيري تحليلي و مبتني بر تفکر که بر ادبيات مديريت استراتژيک تسلط دارند - بــــا مدل هاي فعال جايگزين مي شوند. هيچ مدل کسب و کار باثباتي براي سازمانهاي الکترونيکي وجود ندارد. موفقيتها براي شرکتهايي است که به تجربه اندوزي بها مي دهند و آنهايي که آزمايش وخطا را به کار برده و قادرنــــــد به سرعت اطلاعات را جمع آوري و جذب کنند و کساني که شکست را مي پذيرند و از آن درس مي گيرند.

انتخاب کارمند:
 امروزه استخدام افراد خوب، خصوصاً براي سازمانهاي الکترونيکي يک چالش محسوب مي شود. اين سازمانها نياز به گروهي خاص از افراد دارند که بايستي توانايي اين را داشته باشند تا بتوانند در فرهنگهاي دشوار شرکتهاي الکترونيکي باقي بمانند. به علاوه تعداد افرادي که مي توانند کسب وکار الکترونيکي را درک کنند کم است و به همين خاطر اين افراد مي توانند هر کجايي بروند که تمايل دارند. سرانجام رشد سريع، نياز به استخدام انبوه را موجب مي شود. بنابراين، تامين متقاضيان شايسته، محدود شده است. اکثر شرکتهاي کسب و کار الکترونيکي يک روش تهــاجمي را براي استخدام افراد به کار مي گيرند. آنها مديران ارشد را بيش از شرکتهاي سنتـــي درگير اين مسئله مي کنند و به طور فعال تري متقاضيان با صلاحيت را جستجو مي کنند. زماني که متقاضيان شناسايي مي شوند، سازمانهاي الکترونيکي نياز دارند تا به دقت کانديداهاي نهايي را براي حصول اطمينان از سازگاري مناسب با فرهنگ سازمان بررسي کنند. سازمانهاي الکترونيکي تابع خصوصيات فرهنگي مشترکي از قبيل محيط کاري غيررسمي، روحيه تيمي، فشارهاي شديد براي تکميل سريع و به موقع پروژه ها و توانايي کار 7-24 (24 ساعت روز، 7 روز هفته) هستند. ابزارهاي انتخاب از قبيل آزمونها، مصاحبه ها و معرفي نامه ها بايستي افرادي را که نمي توانند در تيم موثر بوده و بر ابهام و استرس غلبه کنند را شناسايي کنند.

جامعه پذيري:
 زماني که کارمندان جديد استخدام مي شوند، لازم است تا نسبت به کسب وکار الکترونيکي اجتماعي شوند. اين مرحله تغيير براي کارمندان جديد ايجاد چالش مي کند، چرا که آنها تازه وارد، با تجربه کاري محدود و درک پايين از فعاليت کسب و کار الکترونيکي هستند. اين شکل حتي براي افرادي که در سطح مديريتي نيز به کارگرفته مي شوند نيز وجود دارد. اگرچه اين افراد از تجربه کاري بالا برخوردارند، ليکن چون از محيطهاي کاري سنتي آمده اند، بنابراين، مدتي طول مي کشد تا با حال و هواي سازمانهاي الکترونيکي سازگار شوند.

نگهداري و انگيزش:
زماني که استخدام صورت گرفت کسب و کارهاي الکترونيکي مواجه با وظيفه نگهداري کارمندان شايسته مي شوند. همان طوري که قبلاً ذکر کرديم، اين براي سازمانهاي الکترونيکي يک چالش محسوب مي شود، چرا که تقاضا براي اين نوع از افراد زياد است. اين افراد گزينه هاي جالب توجهي براي استخدام در سازمانهاي ديگر دارند. کارفرمايان ساير شرکتها، احتمالاً به طور تهاجمي سعي در جذب آنها مي کنند. ترک شغل خصوصاً به شرکتهاي کسب و کار الکترونيکي صدمه مي زند، به خاطر اينکه آنها شديداً متکي به تيم ها هستند. تيم ها زماني که از افراد با تجربه کاري مشابه، برخوردار باشند موثرتر هستند. پتانسيل براي دريافتهاي ناعادلانه بين کارمندان در سازمانهاي مبتني بر اينترنت خيلي شديد است. براي دستيابي به کارمندان با مهارتهاي کمياب، خصوصاً طراحان و مهندسان نرم افزار، شرکتها مجبور به ارائه پاداشهاي منعطف و حق انتخاب سهام و حقوقهاي بالا هستند. کارمندان ديگر، بسيار کمتر اين نوع رفتار خاص را مي بينند. اين، پتانسيل لازم را براي سرکوب انگيزش کساني که احساس مي کنند با آنها به طور ناعادلانه رفتار شده است فراهم مي کند. در اينجا مسائل بالقوه انگيزش را ذکـــــر مي کنيم که از مقايسه هاي درون سازماني به وجود مي آيند. زماني که شما مي بينيد افراد، باتجربه، سن و توانائيهاي مشابه شما مبالغ هنگفتي بابت کارشان در يک سازمــــان مبتني بر اينترنت مي گيرند درحالي که شما دريافت کمي داريد چه احساسي داريد؟ اين رفتار ناعادلانه، به روحيه پايين بعضي از کارکنان منجر مي شود. همچنين اين رفتار ناعادلانه مي تواند به نيروي کار ناراضي منجر شود که احساس مي کند از حقوق خود محروم شده است.
بنابراين، سازمانهاي الکترونيکي براي انگيزش کارکنان و حداقل کردن ترک خدمت آنان چه مي توانند، انجام دهند؟ جواب اين است که پروژه هاي چالشي براي آنها ارائه تا بر روي آن کار کنند، به کارکنان آزادي عمل بدهند تا تصميم گيري کنند، حمايت لازم را براي موفقيت تيم ها انجام دهند، برنامه هاي حقوق و دستمزد جذابي ايجاد کنند که به وفاداري پاداش مي دهند.

ارتباطات:
سازمانهاي الکترونيکي نه تنها به کارکنانشان اجازه داده، بلکه آنها را تشويق به ارتباط مستقيم و بدون کانال هاي ارتباطي با يکديگر مي کنند. کارکنان مي توانند فوراً هر وقت با هرکس و هر کجا ارتباط برقرار کنند. اين سيستم ارتباطات باز، سلسله مراتبهاي اختيار سنتي را ناديده مي گيرد و مفاهيم ارتبــاطات ميان فردي از قبيل اختلاف بين شبکه هاي رسمي و غيررسمي، ارتباطات غيرکلامي و غربال کردن را از بين مي برند. جنبه منفي اين شبکه ارتباطات باز بار اضافي ارتباطات است. ايــــــن اختلالات ارتباطي بي شمار امروزي وقت ارزشمنــد کارگران را مي گيرد و ممکن است توانايي آنان را براي تمرکز از بين ببرد.

اعتمـــادسازي:
 رفتار سازماني اخيراً اعتماد را به عنوان يک موضوع اصلي تحقيق کشف کرده است. اگرچه اعتمادسازي در سازمانهاي سنتي مهم است، اما آن در سازمانهاي الکترونيکي مهمتر است. چرا؟ مطالعات نشان مي دهند که اهميت اعتماد تحت شرايط تغيير و بي ثباتي افزايش مي يابد(5). و اين واژه ها شاخصه هاي سازمانهاي الکترونيکي هستند. زماني که قوانين، سياستها و هنجارهـــا و اعمال سنتي بي ثبات يا نامشخص هستند، افراد متوسل به روابط شخصي براي راهنمايي مي شوند. و کيفيت اين روابط عمدتاً توسط سطح اعتماد تعيين مي شود.

مشروعيت بخشيدن به احساسات:
موضوع احساسات نيز جديداً به مباحث اصلي رفتار سازماني اضافه شده است. احساسات اساساً در حوزه رفتار سازماني ناديده گرفته شده بودند به خاطر اسطوره عقلانيت و اعتقاد به اينکه احساسات از هر نوعي درکار مخرب است. اصولاً سازمانها به عنوان ابزاري براي اقدامات منطقي نگريسته مي شدند و به همين دليل احساسات هيچ جايي در اين دنياي آرماني منطقي شده نداشتند. البته اين باور از روي ناآگاهي بوده است. احساسات قسمتي از زندگي سازماني هستند. افراد احساساتشان را در بيرون از سازمان نمي گذارند زماني که آنها سرکار مي آيند
آيا احساسات در سازمانهاي الکترونيکي مهمتر از سازمانهاي سنتي است؟ ممکن است پاسخ مثبت باشد. سازمانهاي الکترونيکي به افراد اجازه مي دهند تا با همديگر در مکانها و زمانهاي متفاوت کـــار کنند. اين موضوع منزوي سازي اجتماعي را ايجاد مي کند. به علاوه تغيير سريع و بي ثباتي شاخص سازمانهاي الکترونيکي است. اين شرايط نياز به اجتماع بين کارمندان و پيوندهاي احساساتي قوي را به وجود مي آورد. افراد نياز دارندکه به طور باز احساسات را با همکاران تسهيم کنند. درحالي که سازمانهاي سنتي ممکن است با تشويق کارکنان به غلبه بر احساساتشان موثرتر عمل کنند، سازمانهاي الکترونيکي ممکن است زماني کاراتر باشند که کارکنان براي بيان احساساتشان، احساس آزادي کنند.

طراحــي کار:
اينترنت به عنوان قسمتي از چشم اندازگسترده تر شبکه هاي ارتباطاتي به شکل دهي مجدد محيط کار و طراحي مجدد شغل کمک مي کند.
اينترنت نقل و انتقال از راه دور را آسانتر کرده است. اين امر به ميليونها کارگر اجازه مي دهد تا مشاوران کارگزار آزادي باشند که در پروژه هاي مجازي بدون حتي قدم گذاشتن در محيط فيزيکي سازمان کار کنند. اما اين چيز مثبتي است که در رابطه با سازمانهاي الکترونيکي مطرح است. اما جنبه منفي سازمانهاي الکترونيکي درمورد طراحي کار عبارتند از: ساعتهاي طولاني و بيرحمانه کار، دسترسي به اينترنت به عنوان يک اتلاف کننده وقت کارمند و مسئوليتهاي فيزيکي مربوط به کار طولاني با کامپيوتر. ما قبلاً به ساعتهاي طولاني کار اشاره کرديم که نوعاً سازمانهاي الکترونيکي از کارکنانشان مي خواهند، با وجود اين، بعضي کارکنان در 12 ساعت کار روزانه، يا 6 و 7 روز هفته موفق هستند، اما اکثراً اين گونه نيستند و براي چنين افرادي اين برنامه هاي کاري فشرده موجب تحليل توانشان مي شود و کارکنـــان خسته، مضطرب و داراي استرس مي شوند. اين امر مي تواند سلامتي و بهره وري کارمندان را تحليل برده و نهايتاً به ناکارآمد شدن آنها بينجامد.
به علاوه بسياري از کارکنان کامپيوترهايي دارند که به اينترنت متصل است و موجب اتلاف زمان کار مي شود. کارکنان درحال جستجو دراينترنت، گپ زني با دوستان، گفتگوهاي خودماني در اتاقهاي گپ، و رفتارهاي ديگري هستندکه بهره وري را کاهش مي دهند. براي مثال مطالعات نشان مي دهد که به طور متوسط کارمندي که به اينترنت دسترسي دارد 90 دقيقه در روز را صرف جستجو دراينترنت مي کند. کارکنانيکه تمام روزشان را در نشستن جلوي کامپيوتر سپري مي کنند نسبت به شماري از پيامدهاي منفي آسيب پذير هستند (6) براي مثال کاربران کامپيوتـــــــري که نزديک مانيتورهايشان مي نشينند، خستگي و ضعيف شدن چشمانشان را موجب مي شوند.

توازن کار - خانواده:
 داستان مشهوري در شرکت مايکروسافت وجود دارد و آن اين است که در ساعت 8 شب زماني که برنامه ريز جوان در حال قدم زدن در راهرو بود به بيل گيتس رسيد. «گيتس» از او پرسيد کجا مي روي، مرد جوان پاسخ داد، زمان رفتن به خانه است. من 12 ساعت مشغول کار بودم. بيل گيتس با تعجب گفت آه فقط نصف روز کار مي کني؟
تعداد زيادي از کارکنان 12 ساعت را در يک روز به کار اختصاص مي دهند. و 6 و 7 روز هفته را کار مي کنند. سازمانها با فناوري پيشرفته تر، خصوصاً سازمانهاي مبتني بر اينترنت، درحال گسترش فرهنگهاي دائم الکار (WORKAHOLIC) هستند. افزايش توانايي فناوري در جدايي خطوط کار و خانواده و افزايش بي رويه در زوجهاي دوشغله، بحران بالقوه اي را ايجــاد مي کند.
افراد به طور فزاينده اي درمي يابند که کار به زندگي شخصي شان لطمه مي زند. و بسياري اين شيوه زندگي را زير سوال مي برند. توازن بين زندگي کاري و زندگي شخصي احتمالاً مهمترين بحث در دهه آينده باشد.
اخلاقيات و زندگي خصوصي: نظارت الکترونيکي کارکنان توسط کارفرمايان، موجب تقابل خواست کارفرمايان به کنترل، و ميل کارکنان به حفظ حريم شخصي خود شده است.نرم افزار پيچيده اي که اين نظارت را انجام مي دهد، تنها اين مشکل اخلاقي را افزوده که چه اندازه يک سازمان بايستي رفتارکارکناني که کارشان را به وسيله رايانه انجام مي دهند را نظارت کند (7).
کارفرمايان دليل آورده اند که آنها نياز به اين کنترل ها دارند. اين کنترل ها به آنها اجازه مي دهد تا مطمئن شوند که کارکنانشان درحال اتلاف وقت و يا انتشار اسرار سازمان نيستند و اينکه آنها بتوانند سازمان را در مقابل کارکناني که ممکن است، محيط نامساعدي را براي زنان يا اعضاي گروههاي اقليت به وجود آورند، محافظت کنند.


منابع:
1 - SEE, FOR INSTANCE, J.L. HAWKINS, “WHAT’S E-BUSINESS?” E-BUSINESS ADVISOR, JANUARY 1999, P.6, AND “FROM E-COMMERCE TO E-BUSINESS,” FORTUNE, AUGUST 16, 1999, PP.137-9.
2 - CITED IN THE INDUSTRY STANDARD, SEPTEMBER 20, 1999, P.208.
3 - SEE, FOR EXAMPLE, C. GRANTHAM, THE FUTURE OF WORK (NEW YORK: MCGRAW HILL, 2000).
4 - B.LESSARD AND S.BALDWIN, NETSLAVES: TRUE TALES OF WORKING THE WEB (NEW YORK: MCGRAW HILL, 2000).
5 - SEE, FOR INSTANCE, D.KRACKHARDT AND R.STERN, “INFORMAL NETWORKS AND ORGANIZATIONAL CRISIS: AN EXPERIMENTAL STIMULATION,” SOCIAL PSYCHOLOGY QUARTERLY, JUNE 1988, PP.123-40.
6 - SEE, FOR INSTANCE, E.WITCHEL, “A PAINFUL DEBATE FOR THE YEAR 2000, “THE INDUSTRY STANDARD, FEBRUARY 14, 2000, P.47.
7 - SEE, FOR INSTANCE, M.J. MCCARTHY, “YOU ASSUMED ‘ERASE’ WIPED OUT THAT RANT AGAINST THE BOSS? NOPE, “ WALL STREET JOURNAL, MARCH 7, 2000, P.A1.

 

رفتار سازمانی

 رفتار سازمانی

رفتار سازمانی علم مطالعه و کاربرد دانش درباره نحوه برخورد مردم، افراد و گروه ها در سازمانها می باشد. این کار با رویکرد سیستمی انجام می شود. یعنی روابط بین مردم و سازمانها را در ارتباط با کل افراد، گروه ها، سازمانها و سیستم های اجتماعی تشریح می نماید و هدف آن دستیابی به اهداف انسانی سازمانی و اجتماعی با ایجاد روابط بهتر می باشد.

● عناصر رفتار سازمانی

اساس یک سازمان برپایه فلسفه مدیریت، ارزش ها، بینش و اهداف می باشد و این عناصر خود از فرهنگ سازمانی که ترکیبی از سازمان رسمی و غیررسمی و محیط اجتماعی است نشات می گیرند،

▪ فرهنگ:

نوع رهبری، ارتباط و پویایی گروه ها را تعیین می کند. کارکنان فرهنگ را به مثابه کیفیت عمر کاری که به میزان انگیزه آنها جهت می دهد، نگاه می کنند. پیامد نهایی این کار، عملکرد، رضایت فردی، رشد شخصی و بهبود می باشد. همه این عناصر برای ایجاد مدل یا چارچوبی که سازمان بر مبنای آن عمل می کند با هم ترکیب می شوند.

● مدل های رفتار سازمانی

چهار مدل یا چارچوب اصلی وجود دارد که سازمانها بر مبنای آنها عمل می کنند که عبارتند از:

1) مدل استبدادی

مبنای این مدل، قدرت با گرایش مدیریتی اقتدار است. کارکنان به سوی فرمانبرداری گرایش داشته و به روسای خود وابسته اند. کارکنان نیاز دارند که وضعیت معیشت آنها در نظر گرفته شود. نتیجه عملکرد در این حالت حداقل است.

2) مدل مراقبتی

مبنای این مدل منابع اقتصادی با گرایش مدیریتی پول است. کارکنان تمایل به امنیت و سود داشته و به سازمان وابسته اند. کارکنان نیاز دارند که امنیت آنها در نظر گرفته شود. نتیجه عملکرد در این حالت مشارکت انفعالی است.

3) مدل حمایتی

مبنای این مدل رهبری با گرایش مدیریتی حمایت است. کارکنان تمایل به عملکرد شغلی و مشارکت داشته و نیاز دارند که شان و منزلت آنها در نظر گرفته شود.

4) مدل مشارکتی

مبنای این مدل مشارکت با گرایش مدیریتی کار گروهی است. کارکنان تمایل به انجام رفتار مسئولانه و خودنظمی دارند. کارکنان نیاز دارند که حس خودواقع بینی آنها در نظر گرفته شود. نتیجه عملکرد در این حالت، شور و ذوق تعدیل یافته می باشد.

اگرچه چهار مدل جداگانه وجود دارد ولی هیچ سازمانی فقط از یک مدل استفاده نمی کند. مدل اول استبدادی، ریشه هایی در انقلاب صنعتی دارد و مدیران در این حالت خارج از تئوری X آقای مک گریگور عمل می کنند. سه مدل بعدی با ساختن تئوری Y آقای مک گریگور آغاز شده است. از آنجائی که هر یک از این مدل ها در دوره های زمانی مختلف شکل گرفته اند، لذا بهترین مدل وجود ندارد. مدل مشارکتی نباید به عنوان آخرین و بهترین مدل انگاشته شود، اما می تواند به عنوان شروع یک مدل جدید یا پارادایم تلقی شود.

● سیستم های اجتماعی فرهنگ و فردگرایی

در یک سیستم اجتماعی، مجموعه پیچیده ای از روابط متعامل به شیوه های مختلف می باشد. در یک سازمان، سیستم اجتماعی همه افرادی را که در آن هستند و روابط آنها با همدیگر و دنیای بیرون را شامل می شود. رفتار یک عضو می تواند اثر مستقیم یا غیرمستقیم بر روی رفتار دیگران داشته باشد. نکته دیگر اینکه سیستم های اجتماعی مرز ندارند. آنها کالاها، عقاید، فرهنگ و... را با محیط اطراف مبادله می کنند.

▪ فرهنگ:

رفتار پذیرفته شده جامعه است که دربرگیرنده باورها، عادات، دانش و عمل می باشد.فرهنگ اگرچه به ندرت وارد بخش خودآگاه انسان می شود ولی بر رفتار انسان اثر می گذارد. مردم به فرهنگ به عنوان چیزی که به آنها ثبات، امنیت، درک و توانایی پاسخ به موقعیت های جدید را می دهد، متکی هستند.

به همین دلیل است که مردم از تغییر می ترسند. آنها از سیستمی که پویاست، واهمه دارند زیرا امنیت آنها را از بین برده و نمی توانند فرایندهای جدید را درک کرده و اینکه چگونه به موقعیت های جدید پاسخ دهند.

▪ فردگرایی:

زمانی است که کارکنان به طور موفقیت آمیزی نفوذ خود را بر روی یک سیستم اجتماعی با به چالش کشیدن فرهنگ اعمال می کنند.

نمودار نشان می دهد که چگونه فردگرایی اثرات متفاوتی بر سازمانها دارد:

1) جامعه گرایی و فردگرایی خیلی کم باعث انزوا می شود.

2) جامعه گرایی زیاد و فردگرایی کم باعث تایید می شود.

3) جامعه گرایی کم و فردگرایی زیاد باعث سرکشی و تمرد می شود.

4) فردگرایی خلاق:

درحالیکه سازمانها با هم رقابت دارند و تمایل دارند جامعه گرایی و فردگرایی زیاد را برای ایجاد محیطی خلاق داشته باشند.

این ابزاری است که برای بقا در یک محیط کاملا رقابتی بکار گرفته می شود. داشتن افرادی که با سازمان رشد می کنند.

فردگرایی برای حقوق فردی، شبکه های اجتماعی به هم پیوسته منعطف، خوداحترامی، پاداش ها و کارراهه فردی مساعد است. این حالت در خارج از خانه شماره یک در نمودار اتفاق می افتد.

سازمان بهترین می باشد؟ مساعد می باشد. سازمانها نیاز به مردمی برای ایجاد چالش، سوال و آزمایش دارند و این درحالی است که هنوز وجود فرهنگ است که افراد را در داخل یک سیستم اجتماعی مقید می نماید.

● بهبود سازمانی

بهبود سازمانی کاربرد سیستماتیک دانش و علم رفتاری در سطوح مختلف از قبیل گروه، ارتباطات بین گروهها، سازمان و غیره برای انجام تغییرات برنامه ریزی شده است و اهداف آن، کیفیت بالاتر عمر کاری، سازگاری و اثربخشی می باشد.

این کار با تغییر در نگرش ها، رفتارها، ارزش ها، استراتژی ها، رویه ها و ساختارها آنطوری که سازمان بتواند با فعالیت های رقابتی، پیشرفت های تکنولوژیک و سرعت زیاد تغییر در محیط سازگار شود، انجام می شود.

بهبود سازمانی هفت ویژگی دارد که عبارتند از:

1) ارزش های انسانی:

باورهای مثبت درباره استعداد و پتانسیل کارکنان (تئوری Y آقای مک گریگور).

2) سیستم مدار:

همه بخش های سازمان شامل ساختار، تکنولوژی و افراد باید با همدیگر کار کنند.

3) یادگیری تجربی:

تجربه های یادگیرنده ها در محیط آموزشی (کارآموزی) باید بخشی از مسائل انسانی باشید که در کار با آنها مواجه می شوند.

4) حل مساله:

مسائل تعریف شده، داده ها جمع آوری شده، عمل اصلاحی انجام می شود و تعدیلات و اصلاحات در فرایندهای حل مساله همانگونه که نیاز هست، ایجاد می شوند. این فرایندها به عنوان پژوهش در عمل شناخته می شوند.

5) گرایش اقتضایی:

عملیات انتخاب شده و متناسب با نیازها سازگار می شوند.

6) عامل تغییر:

تحریک، تسهیل و هماهنگی در تغییر.

7) سطوح مداخلات:

مسائل می تواند در یک یا چند سطح از سازمان واقع شوند، لذا استراتژی هم مستلزم یک یا چند مداخله گر می باشد.

● کیفیت عمر کاری

کیفیت عمر کاری مساعد یا نامساعد بودن محیط کاری است و هدف از آن بهبود مشاغل و شرایط کاری است که برای هر دوی کارمند و سازمان خوب باشد.

یکی از راه های انجام کیفیت عمر کاری، طراحی شغل می باشد.

برخی از گزینه های در دسترس برای بهبود طراحی شغل عبارتند از:

برای رهایی از ترک شغل در مشاغل یکنواخت باید افرادی را به کار گرفت که محیط ثابت و کار یکنواخت را دوست دارند. برخی از مردم از امنیت و نقش حمایتی این نوع مشاغل لذت می برند.

برای رهایی از ترک شغل باید پرداخت بیشتری به کارکنان صورت گیرد.

ماشینی و خودکار کردن مشاغل یکنواخت و استفاده از روباتها.

سرانجام حوزه ای که مورد علاقه بهبود سازمانی است و آن عبارت از طراحی مجدد شغل، می باشد.

در طراحی مجدد شغل دو طیف زیر وجود دارد:

1) توسعه شغلی

2) غنی سازی شغلی

▪ توسعه شغلی:

تنوع بیشتری از وظایف و فعالیت ها را به شغل اضافه می کند به طوری که شغل مذکور خسته کننده نباشد.

این کار باعث عریض تر شدن شغل می شود. یعنی تعدادی از وظایف مختلف را یک کارمند انجام می دهد. این کار را می توان به وسیله گردش شغلی هم انجام داد.

▪ از سوی دیگر، غنی سازی شغلی، محرک های بیشتری را اضافه می کند، به شغل عمق بیشتری می بخشد و شامل کنترل بیشتر، مسئولیت و صلاحدید درخصوص چگونگی انجام یک کار می باشد. این شیوه برخلاف توسعه شغلی که به آسانی تنوع بیشتر به کار می دهد، اختیارات بیشتر را که مورد نیاز کارمند هست به او می دهد.

نمودار تفاوت های فوق را نشان می دهد:

ازجمله مزایای غنی سازی شغلی عبارت است از:

▪ رشد فردی

▪ رضایت شغلی بهتر برای افراد

▪ افزایش خودواقع بینی در افراد

▪ عملکرد بهتر کارکنان برای سازمان

▪ به طور طبیعی کارکنان با انگیزه تری عاید سازمان می شود.

▪ کاهش غیبت، انتقالی و شکایت برای سازمان.

▪ استفاده کامل از منابع انسانی برای جامعه.

▪ جامعه صاحب سازمانهای موثرتری می شود.

شیوه های متنوعی برای بهبود غنی سازی شغلی وجود دارد که از آن جمله عبارتند از:

1) تنوع مهارت:

انجام وظایف مختلفی که مستلزم مهارتهای مختلف است. این با توسعه شغلی که ممکن است مستلزم کارکنانی باشد که وظایف بیشتری را انجام می دهند، تفاوت دارد، اما مستلزم مجموعه ای از مهارت های مشابه است.

2) شناسایی وظیفه:

ایجاد یا انجام اجزای کامل یک کار، این عمل حس تکامل و مسئولیت را در قبال کالا یا کار افزایش می دهد.

3) اهمیت وظیفه:

این مفهوم عبارت از مقدار اثری است که کار روی افراد دیگر دارد، آنطوری که کارکنان آن را درک می کنند.

4) استقلال داخلی:

این شیوه به کارکنان اختیار و کنترل فراتر از تصمیمات مرتبط با مشاغل را می دهد.

5) بازخورد:

اطلاعاتی که بیان می کند کارکنان چگونه در حال انجام کار هستند. این عمل می تواند به طور مستقیم از طریق شغل (بازخورد وظیفه ای) یا به شکل شفاهی (زبانی) و یا شیوه های دیگر انجام شود.

طهمورث بستانی املشی (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی)

مجله گسترش صنعت

فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش

فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش


نويسنده: رحيم آصفي املشي- كارشناسي ارشدبرنامه ريزي آموزشي

فناوري اطلاعات و ارتباطات به مثابه بخشي از فرايند ياددهي- يادگيري به سه شكل به كار مي رود، يكي به مثابه هدف، ديگري به مثابه رسانه (ندرلندز، 1992) و مورد سوم به مثابه ابزاري كه اغلب براي سازمان و مديريت در مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد.
  ۱ - فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان هدف
    كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش به صورت يك هدف، به يادگيري مجدد فناوري اطلاعات و كاربرد آن در جامعه اشاره دارد و عمدتا به دروس خاصي از قبيل آموزش رايانه يا انفورماتيك، محدود نمي شود. بلكه فناوري اطلاعات و ارتباطات به صورت يك هدف به طور وسيعي در برنامه هاي درسي مدارس، بويژه در مدارس متوسطه به كار برده مي شود. با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات به مثابه يك هدف درسي، دانش آموز با مهمترين دروندادها و بروندادهاي فناوري اطلاعات كه پديده اي مهم ولي پنهان در جامعه است، آشنا مي شود، و هدف از آموزش آن جلوگيري از بي سوادي در رايانه است. 
   ۲ - فناوري اطلاعات و ارتباطات به مثابه رسانه اي براي ارتقاي فرآيند يادگيري
    شكل ديگر كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات استفاده از آن به مثابه رسانه اي براي تدريس و يادگيري است. رسانه اي كه از طريق آن معلمان بتوانند تدريس كنند و فراگيرندگان ياد بگيرند. فناوري اطلاعات و ارتباطات به صورت يك رسانه به اشكال گوناگون ظاهر مي شود.
     اشكالي مثل تمرين هاي علمي، شبيه سازي، تدريس خصوصي، نظام هاي يادگيري انفرادي، شبكه هاي آموزشي، برنامه هاي چند رسانه اي، نظام هاي تهيه و تدوين آزمون و ... .
     از فناوري اطلاعات و ارتباطات معمولابه مثابه رسانه اي كه تنها به محتوا محدود نمي شود و در هر جايي به فرايند تدريس و يادگيري كمك مي كند، ياد مي كنيم. كاربرد واقعي و رايج فناوري اطلاعات و ارتباطات به صورت يك رسانه بسيار نادر است، اگرچه علاقه فزاينده اي براي استفاده از آن وجود دارد.
    بديهي است كه با بهره گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرايند يادگيري (به صورت يك رسانه يادگيري) شالوده و ساختار يادگيري تغيير خواهد كرد، و اين امر فقط در ارتباط مستقيم با تغيير در نقش هاي معلم و دانش آموز و تحول ساختار محتوا امكان پذير است تا بتوان از توان بالقوه اي كه فناوري اطلاعات و ارتباطات براي ارتقا و بهبود فرايند يادگيري فراهم مي كند، بهره مند شد.
   ۳ -  فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار
    نمونه اي از كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات معطوف به سازمان و مديريت در يك نظام نظارتي دانش آموز- محور است. در اين مورد فناوري اطلاعات و ارتباطات فرايند يادگيري را تشكيل نمي دهد، اما استفاده از آن در كلاس درس يا مدرسه مورد حمايت دست اندركاران نظام تعليم و تربيت قرار مي گيرد.
     ويژگي هاي يادگيري مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات براي يادگيري 
    ۱ - به اشتراك گذاري منابع يادگيري
    يكي از برجسته ترين ويژگي هايي كه در يادگيري مشاركتي مورد تاكيد بوده و با استفاده از فناوري اطلاعاتي نيز مي توان آن را تقويت نمود موضوع به اشتراك گذاشتن منابع يادگيري در ميان اعضاي گروه يادگيري و سايرين مي باشد. به عنوان نمونه اي بارز در استفاده از اين ويژگي مي توان از مدارس شهر فاري بلوت در ايالت مينسوتاي آمريكا نام برد. در اين مدارس به اشتراك گذاري منابع يادگيري، پروژه ها، جداول كاري و ساير اطلاعات مورد نياز جهت يادگيري ميان اعضاي گروه هاي يادگيري و معلمان مرسوم بوده و برخي از منابع آموزشي تهيه شده توسط دانش آموزان نيز از طريق شبكه هاي ارتباطي در اختيار ساير مدارس قرار مي گيرد تا در صورت نياز مورد استفاده قرار گيرند. از اين طريق دانش آموزان بدون ارتباط حضوري اطلاعات و يافته ها و نتايج فعاليت هاي خود را به راحتي در اختيار ساير اعضاي گروه قرار مي دهند و از اين طريق ضمن انجام مسئوليت هاي فردي به عنوان عضو گروه سايرين را در جريان فعاليت هاي خود قرار مي دهند و به صورت همگام مي توانند از راهنمايي هاي ساير فراگيران و حتي معلمان استفاده نمايند.
   ۲ -  به اشتراك گذاري فضاي آموزشي
    با استفاده از فناوري اطلاعاتي و ارتباطي فضاي آموزشي ديگر محدود به كلاس درس نبوده و فضايي به وسعت تمام كره زمين را تحت پوشش قرار مي دهد. در اين فضا بدون ضرورت در حضور فيزيكي در كلاس هاي درس فراگيران مي توانند با برقراري ارتباطي ساده با معلمان خود از راهنمايي ها و هدايت هاي آنان استفاده نموده و با ايشان و ساير فراگيران به اشكال مختلف متني، صوتي، تصويري در ارتباط باشند.
     در مدرسه ابتدايي broad elyst در شرق ايالت DEVON دانش آموزان 8 ساله براي ارتباط با يكديگر و همچنين ارتباط با معلمان خود از شبكه استفاده مي نمايند عمده اين ارتباط ها از طريق E-mail و Chat ميسر مي باشد و فراگيران در اين سيستم ضمن تقويت مهارت هاي ارتباطي به تقويت ساختار ادبيات و مهارت هاي نوشتاري خود مي پردازند.
    با استفاده از اين فناوري معلمان قادر خواهند بود كه منابع و موضوعات جديد را به صورتي زنده جهت يادگيري در اختيار فراگيران نيز با انگيزه اي بيش از پيش به انجام مسئوليت ها در گروه هاي يادگيري بپردازند.
   ۳ - ايجاد زمينه هاي يادگيري مستقل براي فراگيران
     به كارگيري فناوري اطلاعاتي و ارتباطي از آنجا زمينه هاي استقلال در يادگيري را فراهم مي آورد كه در به كارگيري از اين فناوري دانش آموزان به طريقي فعاليت مي نمايند تا از كمترين راهنمايي ها و هدايت هاي معلمان استفاده نمايند. و معني اين جمله آن است كه نقش معلمان نيز در به كارگيري از اين فناوري تغييراتي داشته باشد (براساس انتظارات الگوي يادگيري مشاركتي) و ديگر معلمان تنها هدايت كننده اي فعال نخواهند بود و مبدل به راهنما و مدير جريان هاي يادگيري در كلاس درس خواهند شد.
    براي مثال در يكي از مدارس ايالت DEVON دانش آموزان از نرم افزاري استفاده مي نمايند كه مانند يك آزمايشگاه موسيقي طراحي شده است و ايشان با حداقل هدايت معلمان خود قادرند تا موسيقي مورد نظر خود را طراحي نموده و از طريق ميكروفن آن را توليد و ضبط نمايند.
   ۴ - در اختيار قرار دادن حجم وسيعي از اطلاعات مورد نياز در زماني بسيار كوتاه
    امروزه تقريبا همه كاربران شبكه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در اين رابطه اتفاق نظر دارند كه با استفاده از اين شبكه ها مي توان حجم وسيعي از اطلاعات مورد نياز را در حداقل زمان ممكن جمع آوري نمود كه جمع آوري اين اطلاعات از سايت هاي مختلف در سراسر جهان انجام مي شود و در هر زمينه آخرين اطلاعات و دانش ها را در اختيار كاربران قرار مي دهد.
  ۵ - توسعه روش هاي ارزشيابي و كنترل فراگيران (حتي در خارج از كلاس هاي درس)
    با استفاده از فناوري اطلاعاتي و ارتباطي ارزشيابي از فراگيران امري بسيار ساده بوده كه از طريق آزمون هاي on - Line نيز قابل اجرا مي باشد. در جريان پاسخگويي از طريق نرم افزارهاي مشخص نقاط ضعف و نقاط قوت براي معلمان و حتي فراگيران قابل استخراج است و در كمترين زمان ها معلمان از نقاط ضعف فراگيران آگاه مي شوند.
    اطلاعات فردي و گروهي دانش آموزان در انجام مسئوليت هاي خويش و همچنين كسب نمرات مختلف به سرعت قابل بررسي و تجزيه و تحليل است و از اين طريق فراگيران در كمترين زمان ممكن از نتايج عملكرد تحصيلي خود مطلع مي شوند.
     معلمان مي توانند حتي در منزلشان آزمون ها و تكاليفي را براي فراگيران ارسال نموده و حتي نحوه پاسخگويي به سوالات و ارائه جواب ها را نيز به صورت on - Line مشاهده نمايند و از اين طريق فراگيران را كنترل نمايند.

منبع :

www.magiran.com

سه كنش مديريت عملكرد

سه كنش مديريت عملكرد :

۱ - برنامه ريزي عملكرد : تعيين اهداف و دستورالعمل ها براي پيروان در ابتداي دوره برنامه ريزي و تدوين طرح هايي براي رسيدن به اين اهداف .

۲ - آموزش : بازخورد روز به روز و فعاليت هاي پيشرفتي براي تقويت نقشه هاي عملكرد .

۳ - تجديد نظر در عملكرد : ارزيابي كلي از عملكرد براي دوره خاص برنامه ريزي .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گردآورنده : حسين استرون

الگوهاي تدريس

الگوهاي تدريس

اختياراتي كه معلم دارد تا در شرايط تدريس تغييراتي دهد و عوامل موثر در تدريس را براي درس خود مفيد گرداند ، الگوي تدريس نام مي گذاريم . به عبارت ديگر ؛ معلم با انتخاب الگوي تدريس مي تواند بر اساس آن افكار و فعاليت هاي دانش آموزان خود را در جهت رسيدن به هدف هاي درس سازمان دهد و با سازمان جديد فكري دانش آموزان فعاليت آموزشي خود را تا رسيدن به اهداف آموزشي و پرورشي ادامه دهند .

عوامل موثر در تدريس :

۱ - تعيين مراحل دريس ۲ - نحوه فعاليت معلم در برابر فعاليت دانش آموزان ۳ - تعيين نوع و ماهيت ارتباط بين دانش آموزان در فرايند تدريس ۴ - تعيين منابع و ماخذ آموزشي و شرايط لازم براي تدريس .

الگوهاي تدريس :

الگوي حل مساله - يادگيري از طريق عرضه مطالب ( پيش سازمان دهنده ها ) - تدريس انفرادي ( تدريس بر پايه مفهوم خويشتن ) - گروه الگوهاي اجتماعي -  خبرپردازي - مربوط به سيستم هاي رفتاري - انفرادي تدريس ( فردمداري ) .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع : روش ها و فنون تدريس - انتشارات دانشگاه پيام نور .

برنامه درسی پنهان (Hidden Curriculum) - نهاد اجتماعي

برنامه درسی پنهان (Hidden Curriculum) - نهاد اجتماعي

دیدکلی

معمولا جامعه شناسان ، پژوهشگران آموزش و پرورش و روانشناسان ، این مفهوم را غالبا برای توصیف نظام غیر رسمی مدرسه بکار می‌برند. برنامه درسی پنهان نه درجایی نوشته شده و نه هیچ معلمی آن را درس می‌دهد. بلکه محیط آموزشی مدرسه ، باتمام خصوصیاتش ، آن را آموزش می‌دهد. صرفنظر از اینکه معلمان مدرسه تا چه اندازه متبحر و شایسته‌اند، یا برنامه درسی تا چه حد پیشرفت کرده است، دانش آموزان ، اتفاقا ، در معرض چیزی قرار می‌گیرند که هیچ گاه سخنی از آن در میان نبوده است. آنها ، به مرور ، تحت تأثیر برنامه درسی پنهان مدرسه ، رویکرد خاصی نسبت به زندگی ، و نگرش خاصی نسبت به تحصیل و یادگیری پیدا می‌کنند.

تاریخچه

اصطلاح «برنامه درسی پنهان» را اولین بار جکسون (P.W.Jackson) در کتاب زندگی در کلاس درس بکار برد و بنسون اسنایدر (Benson snyder) در 1971 آن را رواج داد.

تعریف برنامه درسی پنهان

برنامه درسی پنهان به زعم اسنایدر ، اشاره می‌کند به فشارهایی که بطور ضمنی در مقابل الزامات صریح برنامه درسی آشکار ، در هر موسسه آموزشی یافته می‌شود و دانش آموزان باید آنها را تشخیص داده ، بدانها واکنش نشان دهند تا بتوانند در آن موسسه باقی بمانند. عناوین دیگری نظیر برنامه درسی نانوشته یا پیرابرنامه درسی (Paracurriculum) نیز بر آن اطلاق می‌شود. برنامه درسی پنهان ، بخشی از کل نظام مدرسه است که می‌توان آن را بافهم زمینهای که در آن پدید می‌آید، درک و شناسایی کرد.

دیدگاههای مختلف در مورد برنامه درسی پنهان

بولزوگین تیس (1976)

کارکرد اصلی آن را کنترل و نظارت اجتماعی می‌دانند. آنها معتقدند که دانش آموزان در مواجهه با برنامه درسی پنهان ، موقعیت خود را تشخیص داده به نحوی با آن سازگار می‌شوند. به عبارت دیگر ، مدرسه از طریق برنامه درسی پنهان ، به باز آفرینی (Reproduction) طبقه اجتماعی دانش آموزان پرداخته آنها را ، بطور ضمنی ، برای پذیرش موقعیت اجتماعی آینده شان ، آماده می سازد. به نظر بولزروگین تیس ، برنامه درسی پنهان ، دستور کار سیاسی- اقتصادی دارد. مسئولیت آن ، جداسازی طبقاتی است. نخبگان را آزادی و فرصت پیشرفت ، ارزانی می‌دارد و غیرنخبگان را می‌آموزد که در آینده ، قسمت و سرنوشت خود را به عنوان کارگران منضبط و فرمانبردار پذیرا باشند. حتی ، اغلب دانش آموزان می‌آموزند که بپذیرند نظام سیاسی - اقتصادی آنها ، صرفنظر از اینکه خود در آن چه موقعیتی دارند، بهترین است.

ایوان ایلیچ (1971)

ضمن کندوکاو در خصلتهای مدرسه ، برنامه درسی پنهان را مورد تأکید قرار می‌دهد. به نظر او در مدرسه ، بسیاری چیزها آموخته می‌شوند که با محتوای رسمی دروس ، هیچ ربطی ندارند. مدرسه ، با خصلت تأدیبی و نظم دهی ساختار و مقرراتش ، پذیرش بی‌تمییز و چشم بسته نظم اجتماعی موجود را تلقین می‌کند. این درس ، آگاهانه تعلیم داده نمی‌شود، رویه‌ها و سازمان مدرسه متضمن آن است. برنامه درسی پنهان به کودکان می‌آموزد که نقش آنها در زندگی ، این است که موقعیت خود را تشخیص دهند و با آن بسازند.

گیدنز (1991)

معتقد است که پاره‌ای از مضمونهای مطرح شده در رویکردهای نظری را می‌توان از طریق مفهوم باز آفرینی فرهنگی ، به یکدیگر مربوط ساخت. باز آفرینی فرهنگی اشاره می‌کند به طرقی که مدارس ، همراه با سایر نهادهای اجتماعی ، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادای را از نسلی به نسلی تداوم می‌بخشند. این مفهوم توجه ما را بوسیله‌ای که مدرسه از طریق (برنامه درسی پنهان) ، یادگیری ارزشها ، نگرشها و عادات را تحت تأثیر قرار می‌دهد، معطوف می‌سازد. مدارس انواع ارزشها و نگرشهای فرهنگی کودکان را که در سالهای اولیه زندگی کسب کرده‌اند، تقویت می‌کند.

نهاد اجتماعي

اصطلاح نهاد به هر نوع اعتقاد ، ارزش ، مفهوم ، سازمان یا بطور کلی ، هر پدیده‌ای که طی شرایط و فراگردهای تاریخی با مجموعه‌ای از هدفها ، کارکردها و کنش‌ها مشخص شده ، اطلاق می‌شود. نهاد اجتماعی عبارت است از نظام سازمان یافته‌ای از روابط اجتماعی که متضمن ارزشها و رویه‌های عمومی معینی است و نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده می‌سازد.

نگرش کلی

هر جامعه‌ای در ارتباط با بقا و رفع نیازهای اجتماعی اساسی خود ، وظایف یا کارکردهای مهمی بر عهده دارد. اعضای جدید باید متولد و تربیت شوند، ضروریات حیاتی مردم باید تولید و توزیع شوند، نظم اجتماعی باید برقرار و محفوظ بماند، و مردم باید احساس کنند که زندگی معنا و هدف دارد. ساختارها یا شیوه‌هایی که وظایف اساسی فوق از طریق آنها عملی می‌شوند، نهادهای اجتماعی نامیده می‌شوند.

کارکردهای نهاد اجتماعی

نهادها ، کارکردها یا نقش‌های ویژه‌ای بر عهده دارند، یعنی هر یک از آنها وظیفه و کار معینی برای جامعه انجام می‌دهند و آنچه انجام می‌دهند رابطه‌ای با آنچه مقرر است انجام دهند، دارد. کارکردهای یک نهاد ، عموما ، یا آشکارند (Manifest) یا نهان (Latent). کارکردهای آشکار قابل تشخیص و واضح‌اند و نهاد اساسا برای تحقق بخشیدن آنها موجودیت یافته است. کارکردهای نهان ، غیر عمدی و احتمالا غیر قابل تشخیص‌اند و اگر قابل تشخیص هم باشند، امری فرعی تلقی می‌شوند.
کارکردهای نهان ممکن است مقاصد اصلی و کارکردهای آشکار نهاد را تقویت کنند یا ربطی به آنها نداشته باشند، یا حتی به نتایجی کاملاً زیان بخش و مغایر با وظایف و عملکردهای آن نهاد ، منجر شوند، مثلا ، کارکرد آشکار نهاد اقتصادی و مؤسسات وابسته آن ، تولید و توزیع کالاها ، خدمات و بهره وری است. کارکردهای نهان آن ممکن است گسترش شهرنشینی ، دگرگون سازی زندگی خانوادگی ، رشد و گسترش اتحادیه‌های صنفی و کارگری ، تغییرات و تحولات دیگر باشد.

کارگزار در نهادهای اجتماعی

نهادهای اجتماعی برای انجام دادن وظایف خود ، به مشارکت افراد انسان به عنوان کارگزار ، نیازمندند. ولی انسان در مقام کارگزار ، باید طبق انتظارات نهادها عمل کند نه به میل و اراده خود ، مثلا در نظام آموزش و پرورش ، شخصیت و رفتار معلمان ، در درجه اول ، از لحاظ نحوه ایفای نقش معلمی ، یعنی برآوردن انتظارات نظام آموزشی و رعایت موازین و مقررات آن ، مورد توجه قرار می‌گیرد.

روابط متقابل در نهادهای اجتماعی

نهادها در خلا عمل نمی‌کنند، بلکه جزئی از کل جامعه و فرهنگ آن بوده با سایر نهادها ، روابط و کنشهای متقابل دارند. فهم یک نهاد ، مستلزم مطالعه روابط آن با سایر اجزای جامعه و فرهنگ است. دین ، حکومت ، اقتصاد ، آموزش و پرورش ، و خانواده ، پیوسته با یکدیگر ، کنش و واکنش متقابل دارند، مثلاً شرایط اقتصادی معین می‌کند که چه افرادی می‌توانند ازدواج کرده ، تشکیل خانواده دهند. ازدواج و میزان زاد و ولد ، در افزایش تقاضای مصرف مؤثرند.

ساختارهای اجتماعی

هر نهادی ، دارای ساختار شخصی است. انجام پذیری وظایف یا کارکردهای نهادها ، مستلزم پیش‌بینی تشکیلات رویه‌ها و مقررات معینی است، مثلاً نهاد آموزش و پرورش ، ساختاری متشکل از سازمانها و مؤسسات گوناگون دارد که از طریق آن پاسخگوی نیازهای آموزشی و پرورشی جامعه است. ساختار سازمان ، شبکه‌ای از اجزای کوچکتر است که نقش‌ها نامیده می‌شوند. هر نقش ، وظایفی دارد و بین نقشهای سازمانی ، روابطی پیش‌بینی شده است.

قواعد و مقررات رفتاری در نهادهای اجتماعی

نهادها برای انجام دادن کارکردهای خود ، موازین و مقررات رفتاری ویژه‌ای وضع می‌کنند. مقررات و انگاره‌های رفتاری ، از لحاظ هدایت افرادی که وظایفی در مؤسسات نهادها عهده‌دار می‌شوند، اهمیت دارند. پیروی از مقررات و رعایت شایسته آنها ممکن است موجب تشویق ، و تخطی از آنها موجب تنبیه شود. در هر حال ، مقررات ، فرد را ملزم خواهد ساخت که با نقش خود سازگار شده ، وظایف محوله را به درستی انجام دهد.

منزلت اجتماعی نهادهای اجتماعی

نهادها ، اعضای خود را از منزلت یا پایگاه اجتماعی خاصی برخوردار می‌سازند. بدین معنا که مردم یک جامعه ، راجع به منزلت اجتماعی افرادی که در نهاد یا سازمانی عضویت دارند، باورها و پیش فرضهایی قایل می‌شوند، مثلا ممکن است که دانش آموختگان دانشگاه تهران و شیراز از لحاظ دانش و مهارت و کارشناسی ، واقعا چندان تفاوتی نداشته باشند، ولی اگر مردم ، عموما ، و افرادی که با تحصیلات دانشگاهی سروکار دارند، خصوصا ، بر این باور باشند که دانشگاه تهران وجهه علمی بالاتر و مطلوبیت اجتماعی بیشتری دارد، در این صورت ، دانش آموختگان این دانشگاه نیز از منزلت و اعتبار بالاتری در جامعه برخوردار خواهند شد. بنابراین ، منزلت نهاد یا سازمانهای آن ، به اعضای وابسته بدان ، تعمیم داده می‌شود.

مقاومت در برابر تغییر

نهادها ، عموما ، گرایش به محافظه کاری دارند و در مقابل تغییر ، مقاومت می‌کنند. این گرایش به سازمانهای وابسته نهادها نیز تسری پیدا می‌کند. هرچند ممکن است افرادی که در نهادها یا سازمانها ، نقشی برعهده دارند، در صدد تغییر نقش خویش برآیند، ولی در این کار با مشکلاتی مواجه می‌شوند. دگرگونی در نهادها ، هنگامی میسر می‌شود که برای تغییر آمادگی کسب کنند.

منبع : سايت رشد

 

 

بازگشت سرمايه  - الگويي براي ارزيابي اثربخشي آموزش

بازگشت سرمايه  - الگويي براي ارزيابي اثربخشي آموزش

محمدرحيم جعفرزاده

ماهنامه تدبير - 180

چكيده

براي جهت دار کردن آموزش ، تعيين ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي در نيل به اهداف سازمان ضروري است. به همين منظور رويکردها و الگوهاي ارزشيابي اثربخشي متعددي مطرح شده است. در اين مقاله ما سعي کرده ايم الگوي ارزيابي اثربخشي ROI=RETURN OF INVESTMENT را به عنوان يکي از الگوهاي مطرح در اين زمينه معرفي كنيم . ابتدا به ضرورت ارزيابي اثربخشي آموزش مي پردازيم، سپس به علل تنوع الگوها و رويکردها در زمينه ارزيابي اثربخشي آموزش اشاره مي كنيم و در ادامه به معرفي الگوي ارزيابي اثربخشي آموزشي بازگشت سرمايه (ROI)
مي پردازيم.

مقدمه
جهان امروز، جهان تغيير و تحول است. بندرت روزي بدون نوآوري در جهان اقتصاد‌، تغيير در توليد يا وضعيت خدمات مي گذرد. در چنين شرايطي بيشتر سازمانها به دنبال راه حلي براي تطبيق با اين شرايط هستند‌. راه حلي كه توسط بيشتر صاحب‌نظران عنوان شده ، آموزش و بهسازي منابع انساني است. از لحاظ علمي نيز فشارهاي فرهنگي‌، اجتماعي ، تكنولوژيك، اقتصادي و سياسي با هم تركيب شده اند تا سازمانها را مجبور كنند به پتانسيل هاي اساسي به طور كل و به آموزش به طور خاص توجه بيشتري داشته باشند.
با توجه به مباحث فوق غالب سازمانها و موسسات پيشرو ، بيش از پيش توجه خود را به دوره هاي آموزشي به منظور بهسازي منابع انساني خويش معطوف داشته اند. اما در حالي كه اهميت و ضرورت طراحي و اجراي آموزشهاي حين كار در سازمانها به صورت يك امر طبيعي در آمده است و همگان بر آن اتفاق نظر دارند ، آنچه در طراحي و اجراي آموزش اهميت فوق‌العاده‌اي پيدا مي كند ، ارزيابي اثربخشي اين نوع آموزشهاست كه بتوان ازنتايج به دست آمده ، آموزشهاي تكميلي و جهت داري را طراحي كرد.
تعيين دقيق اثرات و نتايج يك دوره آموزشي بر شركت كنندگان و تعيين دقيق نحوه عملكرد آنها در بازگشت به محل كار خود در سازمان ، فرايندي است پيچيده و مشكل و گاه مبتني بر قضاوتهاي ذهني كساني است كه هر چند در تهيه و اجراي ظاهراً موفقيت آميز يك دوره آموزشي كوشش بسيار به عمل مي آورند ، اما كمتر به آثار و نتايج عملي دوره آموزشي توجه دارند . (ساعتچي، 1368)

ضرورت ارزيابي اثربخشي آموزش
يک برنامه فعاليت آموزشي تنها زماني مي تواند ارزشمندي خود را توجيه كند كه شواهد قابل اطمينان و معتبري در مورد تاثير آموزش بر بهبود رفتار و عملكرد شركت كنندگان و بالطبع منافع سازماني عرضه كند . اين امر به جنبه مهمي از آموزش و ارزشيابي آموزش اشاره دارد كه معمولاً از آن با عنوان
« اثربخشي آموزش» يا « ارزيابي اثربخشي آموزش» ياد مي شود .
سالانه سازمانها مبالغ هنگفتي را براي آموزش مهارتهاي خاص صرف مي كنند. بدون اينكه اثربخشي آنها به طور مطلوب اندازه گيري شود يا سيستم بازخورد مناسبي در سازمان وجود داشته باشد . متاسفانه در بسياري از موارد سيستم اثر بخشي اصلاً وجود ندارد يا بسيار پراكنده و بي نظم است.
از سوي ديگر هر گونه بي توجهي و سهل انگاري در ارزشيابي دوره هاي آموزشي موجب خواهد شد كه آن دوره ها به صورت اقدامي تفنني براي كاركنان و يا تلاش براي استفاده از مزاياي آن درآيد. (ابيلي ،1372 ) از طريق تعيين ميزان اثربخشي عمليات و مداخلات آموزشي مي توان قضاوت كرد كه عملكرد برنامه آموزشي تا چه اندازه مطلوبيت دارد وتا چه اندازه بايد بهبود يابد . اما به طور كلي دلايل تعيين اثربخشي برنامه هاي آموزشي عبارتند از :
-1 تعيين بازده آموزش
-2 ارتقاي كيفيت آموزش
-3 توسعه اعتماد جمعي
مفيد بودن ارزشيابي آموزش در مطالعات گزارش شده بسياري از نويسندگان اثبات شده است . آموزش دهندگان درهمه رشته‌ها بايد برنامه ارزشيابي آموزش را تدوين كنند.
به طور کلي ارزيابي آموزش جزء جدايي ناپذير فرايند آموزش به شمار مي رود و قرار دادن آن به عنوان بخشي از فرايند آموزش، نشان دهنده مهارت در طراحي يك برنامه آموزشي به شمار مي رود .

علل تنوع الگوها و رويکردهاي اثربخشي آموزش
در ارزشيابي الگو هاي متعددي وجود دارد . اين الگوها براساس ديدگاههاي خاصي كه در تعريف ارزشيابي وجود دارد شكل گرفته اند . اين ديدگاهها هريك ، جنبه هايي خاص از ارزشيابي را مورد نظر قرار داده و الگوي خاصي را تنظيم كرده اند . برخي از الگو ها توجه خود را به ارزشيابي رفتار يادگيرنده ، مواد آموزشي يا شيوه هاي مربوط به آن معطوف كرده اند . گروه ديگري از الگوها ، بر اهميت نقش ارزشيابي در برنامه ريزيهاي درسي تاكيد كرده و در اين رابطه كوشيده اند تا با استفاده از الگوهاي متعدد نسبت به اصلاح برنامه ريزي آموزشي اقدام كنند و دسته ديگري از الگوها بر اهميت گردآوري اطلاعات براي تصميم گيري تاكيد دارند .
تعدد در رويكرد و مدل هاي ارزيابي مي تواند دلايل چندگانه اي به شرح زير داشته باشد :
-1 متخصصان ارزشيابي بر الگوهاي اوليه مورد انتخاب خود ملاحظات ارزشي تازه تري را اضافه
كرده اند. (ابيلي ، 1375)
-2 تجارب متفاوت متخصصان و ارائه كنندگان مدل هاي آموزش ، كه در بازتاب تجربيات خود از ارزشها و جهان‌بينيهاي متفاوت استفاده كرده اند .
-3 دليل ديگر تنوع مدل هاي ارزشيابي را مي توان در پيدايش آنها در موقعيتهاي متفاوت جستجو كرد.
-4 تفاوت در اهداف در نظر گرفته براي ارزشيابي؛ اينكه هدف ارزشيابي را اصلاح برنامه بدانيم يا آگاهي يافتن از ميزان تاثير برنامه .
-5 تاكيد بر بخش خاصي از فرايند ارزشيابي. (کيامنش،1377).
ارزشيابي بخش نهايي تقريباً همه سيستم‌هاي توسعه آموزشي است. زيرا تكنيك ها و متدلوژي هايي را براي تعيين اثربخشي و راههايي را براي بهبود مداخلات آموزشي فراهم مي آورد.

الگوي بازگشت سرمايه
اثربخشي تعداد كمي از برنامه هاي آموزشي مديران در سطح كاربردي اندازه گيري مي شود. و تعداد كمي از شركتها آموزش را در اين سطح ارزشيابي و از اطلاعات حاصل از اهداف ، در ارزشيابي برنامه ها استفاده مي كنند. بر اساس گزارش انجمن آمريكا براي آموزش و توسعه، در سال 1996 فقط در دو درصد از برنامه هاي آموزشي توسعه اي ، اثرات مالي ارزشيابي شده اند.
در سالهاي اخير نرخ بازگشت سرمايه (
ROI ) به يك موضوع اساسي براي مديران تبديل شده است . بسياري از متخصصان معتقدند كه محاسبه آن در آموزش ممكن نيست و برخي ديگر شاخصها و روشهايي براي آن ارائه داده اند .
يك روند قوي به طرف تدوين و بررسي روابط برنامه آموزشي كه نتايجشان مشخص، ارزشيابي و گزارش شده باشد ، وجود دارد. سرمايه گذاري وسيع در بودجه هاي آموزشي و نياز به نشان دادن ارزش برنامه ها ، محركهاي اوليه براي گرايش فزاينده به باز گشت سرمايه گذاري آموزشي است. اما مشكل آن است كه بازگشت سرمايه در برنامه هاي آموزشي معمولاً ناشناخته است. اين فقر ارزشيابي ممكن است به علت كمبود اعتبار ، كمبود ابزارهاي مناسب براي ارزشيابي ، ناتواني ارزشيابان در مشاركت دادن سرمايه گذاران و ناتواني در به دست آوردن رويكردهاي جامع براي آموزش باشد . به همين دليل منافع برنامه هاي آموزشي اغلب ذهني هستند و مشكل است در قالب اصطلاحاتي پولي در آيند.
اگر چه تحقيقات بسياري در سطح اثر بخشي آموزشي انجام شده است ، دونالد كرك پاتريك اولين فردي است كه چارچوبي را براي اندازه گيري ارزشيابي مفهومي توسعه داد .
در سال 1956 ، دونالد كرك پاتريك الگوي ارزشيابي چهارسطحي معروفش را براي برنامه هاي آموزشي طراحي كرد و پس از آن و براساس اين شالوده، جك فيليپس سطح پنجمي بر آن اضافه كرد و آن را
ROI
( بازگشت سرمايه ) ناميد كه اشاره به بازگشت سرمايه گذاشته شده در برنامه آموزشي دارد .
الگوي
ROI
يا الگوي فيليپس حاصل توسعه الگوي كرك پاتريك است . بازگشت سرمايه پنجمين سطحي است كه به اين الگو افزوده شده است. فيليپس در اين مدل نشان مي دهد كه چگونه بايد مقادير پولي يا مالي در ارزش آموزش دخالت داد و بازگشت سرمايه را در يك فعاليت آموزشي محاسبه كرد.
هامبلين (1974) نيز به اين سطح (سطح پنجم) ، به عنوان سطح «ارزش نهايي» يا «هزينه
كارايي» اشاره كرده است. اين سطح از ارزشيابي ، خصوصاً ارزش پولي برنامه آموزشي را ارزشيابي
مي كند . به اين معني كه سطح پنجم ارزشيابي اطلاعات كمي سطح چهارم را در قالب پولي پوشش مي دهد . در اين سطح هم داده هاي كمي و هم اطلاعات كيفي براي تعيين اثر مالي برنامه آموزشي استفاده
مي شوند .
روش «بازگشت سرمايه» يك روش مالي است كه مي تواند براي ارزشيابي آموزش ، شناسايي منابع و سرمايه گذاري در فعاليتهاي آموزشي استفاده شود. (
Kava Lynch, et al, 2005
)
سه سطح ارزيابي شده درمرحله نتايج شامل نتايج مفهومي ، عملكردي و مالي است. نتايج مفهومي پايه اي براي منافع سازماني هستند، مانند نگرشها و خلاقيتها. نتايج عملكردي اشاره به بهبود هاي قابل اندازه گيري در سازمان مانند ، افزايش كارايي وكاهش غيبت دارند ، نتايج مالي هزينه هاي مالي ومنافع مالي مانند افزايش فروش و سقف توليد هستند .

مراحل ارزشيابي بر اساس مدل ROI
مرحله اول : ارزشيابي برنامه ريزي
اولين مرحله ارزيابي مدل بازگشت سرمايه، ارزيابي برنامه ريزي است‌. اين مرحله در چند گام انجام
مي شود . گام اول شامل ، تعيين اهداف برنامه ، اهداف ارزشيابي ، تعريف انواع منافعي كه بايد ارزشيابي شوند ، تعيين روشهاي جمع آوري اطلاعات و تعيين زمان براي ارزشيابي مي شود . مرحله ارزشيابي برنامه يك گام مقدماتي است كه منطبق بر طراحي برنامه است كه در گام نخست از اهداف برنامه كه در ضمن طراحي برنامه تعريف شده اند يا بايد تعريف شوند ، استفاده مي‌كند. اگر هدفهاي برنامه به روشني تعريف
نشده باشند، نياز است، قبل از ادامه فعاليت در اين مرحله و قبل از حركت در مرحله دوم آنها را تعريف كرد . اهداف يادگيري يك جنبه مهم از طراحي آموزشي هستند.
رابرت ماگر بيان مي كند سه عنصر خاص در اهداف يادگيري وجود دارند. اين عناصر عبارتند از :
الف ) عملكرد خاص مورد انتظار .
ب ) شرايطي كه تحت آن عملكرد مورد انتظار است .
ج ) حداقل سطح قابل قبول عملكرد.
براي تعيين نتايج سازماني و خط پايه اثر روي سازمان ، يك تحليل از نوع ارزشيابي «بازگشت سرمايه» نياز است.

گام بعدي از مرحله ارزيابي برنامه‌ريزي‌، تعيين منافع برنامه آموزشي است . منافع به وسيله يك رويكرد تركيبي ارزشيابي مي شوند . اما عناصر هر برنامه ممكن است متفاوت باشند .سازمانها
مي توانند نتايج شان را اندازه گيري كنند. اين اندازه گيري مي‌تواند به وسيله مشاهده عملكرد يا
روشهاي جمع آوري اطلاعات زير تكميل شود :
-1 چه نوع اطلاعاتي نياز است جمع آوري شوند ؟
-2 آسانترين روش براي جمع آوري اين اطلاعات كدام است ؟
-3 چه كسي بايد اين اطلاعات را جمع آوري كند ؟
-4 كدام روش مي تواند بيشترين پاسخ را بدهد ؟
مرحله دوم : جمع آوري داده ها
دومين مرحله از مدل بازگشت سرمايه جمع آوري داده هاست . اين مرحله شامل تعيين هزينه هاي برنامه و جمع آوري فيزيكي داده هاي منافع است . اين مرحله در چند گام انجام مي شود :
نخستين گام از جمع آوري داده ها، تعيين هزينه هاي برنامه آموزشي است‌. براي هر برنامه اي سه نوع هزينه وجود دارد . سياهه هزينه هاي شناخته شده ، ديگر هزينه هاي شناخته شده ، هزينه هاي اضافي برآورد شده ، هزينه هاي واقعي رخ داده به‌واسطه توسعه و اجراي برنامه آموزشي هستند. ديگر هزينه هاي شناخته شده ، هزينه هايي هستند كه جزء سياهه هزينه ها يا ذكر شده در هزينه برنامه نيستند. سومين نوع هزينه ، هزينه هاي اضافي در نظر گرفته شده اند . اين يك مقوله وسيع و متنوع است و ممكن است شامل هزينه هاي دروني و بيروني شود‌.
دومين گام نيز شامل جمع آوري داده است . اين گام به وسيله روش خاص در زمان خاص بر اساس آنچه در مرحله نخست تعريف شده است برداشته مي شود .
مرحله سوم : تحليل داده
مرحله سوم از اين روش شامل ارزيابي داده ها ، جمع بندي و گزارش نتايج است‌. ارزيابي اطلاعات، هزينه ها و منافع را مشخص مي سازد . هزينه ها قابل فهم هستند . براي تعيين منافع ضروري است، اطلاعات كمي به ارزش پولي تبديل شوند. در هر سوال با يك كاربرد خاص ، از پاسخ دهنده خواسته مي‌‌شود تا وضعيت مالي را نشان دهد . همچنين از پاسخ دهندگان خواسته مي شود تا درصد اطمينانشان در كارايي وضعيت مالي را نشان دهند . اين فاكتور اطمينان براي ايجاد پايه اي براي كاربرد چندگانه ارزيابي منافع به وسيله درصد اطمينان براي هر سوال استفاده شده است . وضعيت منافع در همه منابع در نهايت جمع مي شود.
ROI
سپس با استفاده از نرخ مالي ساده از 100 محاسبه مي شود . هدف از جمع بندي و گزارش فرايند ، بهبود برنامه و نمايش و مسئوليت پذيري براي برنامه است . با گزارش نتايج به سوالات زيرپاسخ داده مي شود :
_ آيا برنامه آموزشي به اهداف يادگيري دست يافته است ؟
_ آيا برنامه هاي آموزشي تغييري در سازمان بوجود آورده اند ؟
_ آيا ارزش پول هزينه شده ، به وسيله برنامه به دست آمده است ؟
اگر پاسخ سوالات مثبت باشد برنامه موفقيت آميز بوده است‌. موفقيت هر برنامه وابسته به
هدفهاي ارزشيابي است ، آنچنان‌كه در مرحله اول در اين مدل تعريف شده است.
در منابع و مراجع مختلف براي محاسبه
ROI
نكات راهنماي مختلفي ارائه و مطرح شده است كه اين موارد عبارتند از :
* براي هر ارزيابي بايد اهداف مشخص شوند . برخي از سازمانها براي هر سطح از برنامه هاي آموزشي، هدف تعيين مي كنند‌. با تعيين چنين اهدافي براي همه سطوح ارزيابي ، لازم است كه بخشهاي توسعه منابع انساني، به اندازه گيري و ارزيابي متعهد شوند .
* طراحي آموزش و اندازه گيري آن بايد همزمان انجام شود . انجام برنامه ريزي آموزشي و برنامه ريزي اندازه گيري آموزش به طور همزمان موثرتر است، زيرا اطلاعات مورد نياز آنها مشابه است .
* ارزيابي آموزشي بايد بر سطح خرد متمركز باشد . به منظور اندازه گيري موثر
ROI
پاسخگويان بايد بر يك برنامه يا تعدادي برنامه يكپارچه متمركز شوند .
* براي جمع آوري اطلاعات از روشهاي مختلفي استفاده كنيد‌. روشهاي جمع آوري داده‌ها
مي تواند دربرگيرنده مصاحبه ، گروه تمركز‌، پرسش‌نامه ، برنامه عملياتي ، قراردادها و بررسي عملكرد باشد .
* اثرات عوامل جانبي ر ا مشخص كنيد . پيش از ارزيابي اثرات آموزش لازم است اثرات ساير عوامل كه برنتايج موثرند را جدا كنيد .
* از نتايج گروههاي كنترل استفاده كنيد . يكي از راهها سنجش موثر ساير عوامل ، مقايسه نتايج يك گروه كنترل با نتايج گروه آموزش ديده است .
* در هر بار
ROI را براي يك دوره آموزشي محاسبه كنيد . براي اكثر سازمانها‌، بخصوص آنهايي كه تجربه و سابقه لازم براي محاسبه ROI را ندارند ، بهتر و عملي تر آن است كه هر بار فقط براي يك برنامه آموزشي، ROI را محاسبه كنند .

 مراحل جمع‌آوري، تجزيه و تحليل داده‌ها
اين مرحله شامل چهار گام است.
1 – تفكيك اثرات آموزش
براي تعيين بازگشت سرمايه در آموزش بايد قادر باشيد تغييراتي را كه به عنوان نتيجه آموزش حاصل مي شوند را اندازه‌گيري كنيد. در نتيجه بايد وضعيت عملكرد يا سطح دانش را ، قبل از اينكه آموزش صورت گرفته باشد ، بدانيد. اندازه گيري داده هاي پيش از آموزش بايد شامل اشتباهات تكراري ، نسبت ساعتهاي كار بر واحد توليد يا خدمات ، هزينه پولي مواد ضايعاتي ، تعداد محصولات برگشتي يا معيوب ، حجم
فروشهاي از دست رفته ، ميزان غيبت ، نرخ ريزش يا بررسي مشكلات (درگيري ، مشاجره و
مباحث ) ناشي از رضايت نداشتن مشتري باشد .
تفكيك اثرات آموزش، شامل شناسايي كليه عوامل كليدي است كه در عملكرد كاركنان و نتايج كسب كار تاثير مي گذارد . گروههاي متمركز ، پرسشنامه ها ، بررسيها و مشاهدات ، جمع آوري اين داده ها را تسهيل مي كنند و اين امر با مشاركت كاركنان ، مديران ارشد ، سرپرستان ، مشتريان ، فروشندگان و متخصصان آموزش و توسعه منابع انساني ميسر مي شود .
-2 تبديل اثرات آموزش به منافع مادي
اثرات يا منافع يك برنامه آموزشي هميشه بايد مشخص و مناسب باشد و هزينه پولي مصرف شده از سوي مديريت را برگرداند . سرپرستان ، كارآموزان ، روساي قسمتها يا بخشها ، مديران اجرايي ارشد ، و يا هيئتهاي مديره كه در جايگاه بالاي سازمان هستند‌، تغييرات در عملكرد يا اثر در لايه پايين سازمان را مشاهده مي كنند .
اثرات آموزش مي تواند مشهود يا نامشهود باشد كه اغلب با اصطلاح « داده سخت» و « داده نرم» ظاهر مي شود . داده سخت به صورت كمي ، آماري و عددي است و بسادگي به شكل منافع مادي تفسير
مي شود . مانند ميزان بهره وري (مقدار يا ارزش بازار )، ميزان کيفيت (تعداد ضايعات يا قيمت ضايعات)، ساعات کار هر واحد توليد، ساعات توقف ناشي از خرابي تجهيزات و غيره ، غيبت و زمانهاي تاخير‌، مطالبات پاداش کارگران (نوع و تعداد حوادث يا بيماري ، ايام بيکاري يا کم کاري‌)، تعداد فروش يا قيمت ريالي حاصل از فروش به هر مشتري ، درصد سهم بازار‌، ميزان يا شاخص رضايت مشتري و تعداد مشتريان با خريد مجدد . داده نرم كيفي است و به منافع نامشهود كه نظري و براساس قضاوت فردي است، مربوط مي شود. از اين رو اندازه گيري آن به صورت منافع مادي مشكلتر است ، مانند بهبود رضايت شغلي‌، بهبود كار تيمي ، افزايش تعهد سازماني ، بهبود برنامه ريزي متوالي، افزايش ارتباطات در سطوح مختلف شغلي، شفافيت بيشتر در ارتقاي فرصتهاي معين و... .
-3 محاسبه هزينه آموزش
مديران منابع انساني معمولاً قادر هستند هزينه هاي يك برنامه آموزشي را ثبت كنند‌. هنگام محاسبه هزينه ها بايد دقت شود كليه هزينه هاي غير مستقيم از جمله استفاده از زمان كاركنان ، مواد موجود ، تجهيزات ، كلاس درس و غيره ، فراموش نشود . استفاده از واژه تمام هزينه كه اغلب اوقات به كار مي‌رود به معني تعيين هزينه برنامه آموزش شامل هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم است كه
نمونه هايي از آن عبارتند از :
_ هزينه برگزاري دوره ، تجزيه و تحليل نيازها ، نوشتن ، نشان دادن ، تست اعتبار بخشي و ابزار ارزشيابي .
_ حقوق و دستمزد نيروي انساني ، مديريت و كاركنان در گير در طراحي و برگزاري دوره .
_ حقوق و دستمزد فراگيران .
_ دستمزد كاركنان موقت يا پيماني اجرت بگير براي حفظ بهره وري و يا خدمات رساني منظم در مدت زمان نبود كاركنان به لحاظ اعزام به آموزش .
_ كاهش در آمد در موقعي كه كاركنان درگير فعاليت هاي آموزشي هستند .
_ تجهيزات و تسهيلات سخت افزاري و نرم افزاري و غيره .
4 - مقايسه ارزش اثرات با هزينه هاي رخ داده
معادله
ROI از ميزان منافع و هزينه هاي رخ داده به شرح زير استفاده مي كند :

ممكن است هميشه اندازه گيري ROI آسان نباشد . در مورد اينكه سازمانها مجموعه‌اي منظم از نوآوري و رشد بازرگاني پس از يك تحليل دقيق و جامع ازROI به دست مي آورند، ترديد وجود دارد . اما سازمانها دريافته اند كه تغييرات سريع در حال وقوع است و اگر روشهاي كاري شان را با تكنولوژي جديد به روز نكنند، شغلشان را از دست خواهند داد .
مباحث زيادي در مورد
ROI وجود دارد‌. آيا شما قادريد بروشني نشان دهيد كه اين آموزش بوده كه رضايت مشتري را تغيير داده است ؟ آيا شما مطمئن هستيد كه مي توانيد آموزش را براي بيشتر كارمندان قبل از اينكه برنامه آموزشي متروك شود مهيا كنيد؟ آيا شما مطمئن هستيد كه آموزش عامل بهبود عملكرد كاركنان بوده است يا مدير جديد ، يا تغيير در برنامه پاداش ؟ چه موقع تصميم به اندازه گيري نتايج آموزش مي كنيد ، سه ماه يا شش ماه بعد ؟ زمان منطقي و مفيد براي شركت شما چقدر است ؟

نتيجه گيري
ارزيابي اثربخشي مداخلات آموزشي ازپيچيده ترين و مبهم ترين و در عين حال ضروري ترين و حياتي ترين
گام هاي آموزش است. در ميان الگوهاي متعددي که براي ارزيابي اثربخشي تدوين و طراحي شده است ، الگوي ارزيابي بازگشت سرمايه (
ROI) از پيچيدگي و كاربرد بيشتري برخوردار است. اين الگو نسبت به ساير الگوها از جامعيت بيشتري برخوردار بوده و براي دستيابي به آن اطلاعات جامعتري نياز است و به‌تبع آن مراحل متعددتري بايد اعمال شود و برهمين اساس برتر از ساير الگوهاست. در کاربرد اين الگو براي ارزيابي اثربخشي دوره هاي آموزشي بايد به موارد راهنماي اشاره شده در متن توجه كرد. همچنين به نظر مي رسد اين الگو براي دوره هاي بلند مدت نسبت به دوره هاي کوتاه مدت و براي دوره هاي فني مهارتي نسبت به دوره هاي شناختي اداراکي و براي شرکتها و سازمانهاي صنعتي و توليدي نسبت به سازمانهاي خدماتي از کاربرد مناسب تري برخوردار باشد .

منابع
1 - بولا .اچ . اس، ارزشيابي طرح و برنامه هاي آموزشي براي توسعه ، ترجمه خدايار ابيلي، چاپ اول ، تهران : موسسه بين الملل روش هاي آموزش بزرگسالان ،1375 .
2 - ابيلي، خدايار.«ضرورت ارزشيابي دوره هاي آموزشي ضمن خدمت در سازمانها »، كنفرانس چهاردهم وزارت فرهنگ و آموزش عالي ، سال سوم شماره 5 ، 1372.
3 - ساعتچي، محمود. «فرايند ارزشيابي دوره هاي آموزشي كاركنان سازمانها» ، فصلنامه مديريت دولتي‌، دوره جديد شماره ششم .1368
4 - كيامنش ، عليرضا . روش هاي ارزشيابي آموزشي‌، چاپ پنجم ،تهران : مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پيام نور ، 1377.

5- Advanced Design Approach for Personalized Training Interactive Tools.
http://www.adaptit.org/files/ADAPT%20methodology.pdf

6 -
Carnevale. A.P, Schulz. E. " Return on investment: Accounting for training ". Training and development journal, 44 (7), 1990
بقيه منابع در دفتر نشريه موجود است.

_ محمد رحيم جعفرزاده: كارشناس ارشد برنامه‌ريزي آموزشي از دانشگاه تهران و كارشناس آموزش شركت توسعه نيشكر و صنايع جانبي

 

پرسش هاي درس تعليم و تربيت اسلامي به همراه پاسخ ( 2 )

61. كدام گزينه را درباره انسان در بدو تولد، مي توان نادرست دانست ؟
1. مجموعه جهازات بدني او مانند حيوانات ديگر بالفعل است
2. اركان شخصيتي انسان در همان دوران رحمي شكل گرفته است
3. از لحاظ روحي و معنوي يك مرحله عقب تر از مرحله بدني است
4. از نظر جهازات روحي، كه شخصيت او را مي سازند، موجودي بالقوه است
62. كدام گزينه بيانگر معني و مفهوم «تفكر» است؟
1. نتيجه اعتدال در قوه عقليه و فكريه
2. استفاده از معلومات براي كشف مجهولات
3. انديشه و تأمل در ذات اقدس باريتعالي
4. به كار گرفتن نيروي عقل براي حل مسايل
63. مفهوم كدام گزينه از لحاظ تعليم و تربيت صحيح است؟
1. فرزندان ما آنچنان كه ما زندگي مي كنيم بزرگ مي شوند نه آنچنانكه ما آرزو مي كنيم
2. فرزندان ما آنچنانكه ما آرزو مي كنيم بزرگ مي شوند نه آنچنانكه ما زندگي مي كنيم
3. والدين بايد فرزندانشان را به اجراي اوامر الهي مبجور سازند
4. والدين براي جلوگيري از ارتكاب معاصي نبايد فرزندانشان را تنها بگذارند
64. بيت «چون علم آموختي از حرض آنكه ترس كاندر شب / چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد كالا» به كدام مفهوم است؟
1. علم اگر با تهذيب نفس همراه نباشد، خطرناكتر است
2. علم هميشه نمي تواند بر يافته هاي عقلي منطبق باشد
3. علم و عمل اگر توأم به كار نرود گمراهي بار مي آورد
4. علم و عقل دو بالي هسند كه امكان تعالي انسان را فراهم مي سازند
65. كدام عمل است كه حركت دائمي انسان را به سوي كمال و رشد تضمين مي كند و به صورت اطمينان بخش جلو انحراف فرد و جمع را مي گيرد؟
1. دوري كردن از محرمات
2. انجام دادن واجبات
3. خداشناسي و خداپرستي
4. حضور مستمر در مراسم عبادي و سياسي
66. در مراحل فعاليت عقلاني « جمع آوري اطلاعات» در كدام مرحله قرار دارد؟
1. اول
2. دوم
3. سوم
4. چهارم
67. در زمينه تربيت جنبه عاطفي وجود انسان، كار مربي در سطح وسيع اين است كه ......
1. فرد را در ارضاء كامل عواطفش ياري نمايد
2. نحوه ابراز و كنترل عواطف را به فرد بياموزد
3. فرد را در سركوبي كامل عواطفش ياري نمايد
4. نحوه ارضا كليه عواطف اعم از مثبت و منفي را به فرد بياموزد
68. كدام صفت آميزه اي است از جهل و تمايل و نفرت و به طور كلي برخوردي است غيرمنطقي با امور ؟
1. تعصب
2. حرص
3. خشم
4. كينه
69. در جنبه اجتماعي شخصيت آدمي يكي از جريان هاي جمعي عبارتست از سازگاري اجتماعي، كدام گزينه از لوازم سازگاي اجتماعي محسوب نمي شود؟
1. كسب عادات و مهارت هاي لازم
2. ترك عادات و برخي تمايلات شخصي
3. وجود تفاهم ميان افراد و اقوام و ملل
4. تسليم در برابر جمع و تأييد وضع موجود
70. در آيه شريفه « فبشر عبادالذين يستمعون القول و يتبعون احسنه » به كدام يك از جريان هاي جمعي در جنبه اجتماعي شخصيت تأكيد شده است؟
1. مخالفت اصولي
2. توافق و تشابه
3. همكاري و توافق
4. سازگاري اجتماعي
71. با توجه به معني و مفهوم آيه شريفه « لاينهيكم عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرواهم و تقسطوا اليهم » كدام نتيجه گيري صحيح است؟
1. عدالت و نيكي از صفات خاص مسلمانان است
2. مسلمانان هرگز اجازه جنگ با غيرمسلمان را ندارند
3. تفاهم و همكاري با نامسلمانان در هر شرايط بهتر از جنگ است
4. مسلمانان چاره اي جز جنگ با دولت غاصب اسرائيل ندارند
72. كدام گزينه بيانگر اين است كه تعليم و تربيت در اسلام مستمر و پايان ناپذير است؟
1. الحكمه ضاله المؤمن
2. اطلبوالعلم و لو بالصين
3. طلبو العلم من المهد الي اللحد
4. طلب العلم فريضه علي كل مسلم
73. علت تقوي يك مؤمن متقي كه از امور ناپسند پرهيز مي كند، از لحاظ دين مبين اسلام كدام است؟
1. ترس از قانون، چون كيفر به دنبال دارد
2. اجراي امر خدا چون فرموده است : اتقوالله
3. ترس از ديگران چون رسوايي به دنبال دارد
4. منطقي و معقول عمل كردن چون مطلوب است

74 . حضرت علي عليه السلام در خطبه اي كه درباره آفرينش جهان بحث مي كند، اساس دين را .........و كمال توحيد را ..........معرفي فرموده است.
1. اخلاص براي خدا
شناخت او
2. شناخت خدا
اخلاص براي او
3. يگانه شمردن خدا
نفي صفات از او
4. نفي صفات از خدا
يگانه شمردن او
75. در تعليم و تربيت اسلامي آنچه حتماً خوب است و بايد پذيرفته شود. امري است كه مورد تأييد ..........قرار گرفته باشد.
1. وحي
2. عقل
3. اكثريت مردم
4. رهبران جامعه
76. مصرع دوم بيت :
«عيب رندان مكن اي زاهد پاكيزه سرشت/ كه گناه ديگران بر تو نخواهند نوشت»
از كدام گزينه الهام گرفته شده است؟
1. وان سعيه سوف يري
2. و ان ليس للانسان الا ما سعي
3. لا تزرو وازره و زر اخري
4. ويل الانسان علي نفسه بصيره
77. در كدام شيوه تربيتي خداوند سبحان صفت «احسن» را شرط آن قرار داده است؟
1.جهاد
2. جدل
3. حكمت
4. موعظه
78. با توجه به اوضاع سياسي و اجتماعي جهان در زمان رسالت پيامبر گرامي اسلام (ص)، كدام گزينه را مي توان انقلاب و دگرگوني در زمينه تعليم و تربيت دانست؟
1. اطلبو العلم و لو بالصين
2. و لا تقف ما ليس لك به علم
3. طلب العلم فريضه علي كل مسلم
4. اطلبو العلم من المهد الي اللحد
79. حضرت علي (ع) در آخرين وصيت خود فرمود : «خدا را خدا را درباره كعبه خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج تعطيل بماند.......
1. خشم الهي شعله ور مي شود
2. ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد
3. ديگران در عمل به قرآن بر شما پيشي مي گيرند
4. يتيمان و بي سرپرستان گرسنه خواهند ماند
80. درباره آيه شريفه «و لقد كرمنا بني آدم و حملنا هم في البر و البحر و رزقنا هم من الطيبات و فضلناهم علي كثير ممن خلقنا تفضيلا همه گزينه ها غير از گزينه ......درباره انسان صحيح است.
1. اشرف مخلوقات است
2. رزق و روزيش از حلال هاست
3. خشكي ها و درياها در اختياراوست
4. از بسياري از موجودات برتر است

81. درباره رابطه «عقل » و «وحي» كدام گزينه صحيح است؟
1. وحي و عقل در كليه موارد، نظر هم را تأييد مي كنند
2. وحي متكي بر عقل است و انسان عاقل هرگز منحرف نمي شوند
3. عقل نيرويي است خدادادي كه به تنهايي نيز مي تواند راهنماي انسان باشد
4. عقل با عمل بر اساس وحي هرگز مرتكب انحراف و لغزش نمي شود
82. كدام يك از موارد زير را مي توان به عنوان يكي از اصول حاكم بر شكرگزاري، از آيات قرآن استفاده كرد؟
1. درك حقيقت
2. كسب فضيلت
3. ازدياد نعمت
4. فراگيري حكمت
83. پرورش عقل، كه يكي از هدف هاي واسطه اي تربيت اسلامي است، در كدام حوزه قرار مي گيرد؟
1. ارتباط انسان با خدا
2. ارتباط انسان با خود
3. ارتباط انسان با ديگران
4. ارتباط انسان با طبيعت
84 . تقوي در عرف دين ......
1. همان پرهيزكاري است
2. همان صداقت در عمل است
3. نگهداري نفس است از گناه
4. اساساً عمل به زهد است در زندگي
85. در مورد موعظه همه گزينه ها غير از گزينه .......صحيح است
1. زبان موعظه بايد روشن و قطعي باشد تا لجاجت را مهار زند
2. پند و اندرز ، در درجه اول بايد بر كنار از حضور جمع باشد
3. موعظه گر بايد خود عامل به آنچه مي گويد باشد
4. شفقت و خيرانديشي موعظه گر بايد در كلامش هويدا باشد
86. مرحله اعتلاء با كدام مرحله تربيتي هم خواني دارد؟
1. تقوي
2. ايمان
3. يقين
4. تمهيد
87. كدام روش تضمين كننده مداومت و محافظت بر عمل است؟
1. تلقين به نفس
2. فرضيه سازي
3. محاسبه نفس
4. تحميل به نفس
88. از ويژگي هاي عمده تعاليم امام صادق (ع) اين بود كه :
1. عمدتاً بر حفظ مطالب تأكيد مي نمودند
2. به تعاليم خود جنبه بومي و محلي قايل مي شدند
3. در روش از اسلوب رأي و قياس استفاده مي فرمود
4. هر شاگرد را به سوي رشته اي معين ترغيب مي فرمود
89. اسلام كدام مبنا را محور تربيت افراد قرار داده است؟
1. تلقين به نفس
2. تعقل و عواطف
3. پيروي از بزرگان
4. تعقل و استدلال
90. يادگيري در تعليم و تربيت اسلامي امري است ....
1. مستمر و همگان
2. مستمر و انحصاري
3. مربوط به هفت سالگي دوم
4. مربوط به دوره جواني

 

پاسخ پرسش هاي درس تعليم و تربيت اسلامي

1 (2) كلمه ربّ يكي خطاب به خداي تبارك و تعالي كه پروردگارا ، پرورشكارا، مربيا و ديگري به عمل پدر و مادر كه ربياني، يعني تربيتم كردند، پرورشم دادند، بكار رفته است.
2
(3) متقين كساني هستند كه مشمول عنايات الهي قرار گرفته و در پرتو هدايت حضرت حق درآمده اند و جزء رستگارانند.
3
(1) ما پيامبران را با دلايل فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان عدل را نازل كرديم تا مردم به عدالت ترغيب شوند
4
(1) وضع هر فردي در گرو عملي است كه انجام مي دهد
5
(4) نقطه آغاز تعليم و تربيت اسلامي، فرمان الهي «اقرأ باسم ربك الذي خلق» است.
6
(1) عبادت هنگامي ارزش خود را بروز مي دهد كه به صورت راه و رسم زندگي در آيد و ارزش واقعي آن، زماني است كه شيوه و رفتار و كردار و تفكر و همه شؤون زندگي انسان را فرا گيرد و به پيوند عميق بين قلب انسان و خدا منجر شود به نحوي كه در هر حال با خدا مرتبط باشد و داد و ستدش با خدا، ترسش از خدا و بازگشت و رجوعش به خدا و در تمام لحاظ زندگي اش به ياد خدا باشد. به قول بابا طاهر عريان
خوشا آنانكه كه الله يارشون بي
به حمد و قل هوالله كارشون بي
7
(3) قساوت قلب يكي از آثار گناه است.
8
(4)

9 (4) از نخستين آداب و آئين هاي مربوط به معلم و شاگرد كه بايد در امر تعليم و تربيت به عنوان يك امر ضروري و قطعي مورد توجه قرار گيرد، اين است كه در هرگونه حركت و قدم به سوي تعليم و تعلم بايد داراي خلوص نيت بود.
10- (4) بي قدرت ترين و بي ارزش ترين مرتبه دانش، دانشي است كه در سطح زبان متوقف شود وعمل متناسب با آن از فرد سر شوند و عالي ترين و برترين علم، علمي است كه در همه اندام، رفتار و جوارح و اركان وجود فرد ظاهر شود.
11- ( 2 ) با آموزش حكمت، در واقع قدرت تشخيص و توانايي استدلال و قضاوت تقويت مي شود و اصولاً شخص حكيم به اقتضاي حكمت، از كليه نيروها و استعدادي بالقوه و مخصوصاً از عقل و شعور خود ، حداكثر استفاده را در جهت كمال شايسته خود مي برد و با شناخت و م معرفت هرچه بيشتر حق تعالي، ظرفيت، توسعه وجودي خود را براي بهره مندي بيشتر از الطاف و مراحم او گسترش مي دهد و به همين علت است كه تعليم حكمت، همواره به عنوان يكي از اهداف مطمح نظر بوده است.
12
(1) حد اعتدال در قوه شهويه اين است كه از اين قوه فقط در جاي خود هم از لحاظ كيفي و هم از لحاظ كمي، به اندازه رفع نياز استفاده شود كه اگر شهوت در اين حد كنترل شود. نتيجه اش فضيلتي خواهد بود به نام عفت و افراط در اين قوه، شره و حرص و آز و تفريط در آن موجب خمودي و سستي خواهد بود كه هر دو از رذايلند.

13 (3) خدا را ، خدا را ، درباره تهيدستان وفقرا، آنها را در زندگي خود شريك سازيد.

14 (1)

15 (2) خداوند بزرگ و انبياي گرامي اش هرگز اسارت انسان را نمي پذيرند و به همين دليل موضوع جهاد و مبارزه با موانع رشد و كمال در فرهنگ الهي مطرح شده است.
16
(2)
17
(1) او به مستحب و نهي از مكروه، مستحب است . گزينه يك پس از اصلاح مي تواند درست باشد        

18 (3) براي اينكه موعظه و پند و اندرز اثر لازم را در وجود تربيت شونده بگذارد، لازم است كه او عملاً مي تواند درست باشد.
19 - (3)
20
(1) براي بهره مندي انسان از نعمت هدايت تشريعي وجود شرايطي لازم است از جمله : اولين شرط آن ايمان است. 2.جهاد در راه خدا 3. انابه و بازگشت به خدا 4. اعتصام به خدا
21
(4) تعليم و تربيت انسان نه تنها در سراسر عمر وي در جريان است بلكه مي توان گفت حتي قبل از انعقاد نطفه و از زماني كه پسر و دختر تصميم به ازدواج مي گيرند، آغاز مي شود.
22
(1)
23
(2)
24
(1)
25
(2)
26-(4)
27
(1)  

28 (2) آفرين بر شما كه از جهاد كوچكتر بازگشتيد تا به جهاد بزرگتر بپردازيد. ازپيامبر سؤال فرمودند : جهاد بزرگتر كدام است؟ فرمود : جهاد النفس
29
(4) عملي ترين و پيروزمندانه ترين وسيله تربيت، تربيت كردن با يك نمونه عملي و سرمشق زنده است.  

30 (3) هم استاد و هم دانشجو كه در مسير تعليم و تربيت قدم مي نهند، بايد هدفي جز رضايت خداي سبحان و حركتي جز براي رسيدن به قرب او نداشته باشند.
31
(2)
32
(4) موعظه يعني متذكر ساختن افراد به خير، به طوري كه قلبهايشان رقت پيدا كند، به عبارت ديگر موعظه عبارت است از بياني كه نفش شنونده را نرم و قلبش را به رقت آورد.
33
(3)
34
(4)

35 (4)  

36 (2) دين تكيه گاه مطمئني براي عقل مي باشد. دين جلوي انحرافات عقل را مي گيرد و آن را در راه خير و صلاح جامعه انساني سوق مي دهد.
37
(3)
38
(1)
39
(2) كسي كه با كودك سر و كار دارد بايد خود را عوالم او هماهنگ ساخته و رفتاري را كه در خور درك كودك است، در پيش گيرد.
40
(3) اساس دين شناختن خداست، شناخت كامل خدا، گرويدن به اوست، گرايش كامل به خدا، يگانه تلقي كردن خداست و كمال توحيد، خالص گردانيدن عمل براي او مي باشد.  

41 (2)
42
(3)
43
(4)
44-(3)
45
(1)  

46 (2)
47
(1)
48
(3)
49
(2) كساني كه تسليم خدا مي شوند، با پذيرش خداي واحد، خودشان را تحت ولايت الهيه قرار مي دهند.
50
(3) و اما متقين در دنياي داراي فضيلتها هستند و از ديگران برترند زيرا گفتارشان از روي راستي است و پوشاكشان ميانه روي و رفتار و اعمالشان بين مردم به فروتني است.

51 (1) بگو اي پيغمبر اين است راه من و كار من، كه مردم را از روي بصيرت و بينش كامل به سوي خدا دعوت مي كنم و پيروان من نيز چنين هستند.
52
(1) در آيه 88 سوره انبياء اين كه خدا مي فرمايد او را اجابت كرديم، قرينه اي است بر آنكه يونس تقاضايي داشته، اما به سبب حيا بر زبان نمي آورد.
53
(4) قرآن كريم براي اينكه انسان به سنن و قوانيني كه خداوند براي زندگاني جماعت بشري قرار داده بشناسد او را به فكر كردن درباره تاريخ و زندگي هاي مردم گذشته امر مي كند.
54
(2) كمال نهايي انسان رسيدن به درجه و رتبه اي از مراتب وجود است كه از آن به قرب الهي تعبير مي شود.
55
(4) تشريعات اسلامي بر اين بينش مبتني است كه اساس پيدايش زندگي اجتماعي در گروه آن دسته از عوامل فطري و طبيعي است كه در محيط خانواده وجود دارد و رشد پيوندهاي اجتماعي هنگامي به حد اعلاي خود مي رسد و مستحكمتر مي شود كه اعتقاد و ايدئولوژي نيز بر عوامل فطري و طبيعي اضافه شود و هرگاه پيوندي بر اين مبنا بين مسلمانها ايجاد شود، آن پيوند ناگسستني و تأثير آن از تأثير عوامل فطري و طبيعي قويتر خواهد بود.  

56 (1) باتوجه به اينكه خداي تبارك و تعالي هدف از آفرينش انسان را عبادت قرار داده است مي توان گفت مناسب ترين روش در تربيت اسلامي اين كه انسان را به خداوند نزديكتر كند.
57- (3) تعليم و تربيت اسلامي توحيد را به عنوان فلسفه جهان بيني و معاد را به عنوان فلسفه زندگي مطرح مي سازد و عقل و علم را ملاك يافتن حقيقت و ضابطه رستگاري تلقي مي كند.
58
(1) آري اسلام ديني است جامع كه تعليم و تربيت آن جميع انسانها را در همه زمان ها مكان ها شامل مي شود.
59
(2) يعني دائماً در حال يادگيري و تعليم و تربيت باش
60 - (1) اسلام به تربيت و فطرت نوع بشر توجه همه جانبه دارد و اصالت را به ترتيب مي دهد و تعليم و آموزش را وسيله و مقدمه آن مي داند.
 

61 (4) رسول اكرم مي فرمايند دانش بر هر مسلمان واجب است. طبق اين گفته فراگيري دانش جزء وظايف مسلمانان قلمداد مي گردد و حق تعليم از صورت انحصاري خارج شده و شامل همه افراد مي شود.
62- (2) تفكر در قرآن به معناي نومعي سيرو مرور بر معلومات موجود حاضر در ذهن است تا شايد از مرور در آن و يكبار ديگر در نظر گرفتن آن مجهولاتي براي انسان كشف شود.
63
(3) در آيه 31 سوره ال عمران خداوند فرمود «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحبيبكم ا...
64
(1) پاكسازي انسان از رذايل و آراستگي انسان به فضايل اخلاقي همراه باشد و گرنه علم فاقد جهت براي خودسازي در حكم چراغي در دست دزد خواهد بود كه شاعر گفته است ..
65
(3) خدا شناسي و خدا پرستي بنيان استواري است كه نه تنها حركت دائمي انسان را به سوي كمال و رشد تضمين مي كند، بلكه به صورتي اطمينان بخش جلو انحراف فرد و جمع را نيز مي گيرد.
66
(3) مراحل فعاليت عقلاني عبارتست از : 1. تشخيص موقعيت 2 . مشخص ساختن يا موضوع مسأله 3. جمع آوري اطلاعات 4. تهيه راه حل ها
5. انتخاب بهترين راه حل
67
(2)
68
(1) تعصب آميزه اي است از جهل و تمايل و نفرت و به طور كلي برخوردي است غيرمنطقي با امور

69 (4) سازگاري اجتماعي به معناي تسليم محض و مطلق در برابر جمع يا تأييد وضع موجود نيست.
70
(1) خداوند آن دسته از مردم را كه به سخنان مختلف گوش فرا داده و از بهترين سخن پيروي كنند، بندگان (عباد) خوانده و آنان را اهل خرد بشمار آورده است در آيه 17 و18 سوره زمر نيز به اين مطلب اشاره شده و مخالفت اصولي را مطرح مي سازد.
71 - (4) در آيه 8 سوره ممتحنه آمده : «خداوند شما را از احسان و نيكي كردن به آنهايي كه در دين با شما نجگيدند و شما را از شهر و ديار خودتان بيرون نكردند نهي نمي كند و شمار از معامله به عدل با آنها باز نمي دارد و ...» با توجه به آيه مشخص است كه اسرائيل اعمالي خلاف دستور آيه مربوطه را مرتكب مي شوند پس برداشت مي شود كه مسلمانان چاره اي جز جنگ با دولت غاصب اسرائيل را ندارند.
 

72 (3) حديث مذكور كه از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي باشد اشاره مي كند كه دائماً در حال يادگيري و تعليم و تربيت باش.
73
(2) آدم با تقوا نه از ترس ديگران و نه از ترس قانون بلكه به خاطر اينكه بايد منطقي و معقول عمل كند رفتار خود را تحت نظارت خويش درآورد. اگر به منطقي و معقول كردن خويش نظارت حق تعالي بر اعمال انسان را بيفزاييم و تحصيل و جلب رضاي خدا را انگيزه اعمال خود قرار دهيم و معتقد باشيم كه در هر حال و در هر جا در محضر خدا هستيم هرگز اجازه تخلف و معصيت در محضر خدا را به خود راه نخواهيم داد.
74
(2) مولا علي (عليه السلام) كمال توحيد را خالص گردانيدن عمل براي حق تعالي مي داند و مي فرمايد «اساس دين شناخت خداست ،شناخت كامل خدا گرويدن به اوست و گرايش كامل به خدا ، يگانه شمردن خدا است،و كمال توحيد حاصل گردانيدن عمل براي او مي باشد.
75
(1)  

76 (3) در آيه 164 سوره انعام گفته مي شود. «هيچكس بار ديگري را به دوش نخواهد گرفت».
77
(4) به كارگيري حسن در جدل بايد بيشتر از بكارگيري آن در امر موعظه باشد و به همين جهت خداوند ، موعظه را به حسن ولي جدال را احسن مقيد فرموده است.
78
(3) روح تعاليم عاليه اسلامي موجب شد تا تربيت، با تعليم حكمت و پند و اندرز و بحث نيكو توأم شود و فراگيري دانش جزء وظايف مسلمانان قلمداد گردد. حق تعليم و تربيت از صورت انحصاري خارج گردد و شامل همه افراد شود و...
79
(2) خدا را ، خدا را ، درباره كعبه خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج تعطيل بماند ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.
80
(1) خداوند در‌آيه 70 سوره اسراء مي فرمايد كه «ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم و آنها را بر خشكي و دريا مسلط ساختيم و از هر غذاي پاكيزه آنها را روزي داديم و ايشان را بر بسياري از مخلوقات خود برتري و فضيلت بخشيديم.  

81 (4)
82
(3)
83
(2)

84 (3) تقوي عبارت از آن است كه نفس تحت محافظت قرار بگيرد تا به ارتكاب گناه يا خطا دچار نگردد.

85 - (1) اگر از راه جدال دعوت مي كند بايد كه از هر سخني كه خصم را بر رد دعوتش تهييج مي كند و او را به عناد و لجباري وا مي دارد بپرهيزد. نتيجه اينكه مورد فوق بيشتر در مورد جدل است تا در مورد موعظه  

86 (1) مرحله اعتلا پنجمين مرحله از مراحل تطور وسع آدمي است كه با مرحله چهارم از مراحل تربيت كه مرحله تقوي است هم خواني دارد.
87
(2) فريضه سازي در تربيت، تضمين كننده مداومت و محافظت است
88
(4)
89
(4) تكيه بر عقل و تأييد وجهه عقلاني از ويژگي هاي تربيت اسلامي است و مسلمانان بايد اصول و مباني اعتقادات خود را از طريق عقل بپذيرد.
90
(1)  با توجه به احاديث پيامبر كه فرمودند زگهواره تا گور دانش بجوي و اينكه طلب علم را وظيفه هر مسلماني مي داننند مي فهميم كه يادگيري در تعليم و تربيت اسلامي امري مستمر و همگاني است.  

 

منبع : اينترنت

پرسش هاي درس تعليم و تربيت اسلامي به همراه پاسخ ( 1 )

پرسش هاي درس تعليم و تربيت اسلامي به همراه پاسخ

 1. در آيه شريفه «قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا» كدام دو معني به ترتيب براي كلمه رب صحيح است؟
1. خدا
خدا
2. خدا
والدين
3. والدين
خدا
4. والدين - والدين
2. اولين پاداش خداوند به متقين بعد از ذكر نشانه هاي اهل تقوا در اول سوره بقره كدام است؟
1. «اولئك هم المفلحون»
2. «اولئك هم المهتدون»
3. «اولئك علي هدي من ربهم »
4. «اولئك عليهم صلوة من ربهم »
3. با توجه به آيه شريفه «لقد رسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» هدف از ارسال رسل كدام است؟
1. برقراري عدالت در جهان
2. آشنا ساختن مردم با ميزان
3. تلاوت قرآن براي مسلمانان
4. تعليم كتاب براي مردم مؤمن
4.مفهوم كدام گزينه به مفهوم آيه شريفه «كل نفس بما كسب رهينة» نزديك است؟
1. هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت
2. كه ضمير سايه ابر است و بزمگه ، لب كشته
3. عيب رندان مكن زاهد پاكيزه سرشت
4. كس نداند كه پس پرده كه نيك است و كه زشت
5. در كدام گزينه هم به تعليم و هم به تربيت اشاره شده است؟
1. الذي علم بالقلم
2. علم الانسان ما لا يعلم
3. خلق الانسان من علق
4. اقراء باسم ربك الذي خلق
6. مصراع «خوشا آنانكه الله يارشون بي» اشاره دارد به :
1. «فاذكروني اذكركم»
2. «ان تنصروالله ينصركم»
3. «ان الله كان عليكم رقيبا»
4. «اقراء باسم ربك الذي خلق»
7. قساوت قلب، بيشتر در اثر ارتكاب كدام رذيلت حاصل مي شود؟
1. اكل الحرام
2. حب الدنيا
3. كثرة الذنوب
4. نسيان الموت
8. معيار فضيلت در اخلاق و تربيت اسلامي عبارتست از عملي كه .....
1. بر موازين عقلي منطبق باشد
2. از وجدان آگاه انسان ناشي شود
3. با ميل و طبيعت انسان سازگار باشد
4. انسان را به خدا نزديك كند
9. نخستين ادب و آئين مربوط به معلم و شاگرد در امر تعليم و تربيت اسلامي، كدام است؟
1. آگاهي كامل از اهداف تعليم و تربيت
2. تسلط كافي به روش هاي تعليم و تربيت
3. احاطه كامل بر محتواي مواد درسي
4. خالص گردانيدن نيت از هر چيزي براي خدا
10. از نظر مولا علي (ع)، با ارزشترين علم ، علمي است كه ........
1. در همه شؤون زندگي مؤثر باشد
2. ورد زبان انسان هاي والا باشد
3. در اعماق قلب انسان رسوخ نمايد
4. در اعضاء و جوارج انسان ظاهر شود
11. گسترش سعه وجودي انسان و ظرفيت او براي بهره مندي بيشتر از الطاف و مراحم خداوندي در گروه تحقق كدام هدف تربيتي است؟
1. تعليم تقوا
2. تعليم حكمت
3. پرورش روحيه عدالتخواهي
4. پرورش روحيه اجتماعي
12. نتيجه اعتدال، افراط و تفريط در قوه شهريه، به ترتيب كدام است؟
1. عفت
حرص
خمودي
2. عفت
جبن
جربزه
3. حكمت
جبن
جربزه
4. حكمت
حرص
خمودي
13. حضرت علي (ع) در وصيت نامه خود ضمن شمارش به كساني فرمود: « آنها را در زندگي خود شريك سازيد» ؟
1. يتيمان و بردگان
2. ارحام خويشاوندان
3. فقرا و تهيدستان
4.صحابه و ياران پيامبر
14. مفهوم كدام بيت ، با نظرات تربيتي اسلام سازگار است؟
1. پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
2. ابر اگر آب زندگي بارد هرگز از شاخ بيد برنخوري
3. با فرومايه روزگار مبر كز ني بوريا شكر نخوري
4. شمشير نيك ز آهن بد چون كند كسي نا كس به تربيت نشود اي حكيم ، كَس
15. فلسفه جهاد در فرهنگ الهي عبارتست از .....
1. مبارزه با تمايلات موجود در درون انسان
2. مبارزه با موانع رشد و كمال انسانها
3. پاك گردانيدن زمين از وجود كافران
4. پاك گردانيدن درون انسان از همه تعلقات
16. در مورد تربيت انسان كدام گزينه نادرست است؟
1. قرآن مجيد روش هاي مختلفي را براي تربيت انسانها بكار مي برد
2. همه انسانها را با يك روش
اگر صحيح باشد
مي توان تربيت نمود
3. روش هاي تربيتي اسلام در عين تعدد و تنوع داراي هماهنگي لازم مي باشند
4. روش تربيت در مورد انسانها با توجه به تنوع طبيعت، متفاوت است
17. از امر به معروف و نهي از منكر آنچه مستحب است......
1. امر به مستحب و نهي از مكروه است
2. امر به مستحب و نهي از منكر است
3. امر به واجب و نهي از منكر اس
4. امر به واجب و امر به مستحب است
18. شرط لازم و كافي براي تأثير موعظه و پند و اندرز در متعلم اين است كه .....
1. با شيواترين بيان و سخن روان انجام شود
2. راه سرپيچي از ان بر متعلم بسته باشد
3. اثر عملي آن در رفتار واعظ مشهود باشد
4. نمونه هاي عملي اثر پند و اندرز ارائه شود
19. «تشويق كودك به عمل به آنچه مي آموزد، عادت دادن طفل به سادگي از حيث لباس و خوراك، دور نگهداشتن كودك از همنشينان بد» از روش هاي تربيتي كيست ؟
1. ابوعلي سينا
2. ابن مسكويه
3. امام محمد غزالي
4. خواجه نصيرالدين طوسي
20. مهمترين شرط براي بهره مندي از هدايت تشريعي الهي عبارتست از ....
1. ايمان قلبي به خدا داشتن
2. صرفنظر كردن از لذات دنيوي
2. تمايل به مساعدت كمك به ديگران
4. انجام دادن واجبات در هر شرايط
21. تربيت فرزند در اسلام از چه زماني آغاز مي شود؟
1. شروع تكلم در كودك
2. رسيدن به سن آموزش
3. تولد فرزند و نامگذاري او
4. انعقاد نطفه و حتي قبل از آن

22. بهترين راه رسيدن به سعادت و كمال براي انسان كدام است؟
1. تسلط بر نفس و تهذيب آن
2. غلبه بر طبيعت و تصرف در آن
3. تحصيل علوم پيشرفته زمان
4. استفاده صحيح و بجا از تكنولوژي
23. شرط لازم براي حاكميت اسلام در جامعه ما كدام است؟
1. آشنايي همگان با زبان قرآن
2.احياي ارزش هاي اصيل اسلامي
3. وضع قوانين مخصوص جامعه اسلامي
4. اجراي دقيق مصوبات مجلس شوراي اسلامي
24. روش ابراز توانايي ها از كدام مبناي تربيتي برمي خيزد؟
1. عزت
2. دلبستگي
3. كرامت
4. خداشناسي
25. پرورش قوه عقل، در زمره كدام يك از هدف هاي واسطه اي تربيت اسلامي است؟
1. ارتباط انسان با طبيعت
2. ارتباط انسان با ديگران
3. ارتباط انسان با خدا
4. ارتباط انسان با خود
26. در موضوع اصالت فرد و جمع نظر تعليم و تربيت اسلامي اينست كه :
1. اصالت متوجه فرد است
2. اصالت منوط به جمع است
3. اين دو جزء اهدافند نه اصول
4. اين دو اصالت نسبي و ريشه در فطرت دارند
27. بر اساس روايت «اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه » داناترين مردم كساني هستند كه .......
1. علم ديگران را به علم خود بيفزايند
2. علم را براي اصلاح ديگران فراگيرند
3. با مردمان عامي هم سازگاري داشته باشند
4. با تلفيق علم و عمل راهنماي ديگران باشند
28. در بخش «مرحبا بقوم قضو الجهاد الاصغر و بقي عليهم الجهاد الاكبر» منظور پيامبر اكرم از جهاد اكبر، چه بوده است؟
1. جهاد با كفر كه همواره لازم است
2. جهاد با نفس كه مهمترين جهاد است
3. جهاد واجب براي زدودن كافران
4. جهاد با دشمنان بزرگي كه خود را آماده جنگ مي سازند
29. كدام مورد در تربيت نقش مهمي ايفا مي كند؟
1. تشويق و تنبيه
2. نرمش و ملايمت
3. وجود عواطف
4. وجود الگو
30. هدف غايي تعليم و تربيت اسلامي رسيدن به كدام است؟
1. معرفت الهي
2. عمل شايسته
3. قرب الهي
4. تقوا وپرهيزگاري
31. در نظام تربيت اسلامي، كدام يك از موارد زير از عوامل پرورش انديشه به شمار مي آيد؟
1. اكثريت گرايي
2. دليل جويي
3. گمان طلبي
4. شخصيت زدگي
32. كدام يك از روشهاي تربيت اسلامي ، موجب رقت قلب متربي مي شود و او را به سوي خوبي ها سوق مي دهد؟
1. جهاد
2. تشويق
3. روش تفكر
4. روش موعظه
33. ايمان به عنوان يكي از اهداف واسطه اي تربيت اسلامي، داراي دو ركن اساسي است، آن دو كدامند؟
1. تعبد و تسليم محض
2. زهد و پرهيزگاري
3. التزام قلبي و ظهور عملي
4. گرايش فكري و تقليد
34.با بررسي كليات نظام تعليم و تربيت اسلامي معلوم مي شود كه :
1. دعوت مردم به اسلام وظيفه هر مسلمان از جانب خدا است
2.غيرمسلمانان موحد با قبول حقانيت اسلام در پناه نظام اسلامي قرار مي گيرند
3.عموم مسلمانان با هم برادرند (انما المؤمنون اخوة)
4. قبول هر سه مورد و عمل بر مبناي آن وظيفه هر مسلمان است
35. در مورد اصول «تربيت اخلاقي» كدام گزينه نامربوط است ؟ پرورش اخلاقي بايد....
1. در بستري عاري از آزمون، خطا و شك صورت گيرد
2. با توجه به مقتضيات زمان و با الگوي تربيت صورت گيرد
3. بر پايه آزاد سازي انرژي عقلاني و بازسازي توان ارادي استوار باشد
4. بر پايه اصول و روش هاي آزادمنشانه استوار شود
36. در رابطه بين عقل و وحي كدام گزينه از نظر تربيت اسلامي صحيح است؟
1. عقل نيرويي است كه خداوند بعضي انسانها را از آن بهره مند ساخته است
2. وحي تكيه گاه محكمي براي عقل است كه از انحراف آن جلوگيري مي كند
3. عقل تكيه گاه محكمي برا يوحي است كه راه صحيح را نشان مي دهد
4. وحي كلام خدا است كه خداوند با همه انسانها با آن سخن مي گويد
37. كسي كه به غير خدا اعتنايي نمي كند، و چنان ثابت و استوار مي شود كه محكمتر از كوه در برابر حوادث استقامت مي كند و هيچگاه گناهان و شهوات و جاه و مقام او را متزلزل نمي كند و شيطان با همه نيرنگش از قدرت ايمان و آرامش دل او به ستوه است، كسي است كه ........
1. در مرحله نفس لوامه قرار دارد
2. در مرحله تزكيه نفس قرار دارد
3. مقام نفس مطمئنه رسيده است
4. از همه لذايد دنيوي چشم پوشي كرده است
38. اگر بپذيريم كه «تغيير و تربيت انسان از درون آغاز مي شود و در بيرون نمود مي ابد كه در قلمرو طبيعت فرد و برخاسته از درون مايه هاي فطرت اوست» طرز تفكر كدام گروه را پذيرفته ايم؟
1. ارسطو، افلاطون ، اسلام
2. افلاطون ، اسلام ، اسكينر
3. اسكينر، ماركس ، ارسطو
4. ارسطو، افلاطون، ماركس
39. اين سخن پيامبر اكرم (ص) «من كان عنده صبيّ فليتصاب له » بيانگر كدام مطلب در تربيت اسلامي است؟
1. ايجاد فرصت مناسب براي كودك جهت ابراز خشم
2. لزوم رفتار با كودك متناسب با سن و سال او
3. لزوم جلوگيري از بازيگوشي كودك در خردسالي
4. ايجاد فرصت مناسب براي كودك جهت بازيهاي كودكانه
40. كمال توحيد از نظر علي (ع) كدام است؟
1. ايمان به خدا
2. عبادت خدا
3. اخلاص براي خدا
4. معرفت خدا

41. كدام گزينه بيشتر به حوزه تربيت معروف است تا اخلاق ؟
1. چگونگي پيراسته شدن از رذيلت ها
2. دگرسازي و اثر گذاري در رفتار ديگران
3. چگونگي آراسته شدن به فضيلت ها
4. خويشتن سازي و تلاش براي كمال
42. صاحب نظران تعليم و تربيت در كدام يك از مباحث و مفاهيم تعليم و تربيت معمولاً اتفاق نظر دارند؟
1. تعليم و تربيت پايه و اساس شكل گيري سياست و مباحث مربوط به آن است
2. مخلوط كردن سياست با تعليم و تربيت موجب ضرر و زيان مردم است
3. تعليم و تربيت امري اجتماعي و حاصل رابطه فعال فرد با جامعه است
4. تعليم و تربيت عموم مردم از جمله وظايف خاص و اساس دولت است

43. با ارزشترين خدمت والدين به فرزاندانشان عبارتست از :
1. تأمين غذاي مورد نياز آنان
2. فراهم ساختن زمينه ازدواج آنان
3. تأمين مسكن مناسب براي آنان
4. تعليم و تربيت صحيح آنان
44. در هفت ساله دوم زندگي انسان، كدام گزنيه براي محور تربيت مناسب تر است؟
1. هم انديشي، همراهي و ملازمت
2. تمرين حكمراني ، بازي و بزرگي و سروري
3. رعايت احكام و مقررات و ادب زندگي جمعي
4. مسؤوليت پذيري، قدرت تشخيص و بازشناسي از خوب وبد
45. كدام گزينه، ثمره تربيت اسلامي در حوزه اجتماعي است؟
1. با طرح خلقت خداوند همراه است كه ازدواج جزيي از آن است
2. اهل دژ استوار و سوار بر مركب رهواري است كه او را به هدف مي رساند
3. اهل بصيرت است و آن را در سايه تفكر به دست مي آورد
4. براي تأمين معيشت بخشي از اوقات خود را به كار اختصاص مي دهد.
46. اهدافي مانند «جستجوي حقيقت» ادارك مثل حقيقي «خود شكوفايي و رشد منش» را از اهداف كدام مكتب مي توان شمرد؟
1. پراگماتيسم
2. ايده آليسم
3. سوسياليسم
4. اگزيستانسياليسم
47. كدام وظيفه را مي توان در ارتباط با تعليم و تربيت به معناي خاص آن از وظايف دولت اسلامي دانست؟
1. برنامه ريزي كلان و دراز مدت
2. سياستگذاري و تأمين بخشي از هزينه هاي تعليم و تربيت جامعه
3. ايجاد هماهنگي بين نهادها و نظارت عاليه بر فعاليتهاي تربيتي
4. برقراري هماهنگي ميان نظام آموزش و پرورش رسمي در دوره متوسط با نظام آموزش عالي
48. در بررسي سخنان و سيره حضرت علي (ع) فحواي كلام و محتواي سخنان آن حضرت در سالهاي آخر عمر بيشتر در كدام زمينه است؟
1. مسايل اخلاقي
2. مسايل اعتقادي
3. تربيت سياسي و اجتماعي
4. تربيت اخلاقي و اعتقادي
49. با توجه به آيه شريفه «الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور» شرط بهره مندي از ولايت الهيه كدام است؟
1. اعمال صالحه
2. ايمان به خدا
3. پيروي از پيامبر
4. انجام دادن فرايض
50. از نظر علي عليه السلام : «منطقهم الصواب ، ملبسهم الاقتصاد و مشيهم التواضع » از نشانه ها ومشخصات كدام گروه است؟
1. اهل جهاد
2. آمران بالمعروف
3. اهل تقوا
4. ناهيان عن المنكر
51. از مفهوم آيه شريفه : « قل هذه سبيل ادعوا الله علي بصيرة انا و من اتبعني» كدام وظيفه مم براي هر مسلمان فهميده مي شود؟
1. دعوت مردم به سوي خدا با بينش كامل
2. تشويق جوانان به فراگيري علوم معنوي
3. تشويق مردم به فراگيري علوم پيشرفته
4. دعوت جوانان به اشتغال به حرفه مقدس معلمي
52. مهمترين نكته اخلاقي و تربيتي در آيه شريفه : «لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبناله و نجيناه من الغم و كذلك ننجي المؤمنين» كدام است؟
1. فاستجبناله
2. و نجيناه من الغم
3. اني كنت من الظالمين
4. كذلك ننجي المومنين
53. از لحاظ قرآن مجيد، شناخت سنن و قوانين الهلي كه براي جوامع بشري قرار داده شده است با تفكر در كدام زمينه، ممكن و ميسر است؟
1. در رفتار انسانهاي نمونه
2. در خود و سير انفس
3. مخلوقات حق تعالي در جهان
4. تاريخ و زندگي مردم گذشته
54. هدف نهايي در مسير كمال معنوي انسان كدام است؟
1. عدالتخواهي
2. قرب الهي
3. برادري و برابري
4. سعادت دنيوي
55. مؤثرترين عامل در تحكيم روابط برادري بين مسلمانان كدام است؟
1. تقسيم عادلانه ثروت در بين مسلمانان
2. حذف مرزها در بين كشورهاي اسلامي
3. بهره مند ساختن همگان از منابع خدادادي
4. تقويت بنياد خانواده بر اساس ايمان به خدا
56. مناسب ترين روش در اخلاق و تربيت اسلامي روشي است كه .......
1. انسان را به خدا نزديكتر سازد
2. امكان تلفيق علم و عمل را فراهم سازد
3. همه نيروهاي بالقوه انسان را بالفعل سازد
4. انسان را در تأمين خواسته هايش موفق سازد
57. مفهوم كدام گزينه با ويژگي هاي نظام تربيتي اسلام ناسازگار است؟
1. فلسفه زندگي عبارتست از معاد
2. فلسفه جهان بيني عبارتست از توحيد
3. ملاك موفقيت عبارتست از تحقق آمال
4. ملاك حقيقت يابي عبارتست از علم و يقين
58. تعليم و تربيت اسلامي شامل و در برگيرنده .....
1. جميع انسانها در همه زمانها و مكانها است
2. همه مسلمانان در كشورهاي اسلامي است
3. جميع اهل كتاب در سراسر دنيا است
4. همه انسانها در كشورهاي اسلامي است
59. كدام گزينه به مستمر بودن تعليم و تربيت اسلامي دلالت دارد؟
1. اطلبوا العلم و لو بالصين
2. اطلبوا العلم من المهد الي اللحد
3. طلب العلم فريضه علي كل مسلم
4. خذو الحكمه و لو من اهل النفاق

60. از لحاظ تعليم وتربيت اسلامي، تأمين نيازهاي جوانان در زمينه مسائل فرهنگي ، اخلاقي ، مذهبي،‌اجتماعي اقتصادي و سياسي بر عهده چه كساني است؟
1. پدران و مادران
2. معلمان و مربيان جامعه
3. مسؤولان و كارگران كشور
4. همه مردم

اثربخشي آموزشي

اثربخشي آموزشي

خديجه زارعي

 چكيده

ضرورت آموزش به صورت يك امر طبيعي درآمده است. پيشرفت و توسعه سازمانها و موسسات درگرو ارتقاي سطح دانش، مهارت، رفتار و بينش منابع انساني است. برهمين اساس، اكثر سازمانها دوره هاي آموزش موجود در داخل يا خارج از كشور براي كاركنان خود برگزار مي‌كنند و اجراي هر دوره متضمن سرمايه گذاري هنگفت است لذا آگاهي از ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي و بازدهي حاصل از آنها براي مديران بسيار بااهميت است.ارزشيابي يكي از مهمترين مراحل برنامه ريزي آموزشي است كه انجام صحيح آن اطلاعات بسيار مفيدي را درباره چگونگي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي دراختيار مي گذارد و مبناي مفيدي جهت ارزيابي عملكرد آموزشي مراكز آموزشي به دست مي دهد.اگر اهداف را به صورت وضع مطلوب سازمان در آينده تعريف كنيم، اثربخشي سازمان عبارت است از درجه يا ميزاني كه سازمانها به هدفهاي موردنظر خود نائل مي آيند (ريچارد دفت، 1377)پيتر دراكر صاحبنظر به نام مديريت، اثربخشي را انجام كار درست تعريف كرده است. تعاريف ديگري همچون اصلاح رويه هاي مديريت، كسب موفقيت، توليد ايده هاي جديد، تقويت ارزشهاي سازماني، تفكرگروهي، مشاركت و مواردي از اين قبيل از جمله تعابيري هستند كه در مديريت معادل با اثربخشي به كار مي روند (سلطاني، 1380).تعابيري كه باتوجه به مفاهيم بالا مي توان براي اثربخشي آموزشي ابراز داشت عبارتند از:

!تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي؛    ! تعيين نتايج قابل مشاهده از كارآموزان در آموزشهاي اجراشده؛    ! تعيين ميزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازماني آنها؛      ! تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است؛     ! تعيين ميزان توانايي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به اهداف؛     ! تعيين ميزان ارزش افزوده آموزشي؛   ! تعيين ميزان بهبود شاخصهاي موفقيت كسب و كار.

مقدمه

مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از كار بايد مهمترين هدف مدير باشد. بازدهي كار يك مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيتهاي كاري او، نه مجموعه كارهايي كه به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده كار ارائه مي كند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج كاري است كه به او محول شده است.

درمورد مفهوم اثربخشي آموزش تعريف جامع و مشخصي وجود ندارد زيرا فرايند دستيابي به آن، كار دشواري است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني اينكه تاحدودي تعيين كنيم آموزشهاي انجام شده تاچه حد به ايجاد مهارتهاي موردنياز سازمان به صورت عملي و كاربردي منجر شده است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني:

تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي، تعيين نتايج قابل مشاهده از كارآموزان در اثر آموزشهاي اجراشده، تعيين ميزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازماني، تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است، تعيين ميزان تواناييهاي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به هدفها.

باتوجه به مباحث بالا بايد گفت كه اثربخشي آموزش ازطريق بررسي كارايي درون و بروني نظام آموزش سازماني تعيين مي گردد. يعني اگر بتوانيم كارايي دروني و بروني سيستم آموزش سازمانها را اصلاح كنيم تقريبا اثربخشي آموزش تضمين مي شود (ايرج سلطاني، تدبير).

 اثر متقابل سلامت و رضايت شغلي

ميزان غيبت و استعفاي کارمندان را محاسبه کنيد اين دو بهترين شاخص براي تعيين درجه رضايت شغلي است.

طبق مطالعات انجام شده تاثيرات اقتصادي بيماري و آسيب هاي ناشي از كار اثري قابل توجه بر روي ميزان موفقيت يك سازمان دارد. به عنوان مثال با برقراري يك سيستم سلامت شغلي در يك سازمان، طي معاينات بدو استخدام يك متخصص طب كار با شناختي كه از ماهيت كار و توانايي ها و ظرفيت هاي مورد تقاضاي كار دارد، مي تواند كار مناسب فرد را پيشنهاد داده و در ضمن اعمال ملاحظات لازم با توجه به ميزان سلامت و محدوديت هاي فردي، آن فرد را براي آن كار آموزش داده و كارآيي فرد در شغل مورد نظر را به حداكثر برساند.

سلامت مي تواند با افزايش ظرفيت هاي فيزيكي مثل قدرت و استقامت و همين طور ظرفيت هاي ذهني مثل عملكرد شناختي و توانايي علت يابي باعث افزايش كارآيي فرد شود. تقريباً تمام مطالعاتي كه رشد اقتصادي را با توجه به بهبود سلامت جامعه كاري بررسي كرده اند، شواهدي مبني بر تاثيرات مثبت، قابل توجه و قابل اندازه گيري شاخص هاي سلامتي بر روي سرعت رشد اقتصادي يافته اند. قسمت اعظم رشد اقتصادي كشور انگليس در طي سال هاي ۱۹۸۰-۱۷۸۰ مرهون افزايش كار موثر نيروي كار دانسته شده كه ناشي از بهبود تغذيه و سلامت بوده است. نتيجه تحقيقات نشان مي دهد كه افزايش متوسط يك درصد به طول عمر بالغين مساوي است با ۶۸/۱ درصد افزايش در قابليت توليد نيروي كار.نمونه هايي از فعاليت طب كار كه مي تواند مستقيماً منجر به افزايش توليد و كاهش هزينه ها در سازمان شود به شرح زير است:

مقابله با استرس شغلي: تحقيقات نشان داده اند كه حدود ۹۰ _ ۶۰ درصد مراجعات به ارائه كنندگان خدمات بهداشتي درماني ناشي از استرس هاي مرتبط با كار بوده اند. يك

 فرد در طول ۲۴ ساعت به طور متوسط ۸ ساعت يعني حدود ۵۰ درصد از ساعات بيداري خود را تحت تاثير عوامل رواني محيط كار خود مي باشد و اين عوامل بر روي زندگي شخصي و خانوادگي وي نيز تاثير گذارند. در كشورهاي صنعتي كارفرماها سرمايه گذاري هاي وسيع در جهت كاهش استرس مي كنند تا از عوارض اقتصادي ناشي از آن بكاهند. طبق مطالعات انجام گرفته بيشترين بازگشت به سرمايه با فعاليت هاي كاهش استرس، كنترل دخانيات در محيط كار و بهبود تغذيه همراه بوده است.

غيبت از كار: تيم سلامت شغلي با استفاده از دانش خود در زمينه غيبت از كار و معيارهاي سنجشي كه در دست دارد، مي تواند ميزان غيبت از كار را در سازمان سنجيده و علل و مقادير غيرطبيعي و خارج از استاندارد را درون سازمان تشخيص دهد و در جهت كاهش ميزان غيبت مرتبط با بيماري ها و ناهنجاري هاي داخل سازماني تلاش كند.

تنظيم شيفت هاي كاري: با رعايت اصول علمي مي توان شيفت هاي كاري را طوري تنظيم كرد كه متناسب افراد و محدوديت هاي فيزيكي و رواني آنها و فرهنگ آن جامعه باشد و بدين ترتيب بهره وري و توليد را افزايش داد.

به كارگيري اصول ارگونومي در جهت افزايش توليد و بهره وري: علم ارگونومي علم ايجاد تناسب بين كار و انسان است. با رعايت اصول ارگونومي در محيط كار از قبيل ايجاد تناسب نور، صدا، دما، تجهيزات و ابزارآلات براي انجام كار، بسياري از شركت هاي معروف در دنيا توانسته اند توليد خود را چند برابر افزايش دهند. اكثر ماشين آلات و تجهيزات كه در صنايع و سازمان هاي اداري در ايران مورد استفاده قرار مي گيرند، براي اندازه ها و ابعاد بدن ايرانيان طراحي و ساخته نشده اند بنابراين طبيعي است كه كار با آنها نيازمند صرف انرژي و وقت بيشتر و راحتي و بازدهي كمتر است.

 افزايش رضايت شغلي:

با برقراري نظام سلامت شغلي در يك سازمان كارگران و كارمندان نهايتاً به سطح بالاتري از رضايت شغلي رسيده و خود را بيشتر متعلق به آن سازمان مي يابند. وقتي احساس كنند كه وجود آنها براي سازماني كه خدمت مي كنند مهم تلقي شده و سيستمي پوپا و جاري جهت حفظ سلامت آنها طراحي و راه اندازي گرديده است، آنها نيز اهداف خود را بيشتر هماهنگ و هم جهت با اهداف سازمان نموده و در جهت افزايش توليد تلاش مي كنند. و در نهايت طبق قوانين سازمان تامين اجتماعي، غرامات ناشي از حوادث و بيماري ها را سازمان تامين اجتماعي به كارگران پرداخت مي نمايد اما در صورت مقصر شناخته شدن كارفرما در ايجاد حادثه يا بيماري، مبلغ پرداخت شده از كارفرما استرداد مي شود. بنابراين با پيشگيري و درمان به موقع آسيب  ها و بيماري هاي شغلي از ميزان هزينه هاي درمان و غرامت هاي شغلي كاسته شده و از اتلاف مواد اوليه و وقت جلوگيري خواهد شد.

 انواع نگرش در بحث رفتار سازماني يا به عبارتي طرز تلقي هاي مرتبط با شغل

نگرش فرد نسبت به كارش نشان دهنده ارزش يابي منفي يا مثبتي است كه وي جنبه هاي محيط كاري اش دارد .

1- رضايت شغلي :

 نگرش كلي فرد درباره شغلي مي باشد . كسي كه رضايت شغلي اش در سطح بالايي باد به كارش نگرش مثبتي دارد و معمولاً زماني كه افراد سازمان درباره ي نگرش كاركنان صحبت مي كنند مقصودشان رضايت شغلي است كه حتي گاهي اين دو يعني رضايت شغلي و نگرش به جاي هم به كار مي روند .

 2- وابستگي شغلي يا پايبندي

به درجه يا ميزاني اطلاق مي شود كه شخص شغلش را معرف خود و كار يا عملكردش را موجب سر بلندي و كسب حيثيت و اعتبارش مي دادند .

كاركنان كه از نظر وابستگي شغلي در سطح بالايي هستند به كار خود افتخار مي كنند و واقعاً به آنچه كه انجام مي دهند توجه مي نمايند .

وابستگي شغلي با غيبت و استعفار رابطه ي معكوس دارد .

 3- تعهد سازماني :

 احساس هويت وابستگي فرد به سازمان به گونه اي كه در وابستگي شغلي فرد شغل را معرف خود مي داند در حالي كه در تعهد سازماني بهتر مي توان رفتار كاركنان تحقيقات نشان مي دهد كه بين تعهد سازماني و غيبت و جا به جايي كاركنان را مرحله ي معكوس وجود دارد . و احتمالاً با استفاده از تعهد سازي بهتر مي توان رفتار كاركنان در مورد غيبت و جا به جايي پيش بيني كرد .

به نظر ريچارد استيز تعهد و پايبندي را مي توان هم ناشي از عوامل شخصي مانند سن ، سابقه خدمت در سازمان هفت هم ناشي از ويژگي هاي سازماني مانند ميزان آزادي كاركنان در تصميم گيري و احساس امنيت شغلي دانست . پس مديران مي توانند با مشاركت دادن كاركنان در تصميم گيري و فرد هم آوردم امنيت شغلي موجبات بيشتر شدن تعهد و پايبندي كاركنان را بوجود آورند .

چرا كه كاركنان كه داراي تعهد و پايبندي بيشتري هستند نظم بيشتري در كار خود دارند و مدت بيشتري در سازمان مي مانند و بيشتر كار مي كنند .

 عوامل مستقل

ويژگي هاي سازماني + عوامل شخصي     ميزان تعهد و پايبندي    ريچارد استيرز

1)امنيت شغلي                            1) سن

2)ميزان تصميم گيري                    2) سابقه

E : رضايت شغلي ، نگرش كلي فرد نسبت به شغلش

به دور وقتي رضايت شغلي را مي سنجند              1) سنجش كلي

                                                                           2) سنجش تحصيلي

در سنجش كلي از كارگر يا كاركند تنها يك پرسشي مي شود و شخص بايد با كشيدن دايره اي دور اعداد 1 تا 5 پاسخ دهد . در سنجش تفصيلي كه پيچيده تر است در اجراي اين روش اركان و اجزاي تشكيل دهنده شغل مشخص مي شوند و درباره احساس فرد نسبت به آنها پرسش مي شود . همانند عوامل چون ماهيت كار ، سرپرستي ، حقوق كنوني ، فرصت رشد و روابط با همكاران كدام روش بهتر است ؟ تحقيقات نشان داده كه روش ساده بهتر است روش پيچيده است .

عوامل تعيين كننده رضايت شغلي ؟ از ديدگاه رابنيز نكته وابستگي و متقليت رضايت

اگر رضايت شغلي را به عنوان يا متغير وابسته در نظر بگيريم در اين صورت در پي آن هستيم كه چه عوامل براي كار تعيين كننده رضايت شغلي هستند ؟

كارهاي كه هماورد طلب هستند . يعني اينكه افراد در پي مشاغل و پست هايي مي باشند كه از كنايه ها و مهارت هاي خود استفاده كرده و آنها را به نمايش بگذارند . در پي كاري هستند كه هماورد طلبي انديشه اي يا چالشگري فكري داشته باشند .

و كارهايي كه هماورد طلب نباشند باعث كسالت افراد مي شود . البته بايد چالشگري فكري ميزاني داشته باشد كه نه باعث مستاصد شدن و سرخوردگي افراد گردد نه باعث كسالت آنها بلكه افراد را به سمت نشاط و رضايت شغلي سوق دهد .

يكساني حقوق و برابري : افراد دوست دارند كه سيستم پرداخت و سياست ارتقاء عادلانه ، و بدو ) ابهام باشد . اگر ميزان حقوق و مزايا عادلانه باشد رضايت شغلي به همراه دارد كه توصيه اين طلبق اصل برابري است .

شرايط مناسب كاري : از نظر راحتي شخصي و داشتن تشكيلات و تسهيلات مناسب براي كارهايي كه انجام مي دهد محيط كار نقش و اهميت زيادي دارد . مقدار نور ، سرو صدا و سايه عوامل محيطي نبايد به حد كم يا زياد باشد .

همكاران مساعد : ره آورد فرد از كاري كه انجام مي دهد چيزي بيش از مقدار پول يا ساير دستاوردهاي ملموس است كه بدست مي آورد . از نظر بيشتر كاركنان محيط كار بايد نيازهاي اجتماعي فرد را تامين كند بنابراين هيچ جاي شگفتي نيست كه داشتن همكاران صميمي و يكدل موجب افزايش رضايت شغلي مي كرد .

تناسب شغلي با فرد : نظريه هالند در مورد تناسب فرد با شغل كه موجب افزايش رضايت شغلي مي گردد . اگر شخصيت افراد و نوع شغل آنها با هم متناسب باشد رضايت شغلي به بالاترين مي رسد و در نتيجه جا به جايي كاركنان به پايين ترين ميزان خواهد رسيد .

آقاي مورهد / گريختن علل و پيامدهاي رضايت را در سازمان به 3 دسته اصلي تقسيم بندي كرده اند ؟

عوامل سازماني /  پرداختها  / فرصتهاي رشد  /  نوع كار   /  سياست                               شرايط كار

آنچه بيشترين تاثير را بر طرز تلقي كاركنان دارد عوامل شخصي مي باشند . اثرات رضايت شغلي بر عملكرد كاركنان    ( بازدهي ، غيبت و جا به جايي )

يعني ارتباط رضايت شغلي با بهره وري زماني كه كاري هم اثر بخش باشد هم كارآ به بهره وري رسيده است .

از دو دهه 1950 و 60 بررسي هاي زيادي صورت گرفت كه اين بررسي ها در سالهاي دهه 1990 به نتايج مثبتي دست پيدا كرد . و نخستين ديدگاهي كه در رابطه بين رضايت شغلي و عملكرد به وجود آمد در اين جمله خلاصه گرديد كه ( بازدهي كارگر ، كارمند شاد و سرو حال زياد است ) بررسي تحقيقات نشان داد كه رابطه ي بين رضايت شغلي و بازدهي ( به صورت پايدار ) مثبت و همبستگي 14 درصد است .

البته به شرطي كه رفتار فرد توسط عوامل خارجي كنترل و محدود نشود اين رابطه قوي تر خواهد بود .

مثلاً بازدهي كسي كه با يك دستگاه بسيار سريع خودكار ، كار مي كند بيشتر وابسته به سرعت ماشين است و نه به ميزان رضايت وي . بنابراين ، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه در رابطه بين رضايت شغلي و بازدهي بيشتر به افرادي بستگي داشته باشد كه در پست هاي تخصصي ، سرپرستي و مديريت به كار مشغولند

استاد دكتر سيد علي اكبر در كتاب خود به اين موضوع اشاره مي كند كه رضايت شغلي را هم مي توانيم به عنوان متغير وابسته در نظر بگيريم و هم بعنوان عامل مستقل عامل وابسته افزايش درآمد منجر به افزايش رضايت مي شود .

 

عامل مستقل : افزايش رضايت شغلي منجر به كاهش گردش شغلي مي گردد .

رضايت شغلي و غيبت بين رضايت شغلي و غيبت كاركنان يك رابطه ي معكوس وجود دارد ماهمبستگي آنها زياد نيست . كه در حدود 40% در نظر گرفته شده رضايت شغلي و جا به جايي كاركنان : بين رضايت شغلي و جا به جايي كاركنان نيز رابطه ي معكوس وجود دارد و همبستگي بين آنها از همبستگي بين رضايت و غيبت كمتر است . و عوامل ديگري مثل شرايط بازار نيروي كار ، انتظارات افراد از فرصتها و مشاغل طول زمان يا سابقه ي افراد سازمان نقش مهمي در ميزان اين همبستگي ايفا مي كنند .

 بايد يادآور شويم رضايت و مقبوليت شغلي زماني حاصل مي‌شود كه:

 ×  دوره آموزشي بتواند خودباوري و اعتماد به نفس را در كارمند تقويت كرده و امكان دستيابي به اين خصلت‌ها را فراهم نمايد.

×  توانايي فرد براي يادگيري مهارت‌هاي شغلي افزايش يافته و ترس ايشان از انجام وظايف كاهش يابد.

×  زمينه رشد كارمند در آينده فراهم گردد.

×  مهارت‌هاي گفتاري، شنيداري و رفتاري آنان در مواجه با امور تقويت گردد.

×  نيازهاي شخصي فراگيران را تأمين كند.

 تعريف ارزيابي عملكرد

ارزيابي عملكرد فرآيندي است كه در آن كارايي و اثر بخشي مدير در استفاده از منابع و امكانات تعيين مي گردد. به عبارت ديگر تعيين ميزان استفاده بهينه مديريت از منابع و امكانات با توجه به شاخص هاي معين را ارزيابي عملكرد نامند.براي ارزيابي عملكرد به طور كلي سه نوع متغير مدنظر قرار مي گيرند ، كه عبارتند از :

 متغير هاي علي :

متغيرهايي هستند كه بيانگر وضعيت ساختاري و تشكيلاتي سازمان هستند عمده اين متغيرها عبارتند از : بهبود ساختار رسمي سازمان ، شيوه سازماندهي ، سبك رهبري ، نوع تصميم گيري ، قوانين و مقررات .

 متغيرهاي ميانجي:

متغيرهايي هستند كه بر سطح بازده و كارآيي سازمان مؤثرند . اين متغيرها به طور عمده عبارتند از وضعيت نيروي انساني ، رضايت شغلي ، سطح روحيه پرسنل .

 انگيزش فضاي سازماني و بهره ‌وري

 براي افزايش بهره‌وري در سازمان نياز به تأمين شرايط متعددي داريم كه مكهمترين آن عامل انساني است . نيروي انساني انگيخته شده براي انجام وظايف خود ،‌مهمترين عامل بهره‌وري است و انگيزش كاركنان نيز با افزايش سطح روحيه و رضايت شغلي كاركنان ، فراهم مي‌گردد .اما براي افزايش روحيه و رضايت شغلي كاركنان ، لازم است به ارضاي نيازهاي آنان در محيط كار توجه كنيم و تنها مديراني مي‌توانند موجبات ارضاي نيازهاي مراتب بالاي كاركنان تحت نظارت خود را فراهم سازند كه فضاي رواني مناسب را در درون سازمان بوجود آورده باشند .

   منابع

http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-166/article-166/10.asp

http://www.sharghnewspaper.com/830117/societ.htm

http://shahtoot127.blogfa.com/cat-18.aspx

http://www.mfatr.com/default.aspx?MaghalatAmoozesh.htm